|
|
|
« August 2005 |
Main
| October 2005 »
September 27, 2005
دایانا
مطلب ترجمه شده درباره ی قاچاق و بردگی زنان به همت دوستان سایت زنان ایران منتشر شد. گزارشی که درزیر می خوانید به تازگی سرفصل های خبری نیست. مدت کوتاهی از انتشار آن گذشته است. اما موضوع گزارش همچنان تازه است و ادامه دار. دایانا از صندلی عقب اتوموبیل با صدایی آهسته می پرسد: نوشته شده توسط پویا در 12:56 PM September 25, 2005قدم به قدم بسوی بحران
دیروز مشغول ترجمه مطلبی درباره ی قاچاق دختران و زنان و به بردگی کشاندن آنها برای سایت زنان ایران بودم. این ترجمه بزودی در سایت منتشر خواهد شد و من در اینجا هم خواهم نوشت. همزمان و با نگرانی طرح گام به گام کشیدن ایران به یک بحران جهانی را هم در اخبار دنبال می کنم. این قطعنامه ی آخر، هم اعلام یک بی اعتمادی و نگرانی از سیاست های اتمی آقایان است و هم راه را بیشتر و بیشتر برای کشاندن این پرونده به سازمان ملل هموار می کند. حتی هندوستان هم که آقایان تا چند روز پیش متحد خودشان می دانستند به این قطعنامه رای مثبت داده است. هندوستان از کشورهای بسیار بانفوذ در میان کشورهای غیر متعهد است و این رای نشانه ی خوبی برای بازی های سیاسی آقایان نیست. در بعضی سایت ها آمده است که هندوستان رای ممتنع داده است ولی رای این کشور به قطعنامه مثبت بوده است. گویا «منافع ملی» که باید کلید و اساس هر سیاست خارجی باشد برای حاکمان ما معنایی ندارد. حالا هم شعارهایی مثل خارج شدن از پیمان منع تولید سلاح های هسته ای را سر داده اند و می خواهند طرح این را هم در مجلس مطرح کنند. در خبرها بود که ایران از نظر تعداد معتاد به نسبت جمعیت در دنیا مقام اول را دارد. تقریبا از هر 5 نقر بزرگسال ایرانی یک نفر معتاد به مواد مخدر است. این هم ادعای دیگران نیست. این را مدیر مرکز مطالعات اعتیاد در ایران می گوید. روزنامه واشنگتن پست می نویسد که مقدار زیادی از کمک های دارویی به زلزله زدگان بم داروی «متادون» که برای درمان معتادان بکار می رود بوده است، چون حدود 20 درصد مردم بم معتاد بوده اند. این آمار قاعدتا باید بتواند مایه سرافکندگی برای حکومتی باشد که طاق نصرت برپا می کند و چراغانی می کند و با فراغ بال شعار تکنولوژی اتمی می دهد و در گوشه و کنار کشور نیروگاه اتمی برپا می کند و حتی رئیس جمهورش در آخرین پاراگراف نطق دومش در سازمان ملل وعده ظهور امام زمان به جهانیان می دهد. وقتی هم که خبرنگار آمریکایی از رئیس جمهور درباره ی وعده هایش به محرومان جامعه می پرسد، پاسخ اینست که «آنها وعده های کلی» بود و شعارهای اننخاباتی. فعلا الویت با تکنولوژی اتمی است. واقعیت اینست که در کشور ما «مصالح نظام» کاملا مقدم بر «منافع ملی» است و هیچ چیزخطرناک تر از این برای یک کشور نیست. نوشته شده توسط پویا در 01:44 PM September 23, 2005گزارشگران بدون مرز روشهای دور زدن فیلتر را آموزش می دهند
پست امشب را با این موضوع شروع می کنم که سازمان گزارشگران بدون مرز دو دستورالعمل درباره ی روشهای عبور از فیلتر و وبلاگ نویسی منتشر کرده است. این متنها در فرمت Word است و با حجم زیاد که پیاده کردن آنها شاید برای دوستان مقیم ایران با سرعت کم اینترنت دشوار باشد. من این دو فایل را در دوصفحه ی معمولی html کپی کرده ام با حجم بسیار پایین که می توانید در این آدرس و این آدرس متن ها را بخوانید. اگر هم می خواهید که بصورت آف لاین بخوانید روی هر کدام از این صفحه ها دکمه ی راست ماوس را بزنید و گزینه ی Select All را انتخاب کنید و بعد در Word یا هر ادیتور خودتان باز هم دکمه ی راست ماوس را بزنید و گزینه ی Paste را انتخاب کنید. این پیشنهاد آخری طبیعتا برای دوستانی بود که با این روشها آشنایی ندارند. بزودی فایل ها را بصورت PDF هم در سایت می گذارم. نوشته شده توسط پویا در 07:10 PM September 21, 2005صدای شاعر
![]() چند شبی بود که خیال داشتم صدای زنده یاد نصرت رحمانی شاعر را که به لطف گیسو شاکری بر روی نت گذاشته شده، در اینجا بگذارم که به هر حال به امشب رسید. نصرت رحمانی از شعرای هم نسل اخوان و شاملو و سایه و کسرایی. شاعرانی که در سالهای جنبش ملی شدن نفت بصورت جدی به میدان آمدند و در سالهای شکست، در دهه ی سی و چهل به اوج رسیدند. گفتگویی با نصرت رحمانی را در اینجا بخوانید. من شعر پرسه های شبانگاهی را انتخاب کرده ام. با هم بشنویم: نوشته شده توسط پویا در 09:09 PM September 20, 2005جستجویی برای معنای واژه ی سفید
واژه ی «سفید» بر خلاف ظاهر ساده اش می تواند معناهای دیگری هم داشته باشد. پس آزار و اذیت فیزیکی که در طول تمام این سالها بوده وعده داده می شود که تبدیل به «روش سفید» خواهد شد. اما ما که نمی دانیم «روش سفید» چه معنایی دارد باید جستجویی کنیم شاید دیگران آن را تجربه کرده باشند و به ما بگویند : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران: « در ایران، روشنفکران، نویسندگان، فعالان (سیاسی) و زندانیان، واژه شکنجه سفید را در مورد سلولهای انفرادی بکار می برند. زیرا شرایط سلولهای انفرادی بگونه ای ترتیب داده شده است که آنها را تسلیم خواسته بازجویان میکنند تا فیلم های ویدئویی از اقرار و اعترافاترو امضاء زندانیان تهیه کنند و نیز بتوانند اطلاعات لازم را در مورد موسسات و انجمن های سیاسی بدست آورند. زندانیان در سلولهای انفرادی محبوس بوده و بسیاری از آنها در بازداشتگاههای نامعلوم که اغلب در زیر زمینی که بطور 24 ساعته با نور مصنوعی (لامپ) روشن بود، بسر می بردند. آنها از ارتباط برقرار کردن با دیگر زندانیان منع شده اند و از تماس با اعضاء خانواده خود و دسترسی به وکیل و امکانات نوشته شده توسط پویا در 08:42 PM September 19, 2005اعتراض به سانسور زنان در اینترنت
![]() دوستان و فعالان جنبش مدنی و زنان، برای اعتراض به سانسور زنان در اینترنت و آگاه کردن نشست بین المللی اطلاعات در ژنو از این محدودیت ها، دست به اعتراضی مدنی زده اند و از جمله پتیشن یا توماری برای امضا تهیه دیده اند که با کلیک روی لوگوی بالا می توان به صفحه ی تومار رفت و آنرا امضا کرد. توضیحات بیشتر را خود این دوستان در سایت هایی مثل تریبون فمینیستی یا زنان ایران قرار داده اند. به هر حال باید همیشه برای این فعالیت های مدنی و بخصوص برای فعالیت های اجتماعی زنان ارزش قائل شد و از آن پشتیبانی کرد. همین جرقه ها و فعالیت ها است که جنبش مدنی را زنده نگه می دارد. نوشته شده توسط پویا در 08:26 PM September 18, 2005آنها فقط وعده بود. وعده های کلی
مصاحبه کریستیان امانپور با احمدی نژاد بیشتر به موضوع اتمی پرداخته بود که طبیعی هم بود. حرفهای احمدی نژاد هم تازه نبود. اما دو سوال خبرنگار باهوش ایرانی تبار درباره ی وعده های انتخاباتی به "محرومان و مستضعفان و پابرهنه ها" بود. چون جوابهای احمدی نژاد به این دو سوال توجه مرا بیشتر جلب کرد، ترجمه ی آن را از سایت CNN در اینجا می آورم: « امانپور - می دانید که در کارزار انخاباتی ریاست جمهوری، شما درباره افزایش امکانات اقتصادی برای مردم محروم طبقه ی پایین و متوسط ایران، صحبت می کردید. شما درباره بهتر کردن شرایط زندگی گفتید. چگونه می خواهید این را انجام دهید در حالیکه اینقدر منزوی خواهید شد؟ (منظور خبرنگار در صورت تحریم شورای امنیت). این وعده های شما وابسته به این است که ایران در جامعه ی بین المللی جایگزین شده باشد. احمدی نژاد - ببینید، آنچه که من در جریان انتخابات ریاست جمهوری گفتم، کلی و عمومی بود. همه ی آنچه که ما درباره ی آن صحبت می کنیم در رابطه با حفظ منافع ملی ماست و آنچه که موضوع کلیدی در این منافع ملی است. ما باید این موضوعات کلیدی را در درجه اول اهمیت قرار دهیم. یکی از شعارهای انتخاباتی من این بود که ما دسترسی به چرخه سوخت اتمی داشته باشیم. امانپور - پس سوخت اتمی مهمتر از بهبود وضعیت اقتصادی کشور و ایجاد یک زندگی بهتر برای مردم است؟ منظورم اینست که آیا شما واقعا حاضر به یک رویارویی بین المللی روی این موضوع (سوخت اتمی ) هستید؟ احمدی نژاد - نه، ما نمی خواهیم با دنیا در جنگ باشیم. من توضیح دادم، آنها (که برای تحریم فشار می آورند) می خواهند خواسته های خودشان را به ما تحمیل کنند. من مطمئنم که ما به هر دو (رفاه اقتصادی و سوخت اتمی ) خواهیم رسید. من هیچ نگرانی از این بابت ندارم. ما خواهان صلح، ترقی و چرخه ی سوخت اتمی هستیم.» فکر می کنم فقط دیپلمات بی تجربه ای مثل احمدی نژاد بتواند اینطور اعتراف کند که وعده هایی که او و پشتیبانانش در جریان انتخابات می دادند فقط موضوعات "کلی و عمومی" بوده اند. امروز که پیروز شده ایم اولویت ها چیزهای دیگری هستند. این اولویت امروز برای حکومت جمهوری اسلامی زندگی و رفاه مردم نیست. البته این که چگونه معلوم نیست. چون اینقدر کلی و عمومی است. آنچه که بر عکس خیلی مشخص است همین برنامه ی اتمی است. یعنی همه چیز در سایه ی برنامه های اتمی آقایان قرار می گیرد. آن منافع ملی هم که احمدی نژاد از آن صحبت می کند به نظر بیشتر همان "مصالح نظام" می آید. چون مردم نفعی از این برنامه های اتمی با این فشارهای بین المللی نخواهند برد و معلوم نیست حتی همین نان اندک را هم اگر ایران مورد تحریم قرار بگیرد باید با چند برابر قیمت تهیه کنند. اما خوب شد که آقای احمدی نژاد گفت که آن وعده های با یقه ی چرکین و ماشین قراضه فقط کارکرد انتخاباتی داشته است. امروزه در دنیا کمتر کسی چنین اعترافی می کند. نوشته شده توسط پویا در 06:22 PM September 17, 2005تجربه ای تکرارنشدنی ...
وقتی نوشته ای را درباره ی تئاتر در وبلاگی یا سایتی می خوانی، هم احساسی نوستالژیک داری به خاطر آنچه سالها پیش خودت دیده ای و تجربه کرده ای و هم احساس بزرگتر حسرت. حسرت از اینکه اینجا جایی ست که دیگر امکان ندارد بتوانی به آن دسترسی پیدا کنی. نوشته شده توسط پویا در 10:59 AM September 15, 2005واژه ها ...
وقتی پیامی را که برای احمدی نژاد نوشته بودند و او در سازمان ملل ارائه کرد می خواندم به یاد موضوعی افتادم. گفتن اینکه "مهمترين چالش عصر ما فرسايش روحي انسانها به دليل دوري نظامها از حيات معنوي و يكتاپرستي است." در حالیکه مردم از پایین ترین سن نوجوانی در جامعه ی یکتاپرست و الهی آقای رئیس جمهور دچار بیماری ها و استرس های روانی هستند، جرات زیادی می خواهد. جامعه ای که دختران جوانش به 18 سالگی نرسیده - نه یکی و دو تا- به دلیل بی مهری و خشونت و ازدواج اجباری و تجاوز به مرز جنون و خودسوزی می رسند. فقط یک آمار تقریبی خودکشی در شهرستانهای ایران کافی ست تا ارزش این جملات اخلاقی آشکار شود. یا گشتی کوتاه در خیابانها و یا حتی در پای صحبت فامیلی از ایران آمده نشستن که اعتیاد و فحشا و صیغه چه می کند. جمهوری اسلامی سالهاست که به بهانه ی دفاع از حقوق مستضعفان در این جا و آنجای منطقه و بخصوص در موضوع فلسطین و اسرائیل و حالا هم در عراق دست به تحریک عوامل خودش می زند. نتیجه ی این دخالت ها هر چه بوده به نفع مردمی که ادعای طرفداری از آنها را دارند نبوده است. دیگر چگونه می شود از " گفتمان صلح و آرامش جهاني بر مبناي عدالت و معنويت از طريق گفتوگو، مهرورزي و احترام به انسانها" حرف زد؟ بد نیست پیام آقای احمدی نژاد را یکبار دیگر بخوانید. نوشته شده توسط پویا در 07:24 PM September 13, 2005انجمن های آنها و سرخوردگی و بهت ما ...
در دو پست قبلی درباره ی خاطرات مترجم و نویسنده ی برجسته «به آذین» نوشتم. او در خاطراتش همچنین به دوران ملی شدن صنعت نفت و جبهه ملی اشاره و انتقاد مهمی را مطرح می کند. مطرح نه فقط از نطر تاریخی، بیشتر منظورم این است که ما هم در همین سالهای اصلاحات به آن توجه نکردیم و تجربه ی تلخی را تکرار کردیم. به آذین از بی توجهی جبهه ی ملی و طرفداران دکتر مصدق به موضوع تشکل های مردمی اشاره می کند که درست بر خلاف آنچه که در انقلاب مشروطه گذشت عمل شد. در 28 مرداد مردم پراکنده در پیاده روها با بهت زدگی نظاره گر پیروزی کودتا بودند. در دوران مشروطه و مجلس اول، نیروی مردمی در برابر نیروی محافظه کاران دربار و روحانیون از سه راه اراده و خواستهای مردم را مطرح و دنبال می کرد. در سالهای اصلاحات دوران ما بارها مطرح شد که مردم و بخصوص زنان و جوانان و بطور کلی مردم از ایجاد سازمانهای مدنی مثل انجمن ها، تشکل های زنان و اتحایه های صنفی کارمندان و کارگران استقبال می کنند و فقط از راه این نهادها است که می توانند اراده و خواست خودشان را اعمال کنند. شکی نیست که نهادهای مدنی خودجوش بخصوص در سالهای اول اصلاحات رشد زیادی کرد اما به نظر من کارنامه ی اصلاح طلبان حکومتی برای پشتیبانی و ادامه ی فعالیت این تشکل ها کارنامه درخشانی نیست. پس از 8 سال، توده ی بی شکلی که در 2 خرداد 76 خاتمی را روی کار آورد در سال 84 با سرخوردگی یا در خانه نشست، یا با بهت زدگی به رفسنجانی رای داد و یا امید به یقه ی چرکین و پیکان قراضه ی احمدی نژاد بست. تا در بزنگاه تاریخی دیگر چه کارنامه ای داشته باشیم. * در مجلس اول مشروطه زنان حق رای نداشتند. ازمردان هم تنها آنان که دارای حداقل ثروت و ملکی بودند و مسلط به زبان فارسی بودند حق نمایندگی داشتند. اقلیت های مذهبی با محدودیت های جدی روبه رو بودند. برای عدم تحریک علما نمایندگی یهودیان را آیت الله بهبهانی و نمایندگی ارامنه را آیت الله طباطبایی به عهده گرفتند! نوشته شده توسط پویا در 08:18 PM September 11, 2005نگاهی به چند خبر ...
دوستان امشب هم یادداشت از روی ضرورت کمی طولانی است. البته قسمت کمی تئوریک تر را مخصوصا در آخر گذاشته ام که اگر دوستی وقت یا حوصله ی خواندن آن را ندارد لااقل موضوعات کلی تر را اول بخواند. یادتان هست که در یکی از پستهای قبلی درباره ی صحبت مدیرکل کار و امور اجتماعی ایلام نوشتم که درباره ی نقش اجتماعی زنان در جمهوری اسلامی گفته بود. در همان یادداشت هم آوردم که شاید نامناسب تربن شخص برای گفتن این موضوع شاید همین خود ایشان باشد. دیروز در خبرها بود که: " مديرعامل صندوق پس انداز زنان كشور گفت:براساس آمار موجود،استان لرستان در بين استانهاي كشور رتبه اول نرخ بيكاري زنان را دارد. فاطمه تهراني روز دوشنبه در همايش زنان توانمند بروجرد افزود: از مجموع ۵۰۰هزار زن فعال اين استان حدود ۸۰درصد بيكار و يا خانهدار هستند." باز هم می توان در این عدم تناسب شک کرد؟ دکتر پیمان در یک سخنرانی خودش به درستی موضوع پیوند دموکراسی و رسانه های آزاد را با جلوگیری از رانت خواری و عدالت اقتصادی مطرح کرده است. در همین سخنرانی دکتر پیمان اشاره ای به برداشتهای مارکس از موضوع نابرابری اجتماعی و مالکیت خصوصی در مشرق زمین داشت که دقیق نیست. دکتر پیمان می گوید: "اما براساس ديدگاه ماركس، نابرابري زماني به وجود آمد كه مالكيت خصوصي و به دنبال آن سلطه سياسي شكل گرفت و آزادي از بين رفت." و اشاره به این دارد که در ایران و مشرق زمین بطورکلی مالکیت خصوصی از نوع اروپایی وجود نداشته است. نوشته شده توسط پویا در 03:20 PM September 09, 2005انتخاب ...
"خود بودن ... «خود» کیست؟ سایه ای رنگارنگ، گردنده، گریزان ... سراسر زندگی من در جستجوی خود بوده ام. در هر کار و هر حالی در خود سرک کشیده ام، تماشاگر خود بوده ام. و هرگز نه «خود» را دیده ام ، نه «خود» را یافته ام." محمود اعتمادزاده - م.ا. به آذین- که او را بیشتر از روی ترجمه های برجسته اش «ژان کریستف» و «جان شیفته» می شناسند چکیده ی زندگی اش را در کتابی نه چندان پر حجم به قلم کشیده است. «از هر دری» را که می خوانی بیان صادقانه ی آن در هر صفحه اش پیداست. به آذین این کتاب را پس از چند سال زندان در جمهوری اسلامی سالهای 60، در اوایل دهه ی 70 انتشار داد، گرچه خاطرات مربوط به سالهای پیش از انقلاب است و در سالهای 50 نوشته شده است. نه قهرمان، نه شکست خورده ای پشیمان که پا بر همه چیز زده است. حتی آنجا که توانسته پس از کودتای 28 مرداد با کمک دوستی و بی نوشتن توبه نامه ای از زندان آزاد شود می نویسد: "این که کارم بدین پاکیزگی گذشت، براستی از یاری بخت بود. اگر مدت زندانم به درازا می کشید، نمی دانم - و از دانستنش به خود می لرزم - که در پایان تن به چه زبونی می دادم، و واکنش این ننگ در زندگیم چه می بود. بی شک من به نیرو و پایداری برتر از دیگران نیستم. اگر آنان درهم شکستند، من نیز می توانستم درهم بشکنم." بدون شک در زندگی همیشه امکان انتخاب هست. به آذین گفتگوی دوران جوانی خودش را با ا. ز. (در متن کتاب هم نامش به همین صورت آمده است) می آورد که باید مربوط به اوایل سالهای 1320 باشد. آنکه این را بیان می کند اصلا مهم نیست که ا. ز. باشد یا دیگری. من اسم را از روی امانتداری می نویسم. حدس این که چه کسی هم هست دشوار نیست. مهم خود انتخاب است: نوشته شده توسط پویا در 09:35 PM September 08, 2005نظری کوتاه ...
مایل نبودم درباره ی موضوع سالگرد وبلاگ نویسی و روز مخصوصی که برای این اعلام کرده اند چیزی بنویسم. اما چون بعضی از دوستان، وبلاگ مرا هم در لیست انتخابی وبلاگ های خواندنی خودشان قرار داده اند درست تر این دیدم که نظر خودم را بنویسم. به نظر من بهترین راه گرامی داشتن این پدیده ی وبلاگ نویسی همان نوشتن در محیطی آرام و با احترام متقابل است. نوشته شده توسط پویا در 07:40 PM September 07, 2005نتیجه جمع آوری پول برای جلوگیری از اعدام یک انسان ...
فشار کار و تغییرات کوچکی در شکل این وبلاگ، در این چند روزه فرصت زیادی برای نوشتن باقی نگذاشت. امشب هم فقط توانستم در پیام های ضبط شده در یاهو پیغام دوست گرامی آسیه را ببینم که خبر از جمع شدن پول برای جلوگیری از اعدام م. ع می داد که بسیار خوشحال کننده بود. طبق نوشته ی او حدود 8 میلیون تومان توسط وبلاگ ها جمع آوری شده و مقداری هم ازطرف خانواده اش فراهم شده است. نوشته شده توسط پویا در 09:10 PM September 03, 2005تابستانی دیگر در گورستان خاوران
![]() نگاهی به آنچه در تابستان 1367 گذشت از دریچه ی دو نامه و یک خاطره ... 17/7/1365 - از نامه آیت الله منتظری به آیت الله خمینی: 5/7/1366 - نامه دیگر: درباره آنچه در تابستان 1367 گذشت، از زبان آیت الله منتظری: "بعد من دیدم آنها دارند کارشان (اعدامها) را ادامه می دهند، اول محرم شد من آقای نیری که قاضی شرع اوین و آقای اشراقی که دادستان بود و آقای رئیسی معاون دادستان و آقای پورمحمدی که نماینده اطلاعات بود را خواستم و گفتم الآن محرم است حداقل در محرم از اعدامها دست نگه دارید، آقای نیری گفت: «ما تا الآن هفتصد و پنجاه نفر را در تهران اعدام کرده ایم، دویست نفر را هم به عنوان سر موضع از بقیه جدا کرده ایم کلک اینها را هم بکنیم بعد هر چه بفرمایید ... " نوشته شده توسط پویا در 01:56 PM |
![]()
![]() صبحانه
|