نوشتهی امشب من بیان دو احساس متضاد ِ این روزهای من است.
خوشبختانه طبق نوشتهی فرناز در وبلاگ امشاسپندان که این روزها تازهترین خبرهای مربوط به فعالان بازداشت شده را مینویسد، حدود 15 نفر از 32 نفر فعالان جنبش زنان آزاد شدهاند. متاسفانه 17 نفر دیگر که چند نفر از آنها مریض هم هستند در زندانند. تا جایی که خواندهام اعتصاب غذا کردهاند. بعضی از آنها بیماریهای جدی و همراه با درد و ناراحتی مانند اِم اِس یا زونا دارند. همین حالا وبلاگ هنوز نوشت که تعدادی دیگر احتمالا همین امشب آزاد میشوند. شکی نیست که بیارتباط با بر هم زدن برنامههای 8 مارس روز جهانی زن نبوده است.
در بند بودن هر انسانی که برای اندیشهاش باید در حبس بنشیند و آزار ببیند، مایهی غم و اندوه آدمیست. بعضی فکر میکنند که آزار دیدن یعنی تا سرحد مرگ شلاق خوردن و شکنجه شدن و کمتر از آن، دیگر آزار نیست. وقتی که آزادیات را فقط برای آنچه فکر میکنی و به زبان آوردهای از دست میدهی و به زور در جایی حبس میشوی یعنی آزار تو بعنوان یک انسان شروع شده است. به نظر من درجهبندی خشونت و آزار انسانی بعنوان زندانی سیاسی ازهمین جا شروع میشود.
شکی نیست که این احساس اندوه وقتی کسی را که در حبس است میشناسی بسیار بیشتر میشود. با بعضی از این دوستان مدتهاست که کار کردهام. همین کار سایت و نوشتن و ترجمه و انتشار مطالب. کمک برای تهیهی کارهای فلش و انتشار آنها. طبیعیست که چنین دوستیهایی برای پر کردن وقت بیکاری یا درد دلهای شخصی نبوده. کار اداری هم که برای حقوق و گذران زندگی باشد نبوده. دغدغههایی بوده مشترک. شوری مشترک برای برداشتن قدمی روی این سنگلاخ تاریخ. «دوستی» در این زمانه مفهوم گستردهتری پیدا کرده. دوست، امروز لازم نیست فقط از "بچههای محله" و "همکلاسیها" و "همکاران" باشد. میخواهم تاکید کنم که دوستی، این کلیشهی خستهکنندهی دستهبندیهای وبلاگستان و براه انداختن محفل و "ما"ی فرهیخته و همهی آن "دیگران" نیست. دوستی، با حمایت همقبیلهها از هم فرق دارد. میتوان دوستیها را در وبلاگستان هم تجربه کرد، گفتم: اگر دغدغهای باشد و شوری.
آزار انسانی دیگر و دوستی دیگر، هیچوقت ساده نیست که بگویی 15 سال و 20 سال پیش بدتر بود. همیشه بدتر است. همیشه همان احساس اندوه هست.
این روزها آن تمرکز همیشگی را بر روی کار از دست دادهام. در طول ساعت باید حداقل دو بار به همسرم تلفن بزنم و آخرین اخبار ِ دوستان را بدهم. این روزها این سوال "چه شدند؟" مدام در خانه و میان آشنایانمان تکرار میشود. نمیدانم که توانستم تصویری از خودمان بدهم یا نه.
----------
امشب تقریبا سرمازده نشستهام و فکر کردم آن روی دیگر ذهن و احساسم را با دوستان تقسیم کنم.
بسیاری، برداشتی که از تحقیق علمی دارند، آدمیست نشسته در میان کوهی کتاب و ورقهای نوشته شده و درهم و صفحهی کامپیوتری با فرمولها و اعداد عجیب و غریب و منحنیها و شکلهای پیچیده. البته همهی اینها هست. بجز آن عجیب و غریب بودن که البته برای کسی که با موضوع تحقیقاش آشناست عجیب و غریب نیستند.
اما تحقیق، یک رویهی دیگر هم دارد و آن آزمایش و تجربهی علمی است. شاید کمتر موردی در زندگی لذتبخش و هیجانانگیز باشد مثل آن موقع که نتایج آزمایش و تجربهی علمی را تجزیه و تحلیل میکنی و با مدلی که پیشنهاد کردهای به مقایسه میگذاری. مهم نیست مدلی که پیشنهاد کردهای با واقعیت هستی کاملا مطابقت دارد یا نه. البته که هیچگاه 100 درصد مطابقت ندارد. هر مدل علمی هر چقدر هم گسترده باشد باز میزانی از ساده سازی واقعیت را در بر دارد. لذت تحقیق در فهمیدن چرایی هستی است.
آن مورد آزمایش و تجربه هم خودش دنیایی دارد. یکی از خوشبختیهای من در این است که در محل کار ما، آزمایش و تجربه هم با خود ماست و در واقع در هر سطحی که بخواهیم. کم نبوده مواردی که در برف و سرما کار آزمایش را باید از پایه میریختهایم و ساعتها به انجام آزمایش مشغول بودهایم. و لذتی وصف نکردنی دارد وقتی که میدانی فردا در دفتر نشستهای و این همه اطلاعات و دادهها. آنوقت است که آن اعداد و منحنیها و تصاویر جان میگیرند. لذتی به اندازهی یک قدم نزدیکتر شدن به درک هستی.
احساسات متضاد؟ حتما برای اینکه در جهانی پر از تناقض زندگی میکنیم. جای ما در این جهان ِ پر تناقض کجاست؟ به این فکر کردهایم؟
تلخی این روزها...شاید آغاز یک آزار را تا به حال اینگونه نخوانده بودم ...ولی همان چیزی بود که از آن رنج میبردم ...وقتی رنج آور تر است که محکوم به آنی که چون دوری حق دلسوزی یا نظر دادن یا هیچ جیز دیگر را نداری...اما من ریشه در آن خاک دارم ...با شادیهایش میخندم حتی اگر سهمی نبرم و با دردهایش رنجورتر از دیگرانی که هستند میشوم ...چون خود را سرزنش میکنم شاید کاری از من بر می آمد...کاش همه این شیرزنان را زودتر آزادا کنند ...کاش همه تلخیهای ایرانمان با سبزی بهار تمام شود...کاش تولد آزادی را جشن بگیریم ....آرزویی دور....کاش اینقدر محال نبود در نظرم ....
بيانيه جهانی
ياران آيت الله کاظمینی بروجردي
در محكوميت سركوب جنبش زنان در ايران
***************
بنام آزادي و در حمايت از حقوق انساني ملّت ايران، سركوب جنبش زنان توسط رژيم غير مسئول و غير مردمي جمهوري اسلامي ايران را شديداً محكوم كرده و خواستار آزادي هر چه سريعتر بازداشت شدگان ميباشيم. روحيه ظلم ستيزي، صلح جوئي و شعار عدل و برابري كه هويت انديشه و تفكر پوياي آيت الله کاظمینی بروجردي در دفاع از تز جدائي دين از سياست مي باشد ما را بر آن مي دارد كه حركت اعتراضي و شجاعانه جنبش زنان در افشاي ماهيت ضد ديني نظام حاكم و مبارزه مردانه ي زن ايراني در برابر حكومتي كه ۷۰ميليون ايراني را به گروگان گرفته است، حمايت خود را اعلام كنيم. شكي نيست كه برخوردهاي ارتجاعي و سركوبگرانه با حركت هاي حق جويانه و آزاديخواهانه، كار نظام هاي استبدادي و غير انساني است . در پايان ديدگاه آيت الله سيد محمد حسين كاظميني بروجردي را درباره زن اعلان مي داريم :
زن ، مخلوق زيباي خداوند است. زنان در هر كاري توانمند و با استعدادند. در تقسيم بنديهاي حرفه اي و صنفي، بايد رعايت حرمت و قداست زن را نمود و ظرافت و لطافت اين مسئول تكامل و توارث را فراموش ننمود و از تجارت عفّت و عصمت او حَذَر نمود و هرگز وي را ابزاري براي بازاريابي قرار نداد و مقامات خداداده اش را ناديده نگرفت. گرچه در همه اعصار از موقعيّت و مقام زنان سوء استفاده شده و سوداگران نامرد و نااهل، فرصت طلبي هاي بسياري از اين جنس مقدّس كرده اند.
سيد محمّدحسين كاظميني بروجردي تير ماه ۱۳۷۵
ياران و پيروان روحاني ظلم ستيزو آزادیخواه ايران
آيت الله سيد محمد حسين كاظميني بروجردي
سه شنبه پانزدهم اسفند ماه ۱۳۸۵خورشيدي
۶مارس ۲۰۰۷میلادی
اطلاعيه جهاني شماره ۸
آخرين اخبار درباره سرنوشت
آيت الله سيد محمد حسين كاظميني بروجردي
روحاني منادي تـز جدايي دين از سياست ، درزندان اوين تهران
• طبق آخرين اطلاعات واصله از زندان اوين تهران در حالي كه ده/۱۰روز از اعتصاب غذاي آيت الله سيد محمد حسين كاظميني بروجردي مي گذرد وضعيت جسماني ايشان بسيار خطرناك گزارش شده است . در حالي كه مسئولين زندان اوين مانع از درز اخبار مربوط به آيت الله بروجردي به خارج از زندان شده اند بنا به گزارش يكي از زندانبانان بند 209 زندان اوين ، بدليل شكنجه هاي وارده به ايشان و عدم دسترسي نامبرده به پزشك در زندان ، احتمال فوت ايشان در زير شكنجه هاي وارده ، بسيار قوّت گرفته است.
• طبق اخبار واصله از زندان اوين ، همسر آيت الله بروجردي اکرم سادات ولی پور پس از تحمّل هفته ها شكنجه دربند انفرادي ، هفته گذشته سكته كرده و به بيمارستان نامعلومي منتقل شده و هم اكنون از سرنوشت وي اطلاعي در دست نيست.
• حدود سه هفته از بازداشت مجدّد فرزند آيت الله بروجردي بنام سيّد مهدي بروجردي مي گذرد . طبق اطلاعات ارسالي از زندان اوين ، متأسفانه بعلّت شكنجه هاي فراوان ، آسيبهاي جدي به ايشان وارد شده است.
• يكي از مسئولين دادگاه ويژه روحانيت كه نخواست نامش فاش شود اطلاع داد كليه اموال و دارايي هاي آيت الله بروجردي شامل منزل شخصي ،خودرو و اثاثيه منزل ايشان به مصادره دادگاه ويژه روحانيّت در آمده است .
• آيت الله بروجردي و خانواده اش تا اين لحظه ازحق داشتن وكيل و پزشك معالج محروم بوده كه اين موارد علاوه بر مغايرت با اصول دمكراسي در دنيا ، مغايرت كامل با قانون اساسي مصوب جمهوري اسلامي دارد .
• فشار بر ياران ايشان در داخل و خارج از زندان طي روزهاي گذشته چند برابر شده كه احضارهاي مكرّر آنها به دادگاه ، مصادره تلفن هاي همراه ،اخراج از مناصب شغلي و تهديدهاي همه روزه مبني بر اعدام احضار شدگان از آن جمله است.
در پايان اعلام ميداريم سكوت معني دار رسانه هاي خبري، آزاديخواهان ، فعالان و سازمانهاي مدافع حقوق بشر درباره سرنوشت رهبر نهضت خودجوش مردمي در ايران ، آيت الله آقا سيد محمدحسين كاظميني بروجردي ،تاريخ معاصر را به تعجّب وا داشته و قلب انسانيت را به درد آورده است. اميد آنكه با اتحاد تمامي گروهها در برابر پرچمدار خط ظلم در جهان يعني نظام سركوبگر جمهوري اسلامي، بزودي شاهد سرنگوني اين نظام غير دمكراتيك و آزادي وطنمان ايران باشيم.
ياران و پيروان روحاني ظلم ستيزو پيشواي مذهبي مستقل ايران
آيت الله آقا سيد محمد حسين كاظميني بروجردي
يكشنبه سيزدهم اسفند ماه ۱۳۸۵خورشيدي
۴مارس ۲۰۰۷میلادي
براي اطلاع از وضعيت ايشان به وب سايت زير مراجعه كنيد.
www.bameazadi.blogfa.com
بسم الله الرحمن الرحیم
دعوت جهانی
مصلح دربند ، منادی مضطر و پیشوای مذهبی ایران
حضرت آیت الله آقا سیّد محمدحسین کاظمینی بروجردی
در بمباران تبلیغاتی رژیم کفر و جور و استبداد ایران در راستای تخریب چهره روحانیِ مردمیِ ایران ، حضرت آیت الله آقا سیّد محمدحسین کاظمینی بروجردی ، بر آن شدیم تا ضمن پرده گشایی از چهره واقعی این روحانی ظلم ستیز ، بدنیا نشان دهیم که در برابر تلاش رژیم غیر مردمی ایران در ترور شخصیّتیِ مخالفین و حذف آزادیخواهان واقعی ایران ، لحظه ای از مواضع حقّه خود عقب نشینی نکرده و تا لحظه تابش اولین شعاع آفتاب فتح و پیروزی بر بام اسلام و ایران ، جانانه و مردانه ایستادگی خواهیم کرد و در این راه از کمک و همیاری تمامی آزاداندیشان و آزادی طلبان سراسر دنیا ، صمیمانه استقبال می نمائیم .
فهرست موضوعی ديدگاههای عارف منتقد ، اديب سازشناپذير و نظريهپرداز مستقل
1- دين و مذهب 10- علم
2- انسان 11- عقل
3- آزادی 12- قدرت
4- زن 13- خدا
5- عدالت 14- جنگ
6- حکومت 15- امنيّت
7- اسلام 16- حقوق بشر
8- شکنجه 17- تبليغات
9- ثروت 18- خبر رسانی
نقطه نظرات سياسی، اجتماعی، علمی و مذهبی روحانیِ ظلم ستيز ايران،
آيت الله آقا سـيـّد حـسـيـن کـاظـمـيـنـی بـروجـردی
که تاوان ايستادگی در برابر استبداد را با تمام وجودش پرداخت کرده
و اکنون، منتظر پاسخ جهانيان است.
هويّت شناسی بروجردی :
دنيا را به ديده مسافر میبيند و بشرّيت را اجزاء يک خانواده بزرگ جهانی میخواند، او به فکر تصاحب حکومت نبوده و خود را کانديدای هيچگونه مقام و موقعيّتی نکرده. او تمايلات بلند پروازانه را در خود سرکوب نموده و اشتهائی به خواستههای مادّی و خاکی ندارد. فرصتهای بسياری را در گذشته عمر ، در دنياداری و مُکنتطلبی، از دست داده و اکنون، وارث غمهای اجداد خويش و پيروان ايشان است. آرزوی دائمی آن پيشوای آزادیخواه، بسط عدالت اجتماعی و گسترش تفاهم جهانی و تعميم همکاريهای بينالمللی و تعميق خداخواهی و تکريم به حقوق بشرست.
ديدگاههای آيت الله آقا سيّد محمّدحسين کاظمينی بروجردی
1 ـ دين و مذهب:
دين راهيست برای پرورش اخلاق و آداب و افکار در حوزه ماوراء. دينی که از ناحيه ربوبی آمده برای امداد و ارشاد انسان است .خداوندگار ما، پيروی از اديان حقّه را شرط بازپروری وجدان دانسته و ضمانت خلقت بشر میخواند. مذهب برای رشد و تعالی بنیآدم است. لامذهبی موجب انجماد عقل میگردد. با مذاهب سماوی میتوان به تکامل روح و جسم، ياری کرد. آئين متّصل به انبياء عظام، رهگشای زندگی مادّی بشريّت میگردد.
2 ـ انسان :
آدمی، گل سرسبد خلقت است. بشر، حاکم بر همه هستی میباشد. آدميّت را با تعقيب منويّاتِ کتب آسمانی، از هرج و مرج زمانه مصون سازيم. نشانه برتری انسانها در تکلّمشان نبوده که مرغ مقلّد نيز سخن میگويد. امتياز منتخب کردگار بزرگ در جستجوی حيات ابديّت است که با دو بال عقل و علم میتوان به فرازهای پنهانی اين عالَم خاکی پی بُرد و با مبانی هستی ، پيوند جاودانهای برقرار کرد. آری ، انسان جانشين پروردگار در زمين است.
3ـ آزادی :
آزادی، موهبتی است الهی که نبايد تحت هيچ عنوانی آنرا مهار نمود. بله، آنگاه که آزادی فرد، آزاديهای عمومی را خدشهدار كرد بايد فرد مورد طغيان را با وسائل تربيتی و پرورشی آگاه ساخت. با آزادنگری پيشرفت به دنيای ما میآيد. آزادانديشی، سبب ويروسزدائی از خمير مايه زندگی میگردد. جائي که از حصار ديگر موجودات نيز رنج میبريم، چگونه به محدوديّتها فکر میکنيم و برای آزادی خود ، زندان را میآفرينيم؟ آزادی در ژن آدمی است .
4ـ زن :
زن، مخلوق زيبای خداوند است. زنان در هر کاری توانمند و با استعدادند. در تقسيمبنديهای حرفهای و صنفی، بايد رعايت حرمت و قداست زن را نمود و ظرافت و لطافت اين مسئول تکامل و توارث را فراموش ننمود و از تجارت عفّت و عصمت او حذر نمود و هرگز وی را ابزاری برای بازاريابی قرار نداد و مقامات خدا دادهاش را ناديده نگرفت. گرچه در همه اعصار از موقعيّت و مقام زنان سوء استفاده شده و سوداگران نامرد و نااهل، فرصتطلبیهای بسياری از اين جنس مقدّس کرده اند.
5 ـ عدالت :
عدالت، عاليترين مظهر مِهرورزی و کليد فداکاری است. عدل برای جامعه از باران حياتیتر است . عادل ، هرگز در فکر چپاولگری نمیباشد. با عدالت ، هيچکس به فقر و درد و نکبت دچار نمیگردد. عدالت، نسخهای است آسمانی که پروردگار بیهمتا، برای راحتی آحاد بشر ارسال کرده. هيچ دينی نمیباشد مگر آنکه يکی از شاخههای خللناپذير فرهنگ آن، عدل بوده و اجتماع بدون عدالت، جنگل خطرناکی بوده که قانون تنازع بقاء را مینماياند. با عدل، زندگی شيرين است و با ظلم، بهترين شرايط حيات نيز محکوم به تلخی و تباهی میباشد.
6 ـ حکومت :
آدمی برای بقاء و دوام عمر خويش، نياز به تشکيلات اجتماعی و قانونی دارد که مظهر آن در تشکيل حکومت میباشد و حاکم بايد منتخب تک تک مردم باشد. حکومتی که با استبداد در آميخته، از عقلا نيّت ساقط است. بهترين نوع نظام سياسی، سيستمی است که با آراء اکثريّت قاطع مردم روی کار بيايد. کارگزاران حکومتی، قبل و بعد از تصدّی مشاغل کليدیِ خود، بايد تست مالی، اخلاقی و اعتباری شوند تا جائی برای سوء استفاده از امکانات عمومی را نداشته باشند. حاکم نبايد خود را سخنگوی عامّه مردم بداند و تدابير شخصی را به نام جمهوريّت اعلام نمايد. بهترين حاکم کسی است که خود را خادم، دعاگو و وامدار ملّت بداند.
7 ـ اسلام :
اسلام، حرکتی اصلاحگرايانه است که برای تنشزدائی از جامعه آمده و جهت جرّاحی اجتماع از معضلات مختلف درونی، نسخههای هدايتی آورده. بانی اين شريعت، نظری جز فقرزدائی و ايجاد فضای مسالمت و مساوات نداشته و سنّت دفاع از محرومين را بر بستر زمان نقش داده و گر چه در طول هزار و چهارصد سال گذشته، به نام خلافت و ولايت او، حکومتهای استبدادی و استعماری، جنايات وسيعی را در کشورهای مختلف جاری کردند امّا فرمولهای قانونی او بيانگر رأفت و انساندوستی شارع مقّدس میباشد. ما طرفدار اسلامی هستيم که در شعار"وَ مااَرْسَلْناکَ ِالّارَحْمَهً لِلْعالَمِينْ" خلاصه گرديده است.
8 ـ شکنجه :
شکنجه برای هر کار و به هر دليل محکوم است. شکنجهگر، حيوانی در قيافه انسان میباشد. با شکنجه کردن ، آبروی بشريّت را میبرند و اعتبارات خداداده انسان را ضايع میکنند. با ابزار روحی و جسمی شکنجه، حيوانات را هم آزار بدهند کاری غير وجدانی میباشد. هر نوع نتيجهای که در کار شکنجهگران باشد مطرود خواهد بود. ورود شکنجه به مسائل قضائی، جزائی و اطلاعاتی کاری زشت و غير قابل اغماض میباشد. پروندههای بازمانده از اقدامات شکنجهگرانه، فاقد هرگونه اعتبار و مشروعيّت میباشد. هر نوع اقرار و اعترافی در پرانتز شکنجهگری، دور از وجاهت قانونی میباشد.
9 ـ ثروت :
ثروتهای مشروع، موهبت خدائی بوده و سرمايههای طبيعی زمين، مشاع بين همه مردم خواهد بود. از مشترکات مسلّم خلقت، ذخائر زيرزمينی است که بايد به طور مساوات بين آحاد همان سرزمين تقسيم گردد. اموال عمومی، متعلّق به همگان بوده و هر گونه انحصارگيری در اجزاءآن ، خلاف وجدان بشری میباشد . آنچه که در هوا و زمين و قسمت تحتانی آن میباشد ، مال آفريدگار است که به خليفهاش انسان، میرسد و نبايد در بهرهگيری از آنها، دچار تبعيض شويم و بندگان خدا را به فقرات يک و دو درجه بندی نمائيم. وجود اقشار محروم در جوامع صاحب ثروت طبيعی، نشانگر خيانت حاکمان آن مناطق است.
10 ـ عِلم:
عِلم، امانت پروردگار میباشد که بايد در گسترش همهجانبه آن کوشيد. دانش وسيلهای برای کشف حقايق ماورائی بوده. عالِمِ واقعی کسی است که به گفتههای خود پايبند میباشد. دانشمندان ، نگهبانان واقعی جامعه هستند که نبايد موقعيّت عرفانی و معنوی خويش را فراموش نمايند. انديشمند صادق، کسی است که عِلم را ابزاری برای بهرهکشی همنوعان نمیکند و فرمولهای علمی خود را به تجارت نمیگذارد. پژوهشگری که به آرمان فطری جامعه، مؤمن و مقيّد است هرگز به تحقير ديگران نمیپردازد و دچار غرور و تکبّر نمیگردد.
11ـ عقل:
عقل، وجه امتياز انسان بر حيوان است. با عقل به ارتقاء درجات دنيوی و اخروی میرسيم. عاقل، حاضر به خودفروشی نمیشود. عقلانيّت، ضامن خوشبختی جاودانه میباشد. انديشه صحيح، جامعه را از جنگ و جنايت دور میسازد. انديشمند قابل احترام، سعی در شکوفائی فضائل اخلاقی و مناقب بشری مینمايد. خِرَد فینفسه ، خواهان تساوی حقوق و تکامل قلوب است. خردمندی میتواند مورد اعتماد قرار گيرد که آخرت را قبول دارد و دنيا را وسيله تن پروری خويش نمیکند. خِرَدورزی، حکم میکند تا آدمی رذائل حيوانی و ضايعات شهوانی را از خود دور کند.
12ـ قدرت :
قدرت، امانت ربوبی بوده و نبايد از آن سوء استفاده کرد. قدرتمندِ وجيه ، کسی است که از فرآورده آن برای نابودی مزاحمين و مهاجمين حيات بشری استفاده نمیکند. قادر، مخلوقی است که در وجوهی، از ديگران ممتاز بوده و برتری قابل محسوسی دارد و او بايد اقتدارش را بيمه کند و آن به تزکيه کردنش ميسّر بوده و مقتدر جاويد در تاريخ، آنست که ضعيفان را بنوازد و افتادگان را دستگيری کند و پشتوانهای برای ناتوانان باشد و لذّت قوای آدمی در وفور مکارم و محاسن اوست و اگر غير آن باشد، چه تفاوتی بين قوی و درّنده است؟
13 ـ خدا :
خداوند، آشنای ديرينه انسان است. خداوندگار ما، بندهنواز میباشد. بیخدائی، درد است. با خدا بودن، افتخار هميشگی نسل آدم و حوّا است. پروردگارتان را بشناسيد تا زندگی را بهتر تجربه کنيد. معرفت ربّ، اساس حرکتهای علمی و عقلی است. از طريق اديان آسمانی، خداوندگار بزرگ شناخته میشود. آفريدگار بیهمتا، ظلم نمیکند و فرمان به استبداد نمیدهد. حکومتهای دينی که حقوق بشر را رعايت نمیکنند، خدای را متّهم به خشونتطلبی مینمايند. حکومت دينی بايد از هر نوع نظام سياسی موجود در جهان سليمتر، رئوفتر، مهربانتر و بخشندهتر باشد.
14ـ جنگ :
دعوا بَد است. درگيری زشت میباشد. جنگهای عصر اتم، بسی دلخراشتر و هولناکتر از تهاجمات گذشته میباشد. خونريزی ابتدا ناموزون بوده ولی چنانچه بمانند جرّاحی پزشکی برای کالبد جامعه نيازمند بوده، بايد تمام اصول احتياطی و فروع امنيّتی را در نظر گرفت. برای جابجائیهای بينالمللی نبايد ملّتها را نابود کرد و حرمت رعيّت در انهدام دولتهای زورگو ، بايد تمام و کمال حفظ گردد. جنگی مقدّس است که در آن زوايای عدالت و انسانيّت رعايت شود و خون بیگناهی بر زمين نريزد.
15ـ امنيّت :
دنيا بايد برای اهلش، مأمن باشد و هر نوع حرکتی که امنيّت اهل زمين را به خطر بيندازد خلاف قانون طبيعت است. مردم کره زمين میبايد از هر نوع هراس در امان باشند و دولتهای جهان میبايد به هر وسيلهای حافظ امنيّت مردم خويش باشند. در اتّحاد بينالمللی، قوانينی بايد وضع شود تا هر تهديدی که سايه بر سر انسانها انداخته، بر طرف شود. حيات دلپذير را زدودن فقر، درد، نگرانی و ناراحتی تشکيل میدهد. مسئولين ممالک مختلف مديون بنیآدم در اجراء امنيّت روحی، جسمی، اخلاقی، اعتقادی و اعتباری آنها ميباشند.
16ـ حقوق بشر :
انسان به عنوان نماينده خالق و مالک زمين، حقوقی دارد که در تأمين آن هيچگونه منّتی نبوده و نبايد از زير احقاق آن شانه خالی کرد. حقّ حيات، در رأس آنهاست و سپس يک سری حقوق از آن جاری میگردد که بی توجّهی به آنها نفرين خدا و عاقّ همنوع را به دنبال دارد. اديان الهی منادی حقوق بشر بودهاند و کتب سماوی، مبشّران آن میباشند. حقوق انسانها در تمامی ضرورتهای آنها جاری بوده و هيچکس نمیتواند به وکالت از جامعه محدوديّت به اين حقوق دهد. بايد همواره ناظران بیطرف از تمامی ملل بر اجراء حقوق بشر در همه ممالک نظارت نمايند.
17ـ تبليغات :
تبليغ، اعلان امری پوشيده است. در امر تبليغاتی، خدمات سراسری را ابلاغ میدارند تا ديگران به اهمّيت مسائل جاری آگاه شوند. مبلّغ شريف، کسی است که تبليغ را از جادّه صداقت خارج نکند و مسير حقايق را با اسباب مکر و حيله نياميزد. مبلّغين مجرّب، برای کسب حمايت ديگران نبايد پا روی وجدان جامعه بگذارند و کاه را کوه و کوه را کاه نشان دهند. در تبليغات حاکم بر جهان، تزوير و حقکشی جای بالائی دارد که عوارض منفی آن دامنگير نسلهای آتی خواهد شد. برای هر چيزی به گونهای تبليغ کنيد که مداخل آن حکايت دارد و از بازی با کلمات و اغوای ديد و شنود ديگران در قضاوتهايشان اجتناب بايد نمود.
18ـ خبر رسانی :
اطّلاع رسانی از جمله مشاغل مهم و با شرافت است. درج اخبار واقعی، آسايش خيال را به ارمغان میآورد و سانسور خبری، نمونهای از شکنجهگری میباشد. بايکوت خبری به هر دليل و عنوان، کاری ناپسند و غير انسانی است. مخبرين جامعه، راه انبياء را ادامه میدهند و هر که از طريق بنگاههای خبرپراکنی، اراده به نشر اکاذيب کند، به روح جامعه خيانت کرده. ارسال خبرهای مستند، موجب اعتبارات دولتها میشود و ارسال مطالب حقيقی بر روی آنتن های خبری، عزّت و سربلندی ملّتها را به دنبال میآورد. حقّ طبيعی انسانها آگاه شدن از پنهانيهاست.
اصحاب ، یاران ، پیروان و ارادتمندان پیشوای مذهبی ایران
حضرت آیت الله آقا سیّد محمدحسین کاظمینی بروجردی
بیست و هشتم مهرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و پنج شمسی
مصادف با بیست و ششم رمضان المبارک سال 1427 ه ق
برابر با بیستم اکتبر دو هزار و شش میلادی
نظرهای نوشته شده: