|
|
|
Main
| January 2004 »
December 31, 2003
حساب شيرين عبادي براي
حساب شيرين عبادي براي کمک به زلزله زدگان ![]() ![]() سال نو میلادی 2004 حدود سه ساعت پیش آغاز شد. این سال برای همه ی دوستانی که این وبلاگ را می خوانند مبارک باشد. سالی دیگر هم بر همه ی این سالهای دراز مهاجرت افزوده شد. دوری هست اما حس نزدیکی به دیار هم گویی با گذشت سالها فزونی می گیرد. شب سال نو امسال را به آرامی گذراندیم چرا که اندوه بم جایی برای بیرون رفتن و با دیگران بودن نگذاشت. آمار کشته شدگان زلزله هم فزونی می گیرد هر چند گویا در ایران این آمار هم مثل هر چیز دیگر جنبه امنیتی به خود می گیرد. طبق خبر ایسنا «معاون سياسي امنيتي استانداري كرمان اعلام كرد آمار اجساد قربانيان دفن شده زلزله بم همان حدود 27 هزار نفر است.» در حالی که خبرگزاری ایلنا می نویسد: «عضو ستاد بحران مستقر در منطقه زلزله زده بم گفت:آخرين آماري كه در خصوص كشتهشدگان زلزله به اين ستاد مخابره شده، بيش از 50 هزار نفر كشته است. به گزارش خبرنگار اعزامي ايلنا به بم، رضا رجايي، عضو ستاد بحران مستقر در بم خاطرنشان كرد: وزارت كشور و نهادهاي مسئول نمي توانند آمار دقيقي از ميزان كشته شدگان اعلام كنند.» آیا حالا باید منتظر جدل بر سر تعداد قربانیان هم بود؟ دیشب از انتخابات نوشتم و رد صلاحیت کاندیدا ها از سوی وزارت کشور دولت اصلاحات. امروز در خبرها آمده بود که صدای اعتراض نمایندگان مجلس و بویژه بهزاد نبوی هم بلند شده است. اما جدا از رد صلاحیت ها و اعتراضات، بحث شرکت یا عدم شرکت در انتخابات همچنان داغ است. هم در داخل و هم در خارج از کشور. دلایل هم مختلف است. برخی که از اساس شرکت در انتخابات را تحریم کرده اند و افتخار می کنند که از پیش از روز 21 بهمن 57 هم تا کنون همه چیز را تحریم کرده اند ! این دسته می گویند که شرکت در انتخابات یعنی تحکیم سلطه ی حکومت برای 25 سال دیگر ! نمایندگان رسانه ای اینان از جار و جنجال کنندگان تلویزیون های لوس آنجلس تا تحلیل کنندگان «منطقی تر» مثل آقای مانوک خدابخشیان در رادیو صدای ایران هستند. این دسته اصولا جنبش اصلاحات را نه یک جنبش برآمده از خواست های انجام نیافته ی جامعه بلکه پروژه ی امنیتی های حکومتی می دانند. پروژه ی کسانی مانند سعید حجاریان و علوی تبار. اینان معتقدند که بگذار با عدم شرکت مردم، حکومت یکدست شود و مردم رو در روی رژیم قرا بگیرند و کار را یکسره کنند. در سال 1357 هم همه فکر می کردند کار را یکسره کرده اند. دیری نگذشت که همه به خامی این پندار پی بردند. ما یک بار دیگر به دور خودمان گردیده بودیم. اما دیگرانی هم هستند که انتخابات را به عنوان یک اعتراض به نظارت استصوابی و عدم وجود یک انتخابات واقعی تحریم می کنند. در مقابل کسانی بر آن هستند (هم در داخل و هم در خارج) که نگران عدم شرکت مردم و در واقع در کنار ماندن مردم از صحنه ی سیاسی کشور هستند. بویژه انتخابات شوراها که نشان داد مثلا در تهران محافظه کاران حاکم مطلق شدند و تنها سهم مردم، محدودیت های بیشتر و از دست دادن همان چیزهای کوچکی بود که در انتخابات اول شوراها بدست آورده بودند. این نگرانی را مثلا در مقاله خانم شادی صدر می توانیم ببینیم. البته کنار ماندن و منفعل ماندن مردم (ونه الزاما بی تفاوتی آنها) چیزی نیست که الزاما به ایجاد یک نظام مردم سالار بیانجامد. در بدترین حالت، منفعل شدن امروز می تواند به عصیانهای غیر قابل کنترل فردا بیانجامد. مطرح کردن این مواضع برای نشان دادن اینست که مشکل امروز جامعه با یک تحریم و یا با یک شرکت حل نمی شود. لااقل من نمی توانم راه حل ساده ای پیدا کنم. البته می توان به ایده آلها تکیه زد و همه چیز را تحریم کرد. از سوی دیگر می توان بدون در نظر گرفتن ضعفهای اساسی و بسیار مهم اصلاح طلبان حکومتی بر شرکت در هر انتخاباتی پای فشرد و یکسره تکیه بر کج دار و مریز های این جناح زد. این کاری است که مثلا نشریه اینترنتی «پیک نت» می کند. هیچگاه ندیده ایم که سیاستهای پشت درهای بسته و بی عملی های اصلاح طلبان حکومت مورد انتقاد باشد. در این نشریه از درک این موضوع طفره رفته می شود که بار مسئولیت اصلاح طلبان در عقیم ماندن جنبش اصلاحات چندان سبک نیست. شاید هنوز زود باشد که یکسره انتخابات را تحریم کرد یا بر شرکت گسترده بر آن پای فشرد. نوشته شده توسط پویا در 07:22 PM December 30, 2003 حساب شيرين عبادي براي
حساب شيرين عبادي براي کمک به زلزله زدگان ![]() آمار کشته شدگان زلزله بم بالا می رود. بسرعت. من تعداد کشته شدگان را در بنری که ساخته ام دو بار تغییر داده ام. از 20000 به 25000 و سپس به 30000 و دور نیست که فردا باید آن را به 40000 برسانم. و دردآور است این تغییر دادن وقتی می دانی که از انسان می نویسی. و هر انسانی یک دنیاست. کار جمع آوری کمک برای زلزله زدگان در خارج از کشور تا آنجا که من توانسته ام ببینم و بخوانم با سرعت جریان دارد. به نظر می رسد که بیشتر کمک ها از طریق حسابهایی انجام می شود که توسط نهادهای مردمی ایجاد شده اند و بیشترینشان از طریق حساب خانم عبادی. کانون نویسندگان ایران هم حسابی اعلام کرده است. من فکر می کنم شاید بهتر این می بود که روی همان حساب خانم عبادی پرداخت می شد. شاید بحث ها و تصمیماتی بوده است و آنها اینطور بهتر دانسته اند. از یاد نبریم که در نهادی مثل کانون نویسندگان افراد مسئولی چون علی اشرف درویشیان و محمود دولت آبادی و خانم سیمین بهبهانی نشسته اند. اما با این حال معتقدم که اعلام همان حساب خانم عبادی در داخل و خارج کشور، این اقدام مردمی را بیشتر تقویت می کرد. امروز در خبرها بود که تمام کاندیداهای نهضت آزادی برای مجلس هفتم، در تهران از سوی هیئت اجرایی وزارت کشور رد صلاحیت شده اند. یک استثنا هم بود و آن یک نفر هم بطور علنی عضویت خودش را تکذیب کرده است ! همچنین همین هیئت ها ی اجرایی خانم زهره آقاجری را هم رد صلاحیت کرده اند. جالب اینست که این رد صلاحیت ها توسط هیئت های اجرایی وزارت کشور انجام می شود یعنی توسط بازوی اجرایی دولت اصلاحات ! و با توجه به قوانین جاری. آن طرح دیرهنگام تغییر قانون انتخابات هم هیچگاه جدی گرفته نشد و هر دو جناح به نحوی از کنار آن گذشتند. از آویزان کردن شعار زیبای «ایران برای همه ایرانیان» در خیابانها سه چهار سالی بیشتر نمی گذرد. وقتی که نیروهای ملی-مذهبی و نهضت آزادی حتی توسط اصلاح طلبان غیرخودی به شمار می آیند، دیگر چه جای طرح شعار «برای همه ایرانیان»؟ و تازه ملی-مذهبی ها و نهضت آزادی تنها نزدیکترین بخش از دگراندیشان به جناح های حکومتی هستند. این فرهنگ منحط «خودی و غیر خودی» که از ابتدای انقلاب جا انداخته شد در ارکان اندیشه های اصلاح طلبان حکومتی جا خوش کرده است. آقایان خوب است به این اذعان کنند. اگر چه در عمل تا کنون جز این نکرده اند. مردم چه فکر می کنند جز اینکه این دو جناح فقط مشغول دست به دست کردن قدرت میان خودشان هستند؟ آیا همین باعث عدم شرکت مردم در انتخابات شوراها نبود؟ اگر واقعا خواهان شرکت مردم در انتخابات هستیم باید نشان دهیم که به نظر و اراده مردم در عمل و نه در قالب کلی بافی های جامعه شناسانه احترام می گذاریم. من فکر می کنم راه درست بررسی اصولی و ریشه ای ناکامی های مجلس ششم و عقیم ماندن و یا اصلا مطرح نشدن طرح های واقعا اصلاح طلبانه است. و همچنین فاصله گیری عملی و واقعی از «خودی و غیر خودی» کردن جامعه. به نظر می رسد مردم در انتخاباتی شرکت فعال خواهند داشت که بدانند به اراده ی آنها در عمل احترام گذاشته می شود. نوشته شده توسط پویا در 05:02 PM December 29, 2003 حساب شيرين عبادي براي
حساب شيرين عبادي براي کمک به زلزله زدگان ![]() ![]() هنوز مسائل مربوط به زلزله ی بم ذهن را بیشتر از هر چیز به خود مشغول می کند. دیشب نوشتم که این بسیار خوب است که در این مواقع سازمانهای مردمی و غیر دولتی پا می گیرند. اما یکی از ریشه های تشکیل چنین انجمن هایی بی اعتمادی عمومی به نهاد ها و بنیادهای دولتی و حکومتی هم هست. می دانیم که در کشور ما نهادهایی وجود دارند که بخش بزرگی از قدرت و سرمایه ی مالی کشور را در اختیار دارند ولی از سوی دیگر هیچ کنترل نهادهای انتخابی و بالاترین آنها یعنی مجلس بر آنها اعمال نمی شود. این را دیگر همه می دانند که در تمامی این سالها این نهادها و بنیادهای مالی و اقتصادی عظیم ترین سودها را برده اند ولی تحت هیچگونه کنترل مالی و مالیاتی هم نبوده اند. و در کنار تمام اینها بنیادهای کوچکتر از قبیل صندوق های قرض الحسنه مثل قارچ از زمین روییده اند و به غارت منابع مالی کشور مشغول هستند. ساختار همه ی این بنیادهای بزرگ و کوچک به صورتی ست که بدون وابستگی به بالاترین مقامات حکومتی قادر به هیچ عملی نیستند. و در کنار اینها بگذارید رشوه خواریها و «هدیه بخشی» های چند صد میلیونی و میلیاردی. از افشای موضوع رشوه خواری کلان آقازاده ی هاشمی رفسنجانی در معاملات نفتی با شرکت های نروژی دو سه ماهی بیشتر نمی گذرد و حکمرانان بی توجه به همه چیز ادامه می دهند. و در کنار تمام اینها بگذارید تصاویر بم را که جدا از خرابیهای ناشی از زلزله، عمق فقر عمومی را به نمایش می گذارد. این بی اعتمادی عمومی به کارکرد نهادهای حکومتی موجب استقبال عمومی از تلاش های غیر دولتی است. و در همین یکی دوروزه می توان این میزان استقبال را از حساب زلزله ی خانم شیرین عبادی دید. موضوع این بی اعتمادی عمومی آنقدر هست که طبق خبر سایت زنان :«اين مقام آگاه به خبرنگار سايت زنان اطمينان داد که در امر کمک رساني دزديهاي کلان صورت نمي گيرد و هموطنان ما مي توانند به رسيدن کمکها به دست نيازمندان اطمينان داشته باشند.» البته اینکه این کلمات چقدر می تواند در برابر تجربیات مردم در زندگی تاب بیاورند، از پیش معلوم است. این خبر را هم امروز برای دوستی نوشتم که اینجا می آورم: «ضمنا خواندم که امدادگران آلمانی با وسایل مخصوص صداهایی از درون زمین در بم شنیده اند و درباره ی یک زمین لرزه ی مهیب دیگر هشدار داده اند. البته فقط تا حالا هشدار است و کاش هشدار بماند. پویای بد خبر» نوشته شده توسط پویا در 01:36 PM December 28, 2003امروز بیشتر وقت به ساختن
![]() امروز بیشتر وقت به ساختن یک فلش مربوط به جمع آوری کمک برای زلزله زدگان بم گذشت. فلش را برای سایت جدید کمیته هماهنگی سازمانهای غیر دولتی زنان طراحی کرده ام که امیدوازم بشود بزودی ارسال کرد. صرف نظر از یک وظیفه ی انسانی در این لحظات درد و رنج، فکر می کنم لازم است که نهادهای غیر دولتی که بوسیله ی خودم مردم ایجاد می شوند تقویت بشوند. از این راه دور کار زیادی شاید از دست انسان بر نمی آید. آمار تلفات ساعت به ساعت بالا می رود و صحبت از 30000 نفر می شود. گروههای متخصص بین المللی کشف زندگان از میان آوارها را از فرودگاه مهرآباد بازگردانده اند به کشورشان چرا که امیدی به زنده یافتن کسی از میان آوارها ندارند. در کنار همه ی اینها آنچه شاید بیش از همه رنج آور است وضعیت کودکان بی سرپرستی است که در خیابانهای بم آواره اند، بی هیچ تکیه گاه و سرپناهی. نگرانی ها از سوء استفاده و قاچاق این کودکان در رسانه های گروهی انعکاس پیدا کرده است. یک خانم خبرنگار امروز در رادیوی فرانسه از تعداد زیاد کودکان آواره خبر می داد و همچنین ناامنی فزاینده در منطقه. آنچه کمتر از همه چیز شنیده می شود اینست که مسئول این عدم آمادگی و بی برنامگی، اجازه ساخت بی رویه شهری و عدم بکارگیری این همه تجربه های سنگین فجایع زلزله های گذشته کیست. همه از همبستگی پر شور مردمی حرف می زنند تا بی توجهی به مسئولیت خودشان را در طول همه ی این سالها به فراموشی بسپارند. شاید همه اینها در این اوج احساسات و همدردی ها، حرفهایی اضافی برداشت شوند. اما همین حرفها نشان می دهد که ما از گذشته هیچ تجربه نگرفته ایم و همین، «دوباره و چند باره» موجب این تلفات و خرابیهاست. در کنار همه ی خبرهای دلخراش انسانی، این خبر امیدوارکننده هم بود که امکان مرمت ارگ بم «درصورت تامین بودجه» و حتما مقدار بسیاری «درک مسئولیت» وجود دارد. گویا کشور مصر هم که تجربه زیادی در مرمت آثار باستانی دارد پیشنهاد کرده است با ایران همکاری کند. مطالب در مورد انتخابات هم فراوان است که باید به وقت دیگری به آن پرداخت. نوشته شده توسط پویا در 03:42 PM December 27, 2003 نمی توان درباره زلزله
![]() نمی توان درباره زلزله ی بم چیزی ننوشت. دست به قلم که می بری بی اختیار این فاجعه را در ذهن داری. بخصوص اینکه آمار کشته ها فزونی می گیرد و بسیار بیشتر آمار مجروحان و از همه دردناکتر تعداد کودکانی که در 12 - 10 ثانیه و ساعات پس از آن تمامی امیدهای زندگی را از دست داده اند و تازه از فردایی که جوشش احساسات ما کم می شود آنها هستند که باید تنها رودرروی بی رحمی های زندگی بایستند. امروز استاندار تهران گفته است که در صورت وقوع زلزله ای مثل این در تهران «بزرگترین فاجعه ی تاریخ» شکل می گیرد و به ساختمان سازی و برج سازی بی رویه و بی برنامه اشاره داشته است. آنچه جالب است اینکه همه از کاستیها می گویند و بی برنامگی ها ولی به شکل غریبی معلوم نمی شود که مسئولیتها با کیست. وقتی به گفته ها توجه می کنی فقط توصیف مشکل و درد را می شنوی و همه می گویند تا در واقع خود را تبرئه کرده باشند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده باشند. یک نمونه : در تمامی این سالها این سوال برایم مطرح بوده است که چرا اصلاح طلبان برای اثبات حقانیت حرفشان به تهدید به «مناظره» متوسل می شوند. گویی میلیونها انسان به آنها رای داده اند تا با جناح راست به مناظره بنشینند. اگر قرار است حقیقتی روشن شود که معلوم بوده است مردم برای خواستهایشان رایشان را نه یکبار که حداقل سه بار داده اند و اصلاح طلبان باید در چارچوب قوانین مردمی و مترقی حقانیت خود را به کرسی بنشانند نه بر سر میز منظره در یک سالن دورافتاده ی دانشگاه در حضور 100 یا 300 نفر تماشاگر. من فکر میکنم مشکل صرف نظر از ساختار تقسیم قدرت در ایران به برداشت ما از مسئولیت ما نیز بر می گردد. یا صحبتهای اصلاح طلبان و آقای خاتمی که در تمامی این سالها این را تکرار کردند که اگر ما کاری در خور رای مردم نمی کنیم و یا نمی توانیم بکنیم، توقع چندانی هم نباید داشت چرا که مردم انتظار کار قهرمانانه از ما دارند و بدا به حال ملتی که نیاز به قهرمان داشته باشد. اما در کنار اینها هیچگاه تلاشی برای زمینه سازی تشکیل نهادهای مدنی مردمی هم ایجاد نشد و آنچه را که بود از قبیل کانون نویسندگان، در زیر فشار بی امان قرار دادند. حالا چه برداشتی از آن سخنان زیبا می توان داشت؟ نوشته شده توسط پویا در 01:00 PM December 26, 2003امشب دور تازه ی وبلاگ
![]() امشب دور تازه ی وبلاگ نویسی را شروع کرده ام. شروع خوشی نیست، اما باید نوشت. فاجعه ی بم مقامات رسمی می گویند دست کم 20000 نفر جان باخته اند و مثل همیشه گویا آمار واقعی بیشتر است. یک خواننده ی سایت بی بی سی می نویسد: «عمق فاجعه بيشتر از اين حرفهاست. بعضی از بيماران در راهروها و حياط بيمارستانهای کرمان و نيز در استاديوم سليمی کيای کرمان نيز که رو باز است، بستری شده اند و نيز عده ای را در بيمارستانی که تعطيل شده و در حال تخريب بود، بستری کرده اند. عمق فاجعه آنجاست که زخمی ها در شهر و روستاهای بم جان می دهند ولی وسيله نقليه کافی برای انتقال وجود ندارد.» اکنون بدون شک لحظات درد و بهت است اما روزی باید پرسید که مسئول سازماندهی ساختار شهری در یک کشور زلزله خیز کیست؟ گویی که همین حالا هم دیر است. در ابتدا که درباره ی شیوه ی ساختمان سازی و ایمن سازی کاری نمی کنند و پس از آن وقتی فاجعه رخ داد سردرگمی و ناهماهنگی است و نبود امکانات. امروز مسئول سازمان زلزله شناسی می گفت که با وجود هشدارها، برج ها بر روی گسل های فعال تهران بنا می شوند. سوداندوزی را مرزی نیست. نوشته شده توسط پویا در 12:04 PM |
![]()
![]() صبحانه
|