« نگاهی کوتاه به میتولوژی و نقش زنان | صفحه اصلی | صداهای ممنوع که تارهای جان را می لرزانند »
September 19, 2007
جنگ و جنسیت - دختران نوجوان عراقی در سوریه

دوستان شاید خبرهای مربوط به آنچه را که بر دختران نوجوان عراقی در اردوگاه های پناهندگی و شهرهای سوریه می رود خوانده باشید. شاید هم نه. در این دوران فاجعه ی جنگ در عراق، بیشتر از یک میلیون و نیم پناهنده ی عراقی فقط در سوریه زندگی می کنند. شنیده ام که تعداد کمی زندگی مرفهی دارند و درسشان را هم در دانشگاه ادامه می دهند. اما برای هزاران هزاران نفرشان روزها طور دیگری می گذرد. برای تعداد زیادی از دختران 14-13 ساله باید گفت که شبهای شان طور دیگری می گذرد. بسیاری از دختران نوجوان و جوان عراقی برای زنده ماندن یا کمک به خانواده های شان مجبورند در کلوب های شبانه ی سوریه تن فروشی کنند. یادم هست که چند ماه پیش در سایت ویدیوی یوتیوب، فیلم کوتاهی از یک مجلس عروسی یا جشن در عراق بود و رقاصه که دخترک نوجوانی بود و هلهله های مردان و ...
حالا کار در سوریه آنقدر آشکار هست که خبرنگار خارجی با یک گردش کوتاه شبانه بتواند به راحتی تن فروشی دختربچه ها را ببیند. صاحب کلوپ شبانه می گوید: "این آزار نیست، کار است..." و پول ها را می شمارد.

جنگ و درگیری بخصوص در دوران ما که دوره ی جنگ های کلاسیک تقریبا گذشته، بیشترین قربانی ها را از میان آدم های معمولی می گیرد. آدم هایی که نه سلاحی بدست دارند و نه شاید حتی انگیزه ای برای جنگ. با اینکه ویران گری جنگ آشکار است، یک جنبه ی جنسیتی هم در اینجا هست که نباید به آن بی تفاوت بود. در دوران جنگ به مردان و پسران جوان بعنوان یک نیروی ذخیره یا بالقوه ی دشمن نگاه می شود. مواردی که پسران جوان و مردان فقط به همین خاطر قتل عام شده اند کم نیستند. در ژوئن سال 1995 در درگیری های بوسنی، فقط در یک مورد هزار و هفتصد مرد و پسر جوان در منطقه ی سربنتسیا اعدام صحرایی شدند. اینها کسانی بودند که به اردوگاه های سازمان ملل پناهنده شده بودند اما نیروهای صرب توانستند وارد اردوگاه شوند و آنها را قتل عام کنند. این فقط یک مورد است. لیست کلی صلیب سرخ حدود 7 هزار نفر است.

زنان، غیر از کشتارهای اتفاقی، با برنامه ریزی قبلی و با هدف مورد تجاوز و آزار جنسی قرار می گیرند. تجاوز به دختران و زنان غیر از کینه جویی و شهوترانی، برای توهین و خرد کردن روحیه ها بکار می رود. نمونه ی آشکار آن را باز هم می توان در جنگ بوسنی پیدا کرد که صرب ها دختران و زنان بوسنیایی و کوزویی را با نقشه و هدف و سازمان یافته مورد تجاوز جنسی قرار می دادند. زنان در اینجا، هم قربانی شرایط جنگی و حضور سربازان دشمن هستند و هم اینکه ناامنی های شرایط جنگ و درگیری به آن اضافه می شود. نمونه ی آشکار این را در عراق می بینیم. با اینکه جنگ در شکل عادی آن تمام شده اما روزانه ده ها و صدها تجاوز و آزار و اذیت روی زنان انجام می شود. از یک طرف بخاطر فرهنگ بسته و از طرف دیگر هم نبود شرایط عادی زندگی و ناامنی، دیگر جایی برای دادخواهی زنان باقی نمی گذارد.

نه اینکه آزار زنان و سوء استفاده از موقعیت آسیب پذیر آنها بعد از جنگ تمام می شود. این سوء استفاده از موقعیت فقط شکل عوض می کند. در نبود کار و حداقل شرایط زندگی، کار باندهای حمل و نقل دختران و زنان سکه می شود. این حمل و نقل یا از دهات و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ است و یا از کشوری به کشور دیگر. نزدیک ترین نمونه ی آن همین مورد عراق است و به کار گرفتن دختران جوان از اردوگاه های پناهندگی بعنوان برده های جنسی. روزنامه ها می گویند نزدیک به 50 هزار دختر جوان عراقی فقط در سوریه تن فروشی می کنند. بیشتر آنها 13 ساله تا 16 ساله. حتی کمتر.

از جنگ و جنسیت و این دختربچه ها گفتم و نوشتم. خودتان آنها را در این گزارش ویدیویی NBC ببینید و قضاوت کنید. همین ویدیو را در زیر این مطلب هم گذاشته ام.
جنگ نعمت نیست. برای هیچکس، مگر آنها که در جنگ منافع اقتصادی و سیاسی دارند و همینطور کسانی که رویای به کرسی نشاندن باورهای شان را برای بقیه ی جهان دارند، حالا اسمش رویای دموکراسی باشد یا باور دینی. جنگ برای مردم نعمت نیست.

نوشته شده توسط پویا در 06:21 PM

نظرات (8)


نظرهای نوشته شده:

سلام
وبلاگ بسيار زيبايی داری
خوب می نویسی‌ یه سری هم به ما بزن
نظر سنجی یادت نره
نظرت برام مهم
مرسی

نوشته شده توسط كوير تنها در September 20, 2007 08:56 AM

dokhtaran IRani va Araghi ra moghayese konid. Aya Iran ham dar jang ast? IRan and Aragh hardo dar eshghale regim-e eslami-e Iran hastand

نوشته شده توسط h در September 23, 2007 04:10 AM

سلام پویا جان!
راستش من «یک پویای دیگر» نیستم بلکه یک «پویا»ی دیگر هستم! :دی وبلاگ شما را کما بیش می خوانده ام و همچنان می خوانم. مطالبتان برایم مفید است و نیز یک تعلق خاطری دست کم به نوشته هایتان پیدا کرده ام:) دوست داشتم رودررو با هم می نشستیم و بحث می کردیم چرا که هم می دیدمتان! و هم از طرفی می پندارم اگر بخواهم منظورم را برای شما بازگویم باید طوماری بلند بنویسم که از حد توان و حوصله ام خارج است. ولی به هر روی چه می توان کرد که اکنون من در تهران ام و شما در گوشه دیگری از این دنیا. هم چنان اگر درباره مطالبتان چیزی به ذهنم رسید در حد و اندازه های یک کامنت! برایتان می نویسم و از اینکه همین قدر هم می توانیم ارتباط داشته باشیم خوشحالم. به امید دیدار!

نوشته شده توسط پویا در September 23, 2007 08:48 AM

"پویا" ی عزیز ممنونم از لطف شما.

پویا ی همین وبلاگ!

نوشته شده توسط پویا در September 23, 2007 12:01 PM

سلام آقاي پويا
اجازه هست مطلب شما را با ذكر منبع در سايت زنان صلح استفاده كنم؟ سايت را ببينيد و برايم اي ميل كنيد. موفق و پيروز باشيد. www.zananesolh.com

نوشته شده توسط ليلي فرهادپور در September 24, 2007 02:26 PM

لیلی عزیز سلام. ممنونم که پرسیدی. البته که خوب است مطلب در جای دیگری هم منعکس شود.
به سایتی که نوشتی حتما سر خواهم زد.
موفق باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در September 24, 2007 03:16 PM

جنگ زشت است جنگ بد است جنگ باعث همه کثافت ها است
میفهمم که چه میگوئی فکر میکنم میفهمم
موفق باشی در برداشتن نقاب از چهره زشت جنگ و زشتی هایش
موفق باشی

نوشته شده توسط بخاری در September 28, 2007 07:54 AM

what a video !!!
that was actually pretty scary !!!
hope that finally ends these days

roozat barfi

نوشته شده توسط x .:. Snow GirL .:. x در January 10, 2008 03:08 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661