![]() |
|
|
« وقتی اسحاق شامیر چکش را روی میز می کوبد! |
صفحه اصلی
| جستجوی اسطوره های دینی در اعماق تاریخ - چند نمونه »
January 07, 2008
انتخابات مجلس - مجرای تنفس یا چون و چرا در وعده و وعیدها؟ انتخابات مجلس نزدیک می شود. محافظه کاران که مجلس و ریاست جمهوری را "امام زمانی" می خواهند و خودشان را زیاد درگیر وعده و وعید به مردم نمی کنند. دغدغه ی آنها بیشتر این است که چه جناحی و چه ائتلافی از محافظه کاران در قدرت می نشیند: مثلا طرفداران احمدی نژاد یا "عقلایی" مثل جناح لاریجانی. رسانه های همگانی و تریبون های نماز جمعه در اختیارشان است و پشت شان به "امدادهای غیبی" گرم. البته امدادهای غیبی که بدون حربه ها و وسایلی این-جهانی مثل نظارت استصوابی و رد صلاحیت کارکردی ندارند. موضوع بیشتر بر سر اصلاح طلبان حکومتی است که نزدیک به زمان انتخابات، به فکر مشارکت مردمی و جامعه ی مدنی و فشار از پایین می افتند و شعارهای زیبا سر می دهند. به نظر من به این انتخابات، مثل دفعه های گذشته مثلا انتخابات ریاست جمهوری، از دو نظر می شود نگاه کرد. یکی اینکه بگوییم "بگذار اینها (اصلاح طلبان) بیایند شاید این فشاری که هست کمتر شود و آنها آسان گیرتر هستند و یک نفسی می کشیم". خوب، چه بخواهیم و چه نخواهیم خیلی از مردم با این فکر ممکن است شرکت کنند و به اصلاح طلبان هم رای بدهند. همانطور که خیلی ها همینطور به رفسنجانی در مقابل احمدی نژاد رای دادند. فقط مسئله این است که این فکر و نظر- بدنبال راه نفسی بودن- دیگر جایی برای سوال و چون و چرا در آنچه اصلاح طلبان حکومتی می گویند نمی گذارد. اصلا مسئله، برنامه ی آنها نیست. اما اگر بخواهیم سخت گیرتر باشیم و چون و چرا کنیم و در مقابل وعده های آقایان ائتلاف اصلاح طلبان بی تفاوت نباشیم، مسئله عوض می شود. آقای رضا خاتمی و ستاد ائتلاف شان وعده های زیادی به مردم می دهند و برنامه ای ارائه می کنند: "حق حاکمیت مردم، گسترش و نهادينه سازی آزادی های اجتماعی، سياسی و تحقق مردم سالاری، بازگرداندن اعتدال در رفتارها و مناسبات داخلی، تعامل مثبت و سازنده با جامعه جهانی". اینها را به عنوان اهداف اصلی و کلی اعلام کرده اند. و البته اینها و یک لیست بلندبالا از اهداف دیگر "بر اساس اصول قانون اساسی" و در چارچوب های قانونی و اجرایی موجود. آقای خاتمی و دوستان شان در سخنرانی ها یا مصاحبه های شان فراموش نمی کنند که تاکید کنند اصلاح طلبان حکومتی "ساختارشکن" نیستند. ولی آقای خاتمی که از رهبران این ائتلاف است توضیح نمی دهد با ساختار فعلی و وجود نهادهای نظارت کننده و تصمیم گیرنده ای مثل ولایت فقیه و شورای نگهبان چطور می خواهند به اهداف شان برسند. تجربه ی هشت ساله ی دوره ی اصلاحات نشان داد که چارچوب قانون اساسی نقش اصلی را در تصویب قوانین به شورای نگهبان می دهد. یک مجلس اصلاح طلب نه تنها نمی تواند قانونی بر خلاف رای شورای نگهبان از مجلس بیرون بیاورد بلکه حتی طرح مسائلی که به صلاح آقایان نباشد در مجلس ممنوع است (مثل حکم حکومتی در جریان طرح قانون مطبوعات در مجلس ششم). از طرف دیگر تعیین سیاست های کلی نظام و از جمله سیاست خارجی در دست رهبری است (اصل 110). بطور کلی اصلاح طلبان حکومتی به نظر من این توضیح را به مردمی که از آنها رای طلب می کنند بدهکارند که راهکارهای به انجام رساندن برنامه های شان در چارچوب ساختارهای کنونی کدام است؟ متاسفانه اصلاح طلبان حکومتی آنجا که به صلاح شان نباشد، ساختارشکنی را با شورش و به آتش کشیدن خیابان ها یکی می کنند تا خودشان را در چارچوب امنیتی حکومتی نگاه دارند. این همه فعال جامعه ی مدنی که با عقلانیت و آرامش و بصورت مدنی تلاش می کنند، هیچکدام نمی خواهند شورش و بلوا بر پا کنند اما می خواهند اسباب مشارکت مدنی واقعی برای مردم فراهم شود. اینها اغلب شان آن حفاظ امنیتی حکومتی را هم ندارند و هزینه اش را می دهند. پس چرا دوستان اصلاح طلب که رای مردم را طلب می کنند، جواب این سوال را نمی دهند که برنامه های اعلام شده شان را چطور می خواهند اجرا کنند و چطور می خواهند تجربه ی مجلس ششم تکرار نشود. تازه آن موقع اکثریت قاطع مجلس و نهاد ریاست جمهوری و دولت را هم در دست داشتند. طبق گفته ی خود اصلاح طلبان، همه ی اینها روی هم حدود 30 درصد قدرت را تشکیل می داد (که خود همین از طنزهای روزگار است). به نظر نمی رسد که فردای انتخابات، این مقدار از قدرت در اختیار اصلاح طلبان حکومتی باشد. پس راهکارها چیست؟ البته همه ی این چون و چرا ها برای این بود که بدانیم به چه چیز می خواهیم رای بدهیم. اما اگر هدفمان از رای دادن همان باز کردن فضا برای نفس کشیدن راحت تر است که دیگر این چون و چراها معنایی پیدا نمی کند. آیا همه ی این چون و چراها برای تحریم انتخابات است؟ در این نوشته ام نظر خودم را نوشته ام. نوشته شده توسط پویا در 07:10 PM شما ایران زندگی میکنی؟
نوشته شده توسط امیر در January 8, 2008 09:50 AM امیر عزیز، نه من در ایران زندگی نمی کنم. اما فکر می کنم برای طرح این سوالها چندان هم مهم نیست کجا زندگی می کنیم.
نوشته شده توسط پویا در January 8, 2008 04:58 PM با سلام و عرض خسته نباشيد ، وبلاگ هواداران سازمان فداييان ( اقليت ) با درج " مصاحبه راديو دمکراسی شورائی با فؤاد شمس در باره وضعيت دانشجويان زندانی " به روز شد.
نوشته شده توسط هواداران سازمان فداييان ( اقليت ) در January 9, 2008 07:52 AM سلام غریبه آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت
نوشته شده توسط در January 10, 2008 10:22 AM خوبه . اين لينك هايي كه گذاشتين همه اش قفله . عجب انتخابات آزادي !
نوشته شده توسط م. در January 24, 2008 09:02 PM سلام.سایت پر محتوا و مفیدی دارید.لطفا به وبلاگ منم سر بزنید
نوشته شده توسط کاوه در April 14, 2008 11:33 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: