![]() |
|
|
« پدرسالاری جدید - دنباله |
صفحه اصلی
| چهل سالگی و احساس خوشبختی - دوره ی سنگین زندگی »
January 28, 2008
اصلاح طلبی فقط شعار نیست. مهم تر از آن یک فرهنگ است من فکر می کنم اصلاح طلبی یک نوع شیوه ی بودن است، یک فرهنگ است. البته آنجا که پای سیاست به میان می آید اصلاح طلبی، شعار و سیاست هم هست. اصلا اصلاح طلبی با شعار "تغییر"، در سطح اجتماع اظهار وجود می کند. به نظر من اینها مشکلات بزرگ و پیچیده ای هستند که اصلاح طلبان حکومتی در کشور ما با آنها رو به رو هستند. یک نمونه ی این مشکل را این روزها که اصلاح طلبان حکومتی با فشار جناح مقابل شان رو به رو شده اند و باید میدان را پیش از شروع بازی به آنها واگذار کنند، می توانیم ببینیم. اگفته های نامشخص و ضد و نقیض درباره ی رد صلاحیت های خودشان را همه ی دوستان حتما خوانده اید. مهم ترین عنصر فرهنگ اصلاح طلبی در جامعه ی ما، تغییر در فرهنگ "خودی و غیرخودی" است. فرهنگ مشارکت حداکثری مردم در امور خودشان است. اما وقتی نوشته ی کسی مانند احمد شیرزاد را می خواندم، بر خلاف متن احساساتی اش باز از فرهنگ اصلاح طلبی خالی است. در گفتمان و زبان اصلاح طلبان حکومتی، آنچه ناپسند است این است که رقیبان حاکم، در وفاداری و التزام آنها به نظام و عقیده ی آن نظام شک کرده اند. گفتمان، گفتمان این نیست که این تقسیم بندی خودی و غیر خودی است که مشکل ساز است. گفتمان این است که جای "ما" در آن دایره ی تنگ خودی ها باید باشد. و غیر خودی ها همچنان غیر خودی باقی می مانند. یا وقتی که آقای دادفر می گوید: "چنين مجلسي نمي تواند در راس امور باشد". یعنی مجلسی که در انتخابات اش اجازه ی رقابت به اصلاح طلبان حکومتی داده نشده باشد. خوب، می شود پرسید که از مجلس اول تا هفتم، کدام شان در راس امور بوده اند؟ اصلا راس امور بودن یعنی چه؟ جز این است که اراده و رای مجلس تعیین کننده ی قوانین باشد؟ مجلس های شورای ما از همان ابتدا یا زیر چتر کاریزمای رهبری (دوران آقای خمینی) بودند و یا اسیر نظارت استصوابی. در اوج دوران اصلاحات یعنی مجلس ششم هم مجلس قدر و شانی در ساختار قدرت نداشت. پس ما از چه حرف می زنیم؟ همین که ما هم شریک در قدرت باشیم، مجلس در راس امور می نشیند و چند صدایی در جامعه حاکم می شود؟ یعنی محور یک جامعه ی تکثرگرا و مردم سالار در حضور داشتن اصلاح طلبان دولتی در ساختار قدرت است؟ همه ی گفتمان اصلاح طلبی تبدیل شده است به اصرار در اثبات مسلمان معتقد بودن و التزام قلبی و عملی داشتن به آن چیزی که مدعی اصلاح آن هستند! همه می خواهند ثابت کنند صلاحیت دارند، آنهم بر طبق معیارهایی که جناح رقیب گذاشته است. قبلا من می پرسیدم اصلاح طلبان حکومتی چگونه می خواهند این ساختار پیچیده را اصلاح کنند. یعنی راه حل شان کدام است. نوشته شده توسط پویا در 06:30 PM سلام ...مهمترین نکته را بهش اشاره نکردی. اصلاحطلبی یک فرهنگ مثبت هست وقتی آنچه را که طلب اصلاحش میکنی، قابل اصلاح هم باشد اما وقتی سیستمی قابل و توان اصلاحات را ندارد نه فقط یک شعار عوامفریبی و خودفریبی بلکه حتی یک فرهنگ ضایع برای جلوگییری از هرگونه تغییرات هست، ترمزی برای قدم به جلو گذاشتن و معترض به وضعیت بودن میباشد ...
نوشته شده توسط آرمین گیلهمرد در January 30, 2008 03:06 PM آرمین جان. در این یادداشت خواستم بگویم که اصلاح طلبی غیر از سیاست کاری، یک فرهنگ اجتماعی و فردی است. همانطور که مدرن بودن یک فرهنگ است، یک شیوه ی بودن است با همه ی جوانب اش.
نوشته شده توسط پویا در January 30, 2008 05:51 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: