« بگیر وببندها + میهمان همکار ما چه می گفت؟ | صفحه اصلی | چرا هنوز "قتل کسروی"؟ نگاهی به یک کتاب »
August 11, 2007
باز هم درباره بسته شدن "شرق"

درباره ی چاپ یک مصاحبه با شاعر تبعیدی ساقی قهرمان در "شرق"، که بهانه ای شد برای بستن این روزنامه، نوشتم که از انتشار مصاحبه تعجب کردم. بیشتر برای این که فکر می کنم زیاد سخت نبود تصور اینکه همین می تواند بهانه ای را که آقایان به انتظارش نشسته اند بدست شان بدهد. در این یکی دو روزه فکر کردم که کمی روشن تر منظورم را بنویسم.

به نظر من امروز موضوع روزنامه نگاری در کشور ما دو جنبه ی متفاوت دارد که چاره ای جز پذیرفتن آن نداریم. یکی واقعیتی است که وجود دارد و دیگری رسالت و نقش واقعی روزنامه ها بعنوان یک رسانه و بازتاب دهنده ی آنچه در جامعه می گذرد بدون هیچ سانسور و با آزادی.
نمی خواهم زیاد درباره ی وضعیت واقعی روزنامه نگاری در ایران بنویسم. اولا که مطلب زیاد است و بعد هم اینکه شاید اشاره به خیلی از آن واقعیت ها تکراری باشد. اما نمی توان به چند نکته خیلی کوتاه اشاره نکرد. امروز در کشور ما چیزی به نام روزنامه ی مستقل، لااقل درسطح روزنامه های مطرح و در دسترس وجود ندارد. منظورم این است که تمام روزنامه های ما تا آنجا که من می دانم به این یا آن جناح متحد یا رقیب در حکومت وابسته اند و آنها را نمایندگی می کنند. نه اینکه هر کدام آنها ارگان حزبی باشند، ولی نزدیک و وابسته به این یا آن جناح "خودی" هستند. باز هم منظورم این نیست که روزنامه نگاران ما وابسته به جناح های گوناگون هستند. اما طبیعتا خط قرمزهای فراوانی در سر راه آنها وجود دارد.
نکته ی مهم دیگر این است که اصل وجودی بیشتر این روزنامه های نزدیک به اصلاح طلبان حکومتی، در همان چارچوب رقابت های جناحی است و در همان حد "تحمل" می شود. آقایان در صدد آن نیستند که لزوم چند صدایی و گوناگونی افکار و آرا را درجامعه رعایت کنند. برای همین است که گاه به گاه امتیازی داده می شود، مدت کوتاهی روزنامه با هزار خط قرمز و حرکات شطرنج وار یا بقول آسیه امینی "پشتک و وارو" زدن های روزنامه نگارانش می پاید. تا کی باشد که رقابت های جناحی آقایان در بالا موجب سیاستی دیگر شود و به این یا آن بهانه روزنامه را ببندند.
مگر روزنامه نگار تا روز بسته شدن روزنامه آزادی کار و استقلال عمل دارد که وقتی در یک حرکت شطرنجی یا در یک "پشتک و وارو" اشتباه می کند، فریاد کنیم که: مگر چه اشکالی داشت که این یا آن مصاحبه یا مطلب یا عکس چاپ شد؟ آزادی بیان پس چه شد؟ جواب به نظر من این است که تا روز بسته شدن هم، روزنامه نگار هزار بار مطالبش را -خودش یا سردبیرش- ویرایش کرده (یعنی طبق خط قرمزها تغییر داده) و هزارها مطلب یا عکس را اصلا نتوانسته منتشر کند چون با سیاست های آقایان خوانایی نداشته است.
برای همین است که وقتی می نویسم تعجب کردم، در چارچوب چنین محدودیت هایی است که روزنامه نگاران ما دارند. خوب، گذاشتن مطلبی از یک شاعر غیر خودی که تازه شکننده ی تابوهای هزاران ساله ی جنسی ما هم هست، بالقوه (و امروز دیگر بالفعل) می تواند بهانه ی روشنی در دست آقایان باشد.

از طرف دیگر اما، موضوع بر سر آزادی بیان و قلم است. به باور من نقش رسانه در جامعه بازتاب آن چیزی ست که در جامعه وجود دارد و زنده است و عمل می کند. باید بپذیریم که همجنس گرایی یک "مسئله ی اخلاقی" نیست. این طور نیست که دگرجنس گرایی اخلاقی باشد و همجنس گرایی ضدا اخلاق. همجنس گرایی یک گرایش جنسی از نوع دیگر است و بخش مهمی از هویت کسانی را تشکیل می دهد که چنین گرایشی دارند. همه ی انسانها در اجتماع صرف نظر از گرایشات شخصی شان حقوق برابر و از جمله در رسانه ها دارند. حضور در رسانه ای مانند یک روزنامه ی سراسری را نمی شود به گرایشات جنسی یا باورهای دینی کسی مختص کرد. شکی نیست که گرایشات مختلف دینی، عقیدتی، فرهنگی و جنسیتی رسانه های مخصوص خودشان را که مسائل و مشکلات خودشان را مطرح می کنند در اختیار داشته باشند. حتی فرض کنید که جوان ها می خواهند مجله ی موسیقی پاپ یا راک یا رپ خودشان را داشته باشند. این ها در یک جامعه ی باز از حقوق عادی شهروندان است. امروز در جوامعی که بازتر و دموکرات تر از جامعه ی ما هستند محدودیت های مشخصی در این زمینه ها وجود دارد: مسائلی مانند پدوفیلی (یا همان بچه بازی) و نژادپرستی.

من فکر می کنم در اینجا به هر حال کسی که با او مصاحبه شده یعنی ساقی قهرمان مسئولیتی ندارد چون این خبرنگار و مهم تر از او سردبیر است که مسئول انتشار مطالب است. باز هم می خواهم روی این نظرم تاکید کنم که این مسئولیت فقط در چارچوب همان حرکت های شطرنج بازانه که اول گفتم معنی پیدا می کند یعنی تلاش برای چند روز یا چند هفته بیشتر ماندن. وگرنه در نفس خودش جرمی و خطایی صورت نگرفته است. یک شاعر و منتقد ادبی، نظر خودش را در جواب سوال های خبرنگار بیان کرده است.

شاید باز هم روزنامه ی تازه ای از راه برسد و چند صباحی بپاید و در پایان باز هم ما با این بحث ها بنشینیم. اما فراموش نکنیم که مقصر و مجرم اصلی شکنندگان قلم ها هستند. بقیه بحث ها فقط برای چند هفته کمتر یا بیشتر ماندن است.

نوشته شده توسط پویا در 10:24 PM

نظرات (4)


نظرهای نوشته شده:

من هم با شما موافقم...اگه مسئولین شرق فکر می کنن که همجنسگرایی غیراخلاقی است خوب مصاحبه نمی کردن............... راستی یه سوال درباره خیانت ازتون داشتم لطف می کنید در وبلاگم جواب بدید؟

نوشته شده توسط ماکان در August 12, 2007 04:42 AM

سلام خسته نباشی
خیلی جالب و مفید بود امیدوارم همیشه موفق باشی
تونستی یه سری به من هم بزن
خداحافظ

نوشته شده توسط آیدا در August 13, 2007 04:42 PM

از اين مطلبت لذت بردم.

نوشته شده توسط كاوه در August 13, 2007 05:15 PM

سلام
من و شما یک نقطه مشترک داریم و اون اسممونه . منم پویام . من یک اصلاح طلب هستم . لطف می کنید به من سر بزنید

نوشته شده توسط امید آزادی در August 14, 2007 12:19 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
سایت پربار جنبش زنان + روز اول ماه مه - سمبل برابری طلبی برای قشرهای وسیع اجتماعی نه یک "قوم برگزیده"
کتابخوانی ما ایرانی ها - به فرهنگ شفاهی خو گرفته ایم
بر رحمان ها در سیبری چه گذشت؟ - نسل گمشده
تصاویری از تاریخ تئاتر ایران در سالهای 20
خانواده ی بدون مشکل یا تابوهای ریشه دار ما؟ -! Perfect family
چارچوب هایی اینقدر متفاوت
«فتنه» ؟
درگذشت زنده یاد فریدون آدمیت- و آرامگاه احمد کسروی کجاست؟
ضرورت استقلال جنبش زنان- به بهانه ی درگذشت مریم فیروز
آلبوم عکس های کارل هوئکر افسر SS آلمان

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661