![]() |
|
|
« آزمایش در جنگل |
صفحه اصلی
| فکرهای روز برنده شدن اوباما در انتخابات آمریکا »
November 01, 2008
خویشاوندی پنهان - کتاب تازه ی آرامش دوستدار
به این معنی دینخویی در نظر آرامش دوستدار چیزی فراتر از متدین بودن به یک دین خاصی است. یک بیدین هم می تواند در این تعریف دینخو باشد اگر برای هر مسئله و پرسشی از پیش جواب های حاضر و آماده دم دست داشته باشد و همه چیز را در آن چارچوب ها و فرمول های از پیش تعیین شده جستجو کند. به این معنی، یک مارکسیست هم اگر بخواهد در چارچوب ها و فرمول های از پیش حاضر بماند و آن قالب ها و مدل های فکری را مدام به پرسش نکشد، خصلت دینخویی دارد. اما در مورد خود کتاب. مقاله ی اول کتاب، همان اسم کتاب را دارد: "خویشاوندی پنهان". نوشته ای است صریح و کوبنده و به قول خود دوستدار هدف اش بیدار کردن خواننده از خواب خرگوشی حداقل سی ساله. آرامش دوستدار با حمله ی صریح به جنبه های مختلف فرهنگ ما، سنت و نامداران ادبیات سنتی ما، روشنفکری ما و مانند اینها می خواهد نشان بدهد که فرهنگ ناپرسندگی و دلخوش کردن به گذشته هایی که جرات عبور از آنها را هم نداریم، تا کجا در ما رخنه کرده است. و البته به نظر من مثل هر متن و گفته ی کوبنده ای بعضی وقت ها به ناچار یک طرفه و ساده بین می شود. پیچیدگی های مسائل را ساده می کند تا ما را فعلا از خواب سنگین بیدار کرده باشد. و البته من این ساده کردن ها را یک ضعف می بینم. مثلا می توان پرسید که چرا وقتی آرامش دوستدار می گوید ما "خاورمیانه ای ها و ایرانی ها فاقد هوشمندی و کوشایی و پشتکار و بی ادعایی هستیم"، هوشمندی را که یک ویژگی طبیعی همه ی انسان ها است در کنار کوشایی و پشتکار می گذارد که این دو تا آخری در ساختارهای اجتماعی و تربیتی و فرهنگی شکل می گیرند. به نظر من به سادگی می شود ادعا کرد که گذاشتن هوشمندی در کنار آن سه خصلت دیگر، یک نوع نژادپرستی است. بدون اینکه بخواهم گفته باشم که آرامش دوستدار نژادپرست است؛ تلاش او برای بیداری فرهنگی ما همین را نشان می دهد که او در واقع اینقدر ساده بین نیست. یا در جای دیگر برای آوردن برتری فرهنگی غرب، از سازمانهای خیریه غربی و سرپرستی بچه های آفریقایی بوسیله ی سازمان های غربی مدافع کودکان می گوید. این دیگر ساده کردن مطلب است و یک طرفه دیدن قضایا. طرف دیگر مسئله فجایعی است که سودجویی همان غربی ها در قالب سیاست های نواستعماری در حق مردم آفریقا و آسیا انجام شده و می شوند. یکی از مهم ترین آنها که ریشه ی بسیاری از جنگ ها و اختلافات در کشورهای آفریقایی بوده تقسیم بی خردانه و غیر منطقی این کشورها توسط استعمارگران غربی است. از غارت منابع طبیعی و انسانی آنها گفتن تکرار مکررات است. البته آرامش دوستدار می خواهد حس مسئولیت پذیری را به ما القا کند ولی مگر با ساده کردن بیش از حد مسائل می شود؟ همینطور ضعف دیگرش به نظر من بیرون کشیدن پدیده های ناهنجار فرهنگی ما از بسترها و ساختارهای اجتماعی ما است. یعنی گویا این ناهنجاری های فرهنگی توسط نیروهای غیبی در ما عجین می شوند و نه توسط نهادهای اجتماعی و سیاسی. اما این را باید بگویم که باید وسوسه نشویم و هشدارهای آرامش دوستدار را مایه ی غربزدگی او ندانیم. من مخصوصا گفتم غربزدگی چون مثل اینکه میراث جلال آل احمد در خیلی از ما جا خوش کرده و هر که را که از خردگرایی و تجدد و پرسندگی و غرب حرف می زند خیلی زود با یک برچسب غربزده می خواهیم ساکت کنیم. یا لااقل خودمان را راضی کنیم به بومی گرایی خودمان. همان بومی گرایی که عملا ثابت کرده که عقیم است و در نهایت به محکم کردن پایه های سنت و همان ریشه های ناپرسندگی و دینخویی می رسد. نه فقط آرامش دوستدار بلکه سال ها قبل از او دکتر فریدون آدمیت هم تاکید کرد که اندیشه ی مدرن را که در غرب پدید آمده و رشده کرده، نمی شود به کناری گذاشت و در تاریخ ما بدنبال ریشه های عقل گرایی و مدرنیته گشت. عقل گرایی در تاریخ ما در بهترین حالت فقط جرقه های کوچکی بوده اند که امروز دیگر آبی را گرم نمی کنند. اگر کسانی هم مانند رازی پیدا شده اند با هزار سرکوب و ترفند از خودمان راندیم شان. در مقاله ی "شاخص های فرهنگ دینی" آرامش دوستدار این شاخص ها را در مقایسه با فرهنگ غیردینی، در پنج بُعد بررسی می کند که من خیلی کوتاه و به اشاره در اینجا می آورم. کتاب «خویشاوندی پنهان» مقاله ی جالبی به نام "روشنفکری پیرامونی و مسئله ی زبان" دارد. و همینطور 4 نوشته ی کوتاه فلسفی درباره ی نیچه و کانت. به "یادداشت های فرهنگی-سیاسی" اشاره کردم که مقاله های کوتاه آرامش دوستدار در روزنامه ی کیهان لندن است. در آخرین بخش کتاب اش، در یکی از مقاله ها آرامش دوستدار به نقد نظرات عبدالکریم سروش پرداخته است و بخصوص نظرات او درباره ی شکل های مختلف فهم های دینی از دین در کتاب «قبض و بسط تئوریک شریعت». آرامش دوستدار سروش را هنوز در خواب شیرین و سنگین دین می داند و بعنوان یک مثال در جواب او که گفته است "می خواهد دین را انسانی کند" به سروش می گوید: دوستان منظور من از این نوشته بیشتر معرفی کتاب «خویشاوندی پنهان» است و معتقدم که حرف های آرامش دوستدار ارزش دوباره خواندن و دوباره فکر کردن را دارد. دینخویی و ناپرسندگی با تعریفی که آرامش دوستدار از آن می کند، به این سادگی دست از سر آدمی بر نمی دارد. فقط مطالعه و کتاب خواندن نیست. باید مدام مراقب بود مبادا که پرسشگری را کنار بگذاریم و به نوعی دیگر، به شکلی دیگر باز به مسائل مقدسی که قابل پرسش و چون و چرا نیستند دلخوش کنیم. آخرین کلام را هم به خود آرامش دوستدار در همین کتاب تازه اش بسپاریم: نوشته شده توسط پویا در 08:56 PM سلام دوست گرامی مرسی از معرفی این کتاب.
نوشته شده توسط Yasseman در November 2, 2008 06:32 PM Baa dorud man ham baa shomaa hamnegar am ,Dustdaar raa baayad xaand agar ce soxanaanash maanand e xodash talx ast va biparvaa.Dustdaar takaani ast be xaab e xargushi ye maa,be masti ye darvishaane ye maa ke xod raa az baar e Porsesh rahaanide im.Ey kaash xodxaahi haaye bozorgaan e maa in hame be xaamushi va bi paasoxguyi va zhaazhxaayi dar baraabar e soxanaani ke con aayine yi xish raa be maa baaz minamaayanad majaal e ANDISHIDAN midaad
نوشته شده توسط zagros zarasp در November 3, 2008 10:55 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: