![]() |
|
|
« گفتن ِ شهرنوش پارسیپور بدآموزی دارد یا نگفتن ِ او؟ |
صفحه اصلی
| به نظر آقایان ما همه برای کشورمان یک مشکل و تهدید امنیتی هستیم »
January 25, 2007
تحصیل دختران، حرمت و قداست خانوادگی ما را تهدید میکند! پینوشت: سه تن از فعالان جنبش زنان در فرودگاه امام دستگیر شدند. در خبرها خواندم که تعدادی از نمایندگان مجلس طرحی را ارائه دادهاند که بر طبق آن بتوان ورود دختران را به دانشگاهها و موسسات آموزش عالی محدود کرد. "به اعتقاد اين گروه از نمايندگان اين مساله و اين شيوه ورود به دانشگاه ميتواند خطرات بسياري را براي كشور به همراه داشته باشد كه دولت و مجلس بايد هر چه زودتر توجهي جدي به اين قضيه داشته باشند". کنجکاوی کنیم و ببینیم که این "خطرات بسیار" برای کشور کدامند؟ چرا درس خواندن و تخصص یاد گرفتن و شاغل شدن دختران "یک خطر" برای کشور است؟ دربارهی ادعای اول: نکتهی مهم اینجاست که آن شرایط فرهنگی و اجتماعی که به آن استناد میکنند (و من آن را روابط پدرسالارانه نام میگذارم)، مرتبا بوسیلهی سیاستها، ساختارهای اجتماعی و قوانین ِ خود آقایان تقویت میشوند. در طول تمامی این سالها، به جای اینکه روی تغییر این "شرایط فرهنگی و اجتماعی" که گرایش زیادی به محدود کردن زنان و اِعمال کنترل بر آنان دارد کار کنند، همواره به بهانهی وجود این شرایط، محدودیتها و کنترل بیشتری برای زنان در نظر گرفتهاند. ادعای دوم و سوم هم ارتباط مستقیمی با این "شرایط فرهنگی و اجتماعی" دارد. بسیاری از زنان جامعهی ما بدلیل وابستگی شدید اقتصادی به درآمد مرد، عملا مجبور هستند که در بدترین شرایط به ادامهی زندگی تن بدهند. فراموش نکنیم که بسیاری از زنان حتی اگر هم با سواد باشند لزوما از مهارتهای شغلی برخوردار نیستند که بتوانند از عهدهی ادارهی زندگیشان برآیند. طبیعیست که زن جوانی که تحصیلات و شغل مناسبی دارد تحت هر شرایطی تن به ازدواج و یا ادامهی آن ازدواج نمیدهد. ادعای چهارم، نمونهی بارز ِ گشتن ِ بیهوده به دور یک دایره است. آنچه که آقایان میگویند در واقع قانونی است که سالهاست خودشان در کشور ما وضع کردهاند که بر طبق آن، زن، برای کار کردن در بیرون خانه نیاز به اجازهی شوهر (یا پدر) دارد. این قانون پدرسالارانه را آقایان خودشان با تفسیری که از متون دینی کردهاند گذراندهاند. معلوم نیست وقتی که زن از همان تواناییها و قدرت تشخیص مرد برخوردار است، چرا باید آزادی حرکت او توسط شوهر یا پدرش کنترل شود. چه بسا زنی که تحصیل کرده و با روابط اجتماعی آشناست خیلی بهتر از مردان خانواده بتواند شرایط زندگی خودش و خانواده را تعیین کند. مثلا میتوان در نظرگرفت که شوهر زنی که استاد دانشگاه است، تشخیص بدهد که هیئت علمی دانشگاه محل مناسبی برای کار کردن او نیست و او باید به همان خانهداریاش بپردازد؟ یا حداکثر در مغازهی خانوادگی فروشندگی کند. آیا این تصمیم به نفع بیتالمال است؟ مشکل آنجاست که آقایان خودشان در چنبرهای که قوانین پدید آوردهاند (و بخصوص در مورد زنان) به نوعی، گیر افتادهاند. مشکل بزرگتر اما اینجاست که با تبعیض و محدودیتها و گرههای بیشتر میخواهند، گرههای کور قبلی را باز کنند. * این شعر را از کتاب جنبش حقوق زنان در ایران -ترجمهی نوشین احمدی خراسانی- آوردهام. نوشته شده توسط پویا در 07:37 PM تا زمانی که زن از ابزار جنسی شهوانی در فرهنگ حکومتی و بعد در فرهنگ مردمی خارج نشود همواره این قید و بند ها دست و پای زنان ودختران ایرانی را خواهد بست.
نوشته شده توسط مانی خورسندی در January 27, 2007 03:27 AM تحصیل زنان مشکل جامعه نیست چرا که اکثر مردم بر خلاف گذشته با تحصیل دختران مشکلی ندارند نشانه آن هم این است که دختران را تشویق به ادامه تحصیل می کنند این فقط مشکل حاکمان است که از سطح جامعه بسیار پایین تر فکر میکنند. چرا زمانی که از قبول شدگان دانشگاه ها ده درصد دختر بودند کسی احساس خطر نمی کرد؟ چون اینها برخلاف ادا و اصول مذهبی شان زن را فقط بصورت ابزار جنسی و کلفتی در خانه می خواهند.
نوشته شده توسط هاشم در January 27, 2007 06:51 AM دوست من یه چیز مسلم هستش که برای حکومت تو تالیتر خفه بودن و نفهم بودن نیمی از جامعه یه موهبته
نوشته شده توسط روزبه در January 27, 2007 07:34 AM اصلا در اين مورد نبايد دليل آورد چون جامعه چون رود سيالي به مسير خود مي رود من رني هستم كه در حرفه خودم تخصص و مهارت كسب كردم با وجود اينكه متاهل هستم به ماموريت شهرهاي مختلف ايران رفته ام وبا درامدم نه تنهانيمي از مسئوليت خانواده خودم را بر عهده دارم بلكه پشتيبان پدر و مادر خود نيز بوده ام.
نوشته شده توسط كتايون در January 27, 2007 08:35 AM تا وقتی این آقایان تصمیم گیرنده هستند، زنان که خوب است مردان هم از حرمت برخوردار نیستند. محروم کردن زنان از حضور اجتماعی و تحصیل فقط به خود زن ها نیست که ضربه می زند بلکه به پایین ماندن سطح زندگی مردان هم می افزاید.
نوشته شده توسط حرف در January 27, 2007 09:18 AM دلم به درد می آید از شنیدن این حرف ها
نوشته شده توسط آذر در January 27, 2007 09:21 AM وقتی بپذیریم که زن از ته مانده ی گل مرد آفریده شده است ، نتیجه اش همین است که در کشورهای اسلامی دیده میشود .
نوشته شده توسط در January 27, 2007 03:38 PM کتایون عزیز حق با شماست که دربارهی پافشاری خیلی از زنها بر حقوقشان مینویسی و زحمت و تلاشی که برای اثبات شایستگی خودشان در اجتماع کردهاند. مشکل این جاست که با تصویب قوانین تبعیضآمیز امکان چنین تلاشی هم دیگر داده نخواهد شد. مثلا در صورت تصویب چنین طرحهایی، بسیاری از دختران و زنان اصولا امکان پیدا نخواهند کرد که وارد عرصهی رقابت بشوند. یعنی بصورت عریان و فیزیکی از صحنهی زندگی اجتماعی کنار گذاشته خواهند شد.
نوشته شده توسط پویا در January 27, 2007 04:31 PM دوست ناشناسی که دربارهی آفریده شدن از گِل نوشتی. این به من یادآوری کرد که یادداشتی دربارهی اسطورهی بینالنهرینی آفریده شدن انسان از خاک و گل و دمیدهشدن روح در او بنویسم. اسطورهای که قدمتی حداقل 6000 ساله دارد.
نوشته شده توسط پویا در January 27, 2007 04:33 PM از آشنایی باهات خیلی خوشبختم پویا جان. جایی شد هم را ببینیم.
نوشته شده توسط علی عبدی در January 27, 2007 07:49 PM سلام دوست عزیز!
نوشته شده توسط حسنک چوپان در January 27, 2007 08:42 PM درود دوست عزیز
نوشته شده توسط شیدا در January 28, 2007 06:31 AM خواندم ... به درد آمد دلم و فریاد زدم ...ولی فریادهایم برای آینده زنان بی حال و گذشته دیارم در سوگواریم برای دست اندازی و غرق کردن گذشته ها ی ایرانم و دستگیری زنان آزادی جوی میهنم گم شد.... چه روزگلر دردناکیست ... نمیدانم بر چه بیشتر باید سوگواری کرد .... کدام را دریافت و بر کدامین زخم مرحم نهاد !!!
نوشته شده توسط مخمل بانو در January 28, 2007 09:48 PM پویا جان ممنون از مطلب خوبت. متاسفانه تعداد زیادی از وبلاگها به قضیه نپرداختند
نوشته شده توسط نسرین در January 31, 2007 08:17 AM من یک زن هستم ، زنی که از جور مردان دلی پردرد دارد در این سرزمین به هیچ انگاشته شدم و کسی درپی درمان نیست وای بر ما زنان ایرانی ......
نوشته شده توسط sara در February 1, 2007 07:34 AM فقط می تونم بگم خیلی چرته!
نوشته شده توسط به تو چه! در February 8, 2007 06:28 AM من به عنوان یک زن از شما ممنونم. ولی موتقدم که تمام موشکلات جامعه ی ما فقره فرهنگی ست که در نهایت این وضعیت رو برای ما پیش اورده
نوشته شده توسط در April 14, 2008 09:19 PM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: