|
|
|
« March 2007 |
Main
| May 2007 »
April 30, 2007
تقسیم یک زیبایی. قطعه ای از «تمنا» ی استاد مشکاتیان
در تاريخ 24 آوريل 2007، دادگاه انقلاب در تهران حکم سه سال زندان، شامل دوسال و نيم حبس تعليقي و شش ماه زندان تعزيري براي پروين اردلان و نوشين احمدي خراساني، دو چهره شناخته شده جنبش فمينيستي در ايران صادرکرد. دليل صدور اين احکام " تباني و اجتماع جهت برهم زدن امنيت کشور" عنوان شده است ... ما امضا کنندگان ذيل، همهي نيروهاي آزاديخواه، مدافعين حقوق بشر و مدافع آزادي زنان را به اعتراض به اين احکام و دستگيريها فرا مي خوانيم. لینک امضای اطلاعیه اعتراضی. نوشته شده توسط پویا در 09:08 PM April 28, 2007آنچه که طبیعی جلوه می کند- باز هم درباره ی برداشت های جنسیتی ما
این یادداشت در رابطه با نوشتهی قبلی است. یکی از نمونههای آشکار موضوع قضاوت زنان در کشور خود ماست که همهی زنان بخاطر زن بودنشان و خصوصیات روحی که به آنها نسبت میدهیم، حتی اگر بهترین تحصیلات حقوقی را هم داشته باشند از شغل قضاوت محروماند. نمونهی دیگر، این جملههای کلی است که معلوم نیست بر چه مبنای علمی و انسانشناختی قرار دارد :" مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت. آن چیزی که زن را از پا در میآورد و اسیر میکند این است که نغمه محبت و صفا و وفا و عشق از دهان مردی بشنود.خوش باوری زن در همین جاست. زن مادامی که دوشیزه است و هنوز صابون مردان به جامهاش نخورده است، زمزمههای محبت مردان را به سهولتباور میکند". (از آیتالله مطهری). در مورد خصلتهای روحی هم مطالعات انسانشناسی نشان دادهاند که اینها تا حدود بسیار زیادی، هم از ساختارهای اجتماعی نشات میگیرند و هم روی آن ساختارها تاثیر میگذارند و تقویتشان میکنند. یکی از نمونههای کلاسیک، مطالعهی مارگارت مید انسانشناس آمریکایی روی اجتماع چامبری (Chambri)، یکی از جزایر گینه نو است. طبق نوشتهی مید، زنان چامبری از نظر خصوصیات رفتاری شبیه آن چیزی هستند که ما در جامعهی خودمان رفتار و خصلتهای مردانه میدانیم. "مردها عموما مهربان، گوشهگیر و هنرمند هستند در حالی که زنان سرخوش و فعالند و ابتکار را در زندگی جنسی در دست دارند". به نظر من بهر حال مشکل، در ساختن کاتگوریهای مشخص و غیرقابل تغییر و از پیش تعیین شده برای انسانهاست. و بعد هم طبیعتا قرار دادن افراد مختلف در این کاتگوریها (مثلا کاتگوریهای جنسیتی) بدون در نظر گرفتن شخصیت و توانایی انسانی آنها. مثلا در یک ازدواج شرعی، تعیین محل زندگی خانواده یا اجازهی مرد است. صرف نظر از این که توانایی و تشخیص «این مرد» از همسرش بیشتر است یا نه. چنین تصمیمی بخاطر مرد بودن به او واگذار شده. بعضی بدنبال جستجو برای پیدا کردن دلیلی عقلی هستند که در گذشته وجود داشته. مثلا این که مردان دید اجتماعی باز تری نسبت زنان داشتهاند. سوال اینجاست که چه چیزی باعث آن دید بازتر اجتماعی شده است؟ مرد بودن یا آن ساختارهای خانواده و اجتماع که زن را از اجتماع و مسائل مربوط به آن دور نگاه میداشته است؟ و از آن مهمتر اینکه، چرا حالا که ساختارهای اجتماعی اجازهی رشد بیشتر زنان را داده (نسبت به گذشتههای دور) چرا باید این قوانین بر جا باشند؟ اگر واقعا این قوانین بر پایهی سست ذاتباوری بنا نشدهاند. یکی از هدفهای مهم جنبش زنان و در واقع مهمترین آنها، خواست برداشتن تبعیض در امکانات و مزایای اجتماعی و دست پیدا کردن به حقوق برابر است. با امکانات برابر میتوانیم از شایستگیها صحبت کنیم وگرنه به نظر من حرف زدن از شایستگی یک تناقض است. نوشته شده توسط پویا در 04:14 PM April 22, 2007ذاتباوری در برداشتهای ما از جنسیت
یکبار دیگر من و نوشتهای بلند: نگاه ذاتباور، برای نشان دادن درستی حکمهایش معمولا به مثالهایی متوسل میشود که از قبل و تا همین حالا در اجتماع وجود دارند و عمل میکنند. مثلا اینکه "همیشه زنان بهتر از مردان خانهداری و بچهداری کردهاند و مردان اصلا از عهدهی این کارها بر نمیآیند" یا "اگر به انتخاب خود دختران بگذارید اکثریت مطلق آنها رشتههایی را برای تحصیل انتخاب میکنند که با "سرشت" و "ذات" آنها سر و کار دارد". آمار هم در بسیاری از کشورها همین را نشان میدهد. آنچه که نگاه ذاتباور به آن توجهی ندارد این است که آیا نقشی که در طول تاریخ برای زنان جا افتاده است و موجب پیدا شدن انتظارها و برداشتها شده، چه تاثیری روی این گرایش دختران برای رشتههای تحصیلی داشته است؟ این نگاه ذاتباور به خاطر عمومیت دادن مطلب، مجبور میشود مواردی را که از زیر حکمهای کلی آن بیرون آمدهاند، بعنوان موارد استثنایی و غیر طبیعی معرفی کند. مثلا زنی که رشتهی تحصیلی فنی را انتخاب کرده "چیزی" از زنانگی کم دارد. بخصوص که نقش او در آینده هم نقشی جدا از آن نقش کلی "همهی زنان" خواهد بود. پایهی نگاه ذاتباور تحقیق علمی و مطالعات میدانی روی گروههای اجتماعی نیست و منبع آن بیشتر همین مشاهدات روزمره است و روی اینها تکیه میکند. مثلا "زنان ذاتا در رانندگی محافظهکار هستند". این شاید چیزی باشد که ما در طول روز مشاهده میکنیم ولی آیا این بخاطر "زنانه" بودن است یا پرورش محافظهکارانهی دختران که خودداری یکی از ویژگیهای آن است؟ برعکس عمومیت دادن هم حتی در این موضوع کوچک روزانه نوعی خصلت زنانه و مردانه قائل است. همین عمومیت دادن است که مثلا به مردی که ممکن است با احتیاط و محافظهکارانه رانندگی کند میگویند "مثل زنها رانندگی میکند". در مقابل نگاه ذاتباور، نگاه ساختارگرایانه (constructivist) قرار دارد که بجای اینکه بدنبال "ذات"های تغییر ناپذبر در زنان و مردان باشد، بدنبال آن ساختارهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و تاریخی است که جنسیتها و خصلتها و رفتارها و نقش آنها شکل گرفتهاند. نگاه ساختار گرایانه در سه مورد عمده با نگاه ذاتباور تفاوت دارد: سوم- در حالیکه نگاه ذاتباور، هویتهای مردگانه و زنانه را ساده میکند و آنها را کاملا از هم جدا میداند، نگاه ساختارگرایانه از «هویتها» صحبت میکند و میان آنچه مردانه و زنانه میگوییم دیوار چین نمیکشد. طبق همین نگاه ساختارگرایانه است که مثلا در بعضی کشورها برای مردان خشونتگر و یا کلا مردان و پسران