![]() |
|
|
« "ما" و "آنها" |
صفحه اصلی
| جنبش زنان ایرانی و اولین گردهمایی در ایران »
February 17, 2007
نگاهی کوتاه به اولین گردهمایی بینالمللی زنان در خانه مستوره افشار دومین کنگره بینالمللی زنان در آذر ماه 1311 در تهران تشکیل شد. دوسالی پیشتر اولین کنگرهی زنان در دمشق تشکیل شده بود که نمایندهای هم از طرف ایران به نام قدسیه اشرف در آن شرکت داشت و حرفهای او بسیار جلب توجه کرده بود. گزارش مفصل این کنگرهی دوم یک سال پیش به همت غلامرضا سلامی و افسانه نجمآبادی منتشر شده است. از نظر نگاه تاریخی، خواندن این گزارش به نظر من هم لازم است و هم جالب. چند نظر داشتم که در اینجا مینویسم. نباید این برداشت را کرد که من حالا به نقد و ارزشگذاری روی کنگرهی 74 سال پیش نشستهام. فقط باید بعنوان یک نظر وبررسی کوتاه به آن نگاه کرد. یکی از مطالبی که نظرم را به خودش جلب کرد تاکید زیاد سخنرانیها و گفتههای مسئولین و بخصوص نور حماده رئیس کنگره روی موضوع آموزش و تربیت زنان است. اخلاق خانواده و ضرورت آموزش دختران در مدارس تقریبا جنبهی اصلی همهی گفتهها و حتی مواد تصویب شده هستند. موضوع وارد شدن زنان به عرصههای مختلف اجتماع و بخصوص بازار کار بصورت اتفاقی و حاشیهای مطرح میشود. آنجا هم که دربارهی آموزش و پرورش دختران میگویند بیشتر روی شایستگی مادران تحصیلکرده برای پرورش فرزندان بهتر و "مردان شایستهتر" تاکید دارند. در چند جا هم روی این تاکید میکنند که کار ِ زنان در صورتی مجاز است که مانع انجام "وظایف خانگیشان" نشود. که این آخری در مادهی اول مرامنامهی کنگره آمده است. موضوع دیگری که بیشتر موجب تعجب من شد، بحث حق رای زنان بود. میدانیم که در آن سالها زنان نه در کشور ما و نه در کشورهای منطقه حق رای در انتخابات نداشتند. دربارهی حق رای، خانم حماده رئیس کنگره آنچنان شرایطی را برای زنان میگذارد که عملا زنان از حق رای دادن محروم میشوند و در نهایت فقط تعداد محدودی از زنان حق انتخاب کردن یا انتخاب شدن خواهند داشت. به نظر رئیس کنگره، زنان اول باید از نظر "علم و فضایل اخلاقی و دانش اجتماعی" به مرتبهی خیلی بالایی برسند تا حق رای دادن داشته باشند. اولا معلوم نیست که برای شرکت در انتخابات به چه درجهای از "علم و فضیلت" باید رسید و بعد هم اینکه آیا چنین شرطی برای مردان هم هست یا فقط وظیفهی زنان است؟ چرا مردان با هر درجه از سواد یا فضیلت حق رای دارند ولی برای زنان آنچنان این معیار را تعیین میکنند که عملا دستنیافتنی است. در مرحلهی بعدی خانم حماده، تازه همهی زنان را هم شایستهی حق رای و انتخاب شدن نمیداند و میان زنان تفاوت قائل است. شرایط رئیس کنگره این است: اما مرامنامه و سخنرانیها موارد جالب و تازهای دارد از جمله تاسیس کودکستان برای بچههای کوچک از 4 سال به بالا. البته اینجا هم بیشتر تاکید روی تربیت اجتماعی کودکستان برای بچهها هست و زیاد روی امکان مادران برای وارد شدن در کارهای اجتماعی تاکید نمیکنند. در یک جا که یک خانم ایرانی به حق سرپرستی کودکان تا 8 سالگی اشاره میکند، به او میگویند که تربیت در کودکستان با موضوع سرپرستی جداست. مورد بسیار مثبت دیگر آموزش ابتدایی اجباری برای دختران و پسران است. که روی دیگر ِ این قانون بر خواهد گشت به این که دولت باید آموزش کودکان را تامین کند. میدانیم که تا سالها دولت در کشور ما از تامین بودجه برای مدارس دختران سر باز میزد و هزینهی مدارس دخترانه را از پول خیریه و کمکهای مردمی تهیه میکردند. یکی از فعالیتهای مهم سازمانهای زنان از همان ابتدای تشکیلشان در دوران مشروطه، ایجاد و تامین بودجهی مدارس دختران بود. اما بودجهها طبیعتا مرتب و همیشگی نمیتوانست باشد و در نهایت این به ضرر مدارس دخترانه و دختران دانشآموز میشد. از طرف دیگر دولت با عدم تامین بودجه بطور غیر مستقیم این مدارس را عملا به رسمیت نمیشناخت و حق زنان از درآمد ملی کشور رعایت نمیشد. چند پست قبلی به اندازهی کافی بلند بوده است برای همین، چند نکتهی دیگر این کنگره را در پست بعدی دنبال میکنم. نوشته شده توسط پویا در 12:52 PM منم کتاب رو خریدم از ایران اوردم. هنوز متاسفانه وقت نکردم بخونمش.ولی با پیشنهاد تو حتما باید زودتر شروع کنم.
نوشته شده توسط لیلا در February 18, 2007 11:09 AM لیلا جان کار خوبی کردهای که کتاب را خریدهای و کار بهتری میکنی که آن را با دید انتقادی خودت بخوانی.
نوشته شده توسط پویا در February 18, 2007 01:52 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: