« تحصیل دختران، حرمت و قداست خانوادگی ما را تهدید می‌کند! | صفحه اصلی | مداحی- "شغلی" پر رونق + مطلبی درباره‌ی پیدا شدن «سلام» سه ساله »
January 28, 2007
به نظر آقایان ما همه برای کشورمان یک مشکل و تهدید امنیتی هستیم

پی‌نوشت: طبق نوشته‌ی سایت کسوف، عصر امروز (یکشنبه) این سه نفر دستگیرشدگان فعال جنبش زنان، به قید کفالت آزاد شده‌اند.
امیدوار باشیم که در زنجیره‌ی رفت و آمدها و کشاکش‌های دادگاهی گرفتارشان نکنند.
----------
حاکمان ِ کمتر جایی در جهان اینطور آشکار و با قدرت اعلام می‌کنند که مردم آن کشور برای کشور خودشان یک "مشکل امنیتی" هستند. سالیان درازی‌ست که همه چیز در جامعه‌ی ما بصورت مصنوعی یک بُعد پر رنگ امنیتی بخودش می‌گیرد. زمانی طولانی، آقایان برای ساکت کردن مخالفانشان، دست اجنبی را در آستین آنان می‌بینند و عملا آنها را عامل بیکانه معرفی می‌کنند. همان چیزی که "تهاجم فرهنگی" نام گرفته و به پیر و جوان و زن و مرد، آنهم در رسانه‌هایی که با بودجه‌ی این مردم اداره می‌شود، انواع برچسب‌ها زده شده است.
امروز معلوم است که آقایان، خودشان هم این بهانه‌ی اختراعی را باور کرده‌اند. وقتی که رئیس جمهور در مجلس اعلام می‌کند که قصد دارد مشکل مسکن را بوسیله‌ی وزارت اطلاعات حل کند،‌ دیگر وضع جنبش مستقل زنان معلوم است.

جنبش زنان ایران و از جمله این دوستانی که دستگیر شده‌اند همیشه بصورت علنی و با اهداف اعلام شده فعالیت کرده اند. درباره‌ی هر چه کرده‌اند یا می‌خواسته‌اند انجام دهند در ده‌ها سایت و وبلاگ و ایمیل جمعی بصورت علنی و با اسم و رسم‌شان نوشته‌اند. تمام اقداماتشان هم آشکار و با ده‌ها عکس و فیلم جلوی چشم همه بوده است. پس مشکل در فعالیت‌های "مشکوک" نیست. البته به هزار روش و از هزار راه می‌توان در دهان کسی که گرفتار است حرف و طول و تفصیل گذاشت، که بارها چنین کرده‌اند.

آنچه در کشور ما "مشکل و مسئله" است، این است که جنبشی بصورت مستقل فعالیت کند و روش‌ ِ حرکت‌های بی‌شکل و توده‌وار را برنتابد. حرکت‌های توده‌واری که با دستورهای از بالا شکل بگیرد و مطابق میل آقایان گرد و خاکی به پا کند و به اشاره‌ای خاموش شود و همه دنبال "کسب و کار" خودشان بروند تا نوبت بعد. این جنبش‌های مستقل بوسیله‌ی خود مردم شکل می‌گیرند و توسط خود آنها حرکت می‌کنند و اداره می‌شوند. مگر مردم یک کشور برای کشور خودشان یک "مشکل امنیتی" هستند؟
نویسنده‌ای که عضو کانون نویسندگان ایران است، یک تهدید امنیتی است، حتی اگر در تمام سالهای زندگی‌اش به فرهنگ و ادب این جامعه خدمت کرده باشد.
دانشجویی که می‌خواهد مستقل از جریانات فرمایشی دانشجویی، جایی برای بیان آنچه می‌اندیشد داشته باشد و مثل هر جوان دانشجویی در گوشه و کنار دنیا آزادانه، روابط حاکم بر جامعه‌اش را تحقیق و نقادی کند، یک تهدید امنیتی است.
کارگری که عضو یک سندیکای مستقل کارگری است، یک تهدید امنیتی است، حتی اگر سالها با سخت‌ترین شرایط زندگی کرده باشد و ماهها حقوق عقب‌افتاده داشته باشد. و وای براو اگر بخواهد اعتصابی هم بکند، آنوقت دیگر تا "معاند" و "محارب" فاصله‌اش تقریبا نادیدنی می‌شود.

زنی که از ستم هزاره‌ها و قرون به تنگ آمده و امروز می‌خواهد بخاطر جنسیتش مورد تبعیض قرار نگیرد و حقوقی برابر داشته باشد. یک تهدید امنیتی است. بخصوص اگر در جنبشی مستقل فعال باشد و نارضایتی خودش را نسبت به روابط تبعیض‌آمیز جامعه‌اش، به نفرین کردن و سوختن و ساختن محدود نکند. مهم نیست که خواسته‌هایش را آشکار می‌گوید، مشکل ِ آقایان این است که خودش و با فردیت و شناخت خودش دست به کاری زده است. تازه، چون زن است قداست و حرمت‌ها را هم عملا شکسته است. اگر در مورد دیگران، دست اجنبی از آستین شهروندان این کشور بیرون آمده، از آستین زنان، دست شیطان هم اضافه شده است.

تردید نکنید اگر فردا جوانان محله‌‌ای در تهران یا یک شهرستان و ده کوچک هم دور هم جمع شوند و بخواهند کاری را خودشان صورت دهند، چندین چراغ قرمز در اداره‌های وزارت اطلاعات روشن می‌شود.

به این ترتیب در واقع همه‌ی ما ملت، بالقوه یک تهدید و مشکل امنیتی هستیم. و البته میان بالقوه و بالفعل بودن هم یک تار ِ مو بیشتر فاصله نیست. تشخیص آنهم فقط در کف ِ قدرت آقایان است.
با دستگیری فرنازها و منصوره‌ها و طلعت‌ها به طور غیر مستقیم به ما می‌گویند که ما، یک "مشکل"، یک "مسئله" و یک "تهدید" هستیم، آنهم برای خودمان!

نوشته شده توسط پویا در 11:46 AM

نظرات (5)


نظرهای نوشته شده:

-

لینک در قسمت زنان ایران در سایت: پرژن کالچرز دات کام

کلیک کنید:

http://www.persiancultures.com/iran-woman/iranian-women.htm


سر افراز باشید
http://www.persiancultures.com


-

نوشته شده توسط پرژن کالچرز دات کام در January 28, 2007 03:02 PM

تحلیل خوبی بود/ اینها واضح عمل میکردن و با هویت واقعی

نوشته شده توسط داریوش در January 28, 2007 05:41 PM

با سلام وبلاگ خوبی بود و تاثیر گذار استفاده کردم

روسپیان روسپید

می گوید :
سنگ زيرين شوم
يعني سنگ شو م
له شوم
گندم ها بايد آسياب شوند
آقا اجازه!
اين درست نيست
هنوز لقمه اول در دهانم نوچ نشده
آقا گويد:
پروانه شو
به چرخ
به رقص
بخند
مي خواهم نگاهت کنم
آقا اجازه
بابا اجازه
همسر سابق من
آيا اجازه مي دهي
مي خواهم اعتراف کنم
به پیرهنی که اندازه تنم نبود
و اعتراض
به آقای خودم
ودلال های که ...
جسارت است اقا
اجازه دهيد با خودم بازی کنم
که باشم از خود راضی
حالا اجازه هست
بروم كمي هم گريه كنم ؟
به مريم سرودار 84
84/4/10 سرودار ناهيد سرشگي

نوشته شده توسط ناهید سرشگی در January 31, 2007 03:25 AM

سلام
راستش من خیلی به این قضیه سهمیه بندی دانشگاه ها فکر کردم.و یه وقتی به نظرم رسید که به خاطر سابقه خیلی خراب قانون ما در زمینه حقوق زنان، با این قضیه یه خورده با پیش داوری داره برخورد می شه (از طرف حامیان حقوق زنان).

من فکر می کنم در مورد بعضی رشته ها این قضیه اونقدر ها هم احمقانه نیست. همه می دونیم که سیستم انتخاب رشته تو ایران خیلی ربطی به علاقه و اینا نداره. و خیلی از ما یه رشته هایی رو می زنیم که قبول شیم. این مثال رو می زنم چون خودم مثالشو زیاد دیدم. رشته معدن گرایش استخراج از اون رشته های مهندسی شده که خیلی ها چون مهندسی هست می زنن. خیلی از خانومهایی که تو این رشته درس می خونن از اولش می دونن که دلشون نمی خواد کار کنن. و تو این رشته، زنی که علاقه داشته باشه هم به سختی می تونه کار پیدا کنه چه برسه به کسی که هیچ انگیزه ای هم نداره. حالا اتفاقی که داره می افته اینه که هر سال تعداد خانم ها توی این رشته می ره بالا در نتیجه هر سال با وجودی که سرمایه گذاری ثابته، نیروی کار توی معدن تعدادش کم می شه.
من قبول دارم که اجرای این سهمیه بندی تو خیلی از رشته ها احمقانه اس (و قانونگذار های ما هم که طبق معمول اول می رن سراغ اونا) ولی شاید خود قضیه اونقدر ها هم پرت نباشه.

ممنون

نوشته شده توسط مریم در February 2, 2007 05:39 AM

باابراز درود و تبریک بخاطر کلیه مطالب واشعار زیبای شما آرزوی بهروزی برای شما و همه کسانی که با هنرشا ن ّمتجلی افکار نو و مترقی زنان ایران زمینند

نوشته شده توسط در May 20, 2007 09:25 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661