« گفتن ِ شهرنوش پارسی‌پور بدآموزی دارد یا نگفتن ِ او؟ | صفحه اصلی | به نظر آقایان ما همه برای کشورمان یک مشکل و تهدید امنیتی هستیم »
January 25, 2007
تحصیل دختران، حرمت و قداست خانوادگی ما را تهدید می‌کند!

پی‌نوشت: سه تن از فعالان جنبش زنان در فرودگاه امام دستگیر شدند.
طلعت تقی نیا، منصوره شجاعی، فرناز سیفی، روزنامه نگار،فعال جنبش زنان و عضو مرکز فرهنگی زنان هنگام خروج از کشور دستگیر شدند. انگیزه سفر آنان شرکت در یک کارگاه آموزشی روزنامه نگاری در دهلی هند بود. متن کامل خبر را در این آدرس بخوانید.
----------
"عزت بود، ای خواهران در بی‌نیازی"
كار تجارت از چه معني كار زن نيست؟
كار صناعت با چه منطق كار من نيست؟
كفش زنان را از چه رو زن خود ندوزد؟
زن از چه جراح و طبيب جان و تن نيست؟
پس خواهرانم تا به کی بیکاره هستید؟
تنها برای تخم‌گیری خلق گشتید؟
تنها برای عشق مردان چیره ‌دستید؟
(سروده‌ی زندخت شيرازی)*

در خبرها خواندم که تعدادی از نمایندگان مجلس طرحی را ارائه داده‌اند که بر طبق آن بتوان ورود دختران را به دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی محدود کرد. "به اعتقاد اين گروه از نمايندگان اين مساله و اين شيوه ورود به دانشگاه مي‌تواند خطرات بسياري را براي كشور به همراه داشته باشد كه دولت و مجلس بايد هر چه زودتر توجهي جدي به اين قضيه داشته باشند".

کنجکاوی کنیم و ببینیم که این "خطرات بسیار" برای کشور کدامند؟ چرا درس خواندن و تخصص یاد گرفتن و شاغل شدن دختران "یک خطر" برای کشور است؟
من این "خطرات" مورد ادعای آقایان را در پایین می‌نویسم:
1- دختران هر چه قدر هم تحصيل‌كرده باشند، با توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي، نمي‌توانند در همه جاي اين كشور خدمت كرده و مشغول به كار شوند و اين به معناي هدر رفتن بيت‌المال است.
2- افزون شدن تعداد فارغ‌التحصيلان دختر در دانشگاه‌ها نسبت به پسرها، سن ازدواج و آمار طلاق را افزايش داده است.
3- قداست خانواده در خطر است. فقط تحصيلات دختران موجب افزايش اختلاف‌هاي خانوادگي و شكسته شدن حرمت خانواده مي‌شود.
4- وقتي دختران بدون اجازه پدر و همسر خود نمي‌توانند كار كنند و به شهرهاي دور بروند، ‌تخصص آنها به حال مملكت هيچ تاثيري ندارد.

درباره‌ی ادعای اول: نکته‌ی مهم اینجاست که آن شرایط فرهنگی و اجتماعی که به آن استناد می‌کنند (و من آن را روابط پدرسالارانه نام می‌گذارم)، مرتبا بوسیله‌ی سیاست‌ها، ساختارهای اجتماعی و قوانین ِ خود آقایان تقویت می‌شوند. در طول تمامی این سال‌ها، به جای اینکه روی تغییر این "شرایط فرهنگی و اجتماعی" که گرایش زیادی به محدود کردن زنان و اِعمال کنترل بر آنان دارد کار کنند، همواره به بهانه‌ی وجود این شرایط، محدودیت‌ها و کنترل بیشتری برای زنان در نظر گرفته‌اند.
راه حل، محدود کردن و تبعیض قائل شدن برای دختران و زنان نیست. بدین ترتیب ما، هم برای نیمی از جامعه تبعیض جنسیتی می‌گذاریم و هم کیفیت رشته‌های تخصصی را پایین می‌آوریم چون بسیاری از محل‌های تحصیل نه بر اساس توانایی و علاقمندی بلکه بخاطر جنسیت دانشجو تقسیم می‌شوند. یک راه حل، فراهم آوردن ِ شرایط ِ تشویق کننده است تا پسران هم مانند دختران انگیزه‌ی دانشگاه رفتن داشته باشند و تقسیم محل‌های تحصیل فقط بر اساس قابلیت‌ها صورت بگیرد.

ادعای دوم و سوم هم ارتباط مستقیمی با این "شرایط فرهنگی و اجتماعی" دارد. بسیاری از زنان جامعه‌ی ما بدلیل وابستگی شدید اقتصادی به درآمد مرد، عملا مجبور هستند که در بدترین شرایط به ادامه‌ی زندگی تن بدهند. فراموش نکنیم که بسیاری از زنان حتی اگر هم با سواد باشند لزوما از مهارت‌های شغلی برخوردار نیستند که بتوانند از عهده‌ی اداره‌ی زندگی‌شان برآیند. طبیعی‌ست که زن جوانی که تحصیلات و شغل مناسبی دارد تحت هر شرایطی تن به ازدواج و یا ادامه‌ی آن ازدواج نمی‌دهد.
مسئله فقط بر سر درآمد مستقل هم نیست. بطور کلی نقش اجتماعی زن و ساعت‌هایی را که هم‌پای مرد، در بیرون از خانه کار می‌کند، شرایطی را بوجود می‌آورد که در بسیاری موارد، ساختار پدرسالارانه‌ی خانواده را به چالش می‌کشد. مرد، دیگر سلطان و تصمیم‌گیرنده‌ی خانواده نیست جرا که زن هم بدلیل نقش فعال اجتماعی و آشنایی با مکانیسم‌های زندگی اجتماعی، از همان مهارت‌های مرد برای اداره‌ی خانواده برخوردار می‌شود.
به نظر من، راه حل، کار کردن ِ مداوم روی فرهنگ و دید جامعه نسبت به ساختار خانواده است. از طرف دیگر خود خانواده‌ها هم می‌بینند که وضع زندگی‌شان در صورتی که هم مرد و هم زن کار کنند بهتر و تثبیت‌شده تر می‌شود. در بسیاری از کشورها مثلا روی ساختن مهد‌های کودک و محل نگهداری بچه‌ها کار می‌کنند تا مشکلی برای خانواده بوجود نیاید. تجربه نشان داده است که کودکانی که به مهد کودک می‌روند تازه از نظر روحی و توانایی‌های فردی و اجتماعی، نسبت به بچه‌ای که شبانه‌روز را در محیط خانه با مادرش سر می‌کند،‌ قویتر است.
واقعیت این است که امروزه تلاش برای نگاه داشتن ساختار سنتی خانواده جز با تبعیض و زور میسر نیست. همین طرح، یک نمونه است. این تبعیض و زور هم به نفع جامعه نیست.

ادعای چهارم، نمونه‌ی بارز ِ گشتن ِ بیهوده به دور یک دایره‌ است. آنچه که آقایان می‌گویند در واقع قانونی است که سال‌هاست خودشان در کشور ما وضع کرده‌اند که بر طبق آن، زن، برای کار کردن در بیرون خانه نیاز به اجازه‌ی شوهر (یا پدر) دارد. این قانون پدرسالارانه را آقایان خودشان با تفسیری که از متون دینی کرده‌اند گذرانده‌اند. معلوم نیست وقتی که زن از همان توانایی‌ها و قدرت تشخیص مرد برخوردار است،‌ چرا باید آزادی حرکت او توسط شوهر یا پدرش کنترل شود. چه بسا زنی که تحصیل کرده و با روابط اجتماعی آشناست خیلی بهتر از مردان خانواده بتواند شرایط زندگی خودش و خانواده را تعیین کند. مثلا می‌توان در نظرگرفت که شوهر زنی که استاد دانشگاه است، تشخیص بدهد که هیئت علمی دانشگاه محل مناسبی برای کار کردن او نیست و او باید به همان خانه‌داری‌اش بپردازد؟ یا حداکثر در مغازه‌ی خانوادگی فروشندگی کند. آیا این تصمیم به نفع بیت‌المال است؟

مشکل آنجاست که آقایان خودشان در چنبره‌ای که قوانین پدید آورده‌اند (و بخصوص در مورد زنان) به نوعی، گیر افتاده‌اند. مشکل بزرگ‌تر اما اینجاست که با تبعیض و محدودیت‌ها و گره‌های بیشتر می‌خواهند، گره‌های کور قبلی را باز کنند.
به نظر من باید با یاری گرفتن از متخصصان و جامعه‌شناسان به دنبال دلایل بی‌میلی پسران برای تحصیل گشت و در جستجوی مشوق‌هایی برای همه‌ی جامعه صرف نظر از جنسیت یا هر شرط و شروط دیگری بود.
شاید هم این موضوع بیت‌المال و آمار بهانه‌ای‌ست تا ساختار پدرسالارانه‌ی خانواده بیش از این که هست تقویت شود. در حالی که همین ساختار سنتی و محدودیت و تحت کنترل بودن برای نیمی از جامعه، هم حقوق انسانی را زیر پا می‌گذارد و هم ضررهای هنگفتی برای بیت‌المال و منابع انسانی اجتماع دارد.

* این شعر را از کتاب جنبش حقوق زنان در ایران -ترجمه‌ی نوشین احمدی خراسانی- آورده‌ام.

نوشته شده توسط پویا در 07:37 PM

نظرات (17)


نظرهای نوشته شده:

تا زمانی که زن از ابزار جنسی شهوانی در فرهنگ حکومتی و بعد در فرهنگ مردمی خارج نشود همواره این قید و بند ها دست و پای زنان ودختران ایرانی را خواهد بست.
در حکومت آریامهری هم که بوق آزادی زنان را می دمیدند این مسائل همانطور که امروز علنا وجود دارد انزمان هم وجود داشت
آزادی زنان فقط بی حجابی نیست دراین کشوری که من زندگی میکنم . مسئله برابری زنان و مردان حل شده است همکار من در این شرکت با اینکه خانم جوانی است مثل سایرین کار میکند و ما بخود اجازه نمیدهیم که تا از ما نخواهد در کاری کمکش کنیم .
اجازه پدر و مادر با هم در مورد بچه ها فرق نمیکند پدر اگر قصد مسافرت با بچه ها را داشته باشد اگر مادر همراهشان نباشد باید از او اجازه گرفت اینجا شوهر ها از زنانشان اجازه میگیرند این احترامی است که به زنها میگذارند. و فحشأ انطور که امروز در ایران ما رواج دارد در اینجا نیست. درصورتیکه اجازه پدر و شوهر وبرادر و ولی هم در کار نیست .
آرادی فحشأ نمی اورد فقر و جبر است که باعث فساد هر جامعه ای است .

نوشته شده توسط مانی خورسندی در January 27, 2007 03:27 AM

تحصیل زنان مشکل جامعه نیست چرا که اکثر مردم بر خلاف گذشته با تحصیل دختران مشکلی ندارند نشانه آن هم این است که دختران را تشویق به ادامه تحصیل می کنند این فقط مشکل حاکمان است که از سطح جامعه بسیار پایین تر فکر میکنند. چرا زمانی که از قبول شدگان دانشگاه ها ده درصد دختر بودند کسی احساس خطر نمی کرد؟ چون اینها برخلاف ادا و اصول مذهبی شان زن را فقط بصورت ابزار جنسی و کلفتی در خانه می خواهند.

نوشته شده توسط هاشم در January 27, 2007 06:51 AM

دوست من یه چیز مسلم هستش که برای حکومت تو تالیتر خفه بودن و نفهم بودن نیمی از جامعه یه موهبته

نوشته شده توسط روزبه در January 27, 2007 07:34 AM

اصلا در اين مورد نبايد دليل آورد چون جامعه چون رود سيالي به مسير خود مي رود من رني هستم كه در حرفه خودم تخصص و مهارت كسب كردم با وجود اينكه متاهل هستم به ماموريت شهرهاي مختلف ايران رفته ام وبا درامدم نه تنهانيمي از مسئوليت خانواده خودم را بر عهده دارم بلكه پشتيبان پدر و مادر خود نيز بوده ام.
من استثنا نيستم در سفر هاي خود بسياري دختران و زنان بهتر و مقاومتر از خودم ديدم و حداقل 10 نفر از دوستان نزديك من نيز مانند من هستند .زنان ودختران راه خود را پيدا مي كنند وجامعه مجبوراست آنها را بپذيرد.

نوشته شده توسط كتايون در January 27, 2007 08:35 AM

تا وقتی این آقایان تصمیم گیرنده هستند، زنان که خوب است مردان هم از حرمت برخوردار نیستند. محروم کردن زنان از حضور اجتماعی و تحصیل فقط به خود زن ها نیست که ضربه می زند بلکه به پایین ماندن سطح زندگی مردان هم می افزاید.
این آقایان اگراز دستشان بر می آمد دهان و دست همه مردم را می بستند و چشم های انان را کور می کردند که به هر نحوی جلوی افزایش آگاهی مردم را بگیرند.
وای بر ما به کجا داریم می رویم ..

نوشته شده توسط حرف در January 27, 2007 09:18 AM

دلم به درد می آید از شنیدن این حرف ها
در این مملکت انسان بودن حرمت ندارد چه برسد به زن بودن که از نظر اینها یک گناه ازلی است .
از نظر اینها زن آمده برای خدمات دهی به مرد و همین که خدمات هی او دچار خلل شد باید جلو حرکت او را گرفت.

نوشته شده توسط آذر در January 27, 2007 09:21 AM

وقتی بپذیریم که زن از ته مانده ی گل مرد آفریده شده است ، نتیجه اش همین است که در کشورهای اسلامی دیده میشود .

نوشته شده توسط در January 27, 2007 03:38 PM

کتایون عزیز حق با شماست که درباره‌ی پافشاری خیلی از زنها بر حقوق‌شان می‌نویسی و زحمت و تلاشی که برای اثبات شایستگی خودشان در اجتماع کرده‌اند. مشکل این جاست که با تصویب قوانین تبعیض‌آمیز امکان چنین تلاشی هم دیگر داده نخواهد شد. مثلا در صورت تصویب چنین طرح‌هایی، بسیاری از دختران و زنان اصولا امکان پیدا نخواهند کرد که وارد عرصه‌ی رقابت بشوند. یعنی بصورت عریان و فیزیکی از صحنه‌ی زندگی اجتماعی کنار گذاشته خواهند شد.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در January 27, 2007 04:31 PM

دوست ناشناسی که درباره‌ی آفریده شدن از گِل نوشتی. این به من یادآوری کرد که یادداشتی درباره‌ی اسطوره‌ی بین‌النهرینی آفریده شدن انسان از خاک و گل و دمیده‌شدن روح در او بنویسم. اسطوره‌ای که قدمتی حداقل 6000 ساله دارد.
پویا

نوشته شده توسط پویا در January 27, 2007 04:33 PM

از آشنایی باهات خیلی خوشبختم پویا جان. جایی شد هم را ببینیم.

نوشته شده توسط علی عبدی در January 27, 2007 07:49 PM

سلام دوست عزیز!
وبلاگ قشنگی داری مطالبتان هم خوب بود ، خوشحال می شوم به علی اباد من هم سری بزنید و مارا سر افراز نمایید . در ضمن اگر قابل دانستید لینک من را اضافه نمایید. در قسمت نظرات وبلاگم من را با خبر فرمایید تا با کمال میل من هم لینک شما را اضافه نمایم. موفق باشید

نوشته شده توسط حسنک چوپان در January 27, 2007 08:42 PM

درود دوست عزیز
باید به یاد داشته باشیم که تمام این انتقادات تنها برای درصد محدودی از جامعه ایرانی مفهوم داره و متاسفانه اکثر زنان در ایران به حقوق خودشون واقف نیستن و خودشونو جنس دومی می دونن که باید فرمان بردار و خدمتکار مردان خود باشن.به امید روزی که انسان هایی مثل شما بتونن سطح آگاهی زن را بالا ببرن تا حداقل زنان خودشان به خودشان ظلم نکنن.

نوشته شده توسط شیدا در January 28, 2007 06:31 AM

خواندم ... به درد آمد دلم و فریاد زدم ...ولی فریادهایم برای آینده زنان بی حال و گذشته دیارم در سوگواریم برای دست اندازی و غرق کردن گذشته ها ی ایرانم و دستگیری زنان آزادی جوی میهنم گم شد.... چه روزگلر دردناکیست ... نمیدانم بر چه بیشتر باید سوگواری کرد .... کدام را دریافت و بر کدامین زخم مرحم نهاد !!!

نوشته شده توسط مخمل بانو در January 28, 2007 09:48 PM

پویا جان ممنون از مطلب خوبت. متاسفانه تعداد زیادی از وبلاگها به قضیه نپرداختند

نوشته شده توسط نسرین در January 31, 2007 08:17 AM

من یک زن هستم ، زنی که از جور مردان دلی پردرد دارد در این سرزمین به هیچ انگاشته شدم و کسی درپی درمان نیست وای بر ما زنان ایرانی ......

نوشته شده توسط sara در February 1, 2007 07:34 AM

فقط می تونم بگم خیلی چرته!

نوشته شده توسط به تو چه! در February 8, 2007 06:28 AM

من به عنوان یک زن از شما ممنونم. ولی موتقدم که تمام موشکلات جامعه ی ما فقره فرهنگی ست که در نهایت این وضعیت رو برای ما پیش اورده

نوشته شده توسط در April 14, 2008 09:19 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
سایت پربار جنبش زنان + روز اول ماه مه - سمبل برابری طلبی برای قشرهای وسیع اجتماعی نه یک "قوم برگزیده"
کتابخوانی ما ایرانی ها - به فرهنگ شفاهی خو گرفته ایم
بر رحمان ها در سیبری چه گذشت؟ - نسل گمشده
تصاویری از تاریخ تئاتر ایران در سالهای 20
خانواده ی بدون مشکل یا تابوهای ریشه دار ما؟ -! Perfect family
چارچوب هایی اینقدر متفاوت
«فتنه» ؟
درگذشت زنده یاد فریدون آدمیت- و آرامگاه احمد کسروی کجاست؟
ضرورت استقلال جنبش زنان- به بهانه ی درگذشت مریم فیروز
آلبوم عکس های کارل هوئکر افسر SS آلمان

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661