« جنبش زنان در رابطه با اتهامات می‌نویسد | صفحه اصلی | آنچه که طبیعی جلوه می کند- باز هم درباره‌ ی برداشت های جنسیتی ما »
April 22, 2007
ذات‌باوری در برداشت‌های ما از جنسیت

یکبار دیگر من و نوشته‌ای بلند:
در دو پست قبلی که درباره‌ی دیدگاه‌های کسروی درباره‌ی زنان نوشتم، اشاره کردم که به نظر من این نوع نگاه که تا همین امروز هم قوی و غالب مانده، نگاهی ماهیت باور و ذات‌باور (essentialst) است.
نگاه ماهیت‌باور قائل به وجود ماهیت یا ذاتی (essence) تغییرناپذیر برای یک گروه اجتماعی مثلا زنان است و بر پایه‌ی این "ذات تغییرناپذیر"، یک خصلت کلی برای همه‌ی اعضای آن گروه قائل می‌شود. در نگاه ماهیت‌باور، این خصلت‌ها هم طبیعتا تغییرناپذیر و همیشگی هستند. مثلا در مورد بچه‌داری معتقد است که بنا بر "طبیعت" و "ذات"، خصلت پرستاری و مراقبت در زنان دست بالا را دارد و بقول معروف "زنان برای این کارها" ساخته شده‌اند. و چون این خصلت را تغییرناپذیر و همیشگی می‌داند، از پیش برای زنان نقش و مسئولیت‌های اجتماعی‌شان را هم مشخص می‌کند. و این نقش و مسئولیت را هم به همه‌ی زنان تعمیم می‌دهد و حکم‌های کلی صادر می‌کند. نگاه ذات‌باور برای زنان و مردان هویت‌های جداگانه‌ای قائل است که یک بار و برای همیشه از هنگام تولد برای آنها تعیین شده است. مثلا همین که پسر متولد شوی، خصلت‌های شجاعت، جسارت، تفکر عقلانی و قدرت تصمیم‌گیری تو با خصلت‌هایی که نام زنانه بخودشان گرفته‌اند مثل حساس بودن و آرام و صبور بودن و صلح‌جویی و نیاز به تکیه‌گاه داشتن، تفاوت خواهند داشت. فراموش نکنیم که چنین «هویت»ی یعنی برداشت و نگاهی که هر کس از خودش دارد، هم در پسران و هم در دختران نسبت به خودشان و همجنسانشان به اصطلاح جا می‌افتد. کارها و هویت‌ها باصطلاح مردانه و زنانه می‌شود.

نگاه ذات‌باور، برای نشان دادن درستی حکم‌هایش معمولا به مثال‌هایی متوسل می‌شود که از قبل و تا همین حالا در اجتماع وجود دارند و عمل می‌کنند. مثلا اینکه "همیشه زنان بهتر از مردان خانه‌داری و بچه‌داری کرده‌اند و مردان اصلا از عهده‌ی این کارها بر نمی‌آیند" یا "اگر به انتخاب خود دختران بگذارید اکثریت مطلق آنها رشته‌هایی را برای تحصیل انتخاب می‌کنند که با "سرشت" و "ذات" آنها سر و کار دارد". آمار هم در بسیاری از کشورها همین را نشان می‌دهد. آنچه که نگاه ذات‌باور به آن توجهی ندارد این است که آیا نقشی که در طول تاریخ برای زنان جا افتاده است و موجب پیدا شدن انتظارها و برداشتها شده، چه تاثیری روی این گرایش دختران برای رشته‌های تحصیلی داشته است؟ این نگاه ذات‌باور به خاطر عمومیت دادن مطلب، مجبور می‌شود مواردی را که از زیر حکم‌های کلی آن بیرون آمده‌اند، بعنوان موارد استثنایی و غیر طبیعی معرفی کند. مثلا زنی که رشته‌ی تحصیلی فنی را انتخاب کرده "چیزی" از زنانگی کم دارد. بخصوص که نقش او در آینده هم نقشی جدا از آن نقش کلی "همه‌ی زنان" خواهد بود.
به نظر نگاه ذات‌باور، خصلت‌های فردی و نقش اجتماعی زنان و مردان وابسته به طبیعت (nature) آنهاست و نه به پرورش (nurture) اجتماعی آنها در خانواده و دیگر نهادهای اجتماعی مثل مدرسه و محل کار و جمع دوستان و زیر نفوذ رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی.

پایه‌ی نگاه ذات‌باور تحقیق علمی و مطالعات میدانی روی گروه‌های اجتماعی نیست و منبع آن بیشتر همین مشاهدات روزمره است و روی اینها تکیه می‌کند. مثلا "زنان ذاتا در رانندگی محافظه‌کار هستند". این شاید چیزی باشد که ما در طول روز مشاهده می‌کنیم ولی آیا این بخاطر "زنانه" بودن است یا پرورش محافظه‌کارانه‌ی دختران که خودداری یکی از ویژگی‌های آن است؟ برعکس عمومیت دادن هم حتی در این موضوع کوچک روزانه نوعی خصلت زنانه و مردانه قائل است. همین عمومیت دادن است که مثلا به مردی که ممکن است با احتیاط و محافظه‌کارانه رانندگی کند می‌گویند "مثل زنها رانندگی می‌کند".
نکته‌ی دیگر هم اینجاست که نگاه ذات‌باورانه فقط نسبت به زنان نیست. چنین نگاهی اما از دیدگاه منفی حتی در بخشی از فمینستها هم روی مردان وجود دارد. نگاهی که بر طبق آن گویا ذات مردانه‌ای وجود دارد که مایه‌ی سلطه‌ی آنها روی زنان شده و آنها هم مردگانگی و زنانگی را دو کاتگوری مختلف و آشتی‌ناپذیر اجتماعی می‌دانند.

در مقابل نگاه ذات‌باور، نگاه ساختارگرایانه (constructivist)‌ قرار دارد که بجای اینکه بدنبال "ذات"های تغییر ناپذبر در زنان و مردان باشد،‌ بدنبال آن ساختارهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و تاریخی است که جنسیت‌ها و خصلت‌ها و رفتارها و نقش آنها شکل گرفته‌اند. نگاه ساختار گرایانه در سه مورد عمده با نگاه ذات‌باور تفاوت دارد:
اول - خصلت‌ها و هویت‌های انسان‌ها در هر زمان و دوره‌ی تاریخی، نه وابسته به طبیعت آنها بلکه وابسته به ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و تاریخی است. مثلا مطالب کتاب‌های درسی در نظام آموزشی، یا برنامه‌های کودک و نوجوان تلویزیون، چه نقشی روی جا افتادن رفتارهای جنسیتی دارند؟
دوم - بر خلاف نظر ذات باورانه که قائل به همیشگی بودن و تغییرناپذیری خصلت ها و نقش‌ها است، تگاه ساختارگرایانه بر آن است که هم ساختارهای اجتماعی و هم خصلت‌ها و نقش‌ها و هویت‌های انسان‌ها مرتبا در حال تغییر هستند. صد سال پیش هم روزنامه در کشور ما وجود داشت اما تصور اینکه یک زن تنها بعنوان خبرنگار در کوچه و خیابان به دنبال خبر راه بیافتد و با مردان چشم در چشم سوال و جواب کند، ناممکن بود. امروز حتی برای سنتی ترین مقامات ما هم جا افتاده است که در دفتر کار یا در خیابان با یک خبرنگار زن مصاحبه کند بدون اینکه آخر زمانی فرا رسیده باشد!

سوم- در حالیکه نگاه ذات‌باور، هویت‌های مردگانه و زنانه را ساده می‌کند و آنها را کاملا از هم جدا می‌داند، نگاه ساختارگرایانه از «هویت‌ها» صحبت می‌کند و میان آنچه مردانه و زنانه می‌گوییم دیوار چین نمی‌کشد. طبق همین نگاه ساختارگرایانه است که مثلا در بعضی کشورها برای مردان خشونت‌گر و یا کلا مردان و پسران جوان در مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها کارگاه‌های آموزشی ترتیب می‌دهند تا روی برداشت هویتی که آنها از خودشان درباره‌ی مردانگی و قدرت و خشونت و سلطه روی زنان دارند کار کنند.

در آخر هم می‌خواستم دو نکته را گفته باشم:
یکی اینکه نگاه و طرز فکر ذات‌باور بخاطر ساده‌ و یکسویه کردن موضوعات پیچیده، تا حدود زیادی در ذهن و برداشتهای ما نشسته است و چون همیشه بر موارد ملموس دور و برمان تکیه می‌کند، بسیار باید هوشیارانه و با زحمت بیشتر برای چند و چون موضوع‌هایی که خیلی ساده و آشکار جلوه می‌کنند سوال و جستجو کنیم.

دوم هم اینکه نگاه ذات‌باورانه فقط مخصوص جنسیت نیست و شامل موضوعات دیگر اجتماعی مانند قومیت‌ها، ملت‌ها، فرهنگ‌ها و نژادها هم می‌شود. فرهنگ‌هایی که "ذاتا" عقب افتاده و وحشی تلقی می‌شوند. قومهایی که "ذاتا" خشن تلقی می‌شوند و مانند آنها. ذات‌باوری گرایش زیادی به قالب‌سازی دارد تا بتواند با عمومیت دادن، افراد را در قالب‌های مختلفی دسته‌بندی کند.
مثلا در اروپا گرایشی هست - پنهان یا آشکار- که هر مراکشی را بعنوان قاچاقچی مواد مخدر دسته‌بندی کند. همان گرایش ممکن است یک مرد ترک یا پاکستانی را در قالب دیگری ببیند و یا اینکه هر دختر نوجوان خاورمیانه‌ای را در خطر فوری ازدواج اجباری یا قتل ناموسی ببیند.
قالب‌سازی فقط برای خصلت‌ها و موضوع‌های منفی نیست. تصور بسیاری از ما از یک ژاپنی، آدمی باهوش، کاری و قانع است و می‌خواهیم که هر ژاپنی را در این قالب ببینیم و دسته‌بندی کنیم. ولی واقعا این تا چه حد می‌تواند واقعیت داشته باشد؟‌

دوستان امیدوارم که از خواندن این متن بلند خسته نشده باشید. بهر حال این نوشته‌ها را هم باید تحمل کرد، فکر می‌کنم به زحمتش می‌ارزد.

نوشته شده توسط پویا در 04:07 PM

نظرات (7)


نظرهای نوشته شده:

پویا جان من تازه شروع کردهام و با موضوع دلارا شروع کردم که اخیرا" وضغش بدتر هم شده. خوشحال میشم لینکمو بذاری و اگر اجازه بدی لینکتو بذارم

نوشته شده توسط salman در April 23, 2007 12:20 AM

دعوت به حضور در بحث:

جنبش شکست خوردگان! ( نقدی به کمپین یک میلیون امضا )

در این که کمپین یک میلیون امضا قصد براندازی حکومت را ندارد شکی نیست! کمپین همانطور که اعلام کرده برای تغییر قوانین اسلامی برای برابری آمده، اما بر همه گان روشن است که تغییر برای برابری وقتی در قالب دین اسلام و حکومت جمهوری اسلامی باشد، تبدیل به اصلاح قوانین مرد سالار زن ستیز می شود! که البته خوده این هم کاری است نشدنی! چرا که اگر قرار بود این حکومت و قوانینش اصلاح شود، 8 سال تبلیغات و سرمایه گذاری روی پروژه دوم خرداد جواب می داد و راه به جایی می برد، اما دیدیم که چنین نشد! دلیل این چنین نشد٬ تنها یک چیز است: مردم دوم خرداد را شکست دادند چون درک کردند که این پروژه ای درون حکومتی است٬ نه برای تغییر وضعیت که برای تحمل پذیر کردن همین وضعیت!...

نوشته شده توسط سیاوش شهابی در April 23, 2007 07:56 PM

حقیقتا تمام آنچه را گفته اید، به حقیقت نزدیک می بینم ولی یک سؤال بی جواب برایم باقی می ماند. آیا شما به تفاوتی (از هر نوع) میان زن و مرد قائل هستید؟ مسلما تفاوت ها فیزیولوژیکی وجود دارند، ولی آیا غیر از آنها تفاوت دیگری میان زن و مرد قائل هستید؟ اگر بگویید خیر، باعث تعجب بسیار بنده است، و اگر بگویید بله، دوست دارم بدانم این تفاوت ها چه هستند و چگونه می توانید آنها را در قالب تئوری مطرح شده (نگاه ذات باور و نگاه ساختار باور) بگنجانید. به بیان دیگر، به نظر می رسد که جای انواع نگاه های دیگری در این میان خالی باشد! یعنی من شخصا هیچ یک از این دو نگاه را کامل نمی دانم، چون معتقد هستم که به هر حال زن و مرد متفاوت اند.
- آخ از اون ذات باوری هایی که مثال زده بودید که اروپایی ها نسبت به جهان سومی ها دارند، خیلی حرصم می گیرد.
- نفهمیدم چرا به مردانه می گویید مردگانه.

نوشته شده توسط پویا در April 24, 2007 08:19 AM

سلام هموطن عزيز: لطفاً از سايت ( سایت فراکسیون کمونیستی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت ) ديدن نمائيد و آدرس آنرا برای ديگر هموطنان و مبارزين چپ و کمونيسم ارسال نمائيد.
http://yaranema.com/fraksion.php

yaranema@yahoo.com

پیروز باد مبارزات به حق مردم ایران علیه ستم طبقاتی و ارتجاع حاکم

کستردتر باد پیوند فدائیان خلق با کارگران و زحمتکشان

برافراشته باد پرچم سوسیالیسم

نوشته شده توسط هموطن در April 24, 2007 07:50 PM

Pouya gerAmi mamnoonam az nazare shomA. Man tA Akhare hafte dar safare kAri hastam va be font Farsi dastresi nadAram. Bargashtam hatman dar yek poste jadid matlab rA bAz-tar mikonam
ShAd bAshid
Pouya

نوشته شده توسط Pouya در April 24, 2007 09:14 PM

سلام ! به وبلاگتون در رازنو لینک دادم. ممنون میشم در صورت تمایل شما هم به این روزانه ها لینک دهید !!

نوشته شده توسط سیامک قاسمی در April 26, 2007 08:06 AM

پرداخت عمقی به مسائل خوب است. ای کاش به برداشت و ذهنیت جامعه با ما همجنسگرایان هم اشاره می کردی. ما همجنسگرایان که نقش های اعطایی مرد و زن بودن را بکنار نهاده و طرحی نو ارائه می کنیم.
موفق باشی.

نوشته شده توسط همجنسگرا در April 27, 2007 10:59 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661