« جنبش دانشجویی و جنبش زنان، می شود صورت مسئله ی جنبشهای مدنی را پاک کرد؟ | صفحه اصلی | ما اعضای جامعه ی مدنی عامل بیگانه نیستیم. هوشیار باشیم »
July 19, 2007
گفتنی هایی نه چندان منسجم پس از یک سفر

از سفر برگشته ام. دیشب دیروقت. در این یک هفته فرصت و امکان زیادی برای گردش اینترنتی نداشته ام اما توانسته ام جسته و گریخته خبرهای مهم را پیگیری کنم.
می دانم که نمایش سریال تلویزیونی "من خودم نیستم اما اعتراف می کنم" ادامه دارد. آماری ندارم که این سه نفر: هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو، چندمین نفر در لیست بلند حکومتی ما هستند که به روخوانی متن های آماده شده اطلاعاتی نشسته اند.
معمولا و رسما وظیفه وزارت اطلاعات یک کشور تامین امنیت مردم آن کشور است. اما آقایان در کشور ما، با مردم خود کشور کار اطلاعاتی می کنند! و تلاش شان این است که با دروغ و جنگ روانی حقیقت ها را وارونه جلوه بدهند. مخاطب این سریال بلند تلویزیونی بدون شک بینندگان داخلی هستند.

می دانم که پسر جوانی به نام سینا که در 16 سالگی مرتکب قتل شده، امروز "زیر تیغ" است و سرنوشت او به چانه زدن بر سر چند میلیون تومان پول بستگی دارد! جای تاسف است که این رسوم قبیله ای و بدوی خونبها و مقابله به مثل، امروز با سرسختی تبدیل به قانون شده است.
همه ی اینها را حتما دوستان پیش از من خوانده اید. خواستم فقط آنچه را در ذهن داشتم گفته باشم.

می گویند پاریس شهری است یا از معدود شهرهایی است که چیزی قابل عرضه برای هر سلیقه ای دارد. از ادبیات و هنر و فرهنگ تا خوشباشی و هوسرانی. از قدم زدن در محله های قدیمی شهر و سیاحت یک تاریخ زنده تا راحت کردن در کنار رود سن با گیلاسی شراب.
در این شهرهمیشه چیز جدیدی برای کشف کردن هست. یک سالی است که موزه جدید فرهنگ تمدنها (musée du quai Branly) شروع به کار کرده و خوشبختانه در سفر امسال توانستم با فراغ بال آن را تماشا کنم. گلچینی از نمونه های فرهنگ و هنر تمدنهای مختلف بومی از آفریقا، اقیانوسیه و آمریکا است. یک موزه تاریخی نیست، گشت و گذاری در تمدنهای بومی جهان ماست. رسوم و باورها و تابوها. نه ارزش گذاری و خوب وبد کردن ها، قبول وجود تفاوتها. من به نسبیت فرهنگی به معنی آنکه فرهنگ مجموعه ای مطلق و تغییرناپذیر و مقدس باشد، باور ندارم. به نظر من یک خصوصیت مشترک همه ی فرهنگها سیالیت و در هم آمیزی آنهاست و تاثیر گرفتن شان از هم. تاثیر پذیری فاجعه نیست.
آنها که از تغییر می ترسند، تاثیرپذیری را فاجعه می دانند. شکی نیست که با تغییر جهان، باورها و ارزش ها و فرهنگ ما هم در حال تغییر هستند. مشکل از آنجا شروع می شود که عده ای بخواهند در مقابل این تغییرات، با باورها و ارزش های گذشته بایستند و از آن بدتر با زور و داغ و درفش و بگیر و ببند، راه را برای تغییر ببندند.
بگذریم ... اگر گذارتان به پاریس افتاد پیشنهاد می کنم حتما موزه ی تمدنها را ببینید. سایت آن در این آدرس است.

از آنچه در پاکستان می گذرد نگرانم. اشاره ای به این جنبش مذهبی محافظه کار دیوبندی(Deobandi) داشته ام. سعی می کنم در یک یادداشت مفصل تر درباره ی آن بنویسم.
شاید این نوشته منسجم نبود، بخاطر اینکه هنوز ذهن خودم هم زیاد منسجم نیست!

نوشته شده توسط پویا در 06:16 PM

نظرات (3)


نظرهای نوشته شده:

اخرين بار كي ايران بوده اي؟

نوشته شده توسط كاوه در July 19, 2007 06:23 PM

کاوه جان بیشتر از 20 سال است. نمی دانم چرا کنجکاو این هستی.
پویا

نوشته شده توسط پویا در July 19, 2007 08:29 PM

قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال

نوشته شده توسط Travertine در July 30, 2007 08:03 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661