![]() |
|
|
« وبلاگ های برتر - و پرسشی درباره ی اینکه تاوان دهنده کیست؟ |
صفحه اصلی
| جا خوش کردن سنت - سریال اغما و ما »
October 25, 2007
تجدد - و تردید ها و تشویش های ما پیتر برگر جامعه شناس معروف در جایی می نویسد: "تجدد یا مدرنیته به دلایل قابل فهم، تمام یقین های دیرپا و قدیمی را در هم می ریزد. تردید و شک در یقین های گذشته وضعیتی است که بسیاری از مردم قادر به تحمل آن نیستند و بنابراین هر جنبشی - حتی اگر دینی و مذهبی هم نباشد- ولی وعده ی یقین ِ تازه و غلبه بر تردید ها را بدهد، بازار ِ گرمی پیدا خواهد کرد". سنت همیشه با مفاهیم و طرز فکر و برداشت و فرهنگ و زبان و رسم و رسومی سر و کار دارد که در طول صدها و هزارها سال ها شکل گرفته و تقویت شده اند. مدرنیته یا تجدد همانطور که در بالا نوشتم، پایه اش در تردید و نقد باورهای گذشته است. باورهایی که چقدر واقعی و اصیل و طبیعی، پیش ما جلوه می کنند. سنت ها و باورها بر این ایده استوارند که هستی، میان ثبات الهی و آشوب ( (chaosشیطانی در نوسان است و این سنت و باورهای آن هستند که به آشوب شیطانی نظمی می دهند و زمینه را برای زندگی آدمی فراهم می کنند. این باور قدیمی به آشوب اولیه و نظم الهی بعدی، پایه و اساس دین و مراسم مذهبی کاهنان را در سومر و مصر باستان تشکیل می داد. می خواهم بگویم از یک سابقه ی طولانی حرف می زنیم. از اولین و مهم ترین نمونه های این تردید، در هم ریخته شدن باور مردم به جهان و مرکزیت زمین در آن بود. تصورات مردم از جهان و هستی لااقل دو هزار سال بر پایه ی باورهای ارسطویی می گذشت. باورهایی که پایه ی استدلال های دینی مسیحی را تشکیل می داد. پیشرفت علوم نشان داد که باورهای گذشته چقدر غیر واقعی و سست بوده اند. هنوز هم قبول این نتیجه گیری های علمی برای عده ی زیادی قابل قبول نیست. آن هم که نمی تواند از باور سنتی دست بکشد تلاش می کند خود ِ این نتیجه گیری ها را با باورهایش هماهنگ کند. البته بدون اینکه تا عمق علمی مسائل برود و معمولا در حد سطح مبتذلی باقی می ماند. معلوم است که بدون یک اندیشه و فکر نقاد، کوچکترین خراشی بر ساختمان نظم سنتی، باعث ترس و نا آرامی می شود. اما افکار جدید و نگاه های جدید از بین نمی روند و در جا نمی زنند. بخصوص امروز که هم علوم طبیعی و هم علوم اجتماعی مدام باورها و اعتقادات ما را به چالش می گیرند. دیگر صدها و هزاران سال لازم نیست تا پایه ی خیلی از باورها سست شود. اگر بپذیریم که به جز نظم پایدار و مقدسی که ما در ذهن داریم، نظم دیگری هم می تواند وجود داشته باشد که در شرایطی دیگر شکل گرفته، کمتر جای تشویش باقی می ماند. به همین موضوع جنسیت زن و مرد نگاه کنیم. تا همین صد و پنجاه سال پیش در همه ی دنیا هزاران سال بود که دنیای زنانه و مردانه را دو دنیا با مرزهای کاملا جدا و مشخص تصور می کردند. همه از "ذات" زنانه و "ذات" مردانه حرف می زدند. و از روی این "ذات" تغییر ناپذیر خدادادی وظایف و نقش آدم ها از روز تولدشان تعیین می شد. هنوز هم در قانون اساسی ما و قوانین رسمی ایران، اصلی ترین وظیفه ی زن بر اساس "ذات" زنانه و مادرانه اش تعیین می شود. کم کم به کمک علوم طبیعی و اجتماعی متوجه شده ایم این "ذات" زنانه و مردانه که اینقدر به آن مطمئن هستیم و طبیعی می دانیم، در شرایط خاص اجتماعی و تاریخی پیدا و تقویت شده است. و این تصورات امروزی ما که اینقدر هم به آنها یقین داریم و طبیعی جلوه می کنند "ذاتی" نیستند و خیلی هم قابل تغییراند. می خواهم یک نمونه را حتما آورده باشم چون برای خیلی از ما وبلاگ نویسان و وبلاگ خوان ها یک تجربه ی جمعی است. یادتان هست که مدتی پیش موضوع شروط ضمن عقد و پیشنهاد های 7 تایی و 8 تایی از طرف فعالان زن مطرح شد؟ اینکه دختران موقع عقد بتوانند چیزهایی مثل حق انتخاب محل سکونت یا حق کار و طلاق و مسافرت و مانند اینها را از دست مرد بگیرند. چون مطابق قانون و بصورت "طبیعی" این حقوق در اختیار مردان است. به نظر من باید روی این موضوع عقل و ذهن نقاد و شکاک کار کرد. من بر این باور نیستم که اعتقادات سنتی را می شود یک شبه عوض کرد. اما باید از تردید ها و خراش های تجدد روی باورهای سنتی مان نترسید و حتی از آن ها استقبال کرد. من فکر می کنم ما حتی در سطح روشنفکرها و قشرهای تحصیل کرده هم از این، خیلی فاصله داریم. نوشته شده توسط پویا در 08:06 PM پویا جان اولاً تبریک به خاطر کاندید شدنت در بهترین وبلاگهای فارسی، واقعاً مستحق آنی که نفر اول بشوی... ولی عزیز جان چرا بلاگ رولینگ آپ دیت شدن ترا نشان نمیدهد؟ من چند مطالبت آخری را تازه الان میبینم ... بدوم برم بخوانم.
نوشته شده توسط موناهیتا در October 26, 2007 11:03 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: