« فقط مردان خانواده ی شاملو حق اداره ی موزه ی شاعر را دارند! | صفحه اصلی | اتهام بی اساس به فعال جنبش زنان- مرزی برای پرونده سازی برای مردم هست؟ »
November 25, 2007
روز جهانی رفع خشونت علیه زنان- اشتباه بزرگ در پاکستان! - مرد 40 ساله داوطلب جنگ در عراق

امروز روز جهانی رفع خشونت علیه زنان است. همیشه به یاد داشته باشیم که خشونت علیه زنان هرگز یک مسئله ی "شخصی" و "خصوصی" نیست، حتی اگر در چاردیواری خانه اتفاق بیافتد. خشونت علیه زنان، آزار بدنی یا روانی یک انسان است و جامعه باید در مقابل آن واکنش نشان بدهد. به یاد هم داشته باشیم که خشونت، فقط آزار بدنی و جنسی نیست. تحقیر و تمسخر هم نمونه های دیگری از خشونت هستند.
فقط کافی نیست که خودمان، خشونت گر نیستیم. خشونت علیه زنان یک مشکل بزرگ جهانی است و بخصوص در کشورهایی که از نظر فرهنگی و حقوقی یا این نوع خشونت را کوچک می شمرند و یا حتی به نوعی آن را توجیه می کنند.
دوستان من چند سال پیش این کلیپ را درست کردم. اگر تا حالا ندیده اید حالا ببینید و اگر هم دیده اید که با هم یک بار دیگر تماشا کنیم. باید حتما فرصتی بگذارم و با کمک دوستان دیگر یک نمونه ی تازه و بهتر تهیه کنیم.
----------
به نظر من اینکه آمریکا قصد دارد قبایل شمال پاکستان را در نزدیکی مرز افغانستان، مسلح و تقویت کند خیلی باید نگران کننده باشد. این خبر را هفته ی پیش در روزنامه ی نیویورک تایمز خواندم. منطقه ی شمال پاکستان و جنوب افغانستان مناطق قبایل پشتون است که تا پیش از تعیین مرزهای امروزی بوسیله ی انگلستان (به نام خط دوراند)، قرنها یک منطقه ی واحد بود. حتی پس از تعیین مرزها، پشتون ها آزادانه در سراسر منطقه ی خودشان حرکت می کرده اند و مرزهای رسمی عملا وجود نداشته اند. پشتون ها امروز بزرگترین جمعیت قومی دنیا را تشکیل می دهند که حدود 40 میلیون نفر هستند و بیشتر آنها در شمال پاکستان و در افغانستان زندگی می کنند. زندگی پشتون ها را قوانین سخت قومی به نام پشتون-ولی اداره می کند. یادم باشد که یک بار جداگانه درباره ی این قوانین قوم پشتون بنویسم.

به نظر من مسلح کردن بیشتر این قبیله ها موجب مشکلات خیلی بزرگی در آینده خواهد شد که کشور ما هم طبیعتا نمی تواند از آن بی تاثیر بماند. این اشتباه بزرگ را آمریکا و کشورهای غربی در دوره ی اشغال افغانستان بوسیله ی شوروی هم کردند و هر ساله چندین میلیارد دلار اسلحه ی های پیشرفته و حتی موشک های ضد هواپیما از طریق سازمان امنیت پاکستان روانه ی مناطق قبیله نشین پاکستان و افغانستان کردند.
سران قبایل پشتون و دیگر قوم های افغانستان مثل ازبک ها با همین سلاح ها بود که توانستند حدود 6-5 سال پس از خروج شوروی از افغانستان، بر سر قدرت و کنترل پایتخت جنگ جدیدی را - این دفعه در مقابل هم- شروع کنند و آنقدر جنایت و تجاوز و خونریزی کنند که تا سال 1994 زمینه برای ظهور طالبان فراهم شود.

اما مسئه فقط بر سر مسلح بودن نیست. مشکل در اینجاست که ساختار جامعه ی پشتون یک ساختار قبیله ای و بسیار سنتی است و هویت قومی در میان پشتون ها دست بالا را دارد و هویت ملی که بتواند یک وحدت ملی ایجاد کند بسیار ضعیف است. برای یک پشتون، اول پشتون و مسلمان بودن مهم است و هویت ملی در آخر قرار می گیرد. تازه مسلمان بودن را هم با تفسیرهای خاص خودشان با قوانین قومی هماهنگ کرده اند.
این هویت قومی باعث می شود که قوانین قبیله ای بر قوانینی که دولت مرکزی می گذارد دست بالا را داشته باشند. حتی اگر فرض کنیم که بهترین قوانین و سازمان های اداری ملی هم تعیین شوند، باز هم ساختارهای سنتی و سران قوم هستند که حرف آخر را می زنند. و معلوم است که هر قانون و تصمیمی که بر خلاف منافع این سران باشد، اصلا امکان اجرا پیدا نمی کند. نمونه ی روشن این موضوع، کنترل و ممنوعیت کاشتن خشخاش و تولید مواد مخدر است. سران قبایل پشتون از بزرگترین صاحبان زمین های کشت خشخاش هستند و شما اگر بهترین طرح ها را هم برای کنترل خشخاش داشته باشید، باز هم غلبه بر این روسای قومی و قبیله ای کار ساده ای نیست.

این روش جدیدی که آمریکایی ها می خواهند در پیش بگیرند از یک طرف فقط باعث تقویت بیشتر مسائل قومی در پاکستان و افغانستان می شود و از طرف دیگر هم این سلاح های جدید آمریکایی انبار خواهند شد تا به موقع خودش در جنگ های بر سر قدرت استفاده شوند. من فکر می کنم این ساده دلی است که تصور کنیم مسلح کردن قبیله های پشتون باعث محدودیت القاعده می شود. امروز نیروهای القاعده و طالبان آنقدر در هم پیچیده شده اند که امکان جدا کردن آنها و در مقابل هم قرار دادن شان وجود ندارد. بیشترین نیروهای طالبان هنوز شاگردان مدارس دینی و جوانهای قبایل پشتون در شمال پاکستان و جنوب افغانستان هستند. طالبان خودشان از قبایل پشتون اند و پایگاه اجتماعی محکمی در میان این قبایل دارند. یک نمونه ی آن قدرت گیری بیشتر و بیشتر آنهاست که خبرهایش را هر روز بیشتر می شنویم.

ساده دلی است که فکر کنیم قبیله های پشتون همین حالا هم مسلح نیستند. مسلح بودن، از رسوم و قوانین قبیله ای پشتون هاست. حالا هم همان اشتباه سال های 80 میلادی دارد تکرار می شود و باز هم سیل اسلحه و پول است که یک بار دیگر بوسیله ی آمریکا در میان سران قبایل پخش می شود. همین حالا هم دولت مرکزی در مناطق پشتون نشین قدرتی ندارد (نه در پاکستان و نه در افغانستان). نه طرح های اقتصادی و رفاهی و فرهنگی (اگر فرض کنیم که وجود دارند) می توانند در این مناطق عملی شوند و نه امنیت و آرامشی برای مردم فراهم است.
تاوان این سیاست های غلط کشورهای غربی و بخصوص آمریکا را هم معلوم است که فقط مردم منطقه در آینده خواهند داد.
----------
موضوع جنگ و آمریکا شد. این آلبوم عکس را که درباره ی سربازگیری در آمریکا برای فرستادن به جبهه های جنگ است، حتما ببینید. منبع آن واشینگتن پست است و درباره ی مرد 40 ساله ای است که بخاطر داشتن درآمدی و اداره ی خانواده اش "داوطلبانه" به خدمت ارتش در آمده است. قبل از این هم خیلی شنیده بودیم که جوان های طبقات پایین که امکان درس یا کار معمولی را ندارند برای داشتن درآمدی به خدمت "ارتش های دموکراسی" در می آیند و روانه ی جبهه ها می شوند. یک نمونه ی تصویری آن را حتما در فیلم فارنهایت 11/9 از مایکل مور دیده اید که چطور جوانهای دبیرستانی را به خدمت سربازی جلب می کنند. خودتان حرف های این مرد چهل ساله را در کنار عکس ها بخوانید.
حدود دو ماه پیش با نویسنده ی جوانی که برای تهیه ی مطلب به عراق رفته بود حرف می زدیم. می گفت در طول هر دوره ی خدمت برای سربازان آمریکایی، اینقدر شرایط روانی سخت و مشکل است که آنها نه در کمپ های شان و نه بخصوص موقع عملیات و گشت زنی حالت عادی ندارند و در استرس وحشتناک و دائمی هستند. تازه وقتی اینها از جنگ برگردند، معلوم نیست چه نوع آدم هایی با بیماری های روانی جدی بشوند.

نوشته شده توسط پویا در 09:59 AM

نظرات (0)


نظرهای نوشته شده:
 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661