« تجدد - و تردید ها و تشویش های ما | صفحه اصلی | تغییر برای برابری- جنبش زنان در زاهدان- قدر این تلاش ها را بدانیم »
October 28, 2007
جا خوش کردن سنت - سریال اغما و ما


دوستان در یادداشت قبلی ام نوشتم که یک نمونه ی دیگر از جا افتادن یا در واقع جا خوش کردن سنت در روح آدمی در ذهنم هست که می خواهم درباره ی آن بنویسم. دو چیز بود که باعث شد این نمونه در ذهنم جرقه بزند. اول خواندن نوشته ی خوب جادی درباره ی بمب گوگولی بود و جنبش و جوشی که هر از چندی در وبلاگستان به راه می افتد تا با جنجال و بقول خود جادی "اختلال در تبادل اطلاعات" درباره ی موضوعی عکس العمل نشان بدهیم و بقول معروف حرفمان را به کرسی بنشانیم.

دوم، دیدن یکی از سریال هایی بود که همین ماه رمضان در تلویزیون ایران نمایش داده اند و حالا پایش به شبکه جام جم خارج از کشور رسیده است. سریال "اغما"، با موضوعی خرافی از دخالت نیروهای ماوراء طبیعی در امور این دنیا. دراول سریال هم نام مشاور مذهبی را می آورند تا لابد اگر بیننده ای هم نسبت به این خرافات و وهم اندیشی ها عکس العمل نشان داد، قبلا به او یادآوری کرده باشند که در واقع این چیزها از دین و ایمان او جدا نیستند و می توانند اتفاق بیافتند و شک کردن در آنها یعنی شک در ایمان دینی اش. مثلا شیطان (یا هر نیرویی خارج از دنیای ما – در مثال ما فرقی نمی کند) در انجام شدن یا نشدن این واقعیت های هر روزه ی دنیای ما "می تواند" دخالت کند. و هر آنچه در دنیای ما اتفاق می افتد، بعید نیست منشاء آن از "عالم بالا" (حالا خیر یا شر- باز هم فرقی نمی کند) باشد.
دوستان می دانید که من به باورهای همه احترام می گذارم و معتقدم که دین و ایمان و یا عقیده ی هر آدمی، مسئله ی شخصی مربوط به خود اوست. اما اینکه فضایی بیافرینیم که در آن دنیای مادی و ماوراء طبیعی گاه و بیگاه در هم داخل می شوند و یکی در کار دیگری دخالت می کند و تاثیر می گذارد، این دیگر خرافات است. البته در خبرهای بعضی سایت ها هم دیدم که اعتراض هایی از طرف پزشکان نسبت به همین موضوع شده است. بیایید تصور کنیم که هر خانواده ای از فردا عزیزش در اطاق عمل می میرد، ادعا کند که شیطان در جلد دکتر جراح رفته بوده و این کادر پزشکی "شیطانی" اند! شاید خنده دار و باورنکردنی باشد، اما اگر از مشاورین مذهبی صدا وسیما بپرسیم، از نظر آنها کاملا شدنی است!
یادم هست که مدتی پیش هم سریالی با عنوان "جعبه جادویی" بود که "آدم صالحی" با الهام از "غیب" خبر از نازل شدن بلا بر سر خانواده ی "نا اهلی" در پایان ماه رمضان می داد! کار مشاوره ی مذهبی صدا و سیما در این سریال به آنجا رسیده بود که آن "آدم صالح" در حیاط خانه اش با چوب و تخته و میخ وسیله یا کِشتی ِ "ضد بلا" می ساخت تا روز آخر ماه رمضان از بلای آسمانی در امان بماند!

