« کامنت نویسی اهل رسانه و ادبیات | صفحه اصلی | قدرت گیری طالبان و مافیای حمل و نقل »
June 12, 2007
نگاهی کوتاه به نقد و بررسی های جنبش زنان در سالگرد 22 خرداد

بیانیه ی 700 نفر از حامیان جنبش مدنی زنان را حتما خوانده اید.
فلش کمپین 1 میلیون امضا را در اینجا می توانید تماشا کنید. قرار نبوده که این فلش احساسات را تحریک کند. قرار بوده است یک مرور تصویری برای معرفی کمپین 1 میلیون امضا باشد.

درباره ی سالگرد 22 خرداد 1384 و 1385 نوشین احمدی خراسانی در اینجا به تحلیل آن نشسته است و آسیه امینی هم در اینجا نگاهی به نوشته ی نوشین داشته است.

امیدوار باشیم که این نقد و بررسی ها بیشتر و بهتر و عمیق تر بشوند تا مسائل ما اینقدر به کشمکش های شخصی یا گروهی ختم نشوند.
امروز خیلی خسته هستم و قدرت نوشتن همه ی آنچه را در ذهنم می گذارد در این مورد ندارم. اما فردا و پس فردا باید بنویسم. گرچه می دانم که در این موارد چقدر مشکل است که نگذاری مسائل به موضوعات شخصی تقلیل پیدا کند. و بخصوص حالت دسته بندی بخودش نگیرد. امیدوارم که خواننده ی این یادداشت ها بخاطر داشته باشد که آنچه برای من بیشترین اهمیت را دارد تقویت جنبش مدنی زنان است تا اینکه بخواهم حرفی را بر کرسی بنشانم یا حق دوستی را برای کسی بجای آورده باشم. مخاطبان من چه این نوشته ها موافقتی یا مخالفتی با نظرات آنها داشته باشد، خودشان بیش از من و پیش از من با هم در دنیای واقعی رابطه داشته اند و دوستی ها کرده اند و چشم در چشم هم داشته اند و به اصطلاح نان و نمک هم را خورده اند. برای همین است که می گویم امیدوارم به این نظرات بعنوان همان نظرات شخصی هر یک از ما تلقی بشود.

اول یک جمله ی معترضه: همین امروز در یکی از نقد ها خواندم که اصلا افراد خارج از کشور چرا بیانیه ی 700 نفره را امضا کرده اند! گویی ایرانیان خارج از کشور حق حمایت از جنبش های مدنی کشورشان را هم ندارند! این هم متاسفانه از روشهای ناپسندی است که در بحث های میان ما شکل گرفته و وسیله ای است برای اینکه در آخرین جمله مُهر اثبات حرفهایمان را کوبیده باشیم که: اصلا شما حق و صلاحیت اظهار نظر ندارید. در بحث های مربوط به انتخابات هم چنین "دلایل"ی آورده می شود. البته نویسنده ی این نقد با بیانیه ی 700 نفر مشکل زیادی نداشته اما برای به اثبات رساندن نقدش بر تجمع 22 خرداد 85 این را هم یکی دیگر از نمونه های حقانیت خودش دیده است.

اما نگاه من به نوشته ی نوشین احمدی خراسانی بماند برای فردا یا پس فردا که توانی برای نوشتن باشد. ببخشید که امروز نوشته های گذشته ام را می آورم.
من دو روز پس از تجمع 7 تیر در خرداد یک سال پیش نوشتم: "شرکت فعال در یک حرکت اجتماعی، بخصوص وقتی که به ضرورت آن هم معتقد باشی شور و کشش دارد. با اینکه می‌دانی ممکن است یا حتما، رفتن، بی‌خطر نخواهد بود. حالا یا توهین باشد، یا باتوم یا زندان. اما وقتی که این حرکت اجتماعی محدود به قشر محدودی از نخبه‌گان و فعالان می‌شود چه بسا هزینه‌ای که می‌پردازیم کارهای مهم دیگری را زیر سایه قرار بدهد. اینطور که من فهمیده‌ام ترکیب فعالانی که در این حرکت‌ها شرکت می‌کنند تا حدود زیادی تغییرناپذیر است. یعنی همان‌ها هستند که در هر فراخوانی و حرکتی حاضرند از خودشان مایه بگذارند.
بدون شک هر حرکت مدنی را عده‌ای با صرف وقت و توان‌شان شکل می‌دهند. مشکل آنجاست که این حرکت‌ها فقط محدود به همان فعالان بشود".
و ادامه دادم: " نمی‌خواهم بگویم باید در کارگاه فرهنگی زنان نشست و جا خوش کرد و از این حرکت‌های مدنی چشم پوشید. می‌خواهم بگویم این نگرانی هم وجود دارد که هر بار کمتر و کمتر شویم. و این کمتر شدن نه فقط در حرکت‌های خیابانی که در کارهای اجتماعی‌مان بطور کلی تاثیر بگذارد".

امروز هم بر سر همین نظر هستم و همین نگرانی را دارم و برای دوستان هم قبل از امضای بیانیه نوشتم که با روح حاکم بر بیانیه کاملا موافقم و حرف آن، حرف من هم هست ولی در مورد بخش اول بیانیه که مربوط به دستآوردهای مثبت تجمع میدان 7 تیر است باید بیشتر بحث کرد و با آمار و رسیدگی دقیق دید که آیا این حرکتهای خیابانی چه تاثیر واقعی روی شرکت عملی مردم و بخصوص زنان و دختران در جنبش دارد.

اولا نوشین در نوشته اش به مسئله ی بسیار مهمی هم اشاره می کند که من هم فکر می کنم کاملا درست است و آن ضرورت استقلال جنبش زنان و نهادهای آن از احزاب سیاسی است. منظورم فقط احزاب اصلاح طلب دولتی مثل مشارکت نیست بلکه همه ی احزاب سیاسی. تجربه ی تاریخی در کشورمان نشان داده که یا خواسته ها و مطالبات زنان در سایه ی ارجحیت هایی که هر حزب سیاسی قائل است فراموش می شود یا به آینده ای نامعلوم موکول می شود و یا اینکه هنگام سرکوب احزاب سیاسی، جنبش زنان وابسته به آنها هم خواه ناخواه هدف آن سرکوب قرار می گیرند و مجبور به محدودیت و حتی تعطیلی کارشان می شوند. معنی این حرف این نیست که جنبش زنان یک جنبش سیاسی نیست. هر جنبش اجتماعی ضرورتا سیاسی هم هست. مسئله بر سر دنباله روی از برنامه های احزاب سیاسی و فراز و نشیب های آنهاست.

آنچه در نوشته ی نوشین توجه مرا بخودش جلب کرده از یک طرف تقسیم جنبش زنان به حکومتی - غیر حکومتی است و از طرف دیگر به ترسو- شجاع بودن و یا ایدئولوژیک- غیر ایدئولوژیک بودن و متاسفانه دو پهلو و کلی هم گفته شده و این نوع نقد بیشتر به کشیدن مرزهای غیر قابل عبور در میان فعالان جنبش زنان کمک می کند. به نظر من روح جنبش زنان بنا بر ماهیت و هدف خودش باید بر پیدا کردن نقطه های مشترک و کارپایه ی مشترک استوار باشد. آنهم در شرایطی که جنبش های مدنی در کشور ما بدلایل تاریخی و خشونت حاکم اینقدر ضعیف است. متاسفانه نوشته ی نوشین دارای چنین روحی نیست.
نکته ی دیگر اینکه این نوشته ی نوشین، تجمع 7 تیر را محور و حتی نقطه ی آغاز همه ی حرکت های بعدی جنبش زنان می داند. این نوشته بر آن است که حرکت های بعدی از جمله کمپین 1 میلیون امضا و یا انسجام گروههای مختلف (که متاسفانه دقیقا بیان نشده که مقصود چه است)، همه نتیجه ی منطقی و زاییده ی آن تجمع هستند. در حالیکه روش کمپین 1 میلیون امضا به نظر من اتفاقا از حرکت هایی مانند تجمع هفت تیر فاصله می گیرد و تعریف بسیار درست تری از یک جنبش مستقل مدنی و مردمی می دهد.

من هم بر این باور نیستم که "همه با هم" می توانیم دست در دست هم و با چشمان بسته به طرف یک بهشت خیالی حرکت کنیم. آنچه که من می گویم این است که اهداف جنبش زنان بیش از آن مشترک است که مشکلی برای پیدا کردن کارپایه ی مشترک داشته باشیم. از طرف دیگر ضعف کمّی و کیفی جنبش هم ما را ناچار می کند در پیدا کردن نقاط مشترک تلاش بیشتری کنیم.

بیشتر از این را بگذارم برای فرصتی دیگر به همین زودی.

نوشته شده توسط پویا در 05:11 PM

نظرات (8)


نظرهای نوشته شده:

دوست محترم
در فرارزی از نوشته خوبتان تعریضی هم به نوشته من داشته اید. ممنون که خوانده اید اما احتمالا همان خستگی که گفته اید مانع شده که دقیق بخوانید. مثلا من کجا گفتم که خارج نشینان نباید نظر بدهند من گفتم فقط موافق فراخوان برای تجمع دادن آنها نیستم استدلالم را همانجا گفته ام اگر شما نپسندیدید مشکلی نیست اما آن را تعمیم ندهید. یا اینکه گفته اید من مخالف تجمع میدان هفت تیر هستم که درست هم گفته اید اما من در هیچ جای آن مطلب چنین حرفی نزده ام شما از کجا قضاوت درونی مرا کشف کرده اید؟ اجازه می دهید بگویم شما با پیش قضاوت نوشته مرا خوانده اید؟

نوشته شده توسط نیما در June 13, 2007 08:38 AM

من این تقسیم بندیها رو قبول ندارم و همه کسانی که می خوان مبارزه کنن باید با هم متحد باشن

نوشته شده توسط ماکان در June 13, 2007 12:42 PM

سیب زمینی های ما گندیده اند.
سلام. ما که نوشته های شما را خواندیم. شما هم اگر وقت کردید این نوشته ما را بخوانید. شاید نکته مفیدی در آن یافتید. اگر نظرتان را هم مرقوم بفرمایید لطف بزرگی کرده اید.
خیلی ممنون.

نوشته شده توسط تاریخ و جغرافیا در June 13, 2007 03:00 PM

نیمای عزیز
به نظر من این "خارج نشینان" که اتفاقا عده ی بسیاری از آنها از بد روزگار محبور به "نشستن در خارج" شده اند حق دارند که از درخواست و ابتکار مدنی هموطنان خودشان برای تجمع کردن یا تجمع نکردن در ایران یا هر جای دیگر دنیا حمایت کنند. البته اگر با آن موافق باشند. در ضمن روح حاکم بر این بیانیه مربوط به جنبش مدنی زنان بوده و کسی که با روح این بیانیه موافق بوده در هر کجای دنیا می تواند امضا کند.

نیما جان شما نوشته اید: " اگر به من بگويند بيانيه بنويس قطعا دهها بار از اين هم تند تر خواهم نوشت اما پاي كمپين يك ميليون امضا را وسط نخواهم كشيد ...". من هم گفته ام که نویسنده با مطالب بیانیه مشکلی ندارد یعنی موافق است که وضعیت زنان و وضعیت جنبش درست منعکس شده و حاضر است حتی از این هم تندتر بنویسد.
در مورد نقد آن تجمع نیازی به زحمت زیاد پس از خواندن متن شما نیست. این ربط به درک متن دارد و نه درون نویسنده. از طرف دیکر و مهم تر، اینکه شما برای به اصطلاح کامل کردن نقدتان، پای ایرانیانی را به میان کشیده اید که حق مدنی و انسانی آنهاست که چنین بیانیه هایی را امضا کنند یا نکنند.
نیمای عزیز همین "خارج نشین" خطاب کردن شما به هموطنان تان در خارج از کشور بار منفی دارد. نمی دانم متوجه این نیستید یا مخصوصا می گویید. خارج نشین یعنی کسی که در خارج جا خوش کرده که البته تعداد زیادی شاید چنین باشند. اما تعداد زیادی هم هستند که جا خوش نکرده اند.

من آن شب خسته بودم اما مطمئن باش دوست من که آنقدر خسته نبودم که نفهمیده مطلبی را بخوانم و از آن مهم تر مطلبی را از سر خستگی و بی توجهی بنویسم. در مورد پیش قضاوت هم که گفته ای نیما جان ما که همدیگر را (حتی در همین روابط وبلاگستان) نمی شناسیم که من قضاوتی منفی یا مثبت به شما یا شما به من داشته باشیم. من از لینک آسیه به مطلب شما هدایت شدم. و هنوز هم متاسفم که دوستان جوانی مانند شما که در کار فعالیت اجتماعی هستید و دغدغه هایی بزرگتر از روزمره گیها دارید در باره ی بخشی از جامعه ی ما که از بد حادثه در خارج زندگی می کند اینطور باید و نباید می کنید.

پویا

نوشته شده توسط پویا در June 13, 2007 05:26 PM

موفق باشید

نوشته شده توسط مهیار در June 14, 2007 01:56 PM

ba sepas kare besyar ba arzeshi kardi va say mikonam hame flash haye shoma ra dar site va blog moarefi konam. pirooz bashid

نوشته شده توسط ali در June 14, 2007 11:31 PM

سلام. فلاش بم را دیدم. عالی بود. شعری برای کودکان بم سروده ام برای شما تقدیم می کنم
http://www.persianblog.com/posts/?weblog=ta39ali2003.persianblog.com&postid=1468902

نوشته شده توسط علی در June 15, 2007 10:26 AM

پرسش هفته (4): جهانی شدن و حقوق بین الملل اجتماعی
برخی از حقوق دانان بین المللی معتقدند: "مبنای نخستین حقوق بین الملل در مفهوم کلاسیک آن مبتنی بر آموزه های جوامع لیبرال اروپای غربی قرن 19 بوده و مفهوم حاکمیت مطلق دولت ها منتج از این آموزه ها و تالی منطقی آن عدم مداخله در امور داخلی آن دولت ها محسوب می شده است و قاعده فوق نیز با احترام به حاکمیت داخلی مطلق دولت ها تضمین می شده و اموری که ذاتی اجتماع همان دولت ها تلقی می شده در محدوده همان دولت و تحت اقتدارات عالیه همان دولت ها استقرار می یافت.
اما، از رهگذر جهانی شدن، امور اجتماعی مربوط به فرد فرد دولت ها و دامنه معضلات مبتلا به آن، تاثیری فراتر از مرزهای حاکمیتی دولت ها در پی داشته است. وضعیتی که در آن، همکاری دولت ها و بازیگران غیردولتی عنصری تعیین کننده در کنترل حدود تاثیرات منفی و غلبه بر آن ها به شمار می آید. ازاینرو، چنین نتیجه گیری می شود که مبنا و بنیان حقوق بین الملل نیز از آموزه های لیبرالیسم دور شده و ماهیتا شکلی دیگر به خود گرفته است به نحوی که می توان هم اینک، معتقد به حقوق بین الملل اجتماعی بود!
سئوال اینست که در این نگرش عناصر هنجاری نظم عمومی بین المللی حول چه محورهایی قرار می گیرد و آیا مبانی استدلالی این نگرش در حقوق موضوعه امروزی تجلی خاصی در مصادیق دارد؟ کدام قاعده اولی یا اصول می تواند هسته سخت نظم حقوقی حاکم بر آن تلقی گردد؟
پرسش هفته (1): حقوق بین الملل و وضعیت فعلی دارفور
پرسش هفته (2): ارزش های جامعه بین المللی و قواعد حقوق بین الملل
پرسش هفته (3): اتیوپی و دخالت نظامی در سومالی

نوشته شده توسط مرکز مطالعات حقوق بین الملل در June 15, 2007 09:44 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661