![]() |
|
|
« اولین زن فارغالتحصیل دبیرستان در باغ خرابهای در شهرستان دماوند |
صفحه اصلی
| حقوق زنان و سختجانی اندیشهی سنتی در ذهن روشنفکران ما »
February 26, 2007
کار و تلاشی با ارزش در جنبش زنان- کمپین 1 میلیون امضا
شکی نیست که ابتکار و گردانندگی این کمپین بدست خود زنان است و من همیشه فکر کردهام که در شرایط ویژهی یک جامعهی مردسالار و با روابط پیچیدهی پدرسالارانه، مستقل بودن جنبش زنان اهمیت دارد. مستقل بودن فقط به این معنی نیست که مدیریت جنبش در دست زنان باشد. از دوران مشروطه به بعد جنبشها و تشکلهای زنان داشتهایم که بدست زنان اداره میشده است: از جمعیت نسوان وطنخواه در دوران رضا شاه تا سازمان زنان حزب توده ایران در زمان پهلوی دوم و پس از انقلاب و سازمانهای زنان گروههای چپ و گروههایی با مرامنامهی دینی. مستقل بودن به معنی بستن درها به روی مردان و منطق "ما و شما" هم نیست. متاسفانه در بسیاری موارد، جنبشهای زنان بعنوان یک تشکل فرعی ِ این یا آن سازمان و حزب سیاسی عمل میکردهاند و با تغییر سیاست یا محدودیت و سرکوب حزب و سازمانی که در آن بودند، این بخشها و تشکلهای زنان هم از هم پاشیده میشدند. اینکه مینویسم، شاید جای بحث و گفتگوی فراوان داشته باشد اما به نظر من در صورت وجود یک جنبش ِ مستقل ِ زنان در دوران پیش از کودتای 28 مرداد سال 32، معلوم نبود که وقتی همهی سازمانهای سیاسی سرکوب میشوند، این جنبش زنان هم به همان شدت سرکوب شود. یعنی به نظر من میتوان در نظر گرفت که چنین جنبشی اگر وجود میداشت میتوانست به نوعی ادامه پیدا کند و بهرحال کاملا نابود نشود. شکی نیست که از یک طرف تاریخ روی "اگر" بنا نشده است و بقول مولانا "در خانهی اگر نتوان نشست" و از طرف دیگر حکومت پهلوی هم حکومتی نبود که جنبشهای مستقل مردمی را تحمل کند. اما فکر میکنم چنین تصوری لااقل به درک ما از پایدارتر بودن یک جنبش مستقل زنان کمک میکند. ویژگی مهمی که این کمپین دارد و توان را از قلم ِ آدمی مثل من که در کوران ِ عمل نیست میگیرد، این کار بزرگ است که دوستان فعال این جنبش ِ یک میلیون امضا، به طور مستقیم و رو در رو با مردم در تماس هستند. با مردم حرف میزنند، توضیح میدهند و برای همین، امضاهایی که جمعآوری میکنند ارزش بسیار زیاد ِ آگاهی را دارد. یا در واقع تبادل آگاهی: اینکه این جنبش چه میخواهد و اینکه آیا مردم و بخصوص زنان چه اولویتهایی دارند و چطور میشود که اگر نه یکسان، اما هماهنگ جلو رفت. از کارهای بسیار با ارزش دیگری که دوستان دارند، برگزاری کارگاههای آموزشی و بحث و گفتگو است. حتی در شهرستانها. مایهی غرور است وقتی میخوانی که از تهران شبانه به طرف رشت حرکت میکنند تا صبح بعد بتوانند در آن شهر کارگاه توضیحیشان را تشکیل بدهند. به هر حال ساده نیست. باید وقت و انرژی گذاشت، با آدمها تماس گرفت، جا پیدا کرد و خلاصه باید از خود مایه گذاشت. صرف نظر از همهی اینها زیر نظر "سربازان گمنام و با نام و نشان" هم باشی. هر چند که با اسم و رسم خودت هستی و حرفت هم روشن است و چیزی برای مخفی کردن نداری. دوستان این کمپین چندین مورد آشکار تبعیض را که در کشور ما به صورت قانون درآمدهاند مطرح کردهاند و امضای کسانی را که معتقد به ضرورت تغییر این قوانین هستند جمعآوری میکنند. قوانینی مانند چند همسری، حق سرپرستی فرزند، شهادت زنان در دادگاه، حق مسافرت به خارج، ازدواج در سن پایین و دیگر قوانین تبعیضآمیز که خودتان در سایتشان بخوانید و اگر خواستید امضا کنید. و از آن بهتر: میشود فرم آنها را چاپ کرد و در محل کار و میهمانیها مطرح کرد و امضاهای بیشتری جمعآوری کرد. همانطور که نوشتم به نظر من، مهمتر از امضاها، آن گفتگوهایی است که در محل کار یا میهمانی مطرح میشوند. شاید تنها چیزی که میماند این آروزی ِ به نظر من واقعی و عملی است که گروههای مختلف جنبش زنان ما بتوانند بر سر برنامهای حداقلی به همفکری و توافق برسند. آنقدر مشکل و پیچیدگی ِ تاریخی در کشور ما وجود دارد که تنها با طرح 1 میلیون امضا یا فقط با طرح منشور یا هر طرح دیگری به تنهایی نمیتوان از پس ِ این بار گران دوران بر آمد. بخصوص که پشتیبانی هم نیست و هزار سنگ در این راه هست و میاندازند که دیگر چه جای گِلههای درونی میماند. هر چند که این گِلهها را هم نمیتوان نادیده گرفت. نوشته شده توسط پویا در 07:20 PM راستش پویا این سؤال من هم بود، ولی از آنجائیکه دیده بودم تو با جمع آسیه و شادی ... Womaniniran بیشتر در تماسی خودم نتیجه گرفتم که خوب داری خودی و غیر خودی ( به سبک ما ایرانیان) میکنی که این پستت مرا از این اشتباه به درآورد.
نوشته شده توسط موناهیتا در February 26, 2007 10:29 PM مونا جان تمام تلاش من این بوده که اسیر فرهنگ "خودی و غیر خودی" نشوم و دوستانم را هم به همین تشویق کنم. من سالهاست که با سایت زنان ایران و آسیه گرامی به عنوان سردبیر کار میکنم. کاری که به نظر خودم با ارزش بوده است. البته حالا کار سایت زنان دچار وقفه شده. دوستان سایت میدان هم بخشی از جنبش زنان هستند. آنچه من دربارهی ضرورت همفکری و همکاری مینویسم تعارف یا به اصطلاح "نان قزض داردن به هم" نیست. ضرورت این جنبش اجتماعی است. ممکن است هیچوقت هم نشود اما به باور من این کار شدنی است.
نوشته شده توسط پویا در February 27, 2007 05:38 AM پویا جان سلام!
نوشته شده توسط پرسشگر در February 27, 2007 11:45 AM واقعا موافقم. کارشون خیلی سخته. حرف زدن آسون ولی عمل کردن سخت و وقت گیره ! خیلی دلم می سوزه وقتی می بینم هرکسی از راه می رسه یه وصله ای به این کمپین می زنه انگار دیوار کوتاه تری پیدا نمی کنند... مرسی از این مقاله
نوشته شده توسط روجا در February 28, 2007 05:51 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: