« تجدید کتاب "اندیشه ی ترقی" - با تابوهای فکری جوابی برای چراهای مان پیدا نمی کنیم | صفحه اصلی | طلاق عاطفی و طلاق محضری »
December 09, 2007
رابطه ی گزارش اطلاعاتی آمریکا و سنتور + دو سه مطلب کوتاه اما مهم

دوستان به نظر من گزارش اطلاعاتی آمریکا درباره ی اینکه ایران برنامه ی سلاح هسته ای اش را در سال 2003 متوقف کرده است چند جنبه ی حاشیه ای هم دارد که اهمیت آنها از ظاهر مسئله می تواند مهم تر باشد.
اول و مهم تر از همه اینکه این گزارش ها فقط گزارش های "کارشناسی" بی طرفانه نیستند. گزارش های کارشناسی حتما در سازمان های اطلاعاتی تهیه می شوند اما آن چیزی که بیرون می آید از چندین فیلتر سیاسی و قدرت بندی های درون حکومت و در حاشیه ی حکومت (مثل کنگره) می گذرند. برای همین یک امکان این است که دموکرات ها می خواسته اند با این گزارش روی اهمیت سیاست مذاکره و فشار بجای جنگ تاکید کرده باشند. دموکرات ها از یک طرف دیگر نگران این هستند که در صورت به راه انداختن جنگی بوسیله ی نومحافظه کاران، پیامدهای آن جنگ روی دست حکومت دموکرات بماند.
یک نمونه از این موارد گفته های کوشنر وزیر خارجه ی فرانسه بود که همین 4-3 هفته ی پیش با قاطعیت می گفت "اطلاع دقیق دارند ایران قصد تولید سلاح اتمی دارد".
به نظر من روی این نوع گزارش ها باید حساس بود و آنها را دنبال کرد اما اطمینان یک طرفه به این ها، چه بسا موجب شود که بازی های سیاسی و احتمالا مذاکره ها و معامله های پشت پرده را نبینیم. مذاکره ها و معامله هایی که متاسفانه برای مردم شفاف نیستند و کسی روی آنها نظارت ندارد.

دیگر اینکه جمعبندی قطعنامه درباره ی توقف برنامه ی سلاح هسته ای، می تواند این نتیجه را هم برساند که ایران در واقع یک برنامه ی سلاح هسته ای داشته است. حالا اگر آقایان حکومت گر ما با خوشحالی از گزارش استقبال کنند، این یعنی تایید ِ داشتن برنامه ی اسلحه ی اتمی. نومحافظه کاران (و دموکرات ها) هم می توانند بگویند که این برنامه هر موقع می تواند از سر گرفته شود.
به نظر من این موضوع گزارش اطلاعاتی از آن سنتور زدن هایی است که صدایش فردا در می آید. می گویند دزدی در تاریکی مشغول جمع کردن و بردن بود، یک نفر از آن طرف پرسید چکار می کنی؟ دزد گفت: سنتور می زنم. یک نفر پرسید پس چرا صدای سنتور نمی آید؟ دزد جواب داد: این سنتور زدن صدایش فردا در می آید. به قول زنده یاد عمران صلاحی: حالا حکایت ماست.

بهترین راه به نظر من شفاف سازی و دست برداشتن از رویاها و "رسالت های جهانی" آقایان است. منافع ملی را نباید وابسته به این رقابت های سیاسی کشورهای خارجی کرد.
---------
"تق، تق، تق ... صداي پاي چند نفر است كه از دور مي آيند. در دستانشان كاغذهايست حاوي آرزوهاشان، هر چند تاريكي، سطوري از آن را در خود محو كرده اما باز مي توان جرقه
هايي از اميد را در ميانشان ديد. هوا آرام آرام است، برگ ها ديگر منتظر وزش باد نمي مانند، سكوت سرد دانشگاه در هم مي شكند برگ ها يك صدا فرياد مي زنند: اِختناق".
این آخرین جمله ها از یک نوشته در نشریه دانشجویی است که هر صبح به دستم می رسد.
خبرهای دستگیری دانشجویان را دنبال می کنم. می دانم که این چند روزه چندین نفر را، می گویند 22 نفر را، بازداشت کرده اند. طبق معمول برای سنگین تر کردن پرونده ها توهین به مقدسات و مشروب را هم ضمیمه ی کار کرده اند.

از طرف دیگر در یک سایت خبری داخلی و همینطور کیهان داخلی خواندم که گویا دو فعال زن مربوط به کمپین 1 میلیون امضا "اعتراف" کرده اند که با گروه تجزیه طلب پژاک همکاری داشته اند. هدف این است که بگویند جنبش برابری خواهی زنان پوششی است برای توطئه و براندازی. همانطور که بارها جنبش مدنی را بطور کلی پوششی برای راه اندازی یک "انقلاب مخملی" معرفی کرده اند.

"بد حجابی زمستانی" هم یکی دیگر از مفاهیم ساختگی آقایان است که فکر می کنم فقط در کشور ماست که واکنش اجتماعی به همراه ندارد، چون به نوعی به این حرفها گویا "عادت کرده ایم".
آقای رادان (همان که گفتگوی اش در تلویزیون مدتها نقل نوشته های بعضی از وبلاگ ها بود):
"در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اينكه رئيس عقيدتي سياسي نيروي انتظامي اعلام كرده‌ است كه در اجراي طرح امنيت اجتماعي ملاك ما شرع است نه عرف و بنابراين پوشيدن چكمه‌هاي بلند چه مشكلي خواهد داشت گفت: قرار گرفتن شلوار در داخل پوتين‌هاي بلند ايجاد تبرج (خودنمايي به نامحرم) مي‌كند و بنابراين از لحاظ شرعي نيز مشكل دارد".
مشکل در اصل فکر و نگاه این آقایان به اجتماع و اخلاق است. جامعه ی ما از نظر اخلاقی یکی از بحرانی ترین هاست، آنوقت ما در بند چکمه و کاپشن کوتاه مانده ایم. بحران اخلاقی را با ممنوعیت ها و خشونت و آفتابه به گردن انداختن و اعدام در میدان های شهر نمی شود درست کرد. اگر اینطور بود که ما پس از حدود 30 سال حکومت دینی و "اخلاقی" و "فرهنگی" در اینجا نبودیم.

نوشته شده توسط پویا در 11:43 AM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

پویان عزیز این هم بازی دستگاه اطلاعاتی با حکومت اسلامی است. این ها هیچ کاری با این حکومت ندارند. بودن این نقطه بحرانی در حاورمیانه برای آنها مثل طلاست. مگر به بهانه همین اسلام صدای دمکراسی در خاورمیانه را خفه نکرده اند. مگر ملت ایران را خفه نکرده اند؟ مکر مردم عراق و افغانستان زیر همین چکمه ها خفه نشده اند. این بازی سی سال است که ادامه دارد . چهره نجیب الله بیچاره را بر دار طالبان یادت هست؟ چهره ده ها هزار قربانی اسلام در ایران را به خاطر بیاور. این ها با این اسلام بازی هسته ای عمر رژیم را طولانی تر می کنند.

نوشته شده توسط polad در December 10, 2007 12:15 PM

با سلام وعرض ادب خدمت شما هم وطن عزيز.براستي چرا بعضي از رسانه ها هدف اصلي خود رافراموش كرده به جاي اطلاع رساني صحيح وايجاد وحدت وارامش در كشور به دنبال ايجاد تفرقه و نفرتي كاذب بين ايرانيان هستند؟
چرا مسئولين اين نوع رسانه ها فكر مي كنند حقيقت فقط نزد ايشان است و ايشان تنها كاشفان حقيقتند و در سراسر ايران بهتر از ايشان هيچ فرد دگر انديشي قادر به درك حقيقت نيست و بنابر اين حق بيان ودفاع از خود را ندارد؟
آيا يك بهائي با مطالعه تهمت هاي روزنامه حق ندارد در ان رسانه حرفي بزند ودفاعي را بنويسد ؟
چرا اين نوع رسانه ها قسمتي از صفحه خويش را به گفتمان اختصاص نمي دهند تا ديگر انديشمندان نيزدر ان صفحه به دفاع از نظرات واتهامات بپردازد كه اولا اين گفتمان نشاني باشد بر ازادي ودوم اينكه مردم بهتر حقيقت راتشخيص بدهند.
ايا اين عمل زشت يعني دروغ پراكني تقرقه افكني وايجاد اشوب در يك كشور اسلامي جرم نيست ؟
وچرا رسانه ها نسبت به تهمت هائي كه به جامعه بهائي مي زنند نبايد به قوه قضائيه پاسخگو باشند؟
با راه اندازي وبلاگ ناقص خود سعي دارم پاسخي هرچند مختصروساده به آن اتهامات نخ نما شده رسانه ها بدهم ودر واقع اين فاصله را كمتر كنم . لطفا بي هيج پيش داوري، مطالب وب را مطالعه بفرمائيد منتظر نظر و راهنمائي هاي شما مي مانم
http://jooyya.blogfa.com/

نوشته شده توسط جويا در December 10, 2007 07:47 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
سایت پربار جنبش زنان + روز اول ماه مه - سمبل برابری طلبی برای قشرهای وسیع اجتماعی نه یک "قوم برگزیده"
کتابخوانی ما ایرانی ها - به فرهنگ شفاهی خو گرفته ایم
بر رحمان ها در سیبری چه گذشت؟ - نسل گمشده
تصاویری از تاریخ تئاتر ایران در سالهای 20
خانواده ی بدون مشکل یا تابوهای ریشه دار ما؟ -! Perfect family
چارچوب هایی اینقدر متفاوت
«فتنه» ؟
درگذشت زنده یاد فریدون آدمیت- و آرامگاه احمد کسروی کجاست؟
ضرورت استقلال جنبش زنان- به بهانه ی درگذشت مریم فیروز
آلبوم عکس های کارل هوئکر افسر SS آلمان

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661