« پراکنده ها: از دلتنگی ها تا "مردانگی" | صفحه اصلی | از لایحه ی خانواده تا منجلاب فساد - معیار سنجش قوانین ما کجاست؟ »
July 25, 2008
ارزش درک اندیشه ی جدید - باز هم به یاد دکتر آدمیت

به نظر من زنده یاد فریدون آدمیت با دو دسته از روشنفکران ما تفاوت بزرگی داشته است. موضوع این تفاوت بزرگ، برخورد ما با اندیشه ی تجدد یا مدرنیته و شیوه ی زندگی مدرن است. می دانیم که یک دسته اصلا اندیشه ی تجدد را از اساس و ماهیت یک فکر غربی می دانند که با توطئه های عجیب استعماری، از دوره ی قاجار به بعد فرهنگ ما و زندگی ما را زیر حمله گرفته است. دسته ی دیگر از آنطرف کلا اندیشه ی مدرنیته و تفاوت آن را با اندیشه و شیوه ی زندگی سنتی یک تقابل ساخته و پرداخته شده می دانند که هدف آن جدا کردن انسان ها و "خوب و بد" جلوه دادن گروه های انسانی است.
شیوه ی تفکر این دسته ی آخر بخصوص امروزه در دانشگاه های غربی طرفداران زیادی دارد. بیشتر از همه برای ایستادن جلوی شرق شناسان و استعمارگرایان گذشته که جامعه ی شرقی را بعنوان جامعه ای اسیر احساسات و بی نظمی جلوه می دادند که "تمدن غربی" وظیفه دارد آن را سر و سامان بدهد و به اصطلاح آنها را (شرق) را متمدن کند. از طرف دیگر "غرب"، خودش را می توانست در مقابل این "شرق" ساخته و پرداخته شده بعنوان مهد تمدن و عقل گرایی تعریف کند.
متاسفانه نسل جدیدی از دانشجویان ما که در دانشگاه های غربی و بخصوص آمریکا درس می خوانند، به جای اینکه به نقد خلاقانه ی این برداشت های پسامدرنیستی بنشینند و تاریخ و فرهنگ جامعه های شرقی و سیر اندیشه ی تجدد را در آنها کند وکاو کنند، «عملا» به همان جایی می رسند که سنت گرایان در پی آن هستند. یعنی تخطئه کردن اندیشه ی تجدد و ویژگی های آن مثل سکولاریسم، عقل گرایی و دوباره سازمان دادن اقتصادی و فرهنگی جامعه برای اینکه با زمان هماهنگ باشد. به نظر من روشنفکر شرقی موقعیت خوبی دارد تا بتواند اندیشه ی داد و ستد تمدن را با همکار غربی اش مدون کند اما بشرطی که مثل امروز مجذوب همان تئوری های دانشگاه های غربی نشود. ادوارد سعید در زمان خودش کار بسیار بزرگی را انجام داد. امروز به نظر من باید بتوان از سعید هم گذشت و فقط به نقد شرق شناسی ننشست. به نظر من تئوری های امروز می گویند چه چیزی یا چطور نباید باشد، اما اینکه چطور باید باشد دستآورد بزرگی ندارند. البته این نظر شخصی من است.

چیزی که من در برداشت های زنده یاد آدمیت برایش ارزش زیادی قائلم این است که او موضوع نقد و مخالفت و مبارزه با سیاست های استعماری را به هیچ وجه با دستآوردهای اندیشه ی مدرن مخلوط نمی کرد. و معتقد بود که "مسئله ی نوجویی و اخذ تمدن فرنگی بوجود آمد و ذهن افراد بیداردل مشرق زمین را ربود. نوآوران و دانایانی که دراین باره می اندیشیدند همه واقعا شیفته و دلباخته ی فرنگستان نبودند-اتفاقا اغلب از فرنگیان بدشان می آمد. اما مسئله ی بود و نبود و هست و نیست کشورشان در میان بود. آن کسان پی بردند که تمدن اروپایی سیلی است روان، ایستادگی سرسختانه در برابرش بیحاصل و آب در هاون کوبیدن است. یا باید به خواری و بندگی و استعمار وحشتناک غرب تن در بدهند – یا اگر طالب حیثیت و شخصیت خویش اند خود را به همان حربه ی برنده ی دانش غربیان مجهز گردانند و با همان اسلحه به مقابله ی فرنگیان زبر دست زورگوی (که در پیش بردن مقاصد شومشان پای بند هیچ آئین اخلاقی نبودند و نیستند) برخیزند." از کتاب «اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی».

تمدن بشری وابسته به داد وستدهای فرهنگی و بینشی میان اجزای این تمدن بوده است. خود زنده یاد آدمیت در کتاب «تاریخ فکر» نشان داده که حتی شهر نشینی و دموکراسی و عقل گرایی را که تا همین میانه ی قرن بیستم تصور می کردیم اول بار در یونان بوجود آمده اند، در واقع حاصل یک داد و ستد تمدنی از سومر تا کرت و بعد از آن به یونان بوده است. تاریخ، همین بده بستان های تمدنی است و نه توطئه ها و تهاجم های فرهنگی.

راه مقابله با اقتدارگرایی و سروری طلبی آنچه که به اصطلاح غرب اسم اش را می گذاریم، به نظر من پناه بردن به دخمه های سنت و دلخوش کردن به "آنچه خود داریم" نیست. اگر بومی کردن اندیشه ی تجدد، مسخ آن اندیشه و دوباره حاکم کردن سنت زیر اسم های دیگر باشد، باز هم فقط خودمان را گول زده ایم. هر جامعه ای تاریخ و سنتی دارد که برایش گرامی است اما اگر بخواهد با تکیه زدن بر آن سنت، زمان را سپری کند، چاره ای ندارد جز اینکه در بحران کهنه و نو و برزخ میان این دو غرق شود. و به نظر من، ما به این نقطه رسیده ایم. به ناچار در امروز زندگی می کنیم اما با نگاه و فکر سنت صدها ساله دنیا را درک می کنیم.

شاید بهترین مثال هایمان را بتوانیم از وضعیت زنان جامعه مان بیاوریم. از یک طرف زن ایرانی می تواند تا بالاترین درجات تحصیل کند، توانایی این را دارد که دوش به دوش مردان کار کند و همان ارزش ها را تولید کند اما همین زن، وضعیت حقوقی اش ریشه در سنت های کهنه ی ایرانی و دینی اش دارد. برای کار کردن باید از شوهر اجازه بگیرد، انتخاب خانه و کاشانه اش در دست مرد است، بچه اش را اجبار باید به دست مرد بسپارد، رای او فقط نیمی از رای مرد ارزش داشته باشد و حتی سهم اش از ارث. و تازه این قانون تازه ی خانواده که مرد حتی نیازی ندارد به زن تحصیل کرده و یا زحمتکشی که زندگی را ذره ذره استوار کرده چیزی بگوید برای اینکه بتواند به راحتی زن های دیگری اختیار کند.
برای این است که من معمولا اسم وضعیت امروز را برزخ می گذارم. نه این، نه آن. نه سنت چون دیگر جواب نمی دهد و نه مدرنیته چون فقط به ظواهر آن دلخوش کرده ایم. نمونه ها فراوان هستند اما دوستان می دانید که مسئله ی رفع تبعیض زنان و برابر-حقوقی آنها از دغدغه های من است و برای همین به نمونه ای از آن اشاره کردم.

یکی از ارزش های امثال دکتر آدمیت به نظر من در درک همین ضرورت های تاریخی و مستند کردن آنها است. این روزها ویژه نامه ی مجله ی بخارا به مناسبت درگذشت دکتر آدمیت را می خوانم. این چیزی بود که در ذهنم می گذشت، گفتم با شما دوستان قسمت کنم.

نوشته شده توسط پویا در 02:45 PM

نظرات (3)


نظرهای نوشته شده:

توجه ويژه براي وبلاگ نويس ها

جيره فيلم به وبلاگ نويس ها اکانت رايگان به عنوان هديه مي دهد . براي فرستادن اکانت شما به آدرس ميل خود کافي است که ايميل خود را.........

http://25mordad.wordpress.com/2008/07/27/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D8%B6%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%A7/

نوشته شده توسط 25مرداد در July 27, 2008 09:44 PM

درود بر شما
جهت انجام یک پروژه تحقیقاتی پیرامون مطبوعات محلی ایران نیاز به یک همکار مطبوعاتی در تبریز داریم
در صورت امکان لطفا ایمیل خود را ارسال فرمایید
با سپاس

نوشته شده توسط انجمن مطبوعات ایران در July 28, 2008 07:46 AM

درود بر شما سايت جالبي داشتيد به من هم سري بزن

نوشته شده توسط مسعود در August 1, 2008 05:57 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
از لایحه ی خانواده تا منجلاب فساد - معیار سنجش قوانین ما کجاست؟
ارزش درک اندیشه ی جدید - باز هم به یاد دکتر آدمیت
پراکنده ها: از دلتنگی ها تا "مردانگی"
موقعیت بحران کشور ما در رسانه های اروپا - نگرانی ازتکرار جریان "توپهای آگوست"
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661