جوان در مدرسهها و دانشگاهها کارگاههای آموزشی ترتیب میدهند تا روی برداشت هویتی که آنها از خودشان دربارهی مردانگی و قدرت و خشونت و سلطه روی زنان دارند کار کنند. در آخر هم میخواستم دو نکته را گفته باشم: دوم هم اینکه نگاه ذاتباورانه فقط مخصوص جنسیت نیست و شامل موضوعات دیگر اجتماعی مانند قومیتها، ملتها، فرهنگها و نژادها هم میشود. فرهنگهایی که "ذاتا" عقب افتاده و وحشی تلقی میشوند. قومهایی که "ذاتا" خشن تلقی میشوند و مانند آنها. ذاتباوری گرایش زیادی به قالبسازی دارد تا بتواند با عمومیت دادن، افراد را در قالبهای مختلفی دستهبندی کند. دوستان امیدوارم که از خواندن این متن بلند خسته نشده باشید. بهر حال این نوشتهها را هم باید تحمل کرد، فکر میکنم به زحمتش میارزد. نوشته شده توسط پویا در 04:07 PM April 20, 2007جنبش زنان در رابطه با اتهامات مینویسد
گفته بودم که دربارهی «ماهیت باوری» مینویسم. فرصت خیلی کمی برای نوشتن دارم و ترجیح دادم دربارهی موضوع مهمی بنویسم. وعدهی من بماند برای یکشنبه. تا اینکه چند روز پیش وزیر اطلاعات رسما جنبشهای مدنی و بخصوص جنبش زنان را بعنوان "براندازی نرم" معرفی کرد. از همان روزهای زندان ِ فعالان، در همین وبلاگستان ما یادداشتهایی نوشتند و همان اتهامات را با کلمات و لحن دیگری- حتی به ظاهر دلسوزانه- تکرار کردند که جنبش زنان از منابع خارجی تغذیه میشود. دوستان مرکز فرهنگی زنان که مبتکر کمپین 1 میلیون امضا هم هستند یادداشتی در این مورد نوشتهاند با سند و اطلاعاتی که لازم است. در همان یادداشت هم گفتهاند که این مطالب و سندها از مدتها پیش در اختیار "آقایان" بوده است و کسی بدنبال پنهان کردن چیزی نبوده است. باز هم باید هوشیار بود، هم در برابر گفتهها و پرونده سازیهای آقایان و هم در برابر مطرح کردن این اتهامات با زبان و روش رایج در وبلاگستان. نوشته شده توسط پویا در 08:14 PM April 16, 2007فرصتی آرام تر برای خواندن نظر کسروی درباره ی برابری جنسیتی
این نوشتهام را سوم مارچ یعنی حدود یک ماه و نیم پیش، درست روز دستگیری 33 نفر از فعالان جنبش زنان در اینجا گذاشتم. روزهای پس از آن طبیعتا به این موضوع دستگیری و نگرانیها و حساسیت وبلاگستان و تلاشهای دوستان گذشت. پس از آن هم خیلی زود نوروز و روزهای تعطیل در ایران آمد. برای همین گفته بودم که در فرصتی کم هیجانتر این نوشته را دوباره در اینجا می گذارم که سر فرصت و با آرامش بخوانیم. موضوع نوشته، نگاهی کوتاه به دیدگاههای زنده یاد کسروی دربارهی زنان است. نظرم هم بیشتر روی این است که در یادداشت بعدی کمی دربارهی دیدگاه «ماهیت باور» نسبت به زنان [و مردان] بنویسم. موضوع وضعیت زنان اما بیشتر در همان چارچوب سنتی ِ "طبیعت زن" و "وظایف زن" درک میشد. من در اینجا بخصوص میخواهم به نظریات زندهیاد کسروی اشارهای داشته باشم. کسروی که از نظر کار روشنفکری و بحث نوسازی و تجدد دنبالهی تلاشهای کسانی را مانند میرزا آقاخان کرمانی پی گرفته بود، تلاش زیادی را برای گسترش خردگرایی و نقد اندیشهی سنتی انجام داد که بالاخره در اوایل دههی بیست جان خودش را هم بر سر همین روشنگری گداشت. با این حال دیدگاه کسروی در مورد زنان نشان میدهد که دیدگاه پدرسالارانه و سنتی در این مورد، چقدر در اندیشهی رادیکالترین روشنفکران هم سختجانی کرده است. با اینکه نظرات کسروی در مورد مسئلهی زنان در طول زندگیاش تغییر کرده اما نگاهی به کتاب "خواهران و دختران ما" که در سال 1323 یعنی یک سال پیش از کشته شدن او بدست افراطیون مذهبی، منتشر شده نشان میدهد که او هنوز در چارچوب برداشت سنتی باقی مانده بوده است. به نظر من مرکز دیدگاه کسروی در مورد زنان، این است که زنان دارای طبیعت ِ (از نظر بدنی و فکری و روحی) از پیش تعیین شدهای هستند و بنابراین کارها و وظایف آنها در هنگام "خلقت" آنها مشخص شده است. اما آن کارهای دیگر (مسئولیتها و مشاغل مدیریتی و اجتماعی) را زنان بر اساس "طبیعت"شان و به دو دلیل نمیتوانند انجام بدهند: این طور نیست که کسروی بخواهد زنان را از تحصیل و کسب تخصص محروم کند. اما به نظر او تحصیل و کسب دانش برای دختران در درجهی اول بخاطر بیشتر شدن شناخت و باز شدن دید آنها نسبت به زندگی است که نهایتا باعث میشود که همان کارهای "طبیعی" شان یعنی ادارهی خانه و بچهداری را بهتر انجام بدهند. این همان دلیلی است که در روزنامههای مشروطهخواه حدود 40 - 30 سالی پیش از کسروی هم آورده میشد. که دختران باید به مدرسه بروند و علم یاد بگیرند تا در آینده "همسران و مادران" بهتری باشند. میتوان تصور کرد که بعضی از روزنامهها و نویسندههای دورهی مشروطه از این راه وارد میشدند تا بتوانند مخالفتها را با تحصیل زنان کمتر کنند. با این حال افکار کسروی سالها بعد نشان میدهد که حتما بسیاری هم، فایدهای بیشتر از آن برای تحصیل زنان قائل نبودند. در مورد وضعیت زنان، کسروی از حق طلاق یا به اصطلاح خود او "بیزاری"، برای زنان دفاع میکند و معتقد است که زن، حقی برابر با مرد در مورد درخواست طلاق دارد. من تصمیم گرفتم که مخصوصا دیدگاههای زندهیاد کسروی را در مورد زنان به صورت کوتاه مطرح کنم تا نشان داده باشم که برداشتهای سنتی از موقعیت زنان در اجتماع و نقش آنها، چقدر سختجانی میکنند، حتی در میان فعالترین منتقدان سنت. نوشته شده توسط پویا در 05:10 PM April 12, 2007نگاهی تازه در سینمای ما؟
ترجمهی مقالهای که در پست قبلی نوشته بودم به همت دوستان در ایران امروز و سایت میدان منتشر شده است. موضوع مقاله شرکت مردان در جنبش برابری طلبی زنان است. اما در مورد "نگاه تازه"، اینکه اتفاقا من نگاهی کهنه و فرسوده را در فیلم دهنمکی دیدم. نگاهی که هنوز به جنگ بعنوان نستالژی ارزشها نگاه میکند و حسرت آن روزها را دارد. نمیخواهم تاریخ جنگ و سالهای بعد از آن را اینجا بنویسم. همین نگاه بود که در دوران اصلاحات به بهانهی از دست رفتن و کمرنگ شدن ارزشها با زنجیر و چماق به تجمعهای دانشجویان حمله میکرد و آنها را از رختخواب بیرون میکشید و "یا حسین" گویان از پنجرهی ساختمان پرتشان میکرد. با امکان کار و تحصیل و درآمد و فراهم کردن امکانات زندگی برای جوانها، با احترام به شخصیت انسانی آنها که بهتر میشود با فساد و رشوه و فحشا مبارزه کرد. چرا به جای اینکه بدنبال تقسیم عادلانه تر امکانات در جامعه برای جوانها باشیم، میخواهیم به ضرب مین و خمپاره و چفیه و عقاید و آئین خودمان برای آنها ارزش و ضد ارزش و خودی و غیر خودی تعریف کنیم؟ نوشته شده توسط پویا در 06:12 PM April 07, 2007شرکت مردان در جنبش برابری جنسیتی- مشکل یا ضرورت؟ به بهانه ی یک ترجمه
جین رودی مینویسد: "در جامعه ای که قوانین و کدهای خشک و ثابتی برای رفتار قابل قبول اجتماعی ِ مرد و زن تعریف شده است، هم مردان و هم زنان از نتایج چنین قوانین و کدهایی رنج می برند". قبلا هم نوشته بودم که نابرابریهای جنسیتی یک مسئلهی چند بُعدی است که در خیلی از موارد پوشیده عمل میکند و با خیلی از باورهای مذهبی یا عادتهای فرهنگی توجیه میشود. شکلهای دیگر نابرابری مثل نابرابری طبقاتی یا سیاسی بسیار آشکارتر عمل میکنند و کمتر مورد اختلاف و مقاومت اجتماعی هستند. تقریبا در همهی کشورها، دولتها برای اینکه تبعیضهای طبقاتی و نابرابریهای اقتصادی به حد انفجار نرسند و روند تولید ادامه پیدا کند، قوانین دستمزد و مالیات یا رفاه و بیمه و مثل اینها را اجرا می کنند. نابرابریهای اقتصادی و تبعیضهای طبقاتی و سیاسی مورد انتقاد اکثریت افراد جامعه هستند. دیگر کمتر کسی باور دارد که محرومان جامعه بخاطر ماهیت و شخصیت خودشان مورد تبعیض قرار میگیرند یا اینکه این تبعیضها به نفع خود آنهاست. اینها که بصورت کوتاه نوشتم نشان میدهد که در مبارزه برای رفع تبعیضها نمیتوانیم از کار روی مردان (بعنوان بخشی از مشکل) خودداری کنیم. مردان جامعه نقش اساسی در تقویت نابرابریها دارند و وارد کردن آنها در مبارزه با این تبعیضها، کمک بزرگی به پیشرفت جنبش حقوق زنان میکند. البته به یاد داشته باشیم که نقش تبعیضآمیز ساختارهای اجتماعی در بیشتر مواقع جدا از خواست و نیتهای مردان هم عمل میکنند. مثلا در جامعهای که زنان حق رای ندارند، این دیگر ربطی ندارد که تک تک مردان با این موافقند یا نه. در اینجا دیگر باید ساختار قانونی را عوض کرد. بسیاری از مردان هستند که نمیخواهند تبعیضهای جنسیتی را بپذیرند و تلاش برای یک جامعهی بهتر را بدون از میان رفتن این تبعیضها، عملی نمیدانند. طبیعی است که اینکه مردان چگونه میتوانند در این جنبش شرکت فعال داشته باشند جای فکر و بحث دارد. این، بستگی مستقیم به نوع فعالیت و شرایط مکان و زمان دارد. شخصا همیشه فکر کردهام که بخش اصلی و تعیین کنندهی مدیریت جنبش برابری جنسیتی باید با خود زنان باشد. به نظر من این، هم از نظر فرصتهای مدیریتی و اجرایی برای زنان ضرورت دارد، هم از نظر هوشیاری و کشف شکلهای مختلف تبعیض و واکنش به آنها و هم از نظر عملی و ارتباطی با تودهی زنان اجتماع. اما در خیلی جاها هم هست که مردان فعال در جنبش میتوانند ابتکاراتی را مثلا برای کار روی مردان پیشنهاد کنند. از طرف دیگر کارهای فکری و اجرایی بسیاری هم هست که شرکت مردان آگاه که حاضرند قبول مسئولیت کنند، به پیشرفت کار یاری میرساند. از این مسائل کلیتر اجتماعی و ساختاری که بگذریم در جاهایی هم هست که مردان بصورت شخصی مستقیما درگیر هستند و کار کردن مستقیم روی آنها و برداشتها و رفتار آنها تقریبا تعیین کننده است. مثلا در موضوع خشونت خانوادگی، درگیر کردن مردان برای قبول مسئولیت خیلی مهم است. اگر در کشور ما NGO های مدنی و زنان اجازه فعالیت آزاد و مداوم داشتند اینها میتوانستند با همکاری خود مردان، کارگاههای آموزشی برای مردان ترتیب بدهند یا در مدارس پسرانه کلاس و نمایش بگذارند و موضوع خشونت خانوادگی را از پشت درهای بستهی خانهها رو بیاورند و به بحث بگذارند، یا خیلی از کارهای دیگر مثل آموزش مردان در مورد تبعیضهای جا افتادهی جنسیتی در جامعه و ضرورت حساسیت روی آنها. نوشته شده توسط پویا در 08:59 PM April 06, 2007نگاهی کوتاه به چند خبر: شیرین عبادی و وضعیت فعالان زن + جای آن زن ملوان در خانه است
پی نوشت ![]() اعتراض بیش از هزار تن از فعالان جنبش های اجتماعی و شخصیت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به بازداشت غیرقانونی دو تن از فعالان جنبش زنان. ---------- این خبر را در سایت پیک نت دیدم و فکر کردم متن کامل آن را در اینجا بگذارم چون این سایت در ایران فیلتر است. درباره دستگیری و فشار بر فعالان جنبش زنان: " خانم عبادي در پایان همین مراجعه به دادگاه انقلاب، در یک مصاحبه که "کانون زنان ایرانی" آن را منتشر کرد گفت: تكرار بازداشت زنان حاكي از آن است كه به خواست واقعي زنان يعني رفع تبعيض بي توجهي مي شود؛ چون براي خواست هاي بر حق زنان ايراني جواب منطقي اي وجود ندارد ؛آنها را به جرم امنيتي متهم مي كنند. حال آنكه اگر زني تقاضا كند كه يك انسان كامل به حساب آيد و نه نيمي از يك انسان ،آيا اقدام عليه امنيت ملي است؟ موكلين من بي گناهند.بازداشت آنها از روز اول بر خلاف قانون و غير عادلانه بوده و هر چه زودتر بايد آزاد شوند وگرنه اقدامات بين المللي خواهم كرد. - منظورتان از اقدامات ين المللي چيست؟ - شما فقط بنويسيد كه از طريق بين المللي اقدام خواهم كرد.همين كافی است". ---------- اگر مجلس شورا در کشور ما به جای اینکه منتخب غیب باشد، منتخب مردم بود و دغدغه منافع ملی را داشت بسیار طبیعی بود که رسما و علنی از قوه مجریه و مسئولان دستگیری ملوانان انگلیسی سوال کند که دلیل این دستگیری دقیقا چه بود؟ چرا و با چه شرایطی اینها آزاد شدند؟ آیا در این باره دروغی به مردم گفته شده است؟ مثل جریان نامه ی عذرخواهی انگلستان که گویا در در کشور ما فقط یک نفر و آنهم آقای ولایتی مشاور رهبر آن را دیده است. و از همه مهم تر این گرفتن و آزاد کردن آنهم با با نمایش کت و شلوار نو و کیسه ی هدیه در فرودگاه، این بحران 12 روزه چه دستآوردی برای کشور داشت؟ مسلما حالا که این ملوان ها آزاد شدند تازه باید منتظر فشارهای بین المللی بود. در جریان سخنرانی برای آزادی این ملوانان نکته جالبی هم بود که شاید شما هم متوجه شدید. منظورم کلیشه های جنسیتی "ماهیت" و "وظیفه اساسی" زنان است که رئیس جمهور می گوید آن ملوان زن به جای ماموریت رفتن، باید به کار خانه و خانواده اش می رسید. تمرکز روی زن بودن این ملوان و بعد هم دلسوزی و تعیین تکلیف پدرانه کردن برای او هم از آن تبلیغاتی بود که معلوم نیست هدف آن در داخل کشور بود یا در انگلستان. حالا که ما از گذاشتن تبعیض های قانونی و نهادینه برای زنان کشورمان فارغ شده ایم و نابرابری را رسمی کرده ایم نوبت به وضعیت کشورهای دیگر رسیده است. تبعیض و نابرابری هم جزو مقولات امر به معروف قرار می گیرد؟ نوشته شده توسط پویا در 10:53 AM April 03, 2007مرد و بچه داری؟
دوست گرامی سهیلا پیشنهاد ترجمهی مقالهای را دربارهی "نقش مردان در چالش برای برابری جنسیتی" داده است. طبیعتا قبول کردم. چرا که فکر میکنم حضور هر چه بیشتر مردان در جنبش برایری جنسیتی به تقویت این جنبش کمک میکند. بعد هم اینکه چگونگی این حضور و نقش مردان در چنین جنبشی، موضوع بحث، هم میان هم زنان و هم میان مردان است. همین روزها مشغول خواهم شد تا ببینیم محصول کار چه خواهد شد. وقتی که از ساختارهای اجتماعی در شکل دادن "وظایف" به نسبت ِ جنسیت، میگوییم، این نمونهای از آن است. بچهداری وظیفهی مادری فرض میشود چون ساختار اجتماعی چنین چیزی را فراهم کرده است. بعنوان مثال در قانون خانواده یا جزو حقوق کار مرد، چیزی به نام مرخصی برای بچهداری پیشبینی نشده است. چرا که چنین چیزی در فرهنگ سنتی جامعه قابل قبول نیست. یک ارتباط متقابل میان فرهنگ و ساختارهای اجتماعی. هم ساختارها فرهنگ سازی میکنند و هم به نوبهی خود با فرهنگ حاکم تقویت میشوند. به هرحال حرفهای ما سر میز ناهار به این کشید که تجربهی هر کدام از ما پدرها در دوران بچهداریامان چه بوده است. هیچکدام از ما هم آدمهای ایدهآل یا عجیب و غریب این اجتماع نیستیم. آدمهایی بسیار معمولی از همانها که در طول روز صدها نفر از آنها را میبینی. مهم این است که فرهنگی و ساختاری و از جمله برابری جنسیتی نهادینه باشد، حتی در مورد موضوعی که به نظر "وظیفهی اساسی زن" جلوه داده شده است. نوشته شده توسط پویا در 08:52 PM April 01, 2007رای دادن بدون سوال؟
روز دوازدهم فروردین 58 هنوز چند ماهی باقی مانده بود تا من بتوانم رای بدهم. مطمئنم که در جو و شرایط آن روز ِ جامعه من هم اگر اجازهی رای دادن داشتم، کارت "آری" را در صندوق میانداختم. چه نیازی به این هست که طور دیگری وانمود کنم؟ آنچه بعد از 12 فروردین 58 و آذر 58 که قانون اساسی تصویب شد گذشت، نشان داد که چارهی کار به پای صندوق رای رفتن با سرمستی و برافروختگی، نیست. باید به تعریفهای روشن و برنامههای مشخص رای داد. متاسفانه در کشور ما همیشه شرایط به آنجا میرسد- یا شرایط را به آنجا میرسانند- که پس از یک دورهی طولانی محدودیت، روزنهای هم که بدست میآید دیگر فقط فرصتی میماند تا نارضایتی انبار شده فوران کند. 2 خرداد و انتخاب خاتمی هم همینطور بود. دیگر فرصتی نبود تا کسی بپرسد که برنامه و راه برای اجرای آن وعدهها چیست. این همان سوالی بود که ما در 12 فروردین 58 هم نپرسیدیم. آن موقع شاید فرصت داشتیم اما تجربه نداشتیم. خودم را نمی گویم، خودمان را میگویم. نوشته شده توسط پویا در 04:26 PM |
![]()
![]() صبحانه
|