« بر طرف کردن موانع- خیانت و خدمت از نظر آقای خاتمی | صفحه اصلی | پیامبران "مدارا"، میزبانان نشست دین در دنیای معاصر- جلوه گری های بی مسمّا »
October 09, 2008
لباس گلشیفته فراهانی، چرا قبا و گیوه ی مردانه نه؟ چارچوب های مرد-محور

خیلی تصادفی بود که شب شنبه قبل فیلم "بوتیک" را گذاشتیم برای دیدن. از دسته ی سی دی های فیلم که به دستمان رسیده بود جدا کردم. بخصوص که دیدم گلشیفته فراهانی بازی می کند. هنوز نمی دانستم که گلشیفته در یک فیلم آمریکایی با چند بازیگر معروف بازی کرده است. فقط خیلی سرسری خوانده بودم که در فرودگاه از طرف آقایان مشکل پیدا کرده است. پیش از این چند فیلم از او دیده بودم و هر بار به قدرت بازیگری اش آفرین گفته بودم. شاید این طور چیزها علاوه بر خصوصیات فردی و تمرین زیاد، کمی ارثی هم باشد. پدر گلشیفته، بهزاد فراهانی هم از بازیگران پر قدرت تئاتر و سینما بوده و هست، از خیلی سال های پیش.

در فیلم بوتیک هم این گلشیفته بود که قوی تر از همه نقش آفرینی می کرد. با وجود سن کم اش، با وجود بازی در کنار بازیگری (محمد رضا گلزار) که تبلیغات هنری را در پشت سرش دارد و بعنوان "پسر خوش سیما و خوش تیپ سینمای ایران" مطرح است، بدون اینکه از نظر بازیگری استعداد قابل ملاحظه ای داشته باشد. نقشی که گلشیفته بازی می کرد، به نظر من نقش اصلا ساده ای نبود چون آدمی را بازی می کرد که در بند منطق زندگی و فکر نبود و در دنیای رویایی خودش زندگی می کرد. زندگی خیالی که چون واقعیت ندارد، باید بتوان خیلی قوی بازی اش کرد تا بشود فردیتی برای اش خلق کرد. فردیتی که من و تو باور کنیم چنین شخصیتی می تواند وجود داشته باشد و اینطور رفتار کند.
بگذریم ... منظورم زیاد مطرح کردن فیلم و گلشیفته نبود. اما خبر بازیگری اش در فیلم هالیوود و ظاهر شدن اش در رسانه ها و عکس هایی که از او در اینترت آمده موجب به راه افتادن بحث هایی شده بود که واقعا تعجب کردم.

مایه ی تعجب ام این بود که فردیت گلشیفته فراهانی چرا به این زودی فراموش می می شود. مثلا یکی نوشته ی وبلاگ ایمایان بود که تن و پوشش گلشیفته (بعنوان یک زن) را بعنوان وسیله ای برای جداسازی هویتی "ما" از "غربیان" فرض کرده است. گویی ما می توانیم به اجبار خشن یا ملایم، برای انسانی تعیین تکلیف کنیم که چطور بپوشد یا رفتار کند تا "هویت فرهنگی ما" حفظ شود. و اصلا توجه نداریم که این خود ما هستیم که این نِماد ها را ساخته ایم و امروز اسیرش شده ایم و تصور می کنیم اینطور فرهنگ خودمان را تعریف کرده ایم. مگر چه کسی کراوات مردان را نماد غرب گرایی ساخته است؟ مگر در فرهنگ سنتی ایران مرد کت و شلوار می پوشیده است؟ چرا کت و شلوار و پیراهن من امروز نمادی برای غرب زدگی و بی هویتی نیست اما کراوات اش هست؟ آیا اگر بازیگر مردی در موقعیت گلشیفته قرار می گرفت باید با ارخالق و قبا و شال و گیوه و مثلا کلاه نمدی قشقائی در آنجا می بود تا ایرانی بودن اش را ثابت می کرد؟

من همیشه نگاهی به تاریخ دارم:
در زمان عباس میرزا ولیعهد قاجار که افسران نظامی فرانسوی برای سر و سامان دادن به ارتش ایران، به کشور ما آمده بودند یکی از مشکلات این افسرها این بود که به ایرانیان پوشیدن اونیفورم را با شلوار بقبولانند. چون ایرانی ها پوشیدن شلوار تنگ را بد و ننگ می دانستند و می خواستند همان قبای بلند سنتی را بپوشند که پشت اش پوشیده بود. حالا همان لباس "ننگ آور" آن روز را می پوشیم منتها کروات اش را ننگ غربزدگی می دانیم! مثل لباس گلشیفته، مثل آرایش این زن و تار موی آن یکی.

حرف من خیلی ساده این است که تن و پوشش زن را به دستاویزی برای شعارهای سیاسی خودمان تبدیل نکنیم. از فردیت و زندگی انسان ها نمادهایی نسازیم که بعد از همان نهادها بعنوان چماقی برای تعیین تکلیف برای آدم ها استفاده کنیم. نه چادر مادر من و نه لباس کوتاه تر دختر جوان من، هیچکدام قرار نیست پیامی و نمادی برای شعارهای سیاسی و فرهنگی من باشند. این ها را بگذاریم انتخاب هایی که هر انسانی در زندگی فردی اش دارد.

جالب این است که چنین تعیین تکلیف کردن هایی معمولا به ایجاد محدودیت برای زنان منجر می شود. این زن است که باید در چارچوب های تعیین شده ی "من" حرکت و رفتار کند. یکی به بهانه ی زیبایی چارچوب می گذارد، یکی بعنوان حفظ "فرهنگ اصیل"، یکی بعنوان ناموس ایران و بالاخره زن تنها چیزی که ندارد فردیت است. یا خواهر مرد است، یا مادر مرد، یا ناموس مرد است، یا زیبا در نظر مرد، یا عفیف در نظر مرد است، یا مظهر فرهنگ مرد. نقش زن در همه حال عوض می شود اما مرد بعنوان محور پا بر جا می ماند. این مرد است که ثبات دارد و این زن است که هر بار در چارچوب هایی به دور مرد در حرکت است. این مرد است که فردیت دارد اما زن آن است که در ارتباط با مرد و از چشم و نگاه مرد تعریف می شود.

شاید برای همین است که در چشم ما گلشیفته از فردیت اش خارج می شود، توانایی های فردی انسانی مثل بازیگری قدرتمند او و وجودش و آنچه می اندیشد همه و همه در حاشیه ی زن بودن اش قرار می گیرد. آن هم زنی که از چارچوب های من خارج شده. پس نه زیباست، نه از فرهنگ ما.
بحث همه اش بر سر همین چارچوب های پدرسالارانه و مرد-محور است.

در همین زمینه
وبلاگ زنانه ها - برخورد " مردانه " با حجاب !!!
وبلاگ خوابگرد - در حاشیه‌ی گلشیفته‌ی بی‌روسری!
زندگی دوگانه ی اینانا - دختر زیبا


نوشته شده توسط پویا در 05:33 PM

نظرات (5)


نظرهای نوشته شده:

عالی بود.
مخصوصا پاسختان به ایمایان.

نوشته شده توسط پونه در October 13, 2008 07:32 AM

خوبب بود با کمی تاخیر...

نوشته شده توسط محمد در October 20, 2008 08:37 PM

ali bood kheili khosham omad man hameye nazarharo to radio zamane khondam vali in ye chize dige bood

نوشته شده توسط nasim در October 28, 2008 12:00 AM

سلام دوست عزیز
این که خرده ای به گلشیفته گرفته می شود ... حکایت اجبار و آزادی نیست ... نه ! نیکی کریمی سال ها پیش پایش به این محافل باز شد ... از فرش قرمز هالیوود گرفته تا جشنواره کن و ... حتی گاهی روسری هم نداشت ... اما لباس سنگین و زیبایش همیشه برازنده بود ... و گله و گلایه ای نبود ... حتی چند هفته پیش وقتی عکس های میترا حجار در هالیوود پخش شد چی ؟ لباسش به مراتب از گلشیفته بدتر بود ... اما باز هم از او انتظاری نبود .... اما گلشیفته دخترک سینمای ایران بود ... همه دوست داشتند اگر می رود ، جوری برود که بتوان برگردد ... نه اینکه مقیم فرانسه بشود و خداحافظ .... پویا جان من هم پویام ... اما انگار کمی با اختلاف نگاه کردیم به این مطلب .... اگه خواستی جوابی به من بدی ممنون میشم برام میل Mail کنی

نوشته شده توسط پویا پ در October 28, 2008 09:32 PM

با سلام
حیف گلشیفته که رفت چرا که ورای همه چیز آینده ای روشن داشت و بازیگری توانا بود
میم مثل مادر او .... یادتان است ؟

نوشته شده توسط من در November 11, 2008 07:39 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
لابلای اخبار جنگ در کنگو آدم ها نشسته اند - قربانیان
نمایش اعتراف عشا مومنی + ما فکر می کنیم به همه کلک می زنیم
فکرهای روز برنده شدن اوباما در انتخابات آمریکا
خویشاوندی پنهان - کتاب تازه ی آرامش دوستدار
آزمایش در جنگل
روزنامه نگار و گزارش از زندگی مردم - آنا پولیتوفسکایا
لغو اعدام نوجوان ها به قانون احتیاج دارد نه فقط بخشنامه + رابطه ی "مردانگی" با خشونت و غیرت
پیامبران "مدارا"، میزبانان نشست دین در دنیای معاصر- جلوه گری های بی مسمّا
لباس گلشیفته فراهانی، چرا قبا و گیوه ی مردانه نه؟ چارچوب های مرد-محور
بر طرف کردن موانع- خیانت و خدمت از نظر آقای خاتمی

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661