![]() |
|
|
« جستجوی اسطوره های دینی در اعماق تاریخ - چند نمونه |
صفحه اصلی
| فکرهای سیاسی این دو سه روزه »
January 13, 2008
شرایط انتخابات آرمانی نیست- ما چه می توانیم بکنیم؟ پس از نوشتن یادداشت چون و چراهای انتخابات، دو سه ایمیل از دوستان گرفتم که پرسیده بودند این به معنی تحریم انتخابات است؟ من فکر کردم که اینجا یک توضیح بیشتری درباره ی نظر خودم بدهم. این سوال ها و چون و چراهایی که در آن یادداشت آوردم مستقل و صرف نظر از این است که در یک وضعیت انتخاباتی هر کس چه تصمیمی می گیرد. ببینید، در مورد خود آن سوال ها، اینطور نیست که چون و چرا و پرسش فقط برای رای ندادن باشد. حتی اگر در یک شرایط سیاسی مشخص، قرار بر رای دادن به گروهی یا جناحی باشد، باز هم به نظر من این سوال ها و چون و چرا کردن ها باید مطرح باشند. دادن رای، حتی در دموکرات ترین جامعه ها به معنی دادن چک سفید و بدون قید و شرط به حزبی و افرادی نیست. در همان ساختارهای دموکراتیک نهادهایی مثل رسانه ها و اتحادیه های صنفی هستند که مدام از حزبی که با رای مردم در قدرت نشسته درباره ی وعده و وعیدهای انتخاباتی اش سوال می کنند. مخاطب من در آن یادداشت و این نوشته با دوستان فعال اجتماعی است که معتقدند با رای دادن به اصلاح طلبان دولتی می توان دریچه ای هر چند کوچک در فضای اجتماعی باز کرد. من هم مثل خیلی از دوستان فکر می کنم که رای دادن، یک عمل سیاسی است و یک عمل سیاسی با آرمان گرایی و حداکثری فکر کردن نمی خواند. عمل سیاسی، گرفتن فرصت های هر چند کوچک و کوتاه است. اما باز هم این عمل سیاسی، اگر بدون نگاه و فشار انتقادی و چون و چرا به عملکرد کسانی باشد که به آنها رای داده ایم، این هم خودش یک جور آرمان گرایی از جهت مخالف است. به نظر من تجربه ی اصلاح طلبان دولتی در دوران حکومت و مجلس شان نشان داد که همیشه نزدیکی بیشتری با قدرت حس می کنند تا با مردم. یک موضوع مهم در هر انتخاباتی در کشور ما این است که میدان مانور مردم تا آخرین لحظه در اختیار شورای نگهبان و نظارت استصوابی آنهاست. تا آخرین لحظه معلوم نیست که رای مردم - حتی اگر همه شان تصمیم بگیرند به اصلاح طلبان حکومتی رای بدهند - تا چقدر با نفوذ است؟ آیا اصلا آن تعداد "اصلاح طلب"، تایید صلاحیت می شوند که بتوان حتی یک اقلیت کارساز در مجلس داشت؟ گروهی بخصوص در خارج کشور از حالا و پیش از معلوم شدن وضعیت انتخابات، تصمیم به تحریم گرفته اند که با آوردن دلیل برای نبود یک شرایط نسبتا آرمانی دموکراتیک تصمیم خودشان را توجیه می کنند. گروه دیگری هم با مخالفت با آنها، برضرورت شرکت گسترده ی مردم و منزوی کردن محافظه کاران تاکید دارند. من فکر می کنم تحریم بدون قید و شرط و از پیش تعیین شده، در شرایط امروزی جامعه ی ما عملا همان چیزی است که به نفع محافظه کاران تمام می شود چون آنها به همان درصد پایین رای دهندگان خودشان اتکا دارند و چون نهادهای اصلی قدرت و رسانه ها همه در دست شان است، اکثریت خاموش و تحریم کننده، اثر بازدارنده ای روی آنها نمی توانند داشته باشند. فشار اجتماعی هم آنقدر نیست که یک تحریم، به معنای محدود شدن عمل آنها باشد، کما اینکه در دوره ی مجلس هفتم هم نبود. به نظر من باید منتظر بود و دید که مردم چقدر می توانند قدرت مانور داشته باشند و از کوچکترین امکانات هم استفاده کرد. نوشته شده توسط پویا در 12:52 PM پویای عزیز جوانی و واقع بینی جمع کمیابی از فضیلت های انسانی است و نوید آینده بهتر.
نوشته شده توسط ملیحه محمدی در January 13, 2008 01:42 PM گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
نوشته شده توسط الهام در January 14, 2008 03:02 AM اينها ميخواهند ما ساکت باشيم ، به هر وسيلهای که ميشود بايد صدای خود را بگوش ديگران برسانيم.
نوشته شده توسط هواداران سازمان فدائیان ( اقلیت ) در January 14, 2008 10:07 AM حقوق بشر مجموعه حقوقيست كه انسانها صرفا به حكم انسانيت و عقلانيت از آن ميبايست برخوردار گردند. لازمه دمكراسي، حكومت قانون و امكان "تغيير مستمر قانون اساسي" بوسيله مردم است. قانون اساسي براي ملت است، نه ملت براي قانون اساسي. در شرايط کنوني قانون اساسي ايران چيزي نيست جز آنچه که از مغز کم حجم ولايت سلطنته فقيه تراوش کرده است و پيشبرنده خاصه هاي طبقاتي اوست , که غير قابل تغيير ميباشد عليرغم تمايل عمومي به تغيير آن. زيرا هر تصميم سياسي مي بايد با مباني فقهي (غير آکادميکي) سنجيده شود و اين حوزه اي توان حل همه مشكلات سياسي، اقتصادي، فرهنگي، نظامي و اجتماعي را داراست . ولايت فقيه اعتبار شرعي ندارد به بيان ديگر اين واژه نه عقلانيست و نه شرعي , بيش از آنكه امري ديني باشد انعکاس سلطنت و استبداد شرعي در ذهن و ضمير خميني فرصت طلب بوده است. ولايت فقيه يك حكومت اتوكراتيك و مبتني بر حق الهي فقيهان است و با مردم سالاري سازگار نيست, اين ناسازگاري ذاتي است و با اصلاحات قابل رفع نيست . حال آنکه در عصر مدرنيته عقلانيت هيچ خط قرمزي را به رسميت نمي شناسد. و آنان با ايجاد رعب و وحشت قادر به محدود کردن محدوده خرد و انديشه نيستند.
نوشته شده توسط پوپی در January 14, 2008 11:37 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: