« رابطه ی گزارش اطلاعاتی آمریکا و سنتور + دو سه مطلب کوتاه اما مهم | صفحه اصلی | از حقوق بشر تا "حقوق بشر" »
December 12, 2007
طلاق عاطفی و طلاق محضری

دو موضوعی که امشب می خواهم بنویسم چندان که نه، اصلا به هم مربوط نیستند.
اولی فقط انعکاس یک خبر است که فکر کردم بدون تفاوت از کنار آن نگذشته باشم: کاظم دارابی، تروریستی که در سال 1992 در رستوران میکونوس چند نفر از رهبران گروه ها و احزاب ایرانی را به گلوله بست، دیروز که اتفاقا روز حقوق بشر هم بود از زندان آزاد شد. او بخاطر این جنایت به حبس ابد محکوم شده بود. بحث بر سر انتقام جویی نیست. مسئله اینجاست که این جنایت به دستور آقایان مقامات بالاتر انجام شده است و دیگر اینکه دارابی که یکی از مجرمان این پرونده بوده مثل موردهای دیگر مورد تشویق و ارتقا هم قرار می گیرد. و نام و فتواها و دستورهای آقایان باز هم پنهان می ماند. همانطور که هنوز هم که هنوز است نه مسئله ی قتل های زنجیره ای به نتیجه رسیده و نه قتل زهرا کاظمی و نه بدون شک قتل زهرا بنی یعقوب. فصل مشترک همه این ها که نوشتم دستوری بودن جنایت است و فرار آمران و عاملان از عدالت. مصاحبه ی یکی از اعضای خانواده ی قربانیان میکونوس را در سایت رادیو آلمان در اینجا خواندم.
----------
در سایت روز خواندم که کتابی به تازگی در آمده به نام "جامعه شناسي زندگي هاي خاموش در ايران (طلاق عاطفي)"، نوشته ی احمد بخارایی. گویا این کتاب جلد اولی هم داشته به نام "یک بعد از ظهر خیالی" که اجازه ی نشر نگرفته است. اما موضوع کتابی که بهرحال توانسته دربیاید، نظرم را به خودش جلب کرد. موضوع کتاب درباره ی روابط سرد عاطفی و جدایی روحی زن و مرد در خانواده های ایرانی است.
یادتان هست که چند وقت قبل بحثی درباره ی هفت یا هشت ماده ی قراردادی در عقدنامه ها مطرح شد؟ خیلی از ما و از جمله من درباره ی آن نوشتیم. در بحث هایی که آن روزها در گرفت متوجه شدم که خیلی از دوستان ما و بخصوص جوان ترها چه تصور ایده آلی از روابط خانوادگی در ایران دارند. بسیاری (و طبیعتا خیلی بیشتر پسرها) می گفتند حالا که خانواده ی ایرانی اینقدر خوب و با عاطفه و محبت جا افتاده و پدر راضی و مادر هم راضی، دیگر چه جای این بحث ها و حقوق زن خانواده و اینطور چیزهاست؟ از ما حامیان قراردادهای ضمن عقد می پرسیدند چرا باعث مشکل و استرس می شوید؟
این "رضایت" مادر هم از همان تصورات ایده آل مآبانه ی ماست، همان موقع هم نوشتم. البته موضوع این کتاب لزوما حقوق زنان نیست اما لااقل در یک جا می تواند به ما کمک کند و آن اینکه: لزوما برداشت ما از خانواده ی ایده آل ایرانی می تواند کاملا درست نباشد.

همان اول به نظرم رسید چه مفهوم جالبی: "طلاق عاطفی"! چند تا خانواده ی دور و بخصوص نزدیک را می شناسیم که زن و مرد با اینکه در یک خانه زندگی می کنند و یک جا می نشینند و یک جا می خوابند، اما در واقع دو تا آدم بیگانه و بی تفاوت نسبت به هم هستند؟ این، در همه جای دنیا هست. در جامعه ای مثل جامعه ی ما با دنیای کاملا متفاوتی که پسر و دختر در آن بزرگ می شوند، شاید این بیگانگی ها اصلا و از همان ابتدای زندگی زمینه ی آماده و فراهم تری دارند. عده ای این "طلاق عاطفی" را بخاطر مسائل مادی بهتر ترجیح می دهند، عده ای بخاطر ترس از روی پای خودشان ایستادن، عده ای بخاطر نگاه خانواده و اجتماع و عده ای هم بخاطر وجود بچه ها و نداشتن تامین. دلیل ها و بهانه ها متفاوتند اما خود ِ این رابطه ی بیگانه وار وجود دارد و هست.

اما یک موضوع هم هست که زن و مرد هر دوی شان با مهارت سعی می کنند این را از دیگران و بخصوص بچه ها پنهان کنند. معلوم است که این بیگانگی و سردی از خیلی جاهای دیگر و به شکل های دیگر بیرون می زند. یکی پنهانی و دور از چشم دیگران رابطه ای عاطفی با دیگری بر قرار می کند. یکی هم شاید بخاطر محدودیت های زیاد اجتماعی و روانی (معمولا مادر)، تمام زندگی اش می شود بچه های اش. صد البته هم این نوع مادرها می شوند "مادر نمونه" بدون اینکه کسی فکر کند این "مادر" اول یک "زن" است. زیاد دور نرویم. من خودم چنین خانواده ای را تجربه کرده ام: مادر ِ نمونه ای که زندگی اش بچه های اش بود و پدری که گرفتار کار و دوستانش. اما این دو موجود که "مادر" و "پدر" بودند، در واقع انسان هایی بودند بیگانه از هم و سایه هایی که از کنار هم می گذشتند. بی تفاوتی و سایه بودن که کم کم عادت هم می شود. حالا که خاطرات کودکی را مرور می کنم بیشتر این طور چیزها را کشف می کنم. و نه فقط در خانه ی بچگی خودم، در اطراف مان بسیار بودند. تکه تکه های خاطره را در ذهنم مرور می کنم.

نمی دانم امروز جوانترها چطور فکر می کنند؟ در دوره ای که من ازدواج کردم، خود وقایع انقلاب و بخصوص بعد از آن مثل اینکه وجه مشترکی و "درد مشترکی" فراهم آورده بوند تا دنیاهای بیگانه برای بعضی پسرها و دخترهایی که زندگی مشترکی را شروع می کردند به هم نزدیک تر شود. نه اینکه همه ی این زندگی ها هم یک دوام قابل قبول و واقعی پیدا کند و به "طلاق عاطفی" یا طلاق محضری کشیده نشود. منظورم این است که بهرحال برای بعضی آدم ها آن زمینه ها وجود داشت. اما جامعه راه خودش را می رود و تب و تاب ها می خوابد. دنیاهای بیگانه ی زن و مرد باز هم وجود دارند و پس این سردی ها وبیگانگی ها هم ادامه پبدا می کند، کما اینکه همیشه هم همینطور بوده.

اما "طلاق عاطفی" یک ویژگی هم دارد: اینجا دیگر نه مردی است که خودسرانه "طلاق بدهد" و نه زنی که از روی ناچاری "طلاق بگیرد". اینجا دو تا انسان اند که بیگانه از هم اما در کنار هم زندگی می کنند، حالا سر هر کدام شان به چیزی گرم ...

خیلی کنجکاوم این کتاب را بخوانم. و از کنجکاوی من مهم تر اینکه، خوب است که جامعه این موضوع ها را به بحث می کشد و ایده آل یا تابوی کهنه ی "تقدس خانواده" را می شکند.

نوشته شده توسط پویا در 04:17 PM

نظرات (1)


نظرهای نوشته شده:

متوجه نمي شوم كه چرا بايد تقدس و آرمان خانواده را شكست؟؟!!
اگرچه نمي توان منكر آن شد كه برخي كج بيني ها و كژتابي ها بعضا موجب بد كاركردي نهاد خانواده مي شود اما شكستن پسامدرني و"انتقادي انفعالي"حريمها جز فروپاشي بي ثمر چيزي نخواهد داشت.
قاعدتا اگر مشكلي هست بايد حل شود و نه خورد.
شان ما ايراني ها در مقام عمل انقلابيست
حتي عليه خودمان و .......
نگاه جامعه شناسانه را هم كنار بگذاريم به لحاظ فلسفي نيز آن گفته را مرتبتيست فرو.

نوشته شده توسط در January 22, 2008 11:52 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661