« ذات‌باوری در برداشت‌های ما از جنسیت | صفحه اصلی | تقسیم یک زیبایی. قطعه ای از «تمنا» ی استاد مشکاتیان »
April 28, 2007
آنچه که طبیعی جلوه می کند- باز هم درباره‌ ی برداشت های جنسیتی ما

این یادداشت در رابطه با نوشته‌ی قبلی است.
اول در مورد ترجمه‌‌ی یک کلمه که من نوشته بودم: "مردگانگی". این ترجمه را از «فرهنگ علوم انسانی» داریوش آشوری برای کلمه‌ی ماسکولین (masculine) آوردم. که البته، هم مردانه نوشته است و هم مردگانه ولی چون برای masculinity فقط ترجمه‌ی مردگانگی را آورده بود من هم همان مردگانه را انتخاب کردم.
در نظرخواهی یادداشت قبلی، دوستی درباره‌ی رابطه‌ی ذات باوری با تفاوت‌های زیستی (بیولوژیک) زن و مرد پرسیده بود و اینکه بالاخره زن و مرد با هم تفاوت‌هایی دارند. موضوع بر سر تفاوت‌های زیستی میان مرد و زن که ذاتی هستند، نیست. مشکل از آنجا شروع می‌شود که این تفاوت‌ها را اساس و پایه‌ی توانایی‌ها، شکل‌گیری شخصیت و هویت انسانها قرار بدهیم و پس از اینکه در نظر خودمان حد و حدودی هم برای این توانایی‌ها و شخصیت انسانها تعیین کردیم، آن مرزها را به همه‌ی افراد تعمیم بدهیم. یعنی مثلا بگوییم که زنان بخاطر اینکه «زن» متولد شده‌اند از قوه‌ی عقلانی و منطقی کمتری نسبت به مردان برخوردارند، و پس از آن نتیجه بگیریم که درس‌هایی که دختران در مدرسه و دانشگاه یاد می‌گیرند باید با این محدودیت‌ها مطابقت داشته باشد و مثلا کمتر روی درس‌هایی که با ریاضیات و علوم فنی سر و کار دارند تکیه شود. تا همین 80-70 سال پیش آشکارا می‌نوشتند که دختران در مدرسه زبان و علوم دینی بخوانند و هنر خانه‌داری و بهداشت را یاد بگیرند که در آینده مادران کاردانی برای خانواده باشند.
پس، برای توانایی‌های انسانها حد و حدود بیولوژیک قائل هستیم و هم اینکه این محدودیت‌ها را به همه‌‌ی آنها که زن متولد می‌شوند تعمیم می‌دهیم. این در حالی است که می‌دانیم بسیاری از پسرها هم به دلایل مختلف درس‌های دیگری را به جز ریاضیات انتخاب می‌کنند و مثلا بیشتر به ادبیات گرایش دارند. یا در مقابل آن دختران بسیاری هستند که در درس‌های فنی موفق‌تر هستند.

یکی از نمونه‌های آشکار موضوع قضاوت زنان در کشور خود ماست که همه‌‌ی زنان بخاطر زن بودنشان و خصوصیات روحی که به آنها نسبت می‌دهیم، حتی اگر بهترین تحصیلات حقوقی را هم داشته باشند از شغل قضاوت محروم‌اند. نمونه‌ی دیگر، این جمله‌های کلی است که معلوم نیست بر چه مبنای علمی و انسان‌شناختی قرار دارد :" مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت. آن چیزی که زن را از پا در می‏آورد و اسیر می‏کند این است که نغمه محبت و صفا و وفا و عشق از دهان مردی بشنود.خوش باوری زن در همین جاست. زن مادامی که دوشیزه است و هنوز صابون مردان به جامه‏اش نخورده است، زمزمه‏های محبت مردان را به سهولت‏باور می‏کند". (از آیت‌الله مطهری).

در مورد خصلت‌های روحی هم مطالعات انسان‌شناسی نشان داده‌اند که اینها تا حدود بسیار زیادی، هم از ساختارهای اجتماعی نشات می‌گیرند و هم روی آن ساختارها تاثیر می‌گذارند و تقویتشان می‌کنند. یکی از نمونه‌های کلاسیک، مطالعه‌ی مارگارت مید انسان‌شناس آمریکایی روی اجتماع چامبری (Chambri)، یکی از جزایر گینه‌ نو است. طبق نوشته‌ی مید، زنان چامبری از نظر خصوصیات رفتاری شبیه آن چیزی هستند که ما در جامعه‌ی خودمان رفتار و خصلت‌های مردانه می‌دانیم. "مردها عموما مهربان، گوشه‌گیر و هنرمند هستند در حالی که زنان سرخوش و فعالند و ابتکار را در زندگی جنسی در دست دارند".
نمونه‌‌هایی که همین امروز هم خودمان می‌توانیم ببینیم و تجربه کنیم کم نیستند.
مثلا موضوع جسارت و خشونت را بگیریم که بعنوان خصلتی مردانه شناخته شده. در شهرهای بزرگ اروپا و آمریکا، هر چند کمتر اما تعداد زیادی باند (gang)های دختران جوان هستند که در وفاداری نسبت به هم، خشونت و خصلت‌های دیگر دست کمی از پسران ندارند. منتها در یک شهر بزرگ اروپایی یا آمریکایی امکان شکل‌گیری دارند اما در جاهای دیگر نه.
نمونه‌ی دیگر: کمپ‌های گروه جنگجویان ببرهای تامیل در سری‌لانکا. در این کمپ‌ها دختران و زنان جوانی هستند که به کارهای سنتی به اصطلاح زنانه مثل خانه‌داری مشغولند و همزمان دختران جوانی که اسلحه بدست در سخت‌ترین عملیات جنگی شرکت می‌کنند. سال‌های سال هم زندگی‌شان در تمرین‌های جنگی خلاصه می‌شود. می‌خواهم بگویم که خصلت‌های غالب زنانه و مردانه که می‌شناسیم ریشه در جایی دیگر می‌توانند داشته باشند.

به نظر من بهر حال مشکل، در ساختن کاتگوری‌های مشخص و غیرقابل تغییر و از پیش تعیین شده برای انسان‌هاست. و بعد هم طبیعتا قرار دادن افراد مختلف در این کاتگوری‌ها (مثلا کاتگوری‌های جنسیتی) بدون در نظر گرفتن شخصیت و توانایی انسانی آنها. مثلا در یک ازدواج شرعی، تعیین محل زندگی خانواده یا اجازه‌ی مرد است. صرف نظر از این که توانایی و تشخیص «این مرد» از همسرش بیشتر است یا نه. چنین تصمیمی بخاطر مرد بودن به او واگذار شده. بعضی بدنبال جستجو برای پیدا کردن دلیلی عقلی هستند که در گذشته وجود داشته. مثلا این که مردان دید اجتماعی باز تری نسبت زنان داشته‌اند. سوال اینجاست که چه چیزی باعث آن دید بازتر اجتماعی شده است؟ مرد بودن یا آن ساختارهای خانواده و اجتماع که زن را از اجتماع و مسائل مربوط به آن دور نگاه می‌داشته است؟ و از آن مهم‌تر اینکه، چرا حالا که ساختارهای اجتماعی اجازه‌ی رشد بیشتر زنان را داده (نسبت به گذشته‌های دور) چرا باید این قوانین بر جا باشند؟ اگر واقعا این قوانین بر پایه‌ی سست ذات‌باوری بنا نشده‌اند.

یکی از هدف‌های مهم جنبش زنان و در واقع مهمترین آنها، خواست برداشتن تبعیض در امکانات و مزایای اجتماعی و دست پیدا کردن به حقوق برابر است. با امکانات برابر می‌توانیم از شایستگی‌ها صحبت کنیم وگرنه به نظر من حرف زدن از شایستگی یک تناقض است.

نوشته شده توسط پویا در 04:14 PM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

سلام پويا جان مطالبت خيلي خيلي جالب و خوب بود ! چيزي كه من فكر مي كنم مهمتر از بقيه شايد باشه تفكر دينيه ! در واقع خيليا فكر مي كنن احاديث ديني رو واقعا خدا و فرستاده هاي اون گفتن و به خودشون اين اجازه رو نمي دن كه در مورد صحتش حتي يه ذره ترديد كنن !

نوشته شده توسط asal در April 29, 2007 06:50 AM

salam man be veblogeton sar zadam va shoma ro link mikonam plz shoma ham mano link konid mer30

نوشته شده توسط آسمان در May 7, 2007 08:40 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661