« هر مشروطه خواهی متجدد است؟ | صفحه اصلی | من هم درباره ی تاثیرگذارترین ها می نویسم »
May 18, 2007
نسل صیغه + گپی با خورشید خانم

با دیدن تیتر خبری درباره‌ی اختراع دوچرخه‌ی اسلامی در اراک به این صفحه رفتم که ببینم پس از سینما و تاتر اسلامی و لباس و مد اسلامی و اتوبوس اسلامی و خیلی چیزهای دیگر، این یکی چه می‌تواند باشد. اما راستش به موضوع دیگری در متن خبر جلب شدم.
یک کارشناس قضایی "از شيوه نادرست ازدواج‌هاي موقت در جامعه اظهار تأسف كرد و گفت:ازدواج‌هاي موقت با شيوه رايج امروزي موجب تزلزل پايه‌هاي خانواده شده است". و بعد هم گفته‌ای از یک مسئول دیگر است که می‌گوید: " متأسفانه امروز فلسفه اصلي ازدواج موقت به دست فراموشي سپرده شده و به هوي و هوس آقايان تبديل شده است".
حالا با وجود این نوع اعترافات کارشناسان‌شان به نتایج ناگوار طرح‌هایی مثل صیغه برای زنان و بچه‌هایی که محصول این نوع ازدواج‌ها هستند، باز هم آقایان روی این طرح‌ها پافشاری می‌کنند. به لطایف‌الحیل هم می‌خواهند اثبات کنند که این قوانین و طرح‌ها همه مطابق فطرت آدمی است و برای امنیت اجتماع و "کمک به زنان" تدوین شده است.
در کنار زنانی که آسیب‌های جدی اجتماعی از ازدواج‌های موقت می‌بینند، نسلی از بچه‌های صیغه در حال شکل‌گیری است که خیلی از آنها بخاطر انواع مشکلات حتی از داشتن شناسنامه‌ هم محرومند. شناسنامه نداشتن یعنی اینکه تو از نظر رسمی و اداری وجود نداری و از هر حقی هم محروم هستی. من تقریبا یک سال پیش یادداشتی درباره‌ی این موضوع نوشتم و نظر جامعه‌شناسان را هم آوردم. بد نیست اگر وقت کردید نگاهی به آن یادداشت بیندازید.
----------
خورشید خانم مطلبی درباره‌ی سالهای دهه‌ی ‌شصت نوشته است و شکافی که میان جوانان آن سالها و جوانان این سالها وجود داشته و دارد. شکی نیست که تا هر نسلی نخواهد بداند پیش از او چه گذشته، این جدایی و نفهمیدن همدیگر طبیعی است. داشتن حساسیت اجتماعی فقط محدود به این نیست که بدانیم دور و برمان چه می‌گذرد، این هم هست که کنجکاوی کنیم که از کجا به اینجا رسیده‌ایم. حالا دیگر در روزنامه‌ها و اعلامیه‌های دانشجویی عبارت "دهه شصت" را زیادتر می‌بینیم. خوب است که بیست ساله‌های امروز کنجکاو شده‌اند که بر بیست ساله‌های آنروز چه رفت. و مهم‌تر اینکه چه کنیم تا هر چند سال یکبار نسل جدیدی گذشته‌های تلخ را تجربه نکند.
خورشید در جایی می‌نویسد: "ولی نمی دونم آیا کس دیگه ای هم با من هم عقیده هست که محاکمه نشدن عوامل جنایت های دهه شصت و سرپوش گذاشتنشون توسط دولت ایران عامل بخشی از شکافی هست که تو جامعه ما افتاده بین کسایی که به "اصلاحات" اعتفاد دارن و کسایی که به "براندازی" اعتقاد دارن؟"
خورشید جان البته اگر قرار بر محاکمه‌ای باشد و رسیدگی بر آنچه رفت که دیگر بقول معروف: نه از تاك‌ نشان است و نه از تاكنشان. و اگر منظورت سران محافظه کار یا اصلاح طلبان دولتی است که همین‌ها بر بالاترین مخده های قدرت و رسانه تکیه زده‌اند. از مراد روشنفکران اصلاح طلب مانند دکتر سروش بگوییم که هنوز دوست دارد نقشی را که در انقلاب فرهنگی بازی کرد، کمرنگ و مصلحانه و فرهنگی جلوه بدهد یا از آقای جلایی پور که هنوز فکر می‌کند جنگ و کشتار در کردستان کار بجایی بوده است.

در این باره زیاد می‌شود نوشت. شاید بخاطر همین است که وقتی من از جنبش مردمی اصلاح‌طلبی می‌گویم اینقدر روی استقلال آن از قدرت تاکید می‌کنم. همین حالا هم این فشاری که روی جنبش زنان و بخشی از جنبش دانشجویی و کارگری و معلمان است برای همین استقلال از قدرت است، کما اینکه اقبال مردم هم از آن برای همین استقلال است. اما اینکه همه چیز را هم به محاکمه و رسیدگی و اینطور مسائل موکول کنیم در واقع راه حلی ارائه نکرده‌ایم. اینها چشم بستن به روی آنچه گذشت نیست. اینها شاید اهمیت دادن به جان گرفتن جنبش‌های مدنی و مردمی است با خواسته‌های امروز. شاید این بهتر بتواند آن شکاف اجتماعی را که می‌گویی پر کند.

نوشته شده توسط پویا در 07:55 PM

نظرات (3)


نظرهای نوشته شده:

دعوتتان کردم تا از تاثیز گذارترین آدمها در زندگیتان بگویید :
http://razeno.com/2007/05/post_196.php

نوشته شده توسط سیامک قاسمی در May 19, 2007 06:50 PM

پویا جان، شدیدا موافقم باهات در مورد استقلال یه جنبش مردمی. وقتی من هم حرف از اصلاحات می زنم منظورم اون گروهی که به "اصلاح طلبان" معروف شدن نیست، منظورم یه جنبش مستقل از این افراد هست. من فکرکنم خیلی عملی تر باشه که شرایط برای همچین چیزی و تغییر تدریجی فراهم شه تا اینکه بشه یک هو کل سیستم رو برانداخت. اما این تغییر احتیاج به یه جور اتحاد همه داره، و من فکر می کنم این شکافی که بین نسل ها افتاده و عدم درک مقابل در مورد اتفاقات دهه شصت باعث شده اون اتحاد هیچوقت به وجود نیاد. ممنون از نوشته ات.

نوشته شده توسط خورشید در May 19, 2007 07:40 PM

در مورد ازدواج های موقت، چند روزیه که میشنوم آزاد شده! یعنی چی آزاد شده؟ مگه قبلاً آزاد نبود؟ مگه نه اینکه مردا هر وقت بخوان حتی اگه زن داشته باشن می تونن صیغه کنن؟ اصلاً ما آدم ها چرا ازداوج می کنیم؟ آیا فقط برای هوسه؟ یا بقاء نسل؟ یا اینکه تنها نباشیم؟انسانها دارن به موجوداتی هوس پرست، ظاهر بین، پول پرست و.. تبدیل می شن. آیا یک لحظه با خودمون فکر میکنیم که چرا آفریده شدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط زهره در June 7, 2007 08:39 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
سایت پربار جنبش زنان + روز اول ماه مه - سمبل برابری طلبی برای قشرهای وسیع اجتماعی نه یک "قوم برگزیده"
کتابخوانی ما ایرانی ها - به فرهنگ شفاهی خو گرفته ایم
بر رحمان ها در سیبری چه گذشت؟ - نسل گمشده
تصاویری از تاریخ تئاتر ایران در سالهای 20
خانواده ی بدون مشکل یا تابوهای ریشه دار ما؟ -! Perfect family
چارچوب هایی اینقدر متفاوت
«فتنه» ؟
درگذشت زنده یاد فریدون آدمیت- و آرامگاه احمد کسروی کجاست؟
ضرورت استقلال جنبش زنان- به بهانه ی درگذشت مریم فیروز
آلبوم عکس های کارل هوئکر افسر SS آلمان

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661