« ما مردم را تحقیر نکنید | صفحه اصلی | بدنبال حقیقت بودن یا تصور یافتن آن؟ »
May 08, 2007
حجاب، پرچم اقتدار؟

در جایی خواندم که از بعضی بحث‌های مطرح شده در وبلاگستان درباره‌ی حجاب، انتقاد شده بود که به موضوع کنترل حجاب، به صورت ساده شده‌ای پرداخته‌اند. گویا انتقاد از این بود که چرا به بحث حجاب و تفسیرهای دینی از آن و حدود آن، نرسیده است. حجاب، آنجا می‌تواند به بحث و جدلهای فکری تبدیل شود که خودش هم در همان حد بحث و نظر بماند و پیشنهادهای مفسران، حداکثر بوسیله‌ی معتقدان به آن اجرا شود. از نظر عملی این یعنی که حجاب، موضوعی اختیاری در اجتماع باشد.
مشکل در آنجاست که این مفسران و معتقدان، از حجاب وسیله‌ای برای کنترل حق شهروندان برای نوع پوشش آنها می‌سازند. این وسیله را بصورت قانون در می‌آورند و بعد هم با شدت و خشونت در اجتماع برای همه پیاده می‌کنند. این قوانین، حتی اساسی‌ترین حقوق شهروندی را هم محدود به رعایت حجاب می‌کنند. یعنی اگر یک زن حجاب نداشته باشد از حق حرکت در محیط عمومی، کار و تحصیل هم محروم است. حق انتخاب او در این مورد دقیقا صفر است.

به نظر من موضوع حجاب برای حکومت، غیر از صورت دینی و شرعی آن،‌ یک جنبه‌ی عمیقا سیاسی دارد. حکومت، از حجاب و شدت رعایت آن، معیاری برای نشان دادن کنترل و اقتدار خودش ساخته است. حکومت، هویتی دینی برای خودش قائل شده که یکی از نمونه‌های بارز آن کنترل پوشش زنان است. چرا که اگر بخواهیم به زبان خودشان حرف بزنیم (نه اینکه من خودم بی حجابی را مفسده و گناه بدانم)، موارد گناه و فساد در جامعه آنقدر هست که آشکار بودن موی زنان در مقابل آن هیچ است. اما موضوع در اینجاست که موضوع حجاب، مانند پرچمی سمبلیک برای نشان دادن قدرت سیاست‌های حکومتی عمل می‌کند.
نمونه‌ی 180 درجه مقابل آن، سیاست کشف حجاب در دوره‌ی رضا شاه بود. از آنجا که رضا شاه با شعار مدرنیته و تجدد از بالا، به میدان آمده بود، چادر زنان به این عنوان تلقی می‌شد که حکومت اقتدار لازم را برای اجرای سیاست‌هایش ندارد. پس سیاست مخالفت با حجاب آن موقع با شدتی که می‌دانیم اجرا می‌شد.
در هیچکدام از این دو دوره، انتخاب پوشش به سلیقه‌ی خود مردم گذاشته نشده چرا که این موضوع به نوعی با هویت و اقتدار سیاسی گره زده شده است.

موضوع اقبال بخش‌های بزرگی از جامعه در رابطه با حجاب، به آنجا بر می‌گردد که حکومت از آغاز استقرارش به حق انتخاب بخش‌های دیگر اجتماعی بی‌توجه بوده است و از همان ابتدا بر حجاب اجباری و جدایی جنسیتی تاکید کرده است. آنهم با زور فیزیکی. از نظر اجتماعی نشان داده شده که جداسازی جنسیتی و سیاست‌های سفت و سخت حجاب، موجب امنیت بیشتر برای زنان نشده و در خیلی موارد برعکس هم بوده است. حالا نمی‌شود که به همین نتایج غلط این سیاست‌های اجرا شده، اتکا کرد و نتیجه گرفت که بدحجابی و فرهنگ "غرب‌زده" باعث افزایش ناامنی شده است.

نتیجه‌ای که از این یادداشتم می‌خواهم بگیرم این است که وقتی سیاستی با اجبار قانون و خشونت اجرا می‌شود، دیگر چه جای این توقع است که به بحث‌های حوزه‌ای ِ پایه‌های آن بنشینیم آن هم با این توقع که تازه دست آخر به توجیه آن سیاست‌ها و خشونت‌ها برسیم. مثل آن فیلسوف دین‌مداری که به چون و چراها می‌پردازد در حالی که هدفش این است که سرانجام و در پایان تفکر و استدلال‌ها به همان چیزی برسد که در ابتدا به آن پایبند بوده. فقط اینبار به توجیه آن نشسته است.

نوشته شده توسط پویا در 07:31 PM

نظرات (3)


نظرهای نوشته شده:

سلام
خوشبختم از آشنایی تان
سری به هرانک بزنید ضرر نمی کنید

نوشته شده توسط علی رشوند در May 9, 2007 06:35 PM

معرفی وبلاگ شما در وبلاگ ما برای معرفی به ایدی ماپیام بفرستید برای بازدید بیشتر

نوشته شده توسط GOL-MH در May 15, 2007 02:44 PM

گفته میشود که افراد ناآگاه یا افراد مفسدی که برا ی خود فروشی اقدام میکنند برای جلب توجه دیگران بدحجابی یا بی حجابی را انتخاب میکنند. پس در صورت اجباری شدن حجاب و یکرنگ شدن این افراد با دیگران، دیگر نمیتوان آنان را از دیگر افراد بازشناخت و در نتیجه افرادی که به دنبال ارضا امیال ناپسند خویش هستند متعرض زنان مومنه و مفسد (همزمان) خواهند شد و بنابرین ناامنی و بی ارزشی حجاب حاصل حجاب اجباری خواهد بود.

نوشته شده توسط امیر پارسی در May 16, 2007 12:28 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661