« احترام کار فرهنگی را خدشه‌دار نکنیم | صفحه اصلی | "ما" و "آنها" »
February 10, 2007
انگاره‌ی "قوم برگزیده" - آیا ما هم دارای تصوری از خودمان بعنوان ملتی برگزیده هستیم؟

در موضوع تشکیل ملت‌ها بعنوان واحدهای سیاسی مستقل، هویت و اینکه ما «این» هستیم و دیگران مانند "ما" نیستند، نقش مهمی بازی کرده است. عوامل زیادی در این انگاره و برداشت از "ما" بعنوان یک ملت، سهم دارند: زبان، ادبیات و اسطوره‌ها، تجربیات تاریخی مشترک و قومیت مشترک و مانند اینها.
یکی از عواملی که در بسیاری جاها موجب این انگاره‌‌ی "وحدت ملی" شده مفهوم «قوم برگزیده» است. یعنی نهادهای قدرت، برای ایجاد یک برداشت و تصور عمومی از اتحاد و یگانگی ملی، این را القا می‌کنند که مردمی از طرف خداوند برگزیده شده‌اند و این قوم برگزیده معمولا رسالتی را بر دوش دارد. نهاد قدرت، چه بسا حاکم نباشد اما برای کسب حاکمیت تلاش کند. تلاش می‌کنم با چند مثال این نظرم را روشن کنم.
دو نکته را هم باید بگویم. اول اینکه وقتی از قوم برگزیده می‌گوییم شاید فقط انگاره‌ی "برگزیده بودن" قوم یهود به نظر بیاید ولی در واقع موضوع عمومی‌تر است و اتفاقا برای همین هم هست که فکر کردم این ایده در مورد شکل‌گیری
چیزی به نام "ملت ایران" هم به کار گرفته شده است. دوم اینکه این انگاره‌ی "قوم برگزیده" فقط به یک منطقه از جهان یا به زمانی خاص محدود نمی‌شود. برای اینکه گستردگی و عمومیت این انگاره و برداشت را روشن کرده باشم نگاهی کوتاه به تاریخ خواهیم داشت.
می‌دانیم که ایده‌ی ملت بعنوان نهادی مستقل و در درون مرزهای مشخص با حکومتی واحد، ابتدا در اروپا پدید آمد. پس ببینیم که این انگاره‌ی "قوم برگزیده" در تشکیل ملت‌های بزرگ و قوی مانند آلمان،‌ فرانسه، انگلستان و بعدها آمریکا چه نقشی بازی کرده است. شکی نیست که برای این یادداشت وبلاگی، اشاره‌ها خیلی کوتاه و تیتروار خواهند بود.

در آلمان با رفرم دینی مارتین لوتر بود که این ایده شکل گرفت که این آلمانی‌ها بوده‌اند که بهتر از همه انجیل را فهمیده‌اند یا بهتر بگویم توان فهمیدن ِ کلام خدا را داشته‌اند. بعدها جنبش "رسالت باطنی" (Inner mission) در قرن نوزدهم، با پیش بردن این ایده که انقلاب 1848 آلمان به دلیل بی‌ایمانی آلمان بعنوان قوم برگزیده انجام گرفته، توانست اتحاد ملی را در آلمان موجب شود که با پیروزی بر فرانسه در سال 1871 کشورمتحد آلمان شکل گرفت. پیروزی بر فرانسه و ایجاد آلمان واحد به این عنوان تلقی می‌شد که "خداوند آلمان را فراموش نکرده است". چند سال بعد در آستانه‌ی جنگ اول جهانی، کلیسای پروتستان آلمان می‌گفت: "در این جنگی که پیش روی ملت ماست، خداوند، این متحد وفادار ما، با طوفانی مقدس، هر چه را که در خاک آلمان، آلمانی و اصیل نیست از میان خواهد برد". به این ترتیب جنگ، جنگی مقدس جلوه داده می‌شد که توسط قوم برگزیده‌ی خداوند و با کمک خداوند انجام می‌شود. روی کمربند سربازان آلمانی این جمله حک شده بود: " Gott mitt uns" یعنی خدا با ماست. به عبارت دیگر خدا با "آنها" نیست. طبیعی‌ست که چنین برداشتی درجبهه‌ی مقابل جنگ هم وجود داشت.

در فرانسه ایده‌ی فرانسه بعنوان قوم برگزیده‌ی خداوند به قرن سیزدهم و دوران فیلیپ چهارم بر می‌گردد. یک قرن بعد ژاندارک که ادعا می‌کرد خداوند از طریق فرشته میکائیل با او ارتباط دارد و وظیفه‌ی آزادی فرانسه را از زیر یوغ
انگلستان به او واگذار کرده است، رسالتی الهی برای فرانسه قائل شد. داشتن رسالتی جهانی برای ملت فرانسه، پس از جدایی کلیسا از حکومت، در شکل ملت برگزیده برای پیشبرد ایده‌ی آزادی،‌ برابری و برادری ادامه پیدا کرده است. شکی نیست که شکل انگاره‌ها با تغییر شرایط تاریخی تغییر می‌کنند اما گویا خود ِ آن تصور پابرجا می‌ماند.

ایده‌ی "قوم برگزیده" در انگلستان با عبارت "مسئولیتی که بر دوش انسان سفیدپوست قرار گرفته" بیان می‌شد. و این "بار مسئولیت" وظیفه‌ای بود که خداوند بر دوش ملت انگلستان گذاشته بود تا "دین پاک" و تمدن را بر نقاط دیگر جهان حاکم کند. حتی جغرافیای کشور انگلستان بعنوان جزیره‌ای دور از دسترس و بعنوان نشانه‌ای ازیک جایگاه ویژه تلقی می‌شد. معلوم است که این ایده بعدها چه نقشی در ایجاد امپراتوری انگلستان ایفا کرده است.

در مورد آمریکا: اولین سفیدپوستانی که به آمریکا پا گذاشتند، انگلیسی‌هایی بودند که با کشتی Mayflower وارد شده بودند و خودشان را زائران مهاجر می‌دانستند. زائران دینی که برای آزادی در ابراز "مسیحیت واقعی" بدون قید و بند شاه یا پاپ به سرزمین جدید آمده بودند. آنها این سفر خودشان را مانند هجرت یهودیان از مصر به کنعان و ارض موعود می‌دانستند. به این ترتیب یک اسطوره‌ی دینی به یک زایش ملی تبدیل می‌شود. این ایده‌ی هجرت یا "سفر خروج" Exodus بعدها و تا امروز هم این ایده‌ی ملی را برای آمریکاییان فراهم آورده که آنها ملتی برگزیده و دارای رسالتی جهانی برای نجات دیگران هستند. همین حالا هم می‌توان این ایده‌ی رسالت جهانی را در سخنرانی‌های بوش بخوبی دید. آنچه منظور من در اینجاست این است که قدرت حاکم توانسته تصوری را در مردمی بعنوان "ملت برگزیده" با رسالتی جهانی بوجود بیاورد.

از طرف دیگر سیاهان آمریکا یعنی بردگانی که از آفریقا به این قاره آورده شده بودند، پس از اینکه دیدند ظلم و ستم بر آنها با جنگ‌های داخلی آمریکا و پیروزی شمال بر جنوب تمام نشد و سرسختانه به شکل نژادپرستی ادامه پیدا کرد، جنبش گسترده‌ای با ایده‌ی هجرت، این بار به آفریقا، بوجود آوردند. این ایده‌ی هجرت مشابه همان "خروج" یهودیان از مصر به کنعان تلقی می‌شد. می‌بینیم ایده‌ی خروج که یک بار موجب ایجاد یک انگاره و برداشت "ملی" برای سفیدپوستان آمریکا شده بود، این بار و در جهت عکس آن، موجب حس اتحاد ملی آفریقایی‌تبارهای آمریکا می‌شود. عیسی مسیح به عنوان "مرد ِ سیاه ِ رنج‌ها" و مریم مقدس بعنوان "مدونای سیاه" معرفی می‌شوند. جنبشی که با رهبری گاروی به نام "انجمن جهانی بهبود وضع سیاهان" در سال 1914 شکل گرفت توانست بیش از 2 میلیون آفریقایی‌تبار آمریکایی را در خودش متشکل کند.
مارتین لوترکینگ رهبر آفریقایی‌تباران آمریکایی در بخشی از آخرین سخنرانی‌اش پیش از به قتل رسیدن می‌گوید:
"ما روزهای سختی را پیش رو داریم. ولی این‌ها براستی برای من اهمیتی ندارند. بخاطر اینکه من در قله‌ی کوه بوده‌ام (اشاره به کوه صهیون)... و «سرزمین موعود» را دیده‌ام. ممکن است من با شما به آنجا نرسم. ولی می‌خواهم امشب بدانید که ما بعنوان یک ملت به «سرزمین موعود» خواهیم رسید".

با طرح این مثال‌ها خواستم نشان بدهم که ایجاد انگاره‌ و ایده‌ی «ملت برگزیده» بصورتی آگاهانه و فعال برای ایجاد یک احساس تعلق ملی و وحدت ملی به کار گرفته شده است. این "ما" صورتی مقدس بخود می‌گیرد و بدینوسیله قدرتی بیشتر برای اتحاد ملی پیدا می‌کند. چنین ایده‌ای کارکردهای متفاوتی در طول تاریخ داشته. در جایی برای توجیه اِعمال قدرت جهانی و ایجاد مستعمرات بکار گرفته شده است و در جای دیگری برای بسیج قوم و ملتی بر علیه قدرت حاکم. و بدون شک چنین درک و انگاره‌ای با به قدرت رسیدن "ملت محکوم" امروز بر جای خواهد ماند ولی این بار برای اِعمال این قدرت و هژمونی.

اما آیا چنین انگاره‌ای مبتنی بر قوم برگزیده برای ما هم بعنوان یک ملت به کار گرفته شده است یا نه؟ به نظر من چه بپذیریم که دولت صفوی یک دولت ملی (National state ) بوده یا نه، ایجاد چنین انگاره‌ای این بار به نام "ملت شیعه" بصورت آگاهانه و فعال در کشور ما به کار گرفته شد. در طول قرنها پس از آن، سرزمین ایران بعنوان سرزمین شیعه و شاه ایران بعنوان شاه شیعه تلقی می‌شد. بعنوان مثال در قالب احادیث و روایت‌های دینی این انگاره مطرح می‌شد که سرزمین ایران جایی‌ست که شیعه در آنجا احیا خواهد شد و به شکوه و جلال خواهد رسید. و مردم ایران بعنوان مردمی پیرو مذهب شیعه ملتی هستند که رسالت زنده‌ نگاه داشتن و ترویج این مذهب را به عهده دارند. بدین ترتیب انگاره‌ی «ما» در مقابل "آنها" به این صورت شکل گرفت.
اما اینها را بگذاریم برای پست بعدی که مطلب زیاد هم طولانی نشود.

نوشته شده توسط پویا در 11:53 AM

نظرات (1)


نظرهای نوشته شده:


پوياي گرامي!از نوشته‌ي بسيار پربارت بهره بردم.
در باره‌ي ايرانيان هم روايت و حديث نقل مي‌كنند از ائمه كه ايرانيان مسلمان ‌تر از مسلمانان صدر اسلامند و ياران امام زمان از اين ميان خواهند بود( نقل به مضمون)
چندي است كه نميانده‌ي قوم برتر مهاجر امريكا يعني آقاي بوش هم گفته‌است به او الهام شده‌است كه دنيا را از شر آشوب‌طلبان پاك كند...از همان اول انقلاب هم كه قرار بود اين انقلاب ( بصورت بسته‌بندي فيزيكي و معنوي) به جهان صادر شود...خب به اين صراحت نه اما اگر كسي از خودش ممنون نباشد و خود را برتر از ديگران نداند بدنبال سلطه‌ي خويش بر ديگران نمي‌افتد.
برتري طلبي و استعمار و بهره‌گيري از ديگران با اعمال قدرت و زور بيشتر بر ديگران شايد روي ديگر همان درنده‌خويي باشد كه از بخش حيواني بشر به بخش انساني او نفوذ و تجاوز كرده و نميخواهد دست از سر او بردارد.

نوشته شده توسط سينا هدا در February 11, 2007 09:00 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661