« خشونت و تحقیر ، وسیله ای برای به رخ کشیدن قدرت | صفحه اصلی | ما مردم را تحقیر نکنید »
May 04, 2007
نگاهی به کنسرت شجریان: او بهترین خواهد شد، "مثل پدرش"

این چند روزه فکرم مشغول این بود:
خواننده است، مانند پدرش. خواننده‌ی موسیقی اصیل ایرانی، مثل پدرش. خیلی خوب هم می‌خواند، مثل پدرش. خواننده‌ی موفقی خواهد شد شاید بهترین، مثل پدرش. به جای پدر هم خواهد نشست.
گزارش‌گر بی بی سی راست می‌گوید که: "سرم پایین مشغول نوشتن بودم فکر می کردم شجریان می خواند سر که بلند می کردم می دیدم او ساکت نشسته و همایون است که می خواند. تشخيص صدای آنها از هم به مرور زمان سخت تر و سخت تر می شود".
راست می‌گوید. اگر چشم‌ها را بسته باشی یا سرت پایین باشد جز در قسمت‌هایی که اوج می‌گیرد، مثل او می‌خواند. مثل پدر. بعدها در اوج هم به او خواهد رسید. به پدرش.
تعجب می‌کنم که این جوان، همایون را می‌گویم، بحران هویت پیدا نمی‌کند یا نکرده است. نمی‌دانم زیر سایه‌ی دیگری زندگی کردن، حتی اگر پدر و مادر باشند، برای هر کس تا کجا می‌تواند ادامه پیدا کند تا روزی که شاید آدمی بگوید نه! پس من خودم چه کسی هستم؟ کسی که خودش است و سایه و "مثل" دیگری نیست.

من هم به موسیقی اصیل ایرانی علاقه دارم و بیشترین وقتی که صرف شنیدن موسیقی می‌کنم همین نوع موسیقی است. من هم دغدغه و نگرانی کیفیت هنر موسیقی خودمان را پس از این استادان دارم. اما یکی "مثل" استاد امروز پروردن، لزوما به معنی پیشرفت و تازه ماندن نیست. کاش این جوان کار تازه‌ای بکند. کاش وقتی سرمان پایین است یا چشمانمان بسته، بدانیم همایون است که می‌خواند. مثل خودش، نه مثل هیچکس دیگر.
البته زندگی فقط ساز خود را زدن و راه خود را رفتن نیست. آموختن است، تجربه است، سرمشق گرفتن است. اما همه‌ی اینها شاید برای پیدا کردن و ساختن آن «من» و «خود»مان.

نوشته شده توسط پویا در 05:10 PM

نظرات (6)


نظرهای نوشته شده:

سلام..خوب چیزی که معلومه اینه که تحت تاثیر پدره و تحت تاثیر چنین پدری نبودن فکر نکنم امکان پذیر باشه.....در ضمن اولین نکته ای که در کلاس های آواز می گن اینه که برای شروع باید تقلید کرد.....او هم با تقلید شروع کرده... باید بهش فرصت بیشتری داد...شاید اون چیزی رو که شما می خواین تا زمانی که استاد به فعالیت می پردازه رخ نده

نوشته شده توسط ماکان در May 5, 2007 06:53 AM

دوست عزیز به بهترین نحوه حرف دل من رو نوشتی :-)
برای ا همین هست که از وقتی پدر و پسر با هم میان دیگه به کنسرت هاشون نرقتم ! انگاری میخواد ثابت کنه فتوکپی برابر اصل هست !
مرسی از نوشته قشنگ ات :-)

نوشته شده توسط jay در May 5, 2007 01:56 PM

سلام البته پویا جان این مشکل خطای گوش شماست که نمی تواند صدای پدر و پسر را تشخیص دهد.

نوشته شده توسط بیلی و من در May 5, 2007 05:57 PM

شکی نیست اسد جان که من گوش حرفه ای در شنیدن موسیقی ندارم. اما منظور من فراتر از آن چیزی بود که یک گوش حرفه ای می تواند تشخیص بدهد. من به دنبال یک قدم تازه تر بوده ام نه گرته ای از استاد ِ امروز.
بعد هم اینکه موسیقی ما فقط برای متخصصان فن اجرا نمی شود. موسیقی اصیل ما ریشه در احساسات و نیازهای روحی مردم این سرزمین در طول تاریخ دارد و از ما جدا نیست. اگر گام تازه ای یا حرف تازه ای هست برای ما مردم هم باید قابل درک و شنیدن باشد.
پویا

نوشته شده توسط پویا در May 5, 2007 10:23 PM

پویا جان،
1- خوب همه چیزمان باید بهم بیاد دیگه و به نظر من اصلاً جای تعجب ندارد که چنین است و ما تا در عرصه های دیگر پدرسالار و مستبد هستیم همین دور دور گردان است و خواهد ماند.
2- اینقدر از این افاضات که خطای گوش شماست و یا تو اصلاً این موسیقی را نمیفهمی متنفر و فراری هستم که نگو. دختر خاله ای دارم که استاد سه تار است و از آنجائیکه من هیچ وقت موسیقی ایرانی به خصوص به اصطلاح این نوع "اصیل" اش گوش نمیدهم و اصلاً راستش از این موسیقی به قول شاملو ... بدم میآید. به من میگوید که من گوش موسیقی ندارم و بلد نیستم گوش کنم. جل لخالق. چطور است که من بیش از 330 سی دی موسیقی دارم و تا به خانه میآیم اولین کاری که میکنم پخش موزیک در سرایم است و...در ضمن اگر موسیقی با شما حرف نمیزند این اشکال از گوش و آگاهی نیست. این اشکال از آن موسیقی است که شما را مخاطب قرار نمیدهد.

نوشته شده توسط موناهیتا در May 6, 2007 07:57 AM

سلام پویا عزیز
حتما همایون راه خویش را پیدا خواهد کرد. خوشحال باشیم که دارد با شناخت به موسیقی اصیل پیش می رود. همه در آغاز مثل استاد خویش می خوانند، می نویسند...اما با گذشت زمان سبک خود را می یابند
شاد باشی

نوشته شده توسط خیال تشنه در May 6, 2007 08:23 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661