« یک مرد در تاکستان سنگسار شد | صفحه اصلی | گفتنی هایی نه چندان منسجم پس از یک سفر »
July 09, 2007
جنبش دانشجویی و جنبش زنان، می شود صورت مسئله ی جنبشهای مدنی را پاک کرد؟

اگر جامعه ی مدنی را خیلی ساده فضای میان حکومت و سطح اجتماع تعریف کنیم و آن را متشکل از نهادهای مدنی مثل اتحادیه ها و احزاب و سازمانهای غیر دولتی مانند سازمانهای زنان و دانشجویان بدانیم، ضعف این نهادهای مدنی مشکل همیشگی ما در دوره معاصر بوده است. نهادهای مدنی از هزار راه بصورت یک فاکتور قدرت و محدودکننده ی حکومت عمل می کنند. برای همین است که این نهادها به هزار وسیله توسط حکومت ها تضعیف شده اند. در بسیاری مواقع کار از محدودیت گذشته و به سرکوب خشن کشیده است.

بهانه ها برای ضعیف کردن و سرکوب نهادها و تشکل های مدنی متفاوت هستند و از طرف دیگر از فرط تکرار، تبدیل به کلیشه شده اند:
بر هم زنندگان نظم اجتماع، محل تجمع افراد ناراحت و همیشه ناراضی، شیفتگان بیگانه، عوامل تهاجم فرهنگی، مرفهین بی درد، روشنفکران برج عاج نشین، عوامل خارجی، براندازان و ... اینها تهمت هایی بوده که در تاریخ معاصر ما و بخصوص در سالهای پس از انقلاب از آنها استفاده کرده اند تا بهانه ای برای تعطیل و توقف کار نهادهای مدنی باشد.

از طرف دیگر خواسته هایی که جامعه ی مدنی برای رشد و پیشرفت اجتماع مطرح کرده، چون مستقل از نهاد حکومت مطرح شده و لازمه ی اجرای آن خواسته ها، مشارکت واقعی مردم و پایان دادن به این شکل توده ای و اتفاقی جامعه بوده، هنوز مسکوت مانده است. حکومت ها تصور می کنند با خاموش کردن جامعه ی مدنی، خواسته هایی که مطرح شده اند هم از دستور کار جامعه خارج می شود.
این روزها موج سرکوب و تعطیلی نهادهای مدنی باقی مانده مثل اتحادیه های دانشجویی و گروههای جنبش زنان، بالا گرفته است.

همین جنبش دانشجویی را که در نظر بگیریم، خواسته ها وشعارهای آن در کلیت خودش هنوز همان است که در دوران اصلاحات و پیش از 18 تیر مطرح شده بود.
مهرداد مشایخی جامعه شناس مقیم آمریکا در مقاله ای می نویسد در حالیکه گفتمان جنبش دانشجویی از سال 1368 تا 1374 گفتمان عدالت خواهی و مبارزه با فساد اجتماعی بود، از حدود سالهای 74 آشکار شده بود که حتی این عدالت خواهی هم بجز با تقسیم قدرت سیاسی و اصلاحات بنیادی سیاسی قابل دسترسی نیست. رانت خواری اقتصادی ریشه در روابط ناسالم سیاسی دارد و دانشجویان به این پی برده بودند. برای همین، گفتمان جنبش دانشجویی از حدود سال 1374 به گفتمان آزادی و اصلاحات سیاسی و تقسیم واقعی قدرت تبدیل شد.
می بینیم که چنین درخواستی امروز هم گفتمان حاکم بر جنبش دانشجویی ما را تشکیل می دهد. اما چرا آقایان تصور می کنند با بگیر و ببند و زندان و تهمت می شود این خواسته ها را خاموش کرد؟
اگر سرکوب راه حل بود که پس از دوم خرداد کار به 18 تیر 78 نمی کشید و پس از آن به این روزها که باز بازار بگیر و ببندها گرم شده است.

جنبش دانشجویی و جنبش زنان کشور ما، جنبش های مستقل مدنی هستند با خواسته های مشخص و بیانگر نیاز جامعه به تغییر. با راه و روش اطلاعاتی می توان به آنها تهمت زد و پرونده سازی کرد. با باتون و زندان می توان برای مدتی خاموش شان کرد اما خواسته های آنها را با هیچ روش و ترفندی نمی توان از واقعیت جامعه و ذهن مردم پاک کرد.

نوشته شده توسط پویا در 06:25 PM

نظرات (1)


نظرهای نوشته شده:

شما تصورتان از روندي كه تاكنون اين نهادها در تاريخ ايران به ويژه 60 سال اخير داشته اند، چيست و چه چيزي براي آينده پيش بيني مي كنيد؟
آيا به هر حال جامعه مسير بلوغي را طي خواهد كرد و يا حركت برنامه ريزي شده اي براي عقب نگه داشتن ايران وجود دارد؟

نوشته شده توسط كاوه در July 10, 2007 08:37 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661