![]() |
|
|
« نمونه ای از تاثیر فرهنگ بومی در دین |
صفحه اصلی
| جایزه ی بنیاد اولاف پالمه در سوئد به فعال جنبش زنان ایران »
February 10, 2008
احساس بیگانگی این را که می نویسم نه برای مرثیه خوانی است که دلیلی هم برای آن نیست. تاریخ نویسی و تحلیل هم نیست. بیان یک حس شخصی چند ساله است. نمی خواهم بگویم که شور نوجوانی دیگر نیست، هر چند که آن ساده انگاری ها دیگر وجود ندارد. هنوز حس می کنم آن شور و آتش جوانی هست. نه آنقدر ناب و ساده، آنطور که احساس بی تجربه و کودکانه ی جوانی می طلبید: آنقدر سیاه و سپید، آنقدر دست یافتنی ... امروز پس از گذشت سال ها، از آن آرمان های ناب، انسان گرایی و احساس وظیفه برای تلاش و از پای ننشستن و ساکت نماندن مانده. بی تفاوتی نسبت به رویدادی است که هر سال و هر روز از هویت سیال من فاصله گرفته و نسبت به آن بیگانه شده ام. همانقدر که با این رویداد احساس بیگانگی می کنم، بسیار بیشتر با آدم هایی که دغدغه ی انسان را دارند، آدم هایی که خیلی هاشان را از دور می شناسم احساس یگانگی می کنم. نوشته شده توسط پویا در 05:58 PM سلام . وب خوبی دارید خوشحال میشم به وبلاگ ما هم یه سر بزنید
نوشته شده توسط فریماه در February 11, 2008 01:23 PM سلام دوست عزیز من امده تبادل لینک هستم اگه دوست داشتی بگو اضافت کنم یا علی
نوشته شده توسط سید در February 11, 2008 02:47 PM اقا پویا راستی یادم رفت بگم کار ه ت خیلی درسته یا علی
نوشته شده توسط سید در February 11, 2008 02:48 PM ba mazerate farAvAn az finglisi neveshtan, piSnahAd mikonam in rA bekhAnid: http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=13629
نوشته شده توسط yek zan در February 14, 2008 03:23 PM "یک زن" عزیز، من مرد هستم و پویا نه به عنوان اسم من، بلکه برای بیان تلاشی است که آدمی برای ایستا نبودن و پویایی می کند. مطلبی را که لینک داده ای حتما می خوانم.
نوشته شده توسط پویا در February 14, 2008 05:24 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: