![]() |
|
|
« بگیر وببندها + میهمان همکار ما چه می گفت؟ |
صفحه اصلی
| چرا هنوز "قتل کسروی"؟ نگاهی به یک کتاب »
August 11, 2007
باز هم درباره بسته شدن "شرق" درباره ی چاپ یک مصاحبه با شاعر تبعیدی ساقی قهرمان در "شرق"، که بهانه ای شد برای بستن این روزنامه، نوشتم که از انتشار مصاحبه تعجب کردم. بیشتر برای این که فکر می کنم زیاد سخت نبود تصور اینکه همین می تواند بهانه ای را که آقایان به انتظارش نشسته اند بدست شان بدهد. در این یکی دو روزه فکر کردم که کمی روشن تر منظورم را بنویسم. به نظر من امروز موضوع روزنامه نگاری در کشور ما دو جنبه ی متفاوت دارد که چاره ای جز پذیرفتن آن نداریم. یکی واقعیتی است که وجود دارد و دیگری رسالت و نقش واقعی روزنامه ها بعنوان یک رسانه و بازتاب دهنده ی آنچه در جامعه می گذرد بدون هیچ سانسور و با آزادی. از طرف دیگر اما، موضوع بر سر آزادی بیان و قلم است. به باور من نقش رسانه در جامعه بازتاب آن چیزی ست که در جامعه وجود دارد و زنده است و عمل می کند. باید بپذیریم که همجنس گرایی یک "مسئله ی اخلاقی" نیست. این طور نیست که دگرجنس گرایی اخلاقی باشد و همجنس گرایی ضدا اخلاق. همجنس گرایی یک گرایش جنسی از نوع دیگر است و بخش مهمی از هویت کسانی را تشکیل می دهد که چنین گرایشی دارند. همه ی انسانها در اجتماع صرف نظر از گرایشات شخصی شان حقوق برابر و از جمله در رسانه ها دارند. حضور در رسانه ای مانند یک روزنامه ی سراسری را نمی شود به گرایشات جنسی یا باورهای دینی کسی مختص کرد. شکی نیست که گرایشات مختلف دینی، عقیدتی، فرهنگی و جنسیتی رسانه های مخصوص خودشان را که مسائل و مشکلات خودشان را مطرح می کنند در اختیار داشته باشند. حتی فرض کنید که جوان ها می خواهند مجله ی موسیقی پاپ یا راک یا رپ خودشان را داشته باشند. این ها در یک جامعه ی باز از حقوق عادی شهروندان است. امروز در جوامعی که بازتر و دموکرات تر از جامعه ی ما هستند محدودیت های مشخصی در این زمینه ها وجود دارد: مسائلی مانند پدوفیلی (یا همان بچه بازی) و نژادپرستی. من فکر می کنم در اینجا به هر حال کسی که با او مصاحبه شده یعنی ساقی قهرمان مسئولیتی ندارد چون این خبرنگار و مهم تر از او سردبیر است که مسئول انتشار مطالب است. باز هم می خواهم روی این نظرم تاکید کنم که این مسئولیت فقط در چارچوب همان حرکت های شطرنج بازانه که اول گفتم معنی پیدا می کند یعنی تلاش برای چند روز یا چند هفته بیشتر ماندن. وگرنه در نفس خودش جرمی و خطایی صورت نگرفته است. یک شاعر و منتقد ادبی، نظر خودش را در جواب سوال های خبرنگار بیان کرده است. شاید باز هم روزنامه ی تازه ای از راه برسد و چند صباحی بپاید و در پایان باز هم ما با این بحث ها بنشینیم. اما فراموش نکنیم که مقصر و مجرم اصلی شکنندگان قلم ها هستند. بقیه بحث ها فقط برای چند هفته کمتر یا بیشتر ماندن است. نوشته شده توسط پویا در 10:24 PM من هم با شما موافقم...اگه مسئولین شرق فکر می کنن که همجنسگرایی غیراخلاقی است خوب مصاحبه نمی کردن............... راستی یه سوال درباره خیانت ازتون داشتم لطف می کنید در وبلاگم جواب بدید؟
نوشته شده توسط ماکان در August 12, 2007 04:42 AM سلام خسته نباشی
نوشته شده توسط آیدا در August 13, 2007 04:42 PM از اين مطلبت لذت بردم.
نوشته شده توسط كاوه در August 13, 2007 05:15 PM سلام
نوشته شده توسط امید آزادی در August 14, 2007 12:19 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: