« دیدگاه جدید آقای منتظری: حد و حدود حقوق شهروندی مردم تا کجاست؟ | صفحه اصلی | "اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی »
June 03, 2008
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

منظورم به میان آوردن مسائل خصوصی زندگی مردم نیست. اما وقتی خبر ازدواج دختر رضا خاتمی برادر محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاحات را با پسر خرازی وزیر خارجه ی قبلی خواندم بی اختیار به این فکر افتادم که چطور قدرت و استفاده های آن در جامعه ای مانند جامعه ی ما در یک دایره ی بسته دست به دست می شود. چند روز پیش هم خبر عروسی پسر رئیس جمهور بود با دختر رئیس سازمان گردش گری و مامور در شهرداری. زمانی از هزار فامیل دوران پهلوی می گفتند که قدرت و مواهب آن در تعداد محدودی از محفل های قدرتمندان رد و بدل می شد. امروز هزار فامیل به گونه ای دیگر شکل می گیرد.
یادم هست زمانی که آقای احمدی نژاد دست به بذل و بخشش مقامات مهم و پر سود کرده بود من نمونه ای را در همین وبلاگ نوشتم که قدرت و رانت ها چطور مانند مرغ عروسی (یا عزا) میان "خودی" ها نقسیم می شود. لطفا یک بار دیگر آن یادداشت را بخوانید تا ببینید چند تا برادر و با جناق و پسر عمه و داماد جابجا می شوند.
کاش روزنامه نگار شجاع و علاقمندی پیدا شود و با تحقیق، شجره یا درخت فامیلی آقایان حاکمان را ترسیم کند. من فکر می کنم تصویر وحشتناکی از روابط پیچیده و مافیایی فامیلی رسم خواهد شد.
----------
سفرنامه ی کوتاه مریم سطوت را در سایت گویا می خواندم. مریم سطوت از فعالان و رهبران سازمان فدائیان اکثریت بوده که پس از مهاجرت سال ها در ازبکستان شوروی سابق زندگی کرده بوده و امسال برای تجدید خاطرات اش سفری به آنجا داشته. اما منظورم اینها نبود!
منظورم تصویری است که نویسنده از جامعه ی ازبکستان امروز نشان می دهد، و بخصوص موضوع ملت-سازی. البته این "سازی" خیلی جاها در زبان فارسی معنی منفی دارد مثل کتاب-سازی.

اما در فرهنگ سیاسی nation-building یا همین ملت-سازی معنای خاص خودش را دارد که لزوما هم منفی نیست. بخصوص در کشورهایی با قومیت ها و قبیله های مختلف. طبیعی است که اگر رقابت ها و برتری طلبی های قبیله ای بخواهد در این کشورها حاکم باشد باصطلاح سنگ روی سنگ بند نمی شود و هیچ طرحی در مقیاس کشوری به نتیجه ای نخواهد رسید. یک دوست من که اهل تانزانیا بود برایم تعریف می کرد که در کشورشان 200 زبان مختلف قبیله ای وجود دارد. باور کردن اش برای ام مشکل بود ولی واقعیت داشت. ایده آل این است که قومیت ها و قبیله های مختلف با حفظ کاراکتر و شخصیت خودشان (زبان وفرهنگ) بتوانند در یک همبستگی ملی با هم زندگی کنند. نه اینکه به زور اسلحه و سرکوب و تحمیل بخواهند اتحاد ملی "تولید" کنند.

به هر حال همانطور که قبلا در اینجا هم نوشتم یکی از ویژگی های پدیده ای به نام ملت، "اسطوره ها و حافظه ی تاریخی مشترک" است. در سفرنامه ی مریم سطوت بخوبی تشریح شده که امروزه چطور از شخصیتی مانند تیمور لنگ می خواهند یک نماد ملی برای ازبکستان بسازند. تیمور لنگ روزی شخصیتی مخرب و خشن و نابود کننده ی انسان ها و تمدن ها بوده. هنر بزرگ او ساختن کله منار از سر مردم مناطقی که فتح می کرده است بود. اما امروز بعنوان یک اسطوره ی ملی برای ازبک ها از نو ساخته می شود. یک هویت ملی و فرای قبیله ها و طایفه های ازبک در حال ساخته شدن است. از تیمور جد مشترک و پدر ملت ازبک ساخته می شود. نمونه ای که یکی از ویژگی های جامعه ی پدرسالار است. هم آسان تر در جامعه جا می افتد و هم آن پدرسالاری را تقویت می کند.
این ها نمونه های خوبی است تا ببینیم که چطور نیای مشترک و اسطوره های مشترک ساخته می شود و متاسفانه در بسیاری جاها تعصبات قومی و ملی و برتری طلبی ها بر اساس همین اسطوره ها که چندان هم واقعی نیستند شکل می گیرد. این سفرنامه را بخوانید. اشاره های جالب و خواندنی دیگری هم در آن پیدا می کنیم.

نوشته شده توسط پویا در 05:05 PM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

سلام پویا جان. بسیار به جا اشاره کرده‌ای. در تمام سال‌هائی که حکومت فعلی به خوردن مردمان خود مشغول بوده شاید بیش از سه یا چهار مورد ندیده باشم کسان‌‌ای رو که به مسئله‌ی 'هزار فامیل' اشاره کرده باشند و روزی نیست که خودم به این مسئله فکر نکرده باشم. غریب نیست این کم‌حافظگی ملت؟ حکومت قبلی از نظر اجهاف انگشت کوچک حکومت فعلی نمی‌شد و این امتیاز بزرگ رو داشت اقلا" که با دنیای متمدن روابط حسنه داشت. با این‌که شاه رو دوست نداشتم ولی امروز حسرت اون دوران رو می‌خورم و برام هم هیچ مهم نیست هر نوع برچسب‌ای.

مرسی به خاطر مطالب همیشه خوب و به جای‌ات.

نوشته شده توسط هاله در June 4, 2008 08:15 AM

هاله جان همانطور که خودت هم نوشتی اینها مسائلی نیست که خیلی پوشیده باشد. مشکل این است که حساسیت اجتماعی به آن کم است. فکر می کنم برای این است که خیلی ها می گویند "همیشه اینطوری بوده". راست هم می گویند ولی اینکه قبلا همیشه اینطوری بوده دلیلی نمی شود برای اینکه پس از این هم همیشه اینطوری باشد.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در June 4, 2008 04:34 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661