« فکرهای سیاسی این دو سه روزه | صفحه اصلی | پدرسالاری جدید - دنباله »
January 21, 2008
پدرسالاری جدید - تلاشی برای فهمیدن وضعیت امروزی ما

امروز درد دستم بهتر شده است و گفتم که یادداشت دیروز و امروز را با هم در یک جا بیاورم که خواندن آن هم راحت تر باشد.

یکی از بهانه های نوشتن این یادداشت، این پست وبلاگ وارش است درباره ی نابسامانی های اجتماعی جامعه ی ما. یک بهانه ی دیگر نگاه به مراسم سنتی عاشورا و عکس ها و نوحه های "مدرن" در خیابانهای شهر بود، آنقدری که در اینترنت قابل دیدن است. بهانه ی دیگرم دغدغه ی فهم گذار جامعه ی ما از سنت به تجدد یا مدرنیته است: چراها، راه ها، تجربه ها.
نجیب محفوظ نویسنده ی مصری درباره ی انسان متناقض در یک جامعه ی متناقض و در یک وضعیت متناقض (چیزی مثل جامعه ی خود ما) می نویسد:

"او یک زندگی امروزین (مدرن) را اداره می کند. او از قوانین کیفری و مدنی که ریشه ی غربی دارند اطاعت می کند و درگیر کلاف سردرگم و پیچیده ای از داد و ستدهای اجتماعی و اقتصادی است و اصلا مطمئن نیست که این امور تا چه اندازه در توافق یا تضاد با عقاید اسلامی اوست. زندگی در جریان خود، او را به همراه می برد و او برای مدتی شبهات خود را فراموش می کند تا اینکه در یک روز جمعه او به سخنان امام جمعه گوش می دهد یا صفحه ای مذهبی در یکی از روزنامه ها می خواند، و شبهات گذشته با هراس خاصی برگشت می کند. او در می یابد که در این جامعه ی جدید، مبتلا به شخصیتی پاره پاره و دو نیمه شده گشته است: نیمی از او اعتقاد دارد، عبادت می کند، روزه می گیرد و به زیارت می رود، نیمه ی دیگر، ارزش هایش را در بانکها و دادگاه ها و در خیابان ها، حتی در سینما و تئاترها، و شاید حتی در خانه در میان خانواده اش در مقابل صفحه ی تلویزیون، باطل و بی اعتبار می سازد".

این نقل قول طولانی محفوظ را هشام شرابی جامعه شناس عرب در کتابش به نام «پدرسالاری جدید» آورده است برای اینکه شخصیت متناقض فرد آدمی را در یک جامعه ی متناقض نشان بدهد. "پدرسالاری جدید" وضعیت ماست که در جایی یا برزخی میان سنت و مدرنیته غوطه ور هستیم. نه کاملا از سنت رها شده ایم و نه کاملا مدرن زندگی می کنیم. منظورم از زندگی کردن، هم زندگی اقتصادی مان است، هم زندگی سیاسی و اجتماعی مان و هم زندگی فکری مان. شرابی برای کمک به فهم تفاوت های سنت و مدرنیته به چند تفاوت مهم آنها اشاره می کند و البته پدرسالاری و سنت را در اینجا به یک معنی می گیرد. پدرسالاری ساختار اجتماعی-اقتصادی جامعه ی سنتی است. اما تفاوت ها:

دانش- مدرنیته: اندیشه / عقل -- پدرسالاری: اسطوره / اعتقاد
حقیقت - مدرنیته: علمی / کنایه آمیز -- پدرسالاری: دینی / تمثیلی
زبان- مدرنیته: تحلیلی -- پدرسالاری: سخنورانه
حکومت - مدرنیته: دموکراتیک / سوسیالیست -- پدرسالاری:سلطنت پدرسالار جدید
روابط اجتماعی - مدرنیته: افقی -- پدرسالاری: عمودی
قشربندی اجتماعی - مدرنیته: طبقه -- پدرسالاری: خانواده/طایفه/فرقه

فکر می کنم اگر این خصوصیات و تفاوتهای پدرسالاری جدید و مدرنیته را قبول کنیم، روشن است که ما در کدام وضعیت زندگی می کنیم. پدرسالاری جدید از آنجا ناشی می شود که جامعه ی سنتی در تماس با مدرنیته و تجدد، بعضی از ساختارهای آن را به کار می گیرد (مثلا مجلس شورا) ولی کارکرد این ساختارها لزوما مدرن نیست و طبق فرهنگ سنتی عمل می کند.
یعنی پدرسالاری جدید تقریبا همه ی لوازم مدرنیت مثل دولت و دستگاه های دولتی، مجلس و حتی خیلی جاها مانند دوران پهلوی بعضی نهادهای جامعه ی مدنی مانند اتحادیه های صنفی و احزاب را دارد، اما با این وجود ساختار و روابط اجتماعی هنوز عمودی و از بالا به پایین است. هنوز رهبری کشور تا بالاترین درجه شخصی است حالا شاه باشد یا ولایت فقیه و یا مقام نظامی.
در چنین جامعه ای هنوز رهبری و دولت نقش تصمیم گیرنده را برای مردم ایفا می کنند و مانند یک پدر مقتدر معتقدند که خیر و صلاح جامعه را آنها بهتر از هر کس می دانند. ما در کشور خودمان با پدرسالاری جدید بطور جدی در زمان رضا شاه برخورد کردیم.

ساخت جامعه ی ما تا پیش از انقلاب مشروطه هنوز بیشتر یک ساخت سنتی بود. آرمان جنبش مشروطه بیرون رفتن از چنین ساختاری و تلاش برای رسیدن به ساختاری مدرن بود. اما جامعه ی ایران با رسیدن رضا شاه به قدرت به این ساختار مدرن دست پیدا کرد اما خصلت پدرسالارانه ی روابط ، هنوز و تا امروز با جان سختی ادامه پیدا کرده است.

هشام شرابی که درباره ی جوامع عرب بحث می کند، در واقع مسائلی را مطرح می کند که با بعضی تفاوت های تاریخی، مسائل روز ما هم هست. او به درون جامعه و به درون نهاد خانواده می رود و نشان می دهد که روابط پدرسالارانه چطور این قدر عمیق در زندگی ما جا خوش کرده است و با وجود دوران جدید فقط بعضی از شکل های ظاهری آن تغییر کرده است. ساختار سیاسی و اجتماعی پدرسالار از جامعه ی پدرسالار ناشی می شود و از طرف مقابل به تقویت آن جامعه کمک می کند.
برای نمونه:
سه موضوع مهم در روابط اجتماعی مطرح می شود:

1- اقتدار و تسلیم
یک روانشناس اجتماعی درباره ی ساختار خانواده ی پدرسالار می گوید: "خانواده در سرکوبش بیرحم است. بچه بزرگ می شود تا یک جوان مطیع گردد، تابع و مادون کسانی که از او بالاتر هستند – پدرش، برادر بزرگترش، رئیس طایفه اش، رئیسش ... هدف اصلی این است که بچه مطیع، درست کردار، جاهل نسبت به امور جنسی، بهتر از همقطارانش باشد..." و یا در جای دیگر درباره ی رواج و غلبه ی خرافات در چنین جامعه و خانواده ای ادامه می دهد:
"ذهن علمی که پدیده ها را با ارجاع به عللی که در معرض آزمون و اثبات هستند تبیین می کند، در شخصیت جمعی ریشه ندوانیده است. جهت گیری جادوگرانهو مافوق طبیعی هنوز غالب است و در ساختار روانی فرد فعال می باشد. بدین ترتیب عقلانیت، اصل حاکم بر رفتار فرد یا کنش اجتماعی بطور کلی نیست. در جامعه دو بخش در جوار یکدیگر وجود دارند؛ یکی جادویی، دیگری علمی؛ ساختارهای سنتی در کنار ساختارهای مدرن و یک اقتصاد ابتدایی و وابسته در کنار یک اقتصاد مدرن عقلانی، همزیستی دارد".
هم این روانشناس اجتماعی و هم شرابی بر «اجتماعی» بودن این خصوصیات تاکید دارند که این روابط "محصول یک طبیعت بنیادین" نیستند و با تغییر شرایط اجتماعی تغییر می کنند. شرابی نمونه ی دو فمینیست معروف نوال السعداوی و فاطمه مرنیسی را در مورد وضعیت زنان قبلا آورده است که آنها هم معتقدند با تغییر شرایط اجتماعی می توان بر روابط نابرابر زنان و مردان در جامعه ی پدرسالار غلبه کرد. شرابی این نقل قول را از فاطمه مرنیسی می آورد که:
"تغییر تنها از از طریق تغییر دادن رابطه ی میان زن و مرد در جامعه، در اعمال و رویه های اجتماعی، صورت خواهد گرفت- فرایندی طولانی مدت، در برگیرنده ی شیوه های جدید تربیت و آموزش، بر مبنای برابری کامل مردان و زنان در همه ی مراحل زندگی، ازتولد تا مرگ، برابری در حقوق و وظایف درون خانه و خارج از آن و در آموزش فرزندان".

دو تا دیگر از این موضوع های مهم را به یادداشت بعدی بگذاریم.

قسمت آخر این مطلب در پست بعدی.

نوشته شده توسط پویا در 06:04 PM

نظرات (3)


نظرهای نوشته شده:

سلام
وبلاگ بسیار خوب و مفیدی داری خوشحالم باهات آشنا شدم

نوشته شده توسط صدف در January 25, 2008 04:00 PM

سلام ... اصلاً با شما موافق نیستم که ولایت فقیه رو با شاه و امپراطور مقایسه می کنید ... سیعی کن اطلاعاتت رو در مورد ولایت فقیه بیشتر کنی که دچار این توهمات نشی ... موفق باشید یا علی

نوشته شده توسط هزار فرسنگ در May 1, 2008 04:07 PM

یه چیز رو یادم رفت بگم . اینکه مطمئن باش جیزی به نام مدرنیته ما نداریم که واقاً مدرن باشه همش فقط ظواهر مدرنیته است . ما انقلاب کردیم که در نهایت به تمدن اسلامی که نهایت سنت است برسیم نه اینکه بزنیم تو سر هم که چرا مدرن نشدیم . به جای اینکه رو مدرنیته کار کنی رو تمدن اسلامی کار کن .

نوشته شده توسط هزار فرسنگ در May 1, 2008 04:13 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661