« آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم | صفحه اصلی | دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار »
June 22, 2008
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع

این روزها که بازی های فوتبال جام ملت های اروپاست من هم وقتی که فرصت کنم مثل خیلی های دیگر می نشینم و تماشا می کنم. همین چند هفته ی پیش هم چند بازی تیم ایران را با امارات و سوریه دیدم.
موقع تماشای بازی های اروپا، بیشتر به این فکر فرو می روم که فوتبال ما هم آئینه و نمونه ای از کل جامعه ی ماست. موضوع تازه ای نیست و همه می دانیم که این فوتبال سطح بالا و این درجه ی بالای تکنیک و هماهنگی و سازماندهی در زمین بازی، چه نظم و سازمان و مدیریت و اخلاق حرفه ای در پشت اش خوابیده است.
در این که هر تیم فوتبال حرفه ای امروز در اروپا یا آمریکای جنوبی یک بنگاه بزرگ اقتصاد سرمایه داری است حرفی نیست. همین وضعیت در کشور خود ما هم وجود دارد. بزرگترین باشگاه های ما هم جز این نیستند. اما گرداندن این سازمان بزرگ در درجه ی اول عقلانیت و مدیریت حرفه ای می خواهد.

در کشور ما از باشگاه ها تا تیم ملی و فدراسیون فوتبال، یک مدیریت ناکارامد که بر پایه ی روابط پنهانی و مافیایی بوجود آمده و رشد کرده حکومت می کند. هر از چندی گوشه ای از فساد و بی برنامگی این محافل مافیایی به شکلی رو می شود. اما درست مانند دیگر بخش های اجتماعی، اراده ای برای تغییرات اساسی وجود ندارد و همان روابط ناکارآمد ادامه پیدا می کند.

یک نمونه ی آشکار آن همین جریان انتخاب مربی تیم ملی بود که افراد مشخصی کاندیدا شده بودند. ولی یک شبه علی دائی بعنوان مربی اعلام شد و معلوم نشد که چه معیارهایی در کار بوده و توانایی ها و سابقه ی ایشان برای مربی گری چیست. حتی اگر بپذیریم که دائی هم شایستگی تیم ملی را داشته باید اولا پاسخ داده شود چرا جزو کاندیداهای مطرح نبوده و دوم اینکه طبق چه معیارهایی از دیگران بهتر بوده است.
اما کمتر کسی بود که نفهمید ارتباط های علی دائی با دست اندرکاران، او را در این مقام نشانده است. به نظر من اصولا پدیده ی علی دائی یک پدیده ی اجتماعی است. نمونه ی آشکاری از ساخت پدرسالارانه ی اجتماعی و سیاسی. افرادی که در سیستم جاخوش می کنند و اگر در بهترین حالت روزی برای سیستم کارایی داشتند، در نقش خودشان با شکل های مختلف باقی می مانند و در عمل فقط به تباهی سیستم کمک می کنند. مگر در سیستم سیاسی ما چنین وضعی وجود ندارد؟ نگاهی به لیست اسامی و مقامات حاکمان درجه ی اول و دوم امروز بیاندازید. از سی سال پیش تا حالا حلقه ی اصلی حاکمان در چارچوب تنگی قرار داشته است که گویی فقط جای و نقش آنها هر از گاهی عوض شده است.

به موضوع فوتبال مان که بر گردیم، نمونه ها از روابط و تصمیم های نامشخص و اتفاقی کم نیستند. نبودن معیارهای مشخص و تعریف شده برای: سیستم مدیریت تیم ملی، انتخاب بازیکنان تیم ملی، برنامه ریزی برای تمرین ها و مسابقات آمادگی، وضعیت اقتصادی نابسامان باشگاه ها با وجود رد وبدل شدن پول های کلان و مانند اینها.

موضوع اصلی این نیست که ما چقدر از فوتبال امروزی دنیا بدور هستیم، یک مقایسه ی کوچک میان یکی از همین بازی های متوسط جام ملت های اروپا با بهترین بازی تیم ملی ما نشان می دهد که این فاصله چقدر زیاد است. موضوع اصلی این است که امروزه فوتبال بخشی از زندگی اجتماعی و اقتصادی است و جزئی از پیکره ی مدیریت اجتماعی است.
به نظر من موضوع اصلی این است که ما با این وضعیت نابسامان و باری به هر جهت راه بجایی هم نخواهیم برد و فاصله مان با فوتبال علمی و سازماندهی پیشرفته ی آن فقط بیشتر و بیشتر خواهد شد.
منظورم از این نوشته تحلیل وضعیت فوتبال کشورمان نبود که اصلا کار من این نیست. فقط خواستم بگویم چه بخواهیم چه نخواهیم وضعیت فوتبال مان جدا از وضعیت اجتماعی مان نیست. همان نگاه باری به هر جهت و بدون برنامه و انحصارگرانه ی اجتماعی بر فوتبال مان هم حاکم است.

نوشته شده توسط پویا در 04:43 PM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

«فقط خواستم بگویم چه بخواهیم چه نخواهیم وضعیت فوتبال مان جدا از وضعیت اجتماعی مان نیست.»

خیلی ممنون!

نوشته شده توسط شاهین دلنشین در June 23, 2008 11:33 AM

سلام، وبلاگ خوبی دارید.واقعا وبلاگ تکی داری! دوست دارم به عنوان یه کارشناس نظرتو در مورد پست آخرم بدونم

نوشته شده توسط reza در June 25, 2008 01:25 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
پراکنده ها: از دلتنگی ها تا "مردانگی"
موقعیت بحران کشور ما در رسانه های اروپا - نگرانی ازتکرار جریان "توپهای آگوست"
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661