با خواندن آنچه جادی نوشته بود و دیدن این سریال، به این فکر افتادم که اگر وبلاگستان ما در مقابل جا افتادن یک کلمه ی ایران در گوشه و کنار این شبکه ی اینترنت اینقدر حساسیت نشان می دهد که مدام بمب گوگولی درست می کند و کمپین به راه می اندازد، چرا مثلا در برابر آنچه تلویزیون کشور به خورد مردم می دهد، عکس العملی نشان نمی دهد؟ نیاوردن اسم ایران بیشتر به ملت ما صدمه می زند یا ذهن آدم ایرانی را با وهم و خرافات پر کردن؟
ایران که فقط اسم ایران نیست. ایران من و توی ایرانی هستیم و تا چه چنته ای و چه فکر و هنری در این دنیا داشته باشیم. من در سایت های گروهی مثل بالاترین و صبحانه و بلاگ نیوز گشتی زدم و از روی کنجکاوی می خواستم ببینم عکس العملی هست یا نه؟ اما یا واکنشی نبوده و یا آنقدر کمرنگ بوده که به چشم نیامده است. شکی نیست که بیشترین قشر استفاده کننده از اینترنت و بخصوص این وبلاگستان ما از تحصیل کردگان و درس خوانده های آن جامعه هستند. پس چرا واکنشی نیست یا آنقدر کمرنگ است که به سختی دیده می شود؟
به نظر من شاید این نتیجه را هم بشود گرفت (می گویم شاید) که این افکار و اوهام و خرافات، بخشی از همان سنتی هستند که در اعماق جان ما جا خوش کرده اند و آنقدر درونی شده اند که دیگر واکنشی ایجاد نمی کنند.
دوستان من همیشه از "ما" حرف می زنم و نه از تک تک شخصی ما. منظور من روح جمعی ماست که شاید در مقابل سنت و حتی عناصری از آن در حد خرافات، کمتر نقادی می کند.

شاید این قضاوت های من، قضاوت های سختی هستند، اما امیدوارم غلو آمیز نباشند. نگاهی به اطراف خودمان بیاندازیم شاید از این نمونه ها کم نباشند. ما "هاله" ی احمدی نژاد را به تمسخر گرفتیم، شاید فقط بخاطر اینکه خود احمدی نژاد مورد تایید ما نبود. شاید خود ما هم به آن "هاله" منتها به صورت دیگری در ذهن و جانمان باور داریم یا لااقل بی باور نیستیم.
می دانید؟ این آخری را بخاطر این گفتم که در نشریه ی دانشجویی "خانه متروک" از دانشگاه علم وصنعت در همین هفته، نویسنده ی مقاله ای به این انتقاد داشت که چرا در سریال "اغما" قدرت های شیطانی نسبت به قدرت های خدایی دست بالا را دارند. دیدن چنین مقاله ای، در نشریه ی دانشگاهی که نام "علم و صنعت" را روی خودش گذاشته خیلی متناقض بود.

نوشته شده توسط پویا در 01:12 PM

نظرات (8)


نظرهای نوشته شده:

با شما موافقم . متاسفانه مذهب به قدری در روح مرم ما نفوذ کرده که نقد کردن آن حتی در باور بسیاری از تحصیلکردگان ما نیز نمی گنجد . و واقعیت این است که تا این باورها در مردم ما وجود دارد ، امیدی به اصلاح ، دموکراسی و آزادی نخواهد بود .

نوشته شده توسط شهرام در October 28, 2007 04:46 PM

پویا جان شاید یک علت اینکه ایرانیان خارج از کشور عکس العملی نشان نداده اند این باشد که مثل من اصلاً تلویزیون ایرانی نگاه نمیکنند ( البته با کمی خوشبینی). ولی علت دیگرش همانی است تو با اشاره به نشریه دانشجویان علم و صنعت برشمردی.

نوشته شده توسط موناهیتا در October 28, 2007 05:33 PM

شهرام عزیز ممنونم ، البته منظور من نقد مذهب که یک اعتقاد شخصی و خصوصی است نبود. چه بسا مذهبی هایی هم هستند که با این خرافات موافق نیستند. به نظر من خرافات از آنجا شروع می شود که برای امور این دنیا عوامل و دلایلی دیگر قائل شویم و آنوقت دیگر نه علت معلوم است و نه معلول و وارد فضایی وهم آلود می شویم که کار این دنیا زیر کنترل "غیب" قرار می گیرد.
پویا

نوشته شده توسط پویا در October 28, 2007 05:41 PM

مونا جان با تو موافقم که عده ی زیادی در خارج از کشور نمی بینند. ولی همانطور که می دانی درصد بالایی در وبلاگستان در ایران هستند و فکر می کنم تلویزیون هم تماشا کنند.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در October 28, 2007 05:43 PM

سلام
تا آنجا که من می دانم تقریبا سران تمامی مذاهب بزرگ 0که به اعتقاد من شعله ای از حقیقت دارند.) بر اساس ترویج خرافات و احکام اجرایی خود زمانی بر مردم مسلط شده اند.
موبدان زرتشتی در زمان حمله مسلمانان به ایران ، کشیشان مسیحی در قرون وسطی و حکمرانان اسلامی ایران امروز از این جمله اند. من هم تا زمانی که مذهبی سبب تسلط گروهی بر دیگران نباشد آنرا اعتقاد شخصی و محترم می دانم .
در بخشی از فیلم مورد اشاره عدم تقلید از مراجع و تفکر درامر دین به صراحت شیطانی معرفی شده بود.
درود فراوان

نوشته شده توسط شهرام در October 29, 2007 04:46 PM

با سلام
وقتی شما میگویید:
"دوستان می دانید که من به باورهای همه احترام می گذارم و معتقدم که دین و ایمان و یا عقیده ی هر آدمی، مسئله ی شخصی مربوط به خود اوست. اما اینکه فضایی بیافرینیم که در آن دنیای مادی و ماوراء طبیعی گاه و بیگاه در هم داخل می شوند و یکی در کار دیگری دخالت می کند و تاثیر می گذارد، این دیگر خرافات است"
در واقع دارید جر زنی میکنید! من میگویم دین خودش خرافات است، و البته اعتقاد نداشتن به خرافات زوری نیست. کسی که به خدا اعتقاد دارد، به راحتی به وجود شیطان هم اعتقاد میاورد، قوای ماورای طبیعه در همه جا حضور پیدا میکنند و خیلی چیزای دیگه. آن باوری که شما به آن احترام میگذارید، خود خرافات است. حالا اگر شما میخواهید به خرافات احترام بگذارید، حرف دیگریست. بهتر نبود که میگفتید که از نظر شما هر کس حق دارد هر دین و باوری داشته باشد، و شما هم برای هر عقیده ای احترام قائل نیستید؟
با درود فراوان

نوشته شده توسط شاهین نداجواتی در October 29, 2007 09:24 PM

ببخشید، اسممو اشتباه نوشتم

نوشته شده توسط شاهین دلنشین در October 29, 2007 09:29 PM

شاهین جان. دین و مذهب تا حد زیادی مورد تاثیر فرهنگ و تفسیرهایی است که از آن می شود. همه ی آن تفسیرهای مختلف و متضاد هم خودشان را پیروان یک دین می دانند! دین دارانی هم هستند که معتقدند کار این دنیا مطابق قوانین مادی می گردد و به دخالت دست های غیبی معتقد نیستند. سروش در نوشته های اخیرش اینطور تفسیر می کند. و البته دین دارانی هم هستند که معتقدند همین حالا اگر "عالم بالا" اراده کند می تواند جهت گردش زمین را هم به دور خورشید عوض کند و هزاران کار که در خیال ما هم نمی گنجد! این اختلاف را به خود دین داران باید گذاشت. منظور من این بود که کاری به باورهای شخصی و خصوصی مردم ندارم اما در برابر رواج خرافات واکنش نشان می دهم. برای نمونه ی این تفسیرها می توان مثلا به تفسیر یهودیانی اشاره کرد که می گویند خدا زمین و آسمان را در شش روز خلق کرد و به حال خودش گذاشت. بطور کلی منظورم این بود که می خواهم از نظر جامعه شناختی به این موضوع نگاه کنیم. و البته در جامعه ی ما همه چیز آنقدر با این یا آن تفسیر از دین عجین شده که شما هر چه را ببینی یا نقد کنی طبیعتا مستقیما با مسائل دینی برخورد می کند. آخر هم اینکه منظورم از احترام گذاشتن، سر تعظیم در مقابل آن فرود آوردن نبود بلکه بیشتر همان بود که خودت هم گفتی که : "هر کس حق دارد هر دین و باوری داشته باشد" اما در حیطه ی شخصی و خصوصی.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در October 29, 2007 09:54 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661