« نگاهی به جلسه‌ی منشور جنبش زنان | صفحه اصلی | جنگ روانی، جنگ واقعی و کلاف سر در گم ِ ما »
January 20, 2007
سخت‌جانی ِ آرزوی "نادر و ناجی" در فرهنگ ما

بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود

دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست ِ تو
گوش طرب به دست تو بی تو بسر نمی شود

جان ز تو نوش می کند دل ز تو جوش می کند
عقل خروش می کند بی تو بسر نمی شود
-- امشب ساعتی را با نوای بم نشسته بودم. می‌خواستم صندوق‌خانه‌ی موسیقی را مرتب کنم اما این نوا مرا در پای خرابه‌های بم نشاند.
----------
پیدا کردن نمونه‌ها از قدرت مطلقی که شاهان و حاکمان ایران در طول تاریخ داشته‌اند کار دشواری نیست. آنجا که شاه و حاکم دست به اصلاحاتی می‌زده، تا وقتی این قدرت مطلق او بر جا بوده و منافعش بر آن اصلاحات می‌گشته، زندگی مردم آرامش و رونقی داشته است. اما با مرگ او یا خلع شدنش چون مردم در آن اصلاحات نقشی نداشته‌اند، باز کار به روش سابق بر می‌گشته است. شاید یکی از بهترین نمونه‌ها شاه عباس بزرگ باشد.
در رژیم‌های پادشاهی اروپا و نظام فئودالی قرون وسطی، قدرت شاه نامحدود نبود و توسط اشراف وفئودال‌ها مستقیم یا غیر مستقیم محدود و کنترل شده بود.
شاردن جهانگرد فرانسوی که در زمان شاه عباس دوم به ایران آمده و سفرنامه‌ی او از مراجع قابل اعتماد وضعیت زمان صفویه است در جایی می‌نویسد: "وقتی، یکی از اشراف به نام رستم خان هنگامی که از حضور شاه بیرون آمده بود به دیدنم آمد، با سیمائی بشاش وارد شد و آینه‌ای برداشت و لبخندزنان دستارش را بر سر میزان کرد و سپس به من گفت: هر بار که من از حضور شاه می‌آیم، وارسی می‌کنم ببینم آیا هنوز سرم روی شانه‌هایم هست یا نه؟ حتی وقتی به خانه می‌آیم برای اطمینان در آینه نگاه می‌کنم".
حدود 300 سال بعد از آن، ابوالحسن ابتهاج در خاطراتش از وضعیت محمود جم نخست وزیر رضا شاه می‌گوید: "مرحوم محمود جم هم وقتی نخست وزیر بود برایم تعریف کرد که در شرفیابی به حضور رضا شاه آنقدر از ترس عرق می‌کند که وقتی به خانه می‌رسد مقداری جوش شیرین می‌خورد و می‌خوابد تا آرام شود..."

با مشت آهنین حتی اگر اصلاحاتی هم صورت بگیرد، با غروب آن قدرت، آثار آن اصلاحات مدت زیادی پا بر جای نمی‌ماند. متاسفانه در فرهنگ ما این آرزو هست که "نادری پیدا شود ..." و طومار ظالمان را در هم بپیچد و انتقام مظلومان را بگیرد. اما دیگر به یاد نمی‌آوریم که این "نادر"ها و ناجی‌ها چگونه خودشان به بدترین ظالمان تغییر چهره داده‌اند و دمار از روزگارمان در آورده‌اند تا باز دوباره به آرزوی "نادری" دیگر نشسته‌ایم.
اصلاحات وقتی نهادینه می‌شود که مردم در اجرای آن مستقیم و به طور مشترک شرکت داشته باشند.

نوشته شده توسط پویا در 10:30 PM

نظرات (0)


نظرهای نوشته شده:
 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661