![]() |
|
|
« نگاهی کوتاه به چند خبر: شیرین عبادی و وضعیت فعالان زن + جای آن زن ملوان در خانه است |
صفحه اصلی
| نگاهی تازه در سینمای ما؟ »
April 07, 2007
شرکت مردان در جنبش برابری جنسیتی- مشکل یا ضرورت؟ به بهانه ی یک ترجمه جین رودی مینویسد: "در جامعه ای که قوانین و کدهای خشک و ثابتی برای رفتار قابل قبول اجتماعی ِ مرد و زن تعریف شده است، هم مردان و هم زنان از نتایج چنین قوانین و کدهایی رنج می برند". قبلا هم نوشته بودم که نابرابریهای جنسیتی یک مسئلهی چند بُعدی است که در خیلی از موارد پوشیده عمل میکند و با خیلی از باورهای مذهبی یا عادتهای فرهنگی توجیه میشود. شکلهای دیگر نابرابری مثل نابرابری طبقاتی یا سیاسی بسیار آشکارتر عمل میکنند و کمتر مورد اختلاف و مقاومت اجتماعی هستند. تقریبا در همهی کشورها، دولتها برای اینکه تبعیضهای طبقاتی و نابرابریهای اقتصادی به حد انفجار نرسند و روند تولید ادامه پیدا کند، قوانین دستمزد و مالیات یا رفاه و بیمه و مثل اینها را اجرا می کنند. نابرابریهای اقتصادی و تبعیضهای طبقاتی و سیاسی مورد انتقاد اکثریت افراد جامعه هستند. دیگر کمتر کسی باور دارد که محرومان جامعه بخاطر ماهیت و شخصیت خودشان مورد تبعیض قرار میگیرند یا اینکه این تبعیضها به نفع خود آنهاست. اینها که بصورت کوتاه نوشتم نشان میدهد که در مبارزه برای رفع تبعیضها نمیتوانیم از کار روی مردان (بعنوان بخشی از مشکل) خودداری کنیم. مردان جامعه نقش اساسی در تقویت نابرابریها دارند و وارد کردن آنها در مبارزه با این تبعیضها، کمک بزرگی به پیشرفت جنبش حقوق زنان میکند. البته به یاد داشته باشیم که نقش تبعیضآمیز ساختارهای اجتماعی در بیشتر مواقع جدا از خواست و نیتهای مردان هم عمل میکنند. مثلا در جامعهای که زنان حق رای ندارند، این دیگر ربطی ندارد که تک تک مردان با این موافقند یا نه. در اینجا دیگر باید ساختار قانونی را عوض کرد. بسیاری از مردان هستند که نمیخواهند تبعیضهای جنسیتی را بپذیرند و تلاش برای یک جامعهی بهتر را بدون از میان رفتن این تبعیضها، عملی نمیدانند. طبیعی است که اینکه مردان چگونه میتوانند در این جنبش شرکت فعال داشته باشند جای فکر و بحث دارد. این، بستگی مستقیم به نوع فعالیت و شرایط مکان و زمان دارد. شخصا همیشه فکر کردهام که بخش اصلی و تعیین کنندهی مدیریت جنبش برابری جنسیتی باید با خود زنان باشد. به نظر من این، هم از نظر فرصتهای مدیریتی و اجرایی برای زنان ضرورت دارد، هم از نظر هوشیاری و کشف شکلهای مختلف تبعیض و واکنش به آنها و هم از نظر عملی و ارتباطی با تودهی زنان اجتماع. اما در خیلی جاها هم هست که مردان فعال در جنبش میتوانند ابتکاراتی را مثلا برای کار روی مردان پیشنهاد کنند. از طرف دیگر کارهای فکری و اجرایی بسیاری هم هست که شرکت مردان آگاه که حاضرند قبول مسئولیت کنند، به پیشرفت کار یاری میرساند. از این مسائل کلیتر اجتماعی و ساختاری که بگذریم در جاهایی هم هست که مردان بصورت شخصی مستقیما درگیر هستند و کار کردن مستقیم روی آنها و برداشتها و رفتار آنها تقریبا تعیین کننده است. مثلا در موضوع خشونت خانوادگی، درگیر کردن مردان برای قبول مسئولیت خیلی مهم است. اگر در کشور ما NGO های مدنی و زنان اجازه فعالیت آزاد و مداوم داشتند اینها میتوانستند با همکاری خود مردان، کارگاههای آموزشی برای مردان ترتیب بدهند یا در مدارس پسرانه کلاس و نمایش بگذارند و موضوع خشونت خانوادگی را از پشت درهای بستهی خانهها رو بیاورند و به بحث بگذارند، یا خیلی از کارهای دیگر مثل آموزش مردان در مورد تبعیضهای جا افتادهی جنسیتی در جامعه و ضرورت حساسیت روی آنها. نوشته شده توسط پویا در 08:59 PM salam. khoshsl misham be webe man sar bezani.
نوشته شده توسط saman در April 8, 2007 12:02 AM Thanks for a nice view on this subject actualy complex subject
نوشته شده توسط Afsaneh در April 8, 2007 07:20 AM درود بر شما و پاینده باشید
نوشته شده توسط روزبهان برمکی در April 12, 2007 01:34 AM ای آقا! اگه تو این کشور فرهنگ مدنیت وجود داشت که انقدر بدبختی نداشتیم. مشکل ما جامعه بی طبقه و بی شناسنامه هستش.
نوشته شده توسط تورج در April 12, 2007 01:48 AM ورود مردان از طریق دعوت رسمی امریست حتی خود آنهاراخوشحال نمیکند ،چراکه آنها مانند همه انسانها ،فارغ از جنسیتشان،باید به آن سطح از آگاهی برسند تا ضرورتی اول درک شود بعد برای آن اقدام کرد .اما اینکه انتقال این درک وآگاهی چگونه باید باشد ؟بدون شک خود زنان پاسخ گو هستند.چراکه زنان از قدرت وامکانات فراوانی برای نسل سازی برخوردارند .لازم است ابتدا خود آنها نگاه تبعیض آمیز وعینک نقشهای جنسیتی را از چشم بردارند:آنها باید رشد کنند ، به شرایط خود به عنوان یک انسا ن واقف شوندواصلا درکی از «انسان »بودن خود پیدا کنند آنوقتمیتوانند راههای مبارزه را پیدا واز جامعه کوچک خانواده شروع ،تا جامعه بزرگتر «جهان»رابدست تغیر برای برابری بسپارند.کیامان
نوشته شده توسط کیامان در April 12, 2007 01:57 PM کیامان عزیز زنان و مردان جدا و مجرد از اجتماع و ساختار و فرهنگی که در آن زندگی می کنند نیستند که کسی باید اول خودش را درست کند و بعد هر چیز دیگر. انسان و اجتماع و فرهنگ آن با هم در ارتباط تنگاتنگ و متقابل هستند. برای همین است که کار اجتماعی باید با کار روی گروههای کوچک هماهنگ پیش برود. به نظر من اینکه کسی منتظر بنشیند که تغییر از خانه ها شروع شود و به اجتماع کشیده شود، زیاد واقعی نیست. خانه و اجتماع بدون ارتباط با هم تغییر نمی کنند. پویا
نوشته شده توسط پویا در April 12, 2007 04:01 PM درود بر شما. مطلب بسيار خوبي بود
نوشته شده توسط آرمين در April 17, 2007 02:23 PM سلام امیدوارم حال شما خوب باشد من کیامان عباسیان از شما خواهشی دارم که معنی اسم کیامان را بیابید با تشکر
نوشته شده توسط کیامان در April 24, 2007 02:29 PM سلام امیدوارم حال شما خوب باشد من کیامان عباسیان از شما خواهشی دارم که معنی اسم کیامان را بیابید با تشکر
نوشته شده توسط کیامان در April 24, 2007 02:29 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: