« تغییر برای برابری- جنبش زنان در زاهدان- قدر این تلاش ها را بدانیم | صفحه اصلی | دلارام علی و امنیت "ملی" - آشنایی با سایت فرشته مولوی »
November 04, 2007
سیاست "زنانه" و سیاست "مردانه"؟

دوستان، تعداد پست های این وبلاگ زیاد می شود و دیده ام خوانندگانی هستند که از طریق جستجو کردن برای مطلبی به پست های قدیمی تر هدایت می شوند و احیانا نظرات خودشان را در پای آنها می گذارند. اغلب این نظرات از چشم پنهان می ماند. برای همین در ستون سمت راست وبلاگ، بالای "آخرین نوشته" ها قسمتی را گذاشته ام (آخرین نظرات خوانندگان) که 5 تا جدیدترین نظرات را نشان می دهد. البته بیشتر نظرات، مربوط به جدیدترین پست هاست اما اگر کسی برای پست های قدیمی تر هم نظری بگذارد، دیده خواهد شد که منظور من هم همین بوده است.
----------
تلویزیون فارسی صدای آمریکا (VOA) که در نبود رسانه های مستقل خبری در کشورمان گویا مورد توجه خیلی از مردم است برنامه ای دارد به نام "زن امروز" که به مسائل مختلف زنان می پردازد. روی هم رفته اگر بتوان با یک دید انتقادی به برنامه هایش نگاه کرد، برنامه ی بدی نیست. اما به شرط داشتن همان نگاه انتقادی و نه قبول هر چه که در آن گفته می شود.
در برنامه ی عصر جمعه، برنامه نگاهی داشت به رسیدن زنان به شغل های تعیین کننده و حساس مثل ریاست جمهوری و نخست وزیری در کشورهای مختلف. گوینده می خواست این نشستن زنان را در بالاترین مقامات سیاسی، بعنوان مثال هایی برای ورود زنان به عرصه های اجتماعی در کشورهای دیگر معرفی کند. نمونه ها هم زیاد می شوند: آنجلا مرکل در آلمان، کریستینا فرناندز در آرژانتین، کاندیداتوری هیلاری کلینتون در آمریکا و قدرت گیری بی نظیر بوتو در پاکستان و یا پیش از آن خانم ایندیرا گاندی در هندوستان. حالا باید دید آیا جنسیت چه نقشی در این افزایش تعداد دارد؟ تصادفی است یا نه؟ اما بحث من این نیست و برای مطلبی که می نویسم شاید چندان اهمیتی هم نداشته باشد.

وقتی که برنامه را دیدم به این فکر کردم که آیا موضوع به همین سادگی است که نشستن این زنان بر صندلی های قدرت می تواند معیاری برای وضعیت درخشان زنان در کشورهای شان باشد؟
به نظر من موضوع به این سادگی نیست. فکر کردم به دو جنبه ی این اشاره کنم.
اول - اینکه در یک سیستم سیاسی در دنیای امروز، جنسیت از فاکتورهایی نیست که بتواند نقش آفرین و تعیین کننده در مناسبات قدرت در آن سیستم باشد. خیلی ساده به این معنی که صرف نشستن زنی در بالاترین مقام سیاسی به معنی تغییر اساسی در سیاست ها نیست. اینطور نیست که با نشستن مردی روی صندلی قدرت، ما سیاست مردانه داشته باشیم و با نشست زنی روی همان صندلی، سیاست زنانه. یک نمونه ی روشن و آشنا، سیاست خارجی آمریکا در همین چند ساله است. سیاست خارجی آمریکا در زمان کولین پاول (مرد) تفاوت چندانی با سیاست خارجی زمان کوندلیزا رایس (زن) ندارد. اگر تفاوتی هست بخاطر شرایط روز است و مسائل جدید و احیانا طرز کارهای مختلف که میان هر دو انسانی در هر جا و هر مقامی وجود دارد. کما اینکه سیاست خارجی آمریکا در زمان پاول (مرد سیاهپوست) تفاوتی با مقام پیش از او (مرد سفیدپوست) نداشت.
سیاست خارجی آمریکا بیشتر از همه تابعی از سیاست ها و طرح های کوتاه مدت و بلند مدت احزاب جمهوریخواه و دموکرات است با شبکه ی پیچیده ای از محفل های اقتصادی و نظامی و سیاسی در پشت آنها.
و باز اگر هیلاری کلینتون به قدرت برسد، اگر تفاوتی در سیاست های آمریکا ظهور کند تفاوت سیاست حزب دموکرات است با حزب جمهوریخواه و نه سیاست های زنانه ی رئیس جمهور.
در مورد آلمان این دیگر آشکار است که سیاست های زمان خانم مرکل نزدیکی بیشتری با سیاست های آمریکا دارد تا دوره ی قبلی در آلمان. اگر بخواهیم به گذشته هم برگردیم مثلا به دوره ی گلدامایر در اسرائیل یا خانم تاچر در انگلستان، باز هم نشانه هایی پیدا نمی کنیم که جنسیت این افراد، ضرورتا سیاست های بهتری را نتیجه داده باشد.

به همین ترتیب می خواهم نتیجه بگیرم که با نشستن زنی در مقام سیاسی کشوری، ما سیاست زنانه که ضروررتا بهتر باشد نخواهیم داشت. و اصولا من معتقد به سیاست زنانه و مردانه نیستم. فکر می کنم در مناسبات قدرت عواملی غیر از جنسیت و نژاد موثر هستند. در این که زنان از مقامات تصمیم گیری سیاسی دور نگه داشته شده اند و باید به این نابرابری پایان داد شکی نیست. می خواهم روی این نکته ی ظریف تاکید کنم که باید همزمان بدنبال سیاست عادلانه و انسان دوستانه هم بود. اگر منافع سیاسی، تابعی از منافع اقتصادی نواستعماری و طرح های کنترل منابع انرژی جهان باشد، هیچ فرقی نخواهد کرد که مردی روی صندلی تصمیم گیری نشسته باشد یا زنی. باید در کنار شرکت برابر زنان، بدنبال تغییر مناسبات قدرت و ساختارهای اجتماعی بود.

دوم - اینکه ما از نشستن زنی در بالاترین مقام قدرت این نتیجه را بگیریم که چنین مقامی برای یک زن، نشان دهنده ی برابری و وضعیت خوب زنان در کشور است، معلوم نیست خیلی درست باشد. بارها این را تجربه کرده ایم که چه بسا گاه گاه در رقابت های قدرت در بالا، زنی هم مدتی کوتاه یا بلند در بالاترین جای و مقام نشسته است. ولی همزمان، وضعیت زنان در سطح اجتماع بکلی چیز دیگری بوده است. از مثال هایی که برای همه مان آشنا باشد، مقام نخست وزیری خانم بی نظیر بوتو در پاکستان است. می توان نتیجه گرفت که قدرت گرفتن خانم بوتو نتیجه ی بهبود وضع زنان پاکستانی بوده است؟ واقعیت این است که درصد بسیار بالایی از زنان پاکستانی هم از نظر قانونی و سیاسی و هم از نظر فرهنگی در عقب افتاده ترین شرایط زندگی می کنند. شرایطی که در آن قوانین کشوری و تفسیرهای خشک و سنتی از دین ومذهب و رسوم قدیمی قبیله ای در هم پیچیده شده اند و محدودیت ها و نابرابری های بسیاری را برای زن پاکستانی موجب می شوند.
در هندوستان با اینکه چندین دوره زنان، مقامات بالای سیاسی را داشته اند اما نابرابری های عمیق جنسیتی هنوز از مشکلات بزرگ زنان هند است. می خواهم نتیجه بگیرم که مقام بالای سیاسی برای یک زن، این نتیجه ی مستقیم را نمی دهد که پس زنان آن جامعه از حقوق برابر با مردان برخوردارند.

نمونه ای که بعضی از ما ایرانی ها خیلی دوست داریم به آن تکیه کنیم و نتیجه بگیریم که زنان ایرانی پیش از ورود اسلام، وضعیت خیلی متفاوتی داشته اند به تخت ِ شاهی نشستن ِ دو سه زن در ایران باستان و از جمله پوراندخت و آذرمیدخت در دوره ی ساسانیان است. نمونه ی این نتیجه گیری های غیر واقعی را من به تازگی در اینترنت دیدم که در این آدرس شما هم می توانید بخوانید.
در حالیکه اسناد تاریخی و نظر اغلب مورخان نشان می دهد که ملکه بودن دو سه زن در ایران باستان، به معنی نبود ِ جامعه ی عمیقا پدرسالار در همان دوران نبوده است. اتفاقا دین زرتشت و تفسیر عمیقا پدرسالارانه ی آن بوسیله ی مُغ ها چهارصد سال دین رسمی کشور ما بوده است. من در این یادداشت به نمونه هایی از وضعیت زنان در خانواده ی دوره ی ساسانی اشاره ای کرده ام. نمونه هایی که نشان می دهد به تخت نشستن دختر خسرو پرویز، ضرورتا نتیجه ی وضعیت برابر زنان در سطح اجتماع ساسانی نبوده است.

خیلی کلی می خواهم از این نوشته نتیجه بگیرم که تلاش برای برابری جنسیتی و شرکت فعال زنان در زندگی اجتماعی و سیاسی باید همزمان با تلاش برای روابط عادلانه ی اجتماعی همراه باشد، تا بتوانیم اجتماع و دنیای بهتری داشته باشیم.
البته باز هم همان مسئله ی همیشگی هست که این ها شاید رویا باشند و دست نیافتنی. مهم این است که به هر حال بدون تلاش جمعی مطمئنا این ها رویابافی خواهند ماند.
کاش این نوشته بتواند بحثی را در این موارد برانگیزد. شاید از دوستان سایت زنستان خواهش کنم در آن سایت بگذارند.

نوشته شده توسط پویا در 12:54 PM

نظرات (1)


نظرهای نوشته شده:

من با نظرات شما کاملا موافق هستم .ما باید بپذیریم همه انسان هستیم و هیچ فرقی از نظر فکری و سیاسی نداریم و باید بدانیم همه قشرها با هم می توانیم پیشرفت کنیم.

نوشته شده توسط نگار در November 18, 2007 12:42 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661