مطلبی با عنوان "جنبش مشروطه و اولین تماس های جنبش زنان ایران با جنبش جهانی زنان" برای سایت زنستان نوشته بودم که به همت دوستان امروز منتشر شده است. در این آدرس بخوانید.
----------
سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا چیز تازه ای نداشت. همان ملغمه ای از کم دانشی، پوپولیسم یا عوام فریبی و فرار از واقعیت ها و مسئولیت. منتها این ملغمه ی عجیب در یک شهرستان کوچک کشور ما و در مقابل مردمی که عریضه بدست به تماشای ایشان آمده اند بازتاب چندانی ندارد. مردم بیشتر در فکر رساندن نامه ی التماس و خواهش و تمنای شان هستند تا اینکه چه چیزی برای شان گفته می شود. اما همین حرف ها در یک دانشگاه معتبر بین المللی به حربه ای برای اعتراض و تحقیر تبدیل می شود. هر ایرانی از تحقیر ناراحت می شود، نکته اینجاست که چه کسی و چه حرف هایی مایه ی تحقیر شده است. مثل گذشته ها بدنبال دست خارجی و توطئه نگردیم.
----------
به یک قضاوت کوتاه و ساده بنشینیم:
تعدادی از زنان (و مردان پشتیبان آنها) بدنبال جمع آوری امضا و جمع شدن دور هم برای بحث درباره ی قوانین تبعیض آمیز هستند. یک اقدام مدنی. اینها بر ضد امنیت ملی هستند. زندان و احضار.
تعدادی دانشجو و وبلاگ نویس از وقایع روزانه ی دانشگاه شان می نویسند. حداکثر اینکه مثلا 50 دانشجو در حیاط دانشگاه تحصنی داشته اند. اینها هم بر ضد امنیت ملی هستند. زندان و احضار.
تعدادی راننده ی اتوبوس اتحادیه نشکیل داده اند و می گویند حقوق ما عقب افتاده و با این خرج سنگین و خط فقری که روز به روز بالاتر می رود چه کنیم؟ اینها دیگر بیشتر از همه بر ضد امنیت ملی هستند. کتک و زندان و احضار.
خوب، این ها یک طرف. حالا برویم و با هم سر مقاله ی روزنامه ی کیهان امروز را بخوانیم. روزنامه ی کیهان نه یک روزنامه ی محدود دانشجویی است و نه یک روزنامه ی محلی که کسی نداند و نشناسد. روزنامه ی کیهان با بالاترین ارگان های سیاسی و اطلاعاتی کشور در ارتباط مستقیم است.
در سر مقاله ی امروز آقایان برای توجیه اینکه همه ی آنچه درباره ی امکان حمله به کشورمان گفته می شود فقط جنگ روانی است و پایه ندارد، اینطور می نویسند:
"مجموعه از پرسش ها و ابهام هاي اطلاعاتي پيش روي آمريكاست كه تا براي آنها پاسخ هايي سرراست و دقيق فراهم نكند، بحث درباره آمادگي براي حمله به ايران از حد شوخي فراتر نخواهد رفت. مهمترين سؤالات اينها هستند: 1- برنامه هسته اي ايران دقيقاً تا كجا پيش رفته و با نقطه اي كه آمريكايي ها آن را پايان راه تلقي مي كنند دقيقاً چقدر فاصله دارد. اكنون اطلاعات غرب از برنامه هسته اي ايران منحصر به آن مواردي است كه بازرسان آژانس به آنها دسترسي دارند و بيش از آن چيزي نمي دانند. 2- آيا تاسيسات هسته اي ايران منحصر به همان موارد اعلام شده است كه آمريكا بتواند مطمئن باشد اگر اين تاسيسات را منهدم كرد تمام برنامه هسته اي ايران را نابود كرده يا لااقل براي مدت زمان طولاني عقب انداخته است؟ و 3- توان ايران براي بازسازي تاسيسات منهدم شده چقدر است؟ آمريكايي ها قبلا گفته اند مي دانند ايران جامعه فني توانمندي دارد اما به هيچ وجه نمي توانند از قبل بگويند ايران در چه مدتي برنامه خود را به وضعيت ماقبل حمله بازخواهد گرداند. هر طراح نظامي- در پنتاگون يا در هر جاي ديگر- كه مشغول طراحي يك عمليات عليه ايران است، بايد جواب هايي كاملا روشن به اين پرسش ها پيدا كند و ما مي دانيم كه چنين جواب هايي در دست نيست".
خوب معنی این نوشته ها چه می تواند باشد جز اعترافی نیمه رسمی به اینکه آژانس اتمی فقط به بخشی از تاسیسات اتمی ما دسترسی دارد و برنامه ها و تاسیساتی هست که زیر نظارت بین المللی آژانس نیست و معلوم هم نیست که ما در آنجا چه می کنیم. همین که می نویسند: "و ما مي دانيم كه چنين جواب هايي در دست نيست"، دیگر چه دلیلی بهتر از این؟
اینها بر ضد امنیت ملی نیست؟ شاید آقایان به این نتیجه رسیده اند که بر ضد امنیت "نظام" نیست چون شاید فکر می کنند یک حمله ی "محدود" چه بسا موجب تقویت چهره ی "نظام" هم در کشور و منطقه بشود.
حالا مقایسه کنیم آن چند زن را، آن چند دانشجو را، آن چند کارگر و راننده را با این آقایان سرمقاله نویس و دستور دهندگان شان.
1- در مورد تحقیر شدن باید بگویم راستش من این نسل رلا نمیفهمم. چگونه است که این نسل هویت خودش را با هویت این رژیم نمیتواند جدا کند؟ چرا وقتی از این رژیم بد گفته میشود به خودش میگیرد؟ چرا تحقیر شدن احمدی نژاد را تحقیر شدن خودش قلمداد میکند؟ آیا ناسیونالیسم کوری است که به وی حقنه شده؟ این مسئله مرا مدتها است که به خودش مضغول کرده.
2- به نظر من احمدی نژاد میدانست کجا میرود و برایش مهم نیست که جامعه تحصیلکرده آمریکا راجع به وی چه فکر میکنند. او قصد دیگری داشت و اتفاقاً به مقاصدش هم رسید. مخاطب او استاد دانشگاه کلمبیا نیست. مخاطب او انسانهای کوچه بازار در خاورمیانه است که او با استفاده از این تریبونها و در صدر اخبار قرار گرفتن حرف ( چرندیات ) خود را میزند و بدین ترتیب صدای نحس خود را در دور افتاده ترین نقاط مصر و الجزیره و افغانستان و.... مالزی به گوش افرادی که به مانند او فکر میکنند ( که به خاطر اشتباهات آمریکا هم هر روز بیشتر میشوند) میرساند.
نظرهای نوشته شده: