« حراج وسایل زندگی احمد شاملو: فرق شاملو و کازانتزاکیس یا فرق ما و دیگران؟ | صفحه اصلی | روز جهانی رفع خشونت علیه زنان- اشتباه بزرگ در پاکستان! - مرد 40 ساله داوطلب جنگ در عراق »
November 21, 2007
فقط مردان خانواده ی شاملو حق اداره ی موزه ی شاعر را دارند!

"اینجا زندان است و من زنی در میان زنانی كه دردهايشان مثال روشن نابرابري است". نامه ی مریم حسین خواه فعال جنبش زنان و کمپین 1 میلیون امضا را از زندان، اگر نخوانده اید در این آدرس می توانید بخوانید.
به این فکر می کردم که امروز با زندانی شدن آدم ها، امکانی هست و فریادی بر می آوریم و نمی گذاریم تا بی سر و صدا ببرند و به جرم هزار کار نکرده، هر آنچه می خواهند بکنند و کسی هم خبر دار نشود. سالهای 1360 را می گویم.
دیروز نسل پدر و مادر مریم ها را می بردند و صدایی نبود و امروز مریم ها و روناک ها و دیگران را می برند و صدایی هست: تفاوتی اینجاست. اما هنوز هم بردن هست و زندان و صدا را خاموش خواستن: اینجا دیگر تفاوتی نیست.
بی تفاوت نباشیم، اگر امروز می توانیم، بگوییم که این فشار و بی عدالتی را نمی خواهیم. روزهایی بوده که حتی گفتن و نوشتن این ها، حکایت زبان سرخی بوده که سرهای سبز زیادی را بر باد داده است.
----------
یادداشت قبلی ام درباره ی حراج وسایل زندگی شاعر بزرگ احمد شاملو بود. خوشبختانه در خبرهای بعدی آمده است که موضوع حراج تمام شده و وسایل به آیدا همسر شاملو واگذار می شود تا ترتیب درست کردن موزه ی شاعر داده شود. اصل خبر در اینجاست.
در آخر خبر هم آمده است: «توضيح اين‌كه اموال و اثاثه‌ي مذكور تا زمان حيات سركار خانم ريتا آتانث سركيسيان [آيدا] و بعد از خانم سركيسيان در محل منزل ايشان مستقر خواهد بود و پس از خانم سركيسيان نيز از خانه‌ي فعلي فقط به‌صورت موزه بايد استفاده شود و مديريت آن با اولاد ذكور نسل به نسل اداره خواهد شد.»

حتما شما هم متوجه "اولاد ذکور" شده اید. اول صبح که این خبر را دیدم به این فکر فرو رفتم که آخر چرا باید به "اولاد پسر" واگذار شود؟ مگر فرزندان دختر ِ نسل های بعد توانایی و صلاحیت نگهداری و مدیریت این موزه را ندارند؟ چرا این جمله باید اینطور بیاید؟ فکر کردم لابد قوانین کشور طوری هستند که مالکیت قطعی در اختیار فرزندان پسر است و نمی خواسته اند مالکیت این اموال به خطر بیافتد . به این فکر افتادم قبل از اینکه در اینجا چیزی بنویسم از شادی صدر که خودش وکیل دادگستری است سوال کنم.
شادی جواب داد که: "وصیت ربطی به جنسیت ندارد. تو می توانی برای فقط دختران یا فقط پسرانت وصیت کنی . یا اصلا برای مثلا اولاد اناث تا هر کجا که پایین رود که نوه ها و نتیجه های دختر را هم در بر می گیرد."

خوب، حالا با این شرایط، باید پرسید این شرط چه معنی دارد که مدیریت و اداره ی موزه ی یکی از آزادی خواه ترین شاعران ما باید فقط و فقط در اختیار مردان خانواده باشد؟ شاملو بنا بر کارنامه ی زندگی اش، انسان و وجود او را ارزش می گذاشت و نه مرد بودن ِ آن انسان را در برابر زنان. لااقل برای احترام به عقاید و اندیشه های شاعر هم که شده نمی بایست اینطور به زنان توهین کرد.

دو موضوع دیگر هم در ذهنم هست اما چون اصلا به این ها که نوشتم ربطی ندارند، می گذارم برای یادداشت بعدی.

نوشته شده توسط پویا در 05:53 PM

نظرات (0)


نظرهای نوشته شده:
 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661