![]() |
|
|
« روز جهانی زن مبارک باد! |
صفحه اصلی
| باز هم درباره ی "انتخابات" »
March 10, 2008
وضعیت زنان ایرانی - صد سال بعد موناهیتا می پرسد: "تصور کنید در سال ١٤٥٧ شمسی به سر میبریم، یعنی صد سال پس از "انقلاب " بهمن. -به نظر شما و یا در تخیل شما راجع به صد سالگی این رویداد در کتابهای تاریخ چه نوشته شده است؟ فکر نمی کنم برای یک ایرانی که نگاهی هرچند کوتاه به همین تاریخ 150-100 سال گذشته اش انداخته باشد، جواب دادن به سوال موناهیتا کار ساده ای باشد. این جلو و عقب رفتن ها و به قول انقلابیون نسل های گذشته "یک گام به پیش دو گام به پس" کردن ها جای کلی شک و تردید و اما و اگر برای کسی مثل من باقی می گذارد. فکر می کنم اگر من یک سوئدی، یک فرانسوی، یک آلمانی بودم می توانستم بگویم که نقطه ی ضعف های برابر-حقوقی و تبعیض در جامعه ی من کجاست و با یک دسته معیارها و نهادها و سیاست های احزاب و سازمان های زنان و مانند اینها می توانستم تقریبا بگویم که لااقل 25 یا 50 سال آینده در کجا خواهیم بود. نه اینکه خون سوئدی یا فرانسوی یا آلمانی از خون من و توی ایرانی رنگین تر باشد یا عیبی در وجود من و توی ایرانی باشد. مسئله این است که جامعه ای با معیارهای مدرن و عقلانیت و مصالح اجتماعی اعضای آن اجتماع می چرخد و جامعه ای دیگر مثل جامعه ی ما از یک طرف پا در گودال عمیق سنت دارد و هنوز نمی داند تکلیف اش در آسمان تعیین می شود یا همینجا روی زمین، و از طرف دیگر فکر می کند با ماشین سوار شدن و موبایل به دست گرفتن و چند کارخانه ی مونتاژ دست چندم به راه انداختن، "فرزند زمانه ی خودش" شده و از غرب کافر "چیزهای خوب شان" را گرفته و به ریش آنها خندیده است! از خودم می پرسم 100 سال بعد مردم این سرزمین چگونه قضاوت می کنند؟ خوب، من در اینجا نشسته ام، تقریبا 100 سال پس از روشنفکرانی مثل آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی و زنانی مثل بی بی خانم استرابادی و صدیقه دولت آبادی. چه می توانم بگویم جز اینکه ای اجداد محترم من، من که امروز اینجا نشسته ام و به جنبش زنان کشورم و دستآوردهای آن در این صد ساله ی پس از شما نگاه می کنم، خواسته های آنها (و من هم جزئی از این جنبش برابری-طلب) به نوعی تکرار حرف های شماست. یک سری به سایت کمپین 1 میلیون امضا بزنید و یک نگاهی به کتاب های تاریخ مشروطه بیاندازید. ذره ذره دستآوردهایی بدست آمده بود و عجبا که از اولین قانون هایی که بلافاصله پس از انقلاب باید عوض می شد قانون حمایت از خانواده بود که با سرنوشت بسیاری از زنان ارتباط مستقیم داشت. یعنی جلو رفتن و هر سال دستآوردی تازه و بیشتر داشتن قانون حاکم بر زندگی ما نبوده است. واقعا فکر می کنم اگر امروز در کنار هم تلاشی کنیم و تلاش مان به جایی برسد، می شود امید داشت که صد سال دیگر، ایرانی بنشیند و به زمانه ی ما فکر کند و حرف هایی غیر از حرف های امشب من بزند، وگرنه فکر می کنم آنها هم به نوعی حرف های امروز ما را تکرار خواهند کرد، البته شاید و یا حتما با پدیده ای جدیدتر و پیشرفته تر از اینترنت ... همه ی دوستانی که وبلاگ مرا می خوانند و خودشان جایی برای نوشتن دارند، خوب است نظرشان را بنویسند که صد سال دیگر مردم چه خواهند گفت؟ نوشته شده توسط پویا در 08:49 PM Bebin injori mishe ke adam be har chi shanide shak mikone! Bad mige bezar khodam natije begiram pas bezar bishtar bekhonam...v gamanam ta on moghe dare fani ro veda gofte
نوشته شده توسط sh.kh در March 10, 2008 09:41 PM پویا جان سلام، راستش من نمیتوانم ۱۰۰ سال دیگر را پیشگویی کنم. و فکر میکنم بجای صرف انرژی مضاعف، به شرایط امروز زنان در ایران نگاه کنیم و ببینیم در این حکومت ۳۰ ساله چه حقوقی از آنها ضایع شده! روی سخن من بیشتر با آندسته از زنان ایرانی است که پرجم مبارزه برای برابری حقوق زنان را برافراشتهاند. باید تجاوز به حقوق زنان در این سیساله را نام برد. این قدم مهمی است و زنان ما اعلام کنند چه نمیخواهند و چه میخواهند! در این صورت، مردان آگاهانه تر با آنها در مبارزهشان همسنگر میشوند. واقعیت این است که زنان فعال داخل و خارج ایران بر سر حقوق زنان در حکومت اسلامی اختلاف نظر دارند و هنوز نتوانستهاند جبهه متحدی را روی چند موضوع اساسی که همه با هم اتفاق نظر دارند تشکیل دهند و پراکندهکاری میکنند. البته در چنین اتحادی باید به تفکرات همدیگر و اختلاف نظرها احترام گذاشت. من فکر میکنم بد نیست بجای پیشگویی، زنان فعال ما این مقولهها را به بحث بگذارند.
نوشته شده توسط بیلی و من در March 11, 2008 04:48 PM اسد جان البته شاید این هم بهانه ای است یا راهی است برای دیدن وضعیت امروزمان. یا لااقل می شود این "سوء استفاده" را از آن کرد. شاد باشی
نوشته شده توسط پویا در March 11, 2008 05:15 PM پویا جان سلام
نوشته شده توسط پویا در March 12, 2008 11:50 AM شما گفته بوديد كه"ای دیگر مثل جامعه ی ما از یک طرف پا در گودال عمیق سنت دارد و هنوز نمی داند تکلیف اش در آسمان تعیین می شود یا همینجا روی زمین"
نوشته شده توسط محمد در April 6, 2008 01:18 PM من هم با نظر محمد موافقم چرا فكر ميكنيد ما نمي دانيم بايد چه كنيم در حالي كه تكليف ما كاملا روشن است
نوشته شده توسط در April 6, 2008 01:24 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: