« جنگ روانی، جنگ واقعی و کلاف سر در گم ِ ما | صفحه اصلی | تحصیل دختران، حرمت و قداست خانوادگی ما را تهدید می‌کند! »
January 24, 2007
گفتن ِ شهرنوش پارسی‌پور بدآموزی دارد یا نگفتن ِ او؟

شهرنوش پارسی‌پور در مصاحبه‌ای با سهیلا وحدتی در سایت ایران امروز به مسائلی اشاره کرده که با فرهنگ پنهان‌کار ما خوانایی ندارد. فرهنگی که در بسیاری موارد، قربانی را به جای ستمگر به پای میز محاکمه می‌کشد. فرهنگی که در آن، آنکه به او تجاوز شده احساس گناه و نا اطمینانی دارد تا متجاوز. آن وقتی که قربانی زن باشد، این کار هم راحت‌تر است و هم مقبولیت بیشتری دارد.
شهرنوش پارسی‌پور از شکنجه و آنچه شکنجه بر سر آدمی می‌آورد می‌گوید. ما از شکنجه شده چه تصوری داریم؟ شاید برای بسیاری از ما، شکنجه شده، قهرمانی فراانسان و مقدس است. اسطوره است. همانطور که طی سال‌ها اسطوره ساختیم. به انسان زندانی و شکنجه شده، بعنوان یک انسان با تمامی نیازها و ضعف‌ها و قوت‌هایش نگاه نکرده‌ایم. برای همین هم با آنچه پس از زندان، بر انسانی که سال‌ها تحت فشار و شکنجه بوده، رفته کمتر سروکار داشته‌ایم. کمتر به آن اندیشیده‌ایم.

شاید همین برداشت یکسویه و غیر واقعی از زندان و فشار و داغ و درفش است که این پدیده‌های غیر انسانی در جامعه و فرهنگ ما اینقدر سخت‌جانی می‌کنند. اگر اندیشیده بودیم که زندان و فشار چه بر سر جسم و روح آدمی می‌آورد شاید اینقدر آرمانی فکر نمی‌کردیم که وقتی شهرنوش پارسی‌پور بعنوان یک انسان واقعی و خاکی مثل خود ما، از آنچه بر او رفته می‌گوید،‌ به نظرمان عجیب و حتی بد و زشت جلوه کند. درد زندان و فشار و شکنجه و تجاوز، فقط همان چند ماه و چند سال نیست. چه بسا که تا آخر عمر با قربانی بماند.

زندان، شکنجه و تجاوز، مربوط به فضای خصوصی انسان‌ها نیستند که موضوع خصوصی تلقی شوند. امروز تنبیه بچه‌ی کوچک و شیطان ما هم دیگر موضوعی در فضای خصوصی تلقی نمی‌شود. همانطور که خشونت خانوادگی علیه زنان هم موضوعی مربوط به چهاردیواری خانه نیست. جامعه باید در مقابل آزار انسان واکنش نشان بدهد. جامعه شامل من و تو هم هست.
شهرنوش پارسی‌پور از آزار و فشاری که بر او در فضای عمومی جامعه رفته می‌گوید. آزار و فشاری که اثرات خرد‌کننده‌ای بر روحش داشته که تا امروز هم باید آنها را تحمل کند. آنچه او گفته اتفاقا حق اجتماعی اوست. چرا او باید در مقابل ستمی که در جامعه بر او رفته خاموش بنشیند؟ بگذاریم او و امثال او بگویند. قرار نیست جامعه تا ابد با چهر‌‌ه‌های اسطوره‌ای و تقدیس‌شده مانند حنیف و بهروز و اشرف دهقانی و خسرو گلسرخی و هوشنگ تیزابی و طالقانی زندگی کند. بگذاریم انسان‌ها حرف بزنند تا لااقل بدانیم که بر انسان زندانی و شکنجه‌دیده و تجاوز‌شده واقعا چه می‌گذرد. من فکر می‌کنم تازه در اینصورت است که می‌دانیم بر آن شخصیت‌های افسانه‌شده‌ی ما واقعا چه ستمی رفته است و تازه آنوقت است که دردشان را فهمیده‌ایم. شاید در پیچ بعدی تاریخ حساس‌تر باشیم و فکر نکنیم که "دشمن است، حقش است. بگذار زجر ببیند ...". مانند آن وقت که مست ِ هیجانات کاذب تصور می‌کردیم که آن پسر و دختر جوان یا پیرمرد ِ تواب، به ضرب منطق ِ مقدس ما با چهره‌ی تکیده و نگاه مات، خودش را نفی می‌کند.

شهرنوش پارسی‌پور تنها یکی از آن هزارانی‌ست که باید حرف بزنند. افسوس که بسیاری دیگر نیستند تا بگویند. آنچه اینها می‌گویند بدآموزی ندارد، اگر نگویند، به جامعه بدآموزی شده است.

نوشته شده توسط پویا در 05:01 PM

نظرات (3)


نظرهای نوشته شده:

پويا جان!
من به‌ويژه از پاراگراف دوّم نوشته‌ات لذّت بردم که به معنای فلسفی کلمه زيباست.

نوشته شده توسط م.ز. در January 25, 2007 05:20 AM

ممنونم مجید گرامی.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در January 25, 2007 07:42 PM

be in banooye rok goo ehteram daram va

dasteshoono mifesharam. baraye man ketabash

moheme hala dar harimeshoon che mikonand

az arzesh ishoon nemikahe madareshoon

besyar ziba goftand . yadesh bashe ke

ejtema ma cheghadr mahroom az in

ensanhaye sharif shode

نوشته شده توسط در January 27, 2007 05:14 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661