![]() |
|
|
« کامنت نویسی اهل رسانه و ادبیات |
صفحه اصلی
| قدرت گیری طالبان و مافیای حمل و نقل »
June 12, 2007
نگاهی کوتاه به نقد و بررسی های جنبش زنان در سالگرد 22 خرداد بیانیه ی 700 نفر از حامیان جنبش مدنی زنان را حتما خوانده اید. درباره ی سالگرد 22 خرداد 1384 و 1385 نوشین احمدی خراسانی در اینجا به تحلیل آن نشسته است و آسیه امینی هم در اینجا نگاهی به نوشته ی نوشین داشته است. امیدوار باشیم که این نقد و بررسی ها بیشتر و بهتر و عمیق تر بشوند تا مسائل ما اینقدر به کشمکش های شخصی یا گروهی ختم نشوند. اول یک جمله ی معترضه: همین امروز در یکی از نقد ها خواندم که اصلا افراد خارج از کشور چرا بیانیه ی 700 نفره را امضا کرده اند! گویی ایرانیان خارج از کشور حق حمایت از جنبش های مدنی کشورشان را هم ندارند! این هم متاسفانه از روشهای ناپسندی است که در بحث های میان ما شکل گرفته و وسیله ای است برای اینکه در آخرین جمله مُهر اثبات حرفهایمان را کوبیده باشیم که: اصلا شما حق و صلاحیت اظهار نظر ندارید. در بحث های مربوط به انتخابات هم چنین "دلایل"ی آورده می شود. البته نویسنده ی این نقد با بیانیه ی 700 نفر مشکل زیادی نداشته اما برای به اثبات رساندن نقدش بر تجمع 22 خرداد 85 این را هم یکی دیگر از نمونه های حقانیت خودش دیده است. اما نگاه من به نوشته ی نوشین احمدی خراسانی بماند برای فردا یا پس فردا که توانی برای نوشتن باشد. ببخشید که امروز نوشته های گذشته ام را می آورم. امروز هم بر سر همین نظر هستم و همین نگرانی را دارم و برای دوستان هم قبل از امضای بیانیه نوشتم که با روح حاکم بر بیانیه کاملا موافقم و حرف آن، حرف من هم هست ولی در مورد بخش اول بیانیه که مربوط به دستآوردهای مثبت تجمع میدان 7 تیر است باید بیشتر بحث کرد و با آمار و رسیدگی دقیق دید که آیا این حرکتهای خیابانی چه تاثیر واقعی روی شرکت عملی مردم و بخصوص زنان و دختران در جنبش دارد. اولا نوشین در نوشته اش به مسئله ی بسیار مهمی هم اشاره می کند که من هم فکر می کنم کاملا درست است و آن ضرورت استقلال جنبش زنان و نهادهای آن از احزاب سیاسی است. منظورم فقط احزاب اصلاح طلب دولتی مثل مشارکت نیست بلکه همه ی احزاب سیاسی. تجربه ی تاریخی در کشورمان نشان داده که یا خواسته ها و مطالبات زنان در سایه ی ارجحیت هایی که هر حزب سیاسی قائل است فراموش می شود یا به آینده ای نامعلوم موکول می شود و یا اینکه هنگام سرکوب احزاب سیاسی، جنبش زنان وابسته به آنها هم خواه ناخواه هدف آن سرکوب قرار می گیرند و مجبور به محدودیت و حتی تعطیلی کارشان می شوند. معنی این حرف این نیست که جنبش زنان یک جنبش سیاسی نیست. هر جنبش اجتماعی ضرورتا سیاسی هم هست. مسئله بر سر دنباله روی از برنامه های احزاب سیاسی و فراز و نشیب های آنهاست. آنچه در نوشته ی نوشین توجه مرا بخودش جلب کرده از یک طرف تقسیم جنبش زنان به حکومتی - غیر حکومتی است و از طرف دیگر به ترسو- شجاع بودن و یا ایدئولوژیک- غیر ایدئولوژیک بودن و متاسفانه دو پهلو و کلی هم گفته شده و این نوع نقد بیشتر به کشیدن مرزهای غیر قابل عبور در میان فعالان جنبش زنان کمک می کند. به نظر من روح جنبش زنان بنا بر ماهیت و هدف خودش باید بر پیدا کردن نقطه های مشترک و کارپایه ی مشترک استوار باشد. آنهم در شرایطی که جنبش های مدنی در کشور ما بدلایل تاریخی و خشونت حاکم اینقدر ضعیف است. متاسفانه نوشته ی نوشین دارای چنین روحی نیست. من هم بر این باور نیستم که "همه با هم" می توانیم دست در دست هم و با چشمان بسته به طرف یک بهشت خیالی حرکت کنیم. آنچه که من می گویم این است که اهداف جنبش زنان بیش از آن مشترک است که مشکلی برای پیدا کردن کارپایه ی مشترک داشته باشیم. از طرف دیگر ضعف کمّی و کیفی جنبش هم ما را ناچار می کند در پیدا کردن نقاط مشترک تلاش بیشتری کنیم. بیشتر از این را بگذارم برای فرصتی دیگر به همین زودی. نوشته شده توسط پویا در 05:11 PM دوست محترم
نوشته شده توسط نیما در June 13, 2007 08:38 AM من این تقسیم بندیها رو قبول ندارم و همه کسانی که می خوان مبارزه کنن باید با هم متحد باشن
نوشته شده توسط ماکان در June 13, 2007 12:42 PM سیب زمینی های ما گندیده اند.
نوشته شده توسط تاریخ و جغرافیا در June 13, 2007 03:00 PM نیمای عزیز نیما جان شما نوشته اید: " اگر به من بگويند بيانيه بنويس قطعا دهها بار از اين هم تند تر خواهم نوشت اما پاي كمپين يك ميليون امضا را وسط نخواهم كشيد ...". من هم گفته ام که نویسنده با مطالب بیانیه مشکلی ندارد یعنی موافق است که وضعیت زنان و وضعیت جنبش درست منعکس شده و حاضر است حتی از این هم تندتر بنویسد. من آن شب خسته بودم اما مطمئن باش دوست من که آنقدر خسته نبودم که نفهمیده مطلبی را بخوانم و از آن مهم تر مطلبی را از سر خستگی و بی توجهی بنویسم. در مورد پیش قضاوت هم که گفته ای نیما جان ما که همدیگر را (حتی در همین روابط وبلاگستان) نمی شناسیم که من قضاوتی منفی یا مثبت به شما یا شما به من داشته باشیم. من از لینک آسیه به مطلب شما هدایت شدم. و هنوز هم متاسفم که دوستان جوانی مانند شما که در کار فعالیت اجتماعی هستید و دغدغه هایی بزرگتر از روزمره گیها دارید در باره ی بخشی از جامعه ی ما که از بد حادثه در خارج زندگی می کند اینطور باید و نباید می کنید. پویا
نوشته شده توسط پویا در June 13, 2007 05:26 PM موفق باشید
نوشته شده توسط مهیار در June 14, 2007 01:56 PM ba sepas kare besyar ba arzeshi kardi va say mikonam hame flash haye shoma ra dar site va blog moarefi konam. pirooz bashid
نوشته شده توسط ali در June 14, 2007 11:31 PM سلام. فلاش بم را دیدم. عالی بود. شعری برای کودکان بم سروده ام برای شما تقدیم می کنم
نوشته شده توسط علی در June 15, 2007 10:26 AM پرسش هفته (4): جهانی شدن و حقوق بین الملل اجتماعی
نوشته شده توسط مرکز مطالعات حقوق بین الملل در June 15, 2007 09:44 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: