![]() |
|
|
« ذاتباوری در برداشتهای ما از جنسیت |
صفحه اصلی
| تقسیم یک زیبایی. قطعه ای از «تمنا» ی استاد مشکاتیان »
April 28, 2007
آنچه که طبیعی جلوه می کند- باز هم درباره ی برداشت های جنسیتی ما این یادداشت در رابطه با نوشتهی قبلی است. یکی از نمونههای آشکار موضوع قضاوت زنان در کشور خود ماست که همهی زنان بخاطر زن بودنشان و خصوصیات روحی که به آنها نسبت میدهیم، حتی اگر بهترین تحصیلات حقوقی را هم داشته باشند از شغل قضاوت محروماند. نمونهی دیگر، این جملههای کلی است که معلوم نیست بر چه مبنای علمی و انسانشناختی قرار دارد :" مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت. آن چیزی که زن را از پا در میآورد و اسیر میکند این است که نغمه محبت و صفا و وفا و عشق از دهان مردی بشنود.خوش باوری زن در همین جاست. زن مادامی که دوشیزه است و هنوز صابون مردان به جامهاش نخورده است، زمزمههای محبت مردان را به سهولتباور میکند". (از آیتالله مطهری). در مورد خصلتهای روحی هم مطالعات انسانشناسی نشان دادهاند که اینها تا حدود بسیار زیادی، هم از ساختارهای اجتماعی نشات میگیرند و هم روی آن ساختارها تاثیر میگذارند و تقویتشان میکنند. یکی از نمونههای کلاسیک، مطالعهی مارگارت مید انسانشناس آمریکایی روی اجتماع چامبری (Chambri)، یکی از جزایر گینه نو است. طبق نوشتهی مید، زنان چامبری از نظر خصوصیات رفتاری شبیه آن چیزی هستند که ما در جامعهی خودمان رفتار و خصلتهای مردانه میدانیم. "مردها عموما مهربان، گوشهگیر و هنرمند هستند در حالی که زنان سرخوش و فعالند و ابتکار را در زندگی جنسی در دست دارند". به نظر من بهر حال مشکل، در ساختن کاتگوریهای مشخص و غیرقابل تغییر و از پیش تعیین شده برای انسانهاست. و بعد هم طبیعتا قرار دادن افراد مختلف در این کاتگوریها (مثلا کاتگوریهای جنسیتی) بدون در نظر گرفتن شخصیت و توانایی انسانی آنها. مثلا در یک ازدواج شرعی، تعیین محل زندگی خانواده یا اجازهی مرد است. صرف نظر از این که توانایی و تشخیص «این مرد» از همسرش بیشتر است یا نه. چنین تصمیمی بخاطر مرد بودن به او واگذار شده. بعضی بدنبال جستجو برای پیدا کردن دلیلی عقلی هستند که در گذشته وجود داشته. مثلا این که مردان دید اجتماعی باز تری نسبت زنان داشتهاند. سوال اینجاست که چه چیزی باعث آن دید بازتر اجتماعی شده است؟ مرد بودن یا آن ساختارهای خانواده و اجتماع که زن را از اجتماع و مسائل مربوط به آن دور نگاه میداشته است؟ و از آن مهمتر اینکه، چرا حالا که ساختارهای اجتماعی اجازهی رشد بیشتر زنان را داده (نسبت به گذشتههای دور) چرا باید این قوانین بر جا باشند؟ اگر واقعا این قوانین بر پایهی سست ذاتباوری بنا نشدهاند. یکی از هدفهای مهم جنبش زنان و در واقع مهمترین آنها، خواست برداشتن تبعیض در امکانات و مزایای اجتماعی و دست پیدا کردن به حقوق برابر است. با امکانات برابر میتوانیم از شایستگیها صحبت کنیم وگرنه به نظر من حرف زدن از شایستگی یک تناقض است. نوشته شده توسط پویا در 04:14 PM سلام پويا جان مطالبت خيلي خيلي جالب و خوب بود ! چيزي كه من فكر مي كنم مهمتر از بقيه شايد باشه تفكر دينيه ! در واقع خيليا فكر مي كنن احاديث ديني رو واقعا خدا و فرستاده هاي اون گفتن و به خودشون اين اجازه رو نمي دن كه در مورد صحتش حتي يه ذره ترديد كنن !
نوشته شده توسط asal در April 29, 2007 06:50 AM salam man be veblogeton sar zadam va shoma ro link mikonam plz shoma ham mano link konid mer30
نوشته شده توسط آسمان در May 7, 2007 08:40 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: