« هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ | صفحه اصلی | سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان »
June 06, 2008
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی

"فرموده بودید چرا این همه مزایای حکومت اسلامی را ندیده ام و به تمجید نپرداخته ام. این وظیفه ی اخلاقی را شاعران و نویسندگان محترمی که با چرخشی ناگهانی در سلک هواداران ولایت فقیه در آمده اند بهتر و موثرتر انجام می دهند. وانگهی رژیمی که علاوه بر فرستنده های رادیویی و تلویزیونی هزاران منبر و مسجد را در اختیار دارد چه نیازی به مدیحه سرایی مطرودان دارد، به خصوص نویسنده کج سلیقه ای که هرگز در مدح هیچ امیر و حاکمی قلم نزده است". (از آخرین نامه ی زنده یاد سعیدی سیرجانی به آقای خامنه ای).

دوستان مدت ها بود به دنبال مطلبی بودم که عمادالدین باقی درباره ی کشته شدن زنده یاد سعیدی سیرجانی در زندان جمهوری اسلامی نوشته بود. باقی در آذر ماه 1378 در روزنامه ی اصلاح طلب صبح آزادگان موضوع چگونگی کشته شدن سیرجانی ادیب و نویسنده را بدست شکنجه گران مفصلا توضیح داد. خوشبختانه این روزها خیلی اتفاقی به فایل PDF این مقاله برخورد کردم که با کلیک کردن روی اینجا می توانید آن را بخوانید و دانلود کنید. اگر موقع باز کردن فایل حروف ناخوانا بودند می توانید به این آدرس بروید و دو قلم (فونت) فارسی را که در آنجا هست دانلود و نصب کنید. بعد از نصب قلم ها دوباره فایل PDF را باز کنید، حتما قابل خواندن خواهد بود.
من فونت ها را در یک فایل zip گذاشته ام.
----------
دخترمان تا سه هفته ی دیگر از پیش مان می رود و ما از این هم تنهاتر خواهیم شد. شش ماهی را در کشوری دیگر تنها گذرانده بود ولی این بار می خواهد با خودش و برای خودش و با پول کار دانشجویی خودش زندگی کند. بدنبال جا انداختن هویت خودش است. با اینکه رفتن بچه ها از خانه همیشه غیر عادی و غم انگیز است، ما هم احساس دو گانه ای داریم: هم دوست داریم پیش خودمان باشد و هم فکر می کنیم چرا باید با حرف ها و آه و فغان پدرانه و مادرانه این فرصت را از او بگیریم؟ بالاخره هر آدمی باید روزی روی پای خودش بایستد و بتواند بگوید همین خانه ی ساده و لباس ساده و غذای ساده هر چه هست، با کار و زحمت خودم، بدست اش می آورم.
منطق ما این بود که دو سال دیگر که درس اش تمام می شود یا برای دکترا می رود و یا مشغول به کار می شود و در هر دو صورت درآمد کافی برای خرید خانه ی مناسبی خواهد داشت. اما خیلی زود فهمیدیم که این فقط منطق خود ماست و فقط هم ما را قانع می کند. دنیای فکری و احساسی او اصلا در جای دیگری سیر می کند.
حالا که می داند ما هم مخالفتی با رفتن اش نداریم، شادتر از قبل است. هفته ی دیگر آخرین امتحان این ترم اش است و پس از آن تهیه ی وسایل ضروری خانه. خوشبختانه در همین شهر خودمان آلونکی را تهیه کرده است. مهم داشتن امید و یک دل خوش است که در همان آلونک هم می توان داشت شان. خلاصه احساس ما چیزی است میان غمی پنهان و خوشحال از پر گرفتن بچه ها و ضمنا کمی هم هیجان که چطور با بالا و پایین زندگی کنار خواهد آمد.
یک بار در میان حرف و بحث ها گفت شما مرا تا اینجا بزرگ کرده اید و چیزهایی و ارزش هایی را یادم داده اید. از این به بعد خود من هستم که با آن چیزها و ارزش ها باید راه خودم را بروم. همانوقت یاد مطلبی از رومن رولان در "ژان کریستف" افتادم که می گوید وظیفه ی پدر و مادر فقط نشان دادن راه درست زندگی است به بچه ها. اما رفتن آن راه بعهده ی خود بچه ها است. وقتی این را می خواندم 19-18 ساله بودم و حالا 25 سال بعد خودم به این نقطه رسیده ام ...

نوشته شده توسط پویا در 03:09 PM

نظرات (4)


نظرهای نوشته شده:

سلام
من با نصب کردن فونت ها نتونستم متن رو بخونم متاسفانه

نوشته شده توسط آق بهمن در June 7, 2008 01:57 AM

بهمن جان، برنامه ی آکروبات برای خواندن متن پی دی اف باید بسته باشد و پس از نصب فونت ها دوباره باز شود. باید راهی پیدا کنم برای تغییر فونت به فونت های معمولی که همه دارند. امتحان کرده ام ولی متن در فونت های استاندارد کمی ناهماهنگ دیده می شود. ببینم چه می توانم بکنم.
پویا

نوشته شده توسط پویا در June 7, 2008 08:55 AM

اگر قایل پی دی اف است که نباید احتیاج به فونت داشته باشد.
به نظرم درست تبدیل نشده.

نوشته شده توسط پیاده رو در June 9, 2008 01:23 PM

Salaam ,
dastat dard nakonad.az matni ke neveshteh boudi khosham aamad.jaay-e dokhtarat khaali nabaashad
che zibaa tosif kardeh-i "raftan" raa.

نوشته شده توسط Yasseman در June 9, 2008 09:52 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
پراکنده ها: از دلتنگی ها تا "مردانگی"
موقعیت بحران کشور ما در رسانه های اروپا - نگرانی ازتکرار جریان "توپهای آگوست"
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661