« "بساط" را جمع می‌کنند. و یک تجربه‌ ی شخصی نه چندان شیرین | صفحه اصلی | آزادی فعالان جنبش زنان + تبریک نوروز و بهار »
March 18, 2007
مسئولانه عمل کردن و سالم ماندن در چارچوب کدام قدرت؟

حامد در وبلاگ چای می‌نویسد: "ظاهرا باید همین قدر یا شاید هم بیش تر وقت و انرژی صرف کنیم تا به "روشن فکران اصولا مخالف" جامعه مان حالی کنیم که نفس بودن در یا مرتبط بودن با قدرت الزاما چیز بدی نیست و تجربه جوامع نشان داده که راه رشد و اصلاح جز از مسیر پیوند قدرت و تکنوکراسی مسوولانه نمی گذرد. ضمنا این را هم باید اضافه کرد که مسوولانه کار کردن و سالم ماندن در فضای قدرت خیلی شاق تر از بیرون گود نشستن و حرف های جذاب توخالی زدن است".

چون فکر می‌کنم که جنبش‌های مدنی مستقل از قدرت، نقش اساسی را در شکل‌گیری جامعه‌ی مدنی دارند، گفتم نظرم را در اینباره بنویسم. نظرم هم، فقط در مورد افراد جداگانه نیست. این، می‌تواند درباره‌ی جنبش‌های اجتماعی هم باشد.
نفس ِ در قدرت بودن یا با قدرت ارتباط داشتن البته که چیز بدی نیست. اما این در صورتی است که چگونگی شکل گیری قدرت بر اساس روش‌های تعربف شده باشد. قدرتی که با روابط نامعلوم و پنهانی و مافیایی و اغلب با منافع شخصی شکل می‌گیرد، در مقابل این یا آن مهره‌ی باصطلاح صادق که با نیت خیر در آن روابط وارد شده نرمش نمی‌کند. معمولا یا آن مهره‌ی صادق در روابط مافیایی و پنهانی، حل می‌شود و یا اصولا او را از چارچوب قدرت تصفیه می‌کنند. این مهره می‌تواند یک فرد باشد یا یک جنبش اجتماعی.

روی دیگر موضوع این است که قدرت، برای آن فرد یا جنبش اجتماعی چه نقشی قائل است. منشا‌ء قدرت آن جنبش اجتماعی از کجاست؟ از زدو بندهای پشت پرده؟ از یک پایگاه اجتماعی؟ آیا به آن جنبش اجتماعی فرصت داده می‌شود تا با تماس با اجتماع، وزن خودش را در قدرت تعیین کند؟ همینطور برای یک فرد: آیا میزان برای قدرت حاکم منافع ملی است یا منافع شخصی و گروهی؟ آیا آن فرد ضرورتا باید در یکی از دسته‌بندی‌های قدرت جای بگیرد؟ این دسته‌بندی‌های قدرت، روی چه پایه‌ای تقسیم شده‌اند؟

پیوند قدرت و تکنوکراسی تنها مسیرهای رشد و اصلاح نیستند. قدرت و تکنوکراسی و من اضافه می‌کنم مشارکت فعال اجتماعی و البته عوامل دیگر سیاسی و اجتماعی. اما در همین حدّ مشارکت اجتماعی بمانیم. بدون مشارکت فعال اجتماعی، راه حل "قدرت و تکنوکراسی" هر قدر هم مسئولانه باشد، اصلاحات در جامعه نهادینه نمی‌شود.مشارکت اجتماعی هم فقط رای دادن به عده‌ای نیست که آن عده بروند و پشت درهای بسته و بدون هیچ نظارت ملی شروع کنند به تصمیم گرفتن برای کشور. مشارکت فعال در نهادهای مدنی مانند حزب و اتحادیه و تشکل‌های صنفی و اجتماعی و مانند اینها عملی می‌شود.
ضمنا این "مسئولانه بودن" را چه کسی تعریف می‌کند؟ اگر تعریف کننده‌ها فقط خود قدرت و تکنوکراسی هستند، چه کسی می‌تواند تعریف آنها را به چالش بکشد؟ تازه همه‌ی اینها وقتی عملی است که قدرت بر اساس قانون و ضوابط و دخالت همه‌ی گروه‌های اجتماعی و نه فقط "خودی‌ها" شکل گرفته باشد.

در آخر هم، معلوم است که در بیرون گود نشستن و حرف‌های جذاب زدن خیلی ساده است. اما تا گود را چگونه تعریف کنیم؟ روشنفکر یا یک جنبش اجتماعی مستقل از قدرت اتفاقا می‌تواند در کوران و گود مسائل اجتماعی باشد. روشنفکر و آن جنبش اجتماعی می‌توانند با تماس با اجتماع و ارزیابی سیاست‌ها و اقدامات «قدرت حاکم»، به بررسی نتایج آن سیاست‌ها بنشینند. مثلا چه کسی بهتر از گروه‌های اجتماعی زنان می توانند نتایج سیاست‌های «قدرت حاکم» را در مورد زنان بررسی کنند؟

هدف، در خانه نشستن و حرف‌های توخالی و جذاب زدن نیست. در کشورهای پیشرفته، این قدرت حاکم است که معمولا پیش از هر لایحه‌ای آن را به بحث و بررسی کارشناسانه در نهادهای مدنی مستقل از قدرت می‌گذارد. مثلا لایحه‌ی حمایت خانواده قبل از ارائه شدن، در نهادهای مدنی زنان و یا قوانین کار، در اتحادیه‌های صنفی به بحث و بررسی کارشناسانه گذاشته می‌شود. نه مانند ما که همان "قدرت و تکنوکرات"‌ها مسئولانه لوایح را می‌نویسند و مسئولانه تصویب می‌کنند و البته این که تا چه حد مسئولانه هست را هم خودشان تعیین می‌کنند.

من نمی‌خواهم همه چیز را سیاه یا سفید ببینم. معلوم است که در جامعه‌ای با سیستم بسته‌ی سیاسی و بخصوص وقتی که برای هر کار جزئی هم مجبور هستی با قدرت حاکم برخورد داشته باشی، تعامل و گفتگو با قدرت حاکم هم هست. مهم این است که به زائده و چرخ کمکی قدرت تبدیل نشد.
در آخر هم اینکه، حامد جان، سالم ماندن در قدرت حاکم،‌ فقط شرکت نکردن در غارت اموال ملی و با حقوق ماهیانه سر کردن نیست. به نظر من شرکت در قدرت وقتی که حاصل آن، گشتن ِ چرخ بر پاشنه‌ی منافع محافل مافیایی قدرت باشد، نه مسئولانه است و نه سالم ماندن.

نوشته شده توسط پویا در 07:51 PM

نظرات (1)


نظرهای نوشته شده:

سلام
واقعا متاسفم در اجتماعی زندگی میکنم که مردمانش
برای همدیگر شمشیر از رو می بندند و از پشت سر به هم دیگر خنجر می زنند . عزیزان در تمامی ادوار قوانینی توسط انسان برای زندگی اجتماعی وضع شده
که در نهایت این قوانین به سود حکومت ها بوده . در حقیقت وضع قوانین و اجرای آنها غیر از اینکه مردم رو زیر سلطه بیشتر حکومتها قرار بده کار دیگری انجام نداده و باری از دوش مردم ستمدیده تحت سلطه بر نداشته . باور ندارید به تمامی دادگاه های جهان سر یزنید و از اوضاع قوانین و اجرای آنها در حق مردم با خبر شوید . قوانین برای مردم پایین دست و تحت سلطه رنگ و لعاب دارد نه برای اغنیا و قدرتمندان . با اینکار
مردم رو سرگرم قوانین جزایی و مدنی و اقتصادی می کنند تا راحت تر به دوشیدن بی سرو صدای خودشون بپردازند . در تمام دنیا چه در گذشته و چه در حال حاضر این وضعیت بوده و هست و در آینده هم خواهد بود . چرا که انسان ذاتا تجاوزگر است از تجاوز به طبیعت و حیوانات گرفته تا به هم نوع خود . ولی اگر انسان مخلوقی قانع می بود هیچ گاه به مشکلاتی از این قبیل بر نمی خورد . و از آنجا که همیشه باید ضعیفی وجود داشته باشد تا توسط قوی مورد تجاوز واقع شود ذات تجاوزگری در این موجود 2 پا کمتر دیده می شود و بیشتر مظلومین مورد تجاوز واقع شده به چشم می آید
در صورتی که اگر دقیق زندگی تک تک افراد اجتماع بنگریم می بینیم که همه به نحوی متجاوز هستند . اشخاصی بیشتر و اشخاصی کمتر .
ضمنا جناب آقای محسن خان . عزیزم فکر میکنید الان در جامعه ما فساد کمتر از اروپا و آمریکاست آیا فکر میکنید این مجموعه قوانین چرند واقعا کاری برای نجات اجتماع از ورته پلیدی انجام میدهد ؟ اگر اینگونه فکر می کنید برای شما بیشتر از خودم و دیگران متا سفم .
عزیزم در بین حیواناتی که انسان آنها را وحشی می نامد نیز زناشویی وجود دارد حتی حیوانات استثمار شده توسط انسان نیز زنا شویی میکنند و عمل جنسی انجام می دهند . اما هیچ کدام به خود جرات این را نمیدهند که به جبر و یا حتی اختیار به جفت دیگران تجاوز نمایند . و تمامی حیوانات دارای قلمرو میباشند و هر کدام از قلمرو خود دفاع میکنند و همین حیوانات تا زمانی که قدرت دارند و می توانند از گله و قلمرو خود
حفاظت کنند و خواسته های قلمرو را بر آورده سازند
مشکلی ندارند .انسانی که نمی تواند از قلمرو و حریم خود پاسداری نماید چگونه از خیوانات دیگر برتر است
. این چه تفاخریست که به انسان بودن خویش میکند .
اگر انسانی نتواند خواسته همسر خویش را بر آورده سازد و او را تتمیع نماید مسلما با مشکلی به نام خیانت رو به رو خواهد شد این مسئله در هر 2 جنس زن و مرد مصداق دارد . پس انسانی که از حیوان پست تر گشته چگونه ادعای اشرف مخلوقات بودن را یدک می کشد . ممکن است حرفهای من ابتدایی و خنده دار به نظر آید . ممکن است بعضی خاطرها از خواندن این مطلب آزرده شوند ممکن است بعضی برداشتهای نا روا از این نوشته داشته باشند . اما حرف می این است :
تا مجبت هست دشمنی چرا ؟ تا گذشت هست کینه و عداوت چرا ؟ تا خوبی و زیبایی هست پلیدی و زشتی چرا ؟ انسانی که یاغی می شود از تجاوزی رنج می برد و به حیوانی درنده تبدیل می شود . همان انسانی که می توانست عشق بورزد . در اثر نادیده انگاری دیگران و ظلم ستم دیگران سرخورده شده و تصمیم به انتقام می گیرد . پس این ما انسان ها هستیم مه زشتی و پلیدی کینه و عداوت ظلم و تجاوز را بنیان میگذاریم
با اعمال خود . هر آنکه باد بکارد طوفان برداشت خواهد کرد . پس ای انسان به خود بیا و براستی انسان باش .
همانگونه که انسان خلق شدی . به هم نوع خود به حیوانات و به گیاهان و حتی زمینی که بر روی آن زندگی میکنی عشق بورز . گذشت و محبت کلید نجات از دست شیطان است و رهایی از منجلابی که انسان هزاران سال است در آن غوطه می خورد . امید به آن روز که از دست اهریمن خود خواهی راهایی یافته و انسان گونه زندگی کنیم .

نوشته شده توسط خاکشیر در March 19, 2007 04:25 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661