![]() |
|
|
« یادداشت دیگری درباره ی سونامی |
صفحه اصلی
| رابطه ی گزارش اطلاعاتی آمریکا و سنتور + دو سه مطلب کوتاه اما مهم »
December 04, 2007
تجدید کتاب "اندیشه ی ترقی" - با تابوهای فکری جوابی برای چراهای مان پیدا نمی کنیم ![]() دوستانی که موضوع تجدد و گذار جامعه از سنت به مدرنیته از دغدغه های تان است شاید تا حالا خوانده اید که کتاب "اندیشه ی ترقی و حکومت قانون-عصر سپهسالار" نوشته ی فریدون آدمیت بعد از سال ها تجدید چاپ شده است. فکر می کنم، یعنی در سایت بی بی سی خواندم که پس از سی سال. چاپی که من دارم تاریخ 2536 شاهنشاهی را دارد که همان 1356 خورشیدی است. فکر می کردم شاید اوایل انقلاب هم تجدید چاپ شده که اینطور نبوده است. میرزا حسین خان سپهسالار از زنجیره ی تجددخواهانی بود که در دستگاه قاجار به قدرت و حکومت رسیدند، پس از عباس میرزا در دوران فتحعلی شاه و امیرکبیر در دوران ناصرالدین شاه. این آدم ها که اسم اصلاح طلب به معنای واقعی برازنده ی آنهاست، در کنار روشنفکران دیگر مثل آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی از پایه گذاران فکری جنبش مشروطه بودند. اهمیت کسانی مانند سپهسالار در این است که در مقام قدرت و حکومت هم قرار داشتند و می توانستند افکار ترقی خواهانه شان را با وجود محدودیت های دربار و روحانیون تا حدودی به عمل هم در آورند. که در این کتاب دکتر آدمیت مثل همیشه با آوردن اسناد دست اول و تحلیل روشنی از آنها، درباره ی اندیشه ها و کارهای سپهسالار می نویسد. از ایده های سپهسالار می گوید مثل ضرورت تعقل گرایی و کنار گذاشتن منطق سنتی "باری به هر جهت"، از ضرورت تدوین قانون و نهادهای حکومتی مثل شورای دولت و تعیین وظایف دولت و همینطور انتشار روزنامه و اولین مدارس جدید. سپهسالار از دوران جوانی که در ترکیه عثمانی خدمت می کرد با مفاهیم جدید مثل ملیت، ملت خواهی، وطن، آزادی شخصی و مشروطه و قانون اساسی آشنا شده بود و همین شناخت پایه ی فکری کارهای بعدی او را تشکیل می داد. منظورم در اینجا معرفی سپهسالار نیست. منظورم این است که شاید کنجکاوی دوستانی که کتاب را ندیده اند جلب شود و بخواهند خودشان بیشتر بخوانند. روش کار و تحلیل دکتر آدمیت بی گمان روی متفکران جدید ِ موضوع تجدد مثل سید جواد طباطبایی و ماشاالله آجودانی تاثیر گذاشته است. یکی از این کارها همین کتاب "اندیشه ی ترقی" است. ---------- جالب این است که روزنامه ی کیهان هم به استقبال چاپ دوباره ی این کتاب رفته، منتها به شیوه ی همیشگی تهمت و ناسزا و پرونده سازی، هم برای نویسنده ی زنده و هم برای شخصیت از دنیا رفته ی کتاب. کاری به آنچه که نویسنده ی کیهان نوشته ندارم که ارزش علمی ندارد و بیشتر کپی برداری از نوشته های "تاریخ سازانی" مثل عبدالله شهبازی است. در مورد فراماسون بودن تجددطلبان دوران قاجار، باید تاکید کرد که مجمع هایی که به عنوان فراموشخانه در آن دوران تشکیل شدند اولین اجتماعات و محفل های روشنفکری بودند که با کپی برداری از محافل سری اروپایی بوجود آمدند. این کپی برداری هم به این علت بود که در کشورهای شرقی و از جمله ایران، تشکل و حزب و نهادهای اجتماعی ریشه ای نداشتند و اصولا وجود نداشتند. ولی این کپی برداری به معنی وابستگی و داشتن منظورهای مخفیانه و پلید بیگانه پرستی نبوده است. سالهاست به این نتیجه رسیده ام که در این مورد تاریخی هم ما دچار یک تابوی خود ساخته شده ایم. یعنی بخاطر محدودیت ها و "نباید" ها درست روی این محافل روشنفکری دوران قاجار کار علمی نشده است. فقط کسانی در این میان، حرفشان قابل طرح بوده که همان تابوی فراماسونری را تقویت کرده اند و با یک تهمت وابستگی به بیگانه در ِ بحث و تحقیق را بسته اند. نوشته شده توسط پویا در 08:56 PM سلام پویای عزیز مرسی از یادآوری شما در مورد تجدید چاپ این کتاب ارزنده. موفق و سلامت باشی
نوشته شده توسط یاسمن در December 5, 2007 09:01 PM شاهکار دیگری از نیروی انتظامی اینبار بیرجند
نوشته شده توسط مهیار ماهان در December 8, 2007 05:09 AM منظورتان دقيقا چي هست ؟
نوشته شده توسط در December 8, 2007 02:53 PM دوست گرامی، منظور من تابوهایی است که در فهم تاریخ مان وجود دارد. دو نمونه از این تابوها را هم آورده ام یکی وابسته کردن اولین محافل روشنفکری ایرانی (یا فراموشخانه) به محافل فراماسونری بین المللی و ساختن یک چهره ی پلید و توطئه گر از نواندیشان ایرانی مثل همین میرزا حسین خان سپهسالار. دومین نمونه: اینکه باید دید چرا بخش بزرگی از روشنفکران و فعالان جنبش مشروطه از محافل بابی و بخصوص ازلی می آمده اند. نوشته های زنده یاد کسروی در مورد بابیه و همینطور نقل قول های ادوارد براون از عقاید بابی ها، نمی رساند که عقاید بابی مستقیما عقل گرایی و روشنگری را نمایندگی می کرده اند. خوب اینجا یک سوالی وجود دارد که باید جوابی برایش پیدا کرد منتها اگر تابوهای "توطئه" و "خودفروختگی" و "وابستگی" را کنار بگذاریم. منظور نهایی من موانعی است که امثال این برچسب زدن ها و تابو درست کردن ها، بر سر راه درک ما از تاریخ خود ما دارد. "حرف خاصی" هم در میان نیست. من معمولا حرفها را روشن و بی پرده می نویسم.
نوشته شده توسط پویا در December 8, 2007 04:45 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: