![]() |
|
|
« تغییر برای برابری- جنبش زنان در زاهدان- قدر این تلاش ها را بدانیم |
صفحه اصلی
| دلارام علی و امنیت "ملی" - آشنایی با سایت فرشته مولوی »
November 04, 2007
سیاست "زنانه" و سیاست "مردانه"؟ دوستان، تعداد پست های این وبلاگ زیاد می شود و دیده ام خوانندگانی هستند که از طریق جستجو کردن برای مطلبی به پست های قدیمی تر هدایت می شوند و احیانا نظرات خودشان را در پای آنها می گذارند. اغلب این نظرات از چشم پنهان می ماند. برای همین در ستون سمت راست وبلاگ، بالای "آخرین نوشته" ها قسمتی را گذاشته ام (آخرین نظرات خوانندگان) که 5 تا جدیدترین نظرات را نشان می دهد. البته بیشتر نظرات، مربوط به جدیدترین پست هاست اما اگر کسی برای پست های قدیمی تر هم نظری بگذارد، دیده خواهد شد که منظور من هم همین بوده است. وقتی که برنامه را دیدم به این فکر کردم که آیا موضوع به همین سادگی است که نشستن این زنان بر صندلی های قدرت می تواند معیاری برای وضعیت درخشان زنان در کشورهای شان باشد؟ به همین ترتیب می خواهم نتیجه بگیرم که با نشستن زنی در مقام سیاسی کشوری، ما سیاست زنانه که ضروررتا بهتر باشد نخواهیم داشت. و اصولا من معتقد به سیاست زنانه و مردانه نیستم. فکر می کنم در مناسبات قدرت عواملی غیر از جنسیت و نژاد موثر هستند. در این که زنان از مقامات تصمیم گیری سیاسی دور نگه داشته شده اند و باید به این نابرابری پایان داد شکی نیست. می خواهم روی این نکته ی ظریف تاکید کنم که باید همزمان بدنبال سیاست عادلانه و انسان دوستانه هم بود. اگر منافع سیاسی، تابعی از منافع اقتصادی نواستعماری و طرح های کنترل منابع انرژی جهان باشد، هیچ فرقی نخواهد کرد که مردی روی صندلی تصمیم گیری نشسته باشد یا زنی. باید در کنار شرکت برابر زنان، بدنبال تغییر مناسبات قدرت و ساختارهای اجتماعی بود. دوم - اینکه ما از نشستن زنی در بالاترین مقام قدرت این نتیجه را بگیریم که چنین مقامی برای یک زن، نشان دهنده ی برابری و وضعیت خوب زنان در کشور است، معلوم نیست خیلی درست باشد. بارها این را تجربه کرده ایم که چه بسا گاه گاه در رقابت های قدرت در بالا، زنی هم مدتی کوتاه یا بلند در بالاترین جای و مقام نشسته است. ولی همزمان، وضعیت زنان در سطح اجتماع بکلی چیز دیگری بوده است. از مثال هایی که برای همه مان آشنا باشد، مقام نخست وزیری خانم بی نظیر بوتو در پاکستان است. می توان نتیجه گرفت که قدرت گرفتن خانم بوتو نتیجه ی بهبود وضع زنان پاکستانی بوده است؟ واقعیت این است که درصد بسیار بالایی از زنان پاکستانی هم از نظر قانونی و سیاسی و هم از نظر فرهنگی در عقب افتاده ترین شرایط زندگی می کنند. شرایطی که در آن قوانین کشوری و تفسیرهای خشک و سنتی از دین ومذهب و رسوم قدیمی قبیله ای در هم پیچیده شده اند و محدودیت ها و نابرابری های بسیاری را برای زن پاکستانی موجب می شوند. نمونه ای که بعضی از ما ایرانی ها خیلی دوست داریم به آن تکیه کنیم و نتیجه بگیریم که زنان ایرانی پیش از ورود اسلام، وضعیت خیلی متفاوتی داشته اند به تخت ِ شاهی نشستن ِ دو سه زن در ایران باستان و از جمله پوراندخت و آذرمیدخت در دوره ی ساسانیان است. نمونه ی این نتیجه گیری های غیر واقعی را من به تازگی در اینترنت دیدم که در این آدرس شما هم می توانید بخوانید. خیلی کلی می خواهم از این نوشته نتیجه بگیرم که تلاش برای برابری جنسیتی و شرکت فعال زنان در زندگی اجتماعی و سیاسی باید همزمان با تلاش برای روابط عادلانه ی اجتماعی همراه باشد، تا بتوانیم اجتماع و دنیای بهتری داشته باشیم. نوشته شده توسط پویا در 12:54 PM من با نظرات شما کاملا موافق هستم .ما باید بپذیریم همه انسان هستیم و هیچ فرقی از نظر فکری و سیاسی نداریم و باید بدانیم همه قشرها با هم می توانیم پیشرفت کنیم.
نوشته شده توسط نگار در November 18, 2007 12:42 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: