![]() |
|
|
« دوراهی خطرناک، حق مسلّم ماست؟ |
صفحه اصلی
| کار و تلاشی با ارزش در جنبش زنان- کمپین 1 میلیون امضا »
February 24, 2007
اولین زن فارغالتحصیل دبیرستان در باغ خرابهای در شهرستان دماوند ![]() دوستان میدانید که مطالب مربوط به دومین کنگرهی بینالمللی زنان را در تهران به پایان بردهام. با این حال دو موضوع در ذهنم بود که بهتر دیدم نگفته از آنها نگذرم. اول اینکه متاسفانه در کشور ما یا جغرافیای ما بسیاری از مطالب و انسانها و کارهایشان در تاریخ، در دورههای مختلف به طور گزینشی بزرگ و کوچک میشوند. اگر برای قدرت حاکم ضرورت و نفعی داشته باشد از کوهی کاهی ساخته میشود و اگر نه، هزار کار کرده را به ارزش یک پول سیاه میرسانند، دستشان برسد اصلا پاک میکنند که گویی وجود نداشته است. دوم هم اینکه متاسفانه حافظه تاریخی ما بلندمدت نیست و معمولا پیگیر ِ کار دیگران پیش از خودمان نیستیم. خیلی وقتها شاید به این خاطر که ارزش کار آنها را ندانستهایم یا کم دانستهایم. در مطلب آخر مربوط به کنگره، به شخصیتی به نام مهرتاج رخشان (اسم اصلی او بدرالدجی بود) اشاره داشتم که پیشنهاد ایجاد "خانه امید" را برای زنان خودفروش داده بود. شخصیت این زن مثل بسیاری دیگر از مسائل مربوط به جنبش زنان در کشور ما تا حدود زیادی ناپیدا و گم و کمرنگ مانده است. خوشبختانه متن مصاحبهای که هما سرشار خبرنگار روزنامهی «زن روز» در سال 1348 با مهرتاج رخشان داشته، پس از سالها در پیوست مطالب کنگره آمده است. البته هنگام مصاحبه، مهرتاج رخشان پیرزنی هشتاد و چند ساله بوده است. مهرتاج رخشان اولین دختر ایرانی است که در دوران مظفرالدین شاه از دبیرستان آمریکاییها فارغالتحصیل شده است. اما وضع تحصیل دختران در مدرسه، در آن زمان به همین سادگی هم نبوده و مهرتاج مجبور شده به همراه خواهرش و به بهانهی حمام رفتن از خانه بیرون بزند و یکراست به خانهی علیاصغر خان اتابک برود و یک ماه در آنجا بست بنشیند تا اجازهی مدرسه رفتن را از پدرش بگیرد. خودش ادامه میدهد که در سال چهارم دبیرستان آمریکاییها از پدرش میخواهد که به او برای ایجاد یک مدرسهی دخترانه کمک کند. گویا مهرتاج و خواهرش با کمک صدیقه دولتآبادی مدرسهی «امالمدارس» را برای دختران ایجاد میکنند که یکی از اولین مدارس در اصفهان است. میگوید که خواهرش مدرسهی خودش را رها کرد و در مدرسهی جدید معلم تماموقت شد ولی مهرتاج صبح تا عصر را به دبیرستان آمریکاییها میرفته و عصرها هم به مدرسهی خودش برای درس دادن. همانطور که در یادداشت مطالب کنگرهی زنان هم نوشتم، بعدها مهرتاج رخشان پیشنهاد تاسیس خانهی امید را مطرح کرد و همینطور موضوع تساوی دختران و پسران را در تحصیل. چرا که تا آن زمان، به دختران اجازه نمیدادند بیشتر از 6 کلاس درس بخوانند. مهرتاج در زمان کنگرهی دوم در سال 1311 شخصیت شناختهشدهای در میان زنان فعال بوده است و در یکی از جلسات هم درخواست تقدیر از تلاشهای او مطرح میشود. نوشته شده توسط پویا در 10:01 PM درود بر شما بسیار ممنون از این مطلب. متاسفانه کشور ما همیشه در یوغ استبداد و دیکتاتوری، صداهای رعیت و انسانهای با افکار متعالی رو نشنیده و یا از آن بدتر، آنها را به زنجیر کشیده است و در نطفه خفه کرده. گویی نقش مردم هم این وسط فقط به دنبال نان دویدن است و دیگر هیچ.
نوشته شده توسط پژمان در February 25, 2007 08:49 AM باورم نمی شود! بعد از چهل سال ياد خاطرات گذشته خود مرا انداخته ايد. از پدرم شنيدم ايشان هرگز ازدواج نکرده بود (درست و غلط بودنش را نمی دانم)و خودشان می گفتند اولژن زن بی حجاب ايران بودند.
نوشته شده توسط آينه روز در February 25, 2007 09:42 AM آینه عزیز اطلاعاتی که نوشتی با مطالبی که مهرتاج رخشان در مصاحبهاش گفته کاملا مطابقت دارد. موضوع در چادر زندگی کردن بر میگردد به اینکه در سال 1348 سقف اتاق خانهاش میریزد و به خاطر اینکه درآمدی برای تعمیرات فوری نداشته مجبور است فصل گرما را در چادری در باغ سر کند. ازدواج هم نکرده بود و اولین زن بیحجاب هم در همان جشن آخر سال دبیرستان آمریکاییها بود که عکساش را میبینی. شاید بتوانی با ارتباطات خانوداگیات این اظلاعات را کاملتر کنی، حالا با عکس یا با مطلب.
نوشته شده توسط پویا در February 25, 2007 10:10 AM این جریان اشک رو به چشمهای انسان میاره ، کسی که می تونست افتخار ایران باشه امروز با چنین سرنوشتی دست به گریبانــه
نوشته شده توسط دخی در February 25, 2007 07:54 PM فقط ميتونم حسرت بخورم و بگم چرا ؟
نوشته شده توسط محمد در October 27, 2007 12:03 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: