« لایحه‌‌ی حمایت خانواده دور از دسترس همه + ویدیوهای اینترنتی، و تصویری واقعی از جامعه‌ی ما | صفحه اصلی | سخت‌جانی ِ آرزوی "نادر و ناجی" در فرهنگ ما »
January 16, 2007
نگاهی به جلسه‌ی منشور جنبش زنان

19 دی‌ ماه در تهران جلسه‌ای با شرکت چند نفر از فعالان جنبش زنان تشکیل شد. موضوع بحث، نوشتن و تدوین منشوری برای جنبش زنان کشورمان بود. گیسو فغفوری گزارشی را از بحث‌های این جلسه در سایت میدان منتشر کرد که می توانید در این آدرس بخوانید. من هم نظرم را در پایین همان گزارش نوشتم. این گروه فعالان، یک فراخوان عمومی هم داده‌اند که می‌توانید در اینجا بخوانید. یکی از دوستان خواسته است که نظرم را گسترده‌تر در اینجا بنویسم. چون هنوز متنی نوشته نشده در واقع می‌توان فعلا بیشتر از ضرورتی که چنین منشوری دارد صحبت کرد. بدلایلی تلاش می‌کنم این نوشته تبدیل به یک مقاله‌ی بلند بالا هم نشود.

اگر بپذیریم که در کشور ما یک جنبش زنان، واقعا وجود دارد، شاید قدم بعدی پذیرش ِ این باشد که اولا افراد و گروه‌های مختلف اجتماعی در این جنبش شرکت دارند و دوما اهداف و خواسته‌های این جنبش چیست؟ معلوم است که همه‌ی ما درکی از خواسته‌ها و هدف‌های جنبش زنان داریم که در بعضی موارد مشترک است، در بعضی موارد مختلف است و در مسائلی می‌تواند رادیکال یا سازش‌پذیرتر باشد. از طرف دیگر تعهدنامه‌های بین‌المللی مثل کنوانسیون حقوق زنان بیشتر یا تمامی این خواسته‌ها را پوشش می‌دهند.
به نظر من برای مدون کردن ِ درک مشترک فعالان از این خواسته‌ها و اهداف در هر کشوری، تدوین چنین منشوری لازم است. منشوری که بتواند بعنوان یک کارپایه‌ی مشترک، مایه‌ی گسترده‌ترین همکاری در جنبش باشد. برای هر چه گسترده‌تر بودن هم، طبیعتا این منشور، جنبه‌ی حداقلی، خواهد داشت. چنین منشوری معمولا محصول چانه زدن‌های گروه‌های مختلف زنان برای رسیدن به یک پلاتفرم مشترک است. معلوم است که هر گروهی خواسته‌های مشخصی را برجسته‌تر می‌کند.
آنچه که به نظر من کار تدوین چنین منشوری را برای ما "ساده‌تر" می‌کند این است که بخاطر مسائل حقوقی و فرهنگی، طبیعی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوق زنان ِ جامعه برآورده نمی‌شود و یا رسما از پذیرش این حقوق خودداری می‌شود. از موضوع پوشش تا حق انتخاب شغل ِ بیرون از خانه تا حق سرپرستی و لیست بلندبالایی از حقوق دیگر. یعنی گسترده‌ترین بخش زنان ِ جامعه و جنبش زنان از همان ابتدا خواسته‌ها و اهداف مشترکی دارند. آنچه می‌ماند این است که گروه‌های مختلف ِ حاضر در این جنبش، بپذیرند که چنین همکاری و تلاش مشترک ضروری است و کار جنبش را هیچکس نمی‌تواند به تنهایی بدوش بکشد. از طرف دیگر، برای نظم دادن و مشخص کردن چارچوب این همکاری، به کارپایه‌ای مشخص نیاز داریم که همه بدانند در کجا و کدام ارجحیت‌ها موافق هستند و بحث‌ها را روی چگونگی مطرح کردن و پیش بردن ِ آنها متمرکز کنند.
از طرف دیگر موضوع قراردادهای بین‌المللی است مانند کنوانسیون محو تبعیض علیه زنان. طبیعی است که آن ایده و روح کلی ِ چنین منشوری در سطح ملی، بر پایه‌ی آن تعهدنامه‌ها‌ی بین‌المللی قرار می‌گیرد. اما مسائل جنبش زنان در هر کشوری بشدت تحت تاثیر شرایط تاریخی، اجتماعی، حقوقی و فرهنگی آن کشور است. چنین شرایط متفاوتی، ارجحیت دادن‌ها، روش طرح خواسته‌ها در یک بستر مشخص اجتماعی و مانند اینها را به دنبال دارد. آن تعهد‌نامه‌های بین‌المللی باید بصورت خلاقانه‌ای با شرایط هر کشور و در هر زمان تطبیق داده شود. حاصل چنین تطبیق دادنی، می‌تواند چنین منشوری باشد.

اما نکته‌ی مهمی هم در جنبش زنان کشور ما هست و آن اینکه همکاری زیادی میان فعالان جنبش زنان بصورت گروه‌های مختلف، وجود ندارد. این باعث شده است که مشکل، از اختلاف سلیقه‌های فردی بگذرد و موجب کندی و کم‌رنگ شدن فعالیت‌های پراکنده‌ی گروهی شود. تازه، همه‌ی اینها در شرایطی است که یک اجتماع‌گریزی و بی‌علاقگی نسبت به کارهای جمعی در کل جامعه بوجود آمده است. منظورم این است که در یک جنبش فعال و گسترده‌ی اجتماعی "شاید" بتوان از این گستردگی برای همکاری نکردن با این یا آن گروه اجتماعی، "استفاده" کرد. اما در شرایط خاص جامعه‌ی ما، چنین پراکندگی‌ و بدبینی و کم‌رنگی می‌تواند کل جنبش را به ضعف و بی‌حرکتی بکشاند. نگاه کوتاهی به گردهمایی‌های زنان می‌گوید که هر سال که می‌گذرد این گردهمایی‌ها کم جمعیت تر و کم‌رنگ‌تر می‌شوند.
در همین فضای مجازی اینترنتی گروه‌های مختلف جنبش زنان علنا همدیگر را نادیده می‌گیرند و فرهنگ "ما و آنها" یا آنچه که آقایان حاکمان توانسته‌اند در این سالها جا بیاندازند یعنی "خودی و غیر خودی" دست بالا را دارد.
البته هر فعال جنبش زنان درخیابان، می‌تواند بخودش افتخار کند که در بدترین شرایط ایستاده و "نه" گفته است ولی باید این را هم بپذیریم که از این، تا پیش بردن خواسته‌ها هنوز راه درازی است. این پراکندگی ِ زیاد ِ امروز ِ جنبش زنان، شاید کم‌کم به "جنبش ناراضیان" تبدیل شود تا یک جنبش فعال و اثرگذار اجتماعی. برای اثر گذاشتن باید وزنه‌ی اجتماعی داشت که با این پراکندگی‌ها این وزنه سبک‌تر می‌شود.

به نظر من تدوین چنین منشوری می‌تواند پایه‌ای برای همکاری این گروه‌های مختلف فعالان زنان باشد. اما طبیعتا برای تدوین چنین منشور مشترکی باید همه‌ی گروه‌های زنان بطور برابر حقوق، شرکت داشته باشند و در بحث‌ها فعالانه شرکت کنند. به نظر من باید چنین جلسه‌ای حتی از همان ابتدا با حضور نمایندگان گروه‌های مختلف زنان که خوشبختانه همه هم همدیگر را می‌شناسند تشکیل می‌شد. حالا هم امیدوارم که خود دوستان از گروه‌های مختلف درباره‌ی ضرورت تدوین چنین منشوری به توافق برسند و بقیه‌ی کارها را برای چانه زدن‌ها و توافق‌های ماده به ماده بگذارند. طبیعی‌ست که ممکن است هر یک از این گروه‌های فعالان چنین منشور داخلی داشته باشند که هماهنگ کننده‌ی فعالیت‌های خودشان است. بحث ما بر سر رسیدن به یک کارپایه‌ی مشترک با "دیگران" است.

شرایط خاص اجتماعی ما باعث شده تا شاید برای اولین بار، جنبش زنان نه در سایه‌ی خواسته‌های ملّی دیگر که دوش بدوش آنها و مستقیما، مطالبات و حقوق مربوط به زنان را هدف قرار داده است. در اینجا هم منظورم گسترده‌ترین اقشار زنان جامعه است چرا که تبعیض‌ها و کمبودها امروز شاید از هر زمان دیگر عریان‌تر است. از طرف دیگر دست اندرکاران جنبش زنان هم خوشبختانه به این نتیجه رسیده‌اند که شاید راه‌های نسل‌های گذشته‌ی فعالان، بهترین راه‌ها نبوده‌اند. حقوق زنان، در هر سه جنبش بزرگ اجتماعی ِ مشروطه، ملی شدن صنعت نفت (1332-1320) و انقلاب 1357، زیر سایه‌ی مطالبات کلی‌تر قرار گرفت و همیشه به انجام خواسته‌های "بزرگ‌تر" موکول شد. که نه به آن خواسته‌های "بزرگ‌تر"رسیدیم و هم اینکه اگر موقعیتی هم برای پیشبرد بعضی از حقوق زنان بوجود آمده بود (مثل مدارس دختران زمان مشروطه یا حق رای زنان هم در دوره‌ی مشروطه و هم در دوره‌ی ملی شدن صنعت نفت و یا از دست دادن قانون حمایت خانواده بلافاصله پس از انقلاب) خودمان عقب‌نشینی کردیم.
امروز شاید همه‌ به این نتیجه رسیده‌اند که تحقق خواسته‌های کلی‌تر، یعنی در واقع تحقق مجموعه‌ای از همین خواسته‌های "جزئی‌". امروز بزرگ‌ترین پتانسیل برای جنبش زنان وجود دارد اما به نظر من فقط در صورت همدلی و همکاری می‌توان کاری از پیش برد، چون به همان اندازه‌ هم بدبینی و گریز از کار اجتماعی در جامعه وجود دارد.
شاید این خوش‌بینی و خوش‌خیالی باشد اما امیدوارم دوستان بتوانند لااقل در روز زن 8 مارس که نزدیک است کاری مشترک را با هم اجرا کنند. باور کنید دیدن عکس‌های 30 نفره و 50 نفره در روز 8 مارس، اول از همه موجب دلسردی و سرخوردگی همان زنانی می‌شود که میان‌شان کار می‌کنید.

نوشته شده توسط پویا در 06:44 PM

نظرات (2)


نظرهای نوشته شده:

پویا جان سلام، من نفهمیدم جریان این منشور چیست؟ یعنی میخواهند به مانند حزب و یا سازمانی مانیفست داشته باشند؟ که خوب از همین الان بگم ره به جائی نخواهند برد. اگر منظور طرح خواسته های زنان است که خوب دیگر به منشور احتیاجی نیست. راستش دارم با دلسردی به این فکر میکنم که نکند اینجا هم همان موضوع ما و دیگری در جریان است؟ ببین پویا جان وقتی صحبت از منشور میکنی یعنی یک عده ای از زنان را که به هر علت با محتوا و یا چگونه گی جمله بندی یک یا چند بند آن همخوانی ندارند و یا حتی با الویت قرار دان این و آن اهداف و... مشکل دارند جدا کرده ای. امیدوارم که این خانمها سعی کنند انرژی و وقتشان را بر سر طرح یک میلیون امضا بگذارند که دارد خوب پیش میرود و مشکلات منشور را هم ندارد.

نوشته شده توسط موناهیتا در January 18, 2007 08:43 AM

مونا جان سلام. این منشور به نظر من، نه مانیفست یک حزب بلکه می‌تواند مانیفست یک جنبش گسترده باشد. برای همین هم از خصلت ِ کلی و حداقلی آن گفتم. اتفاقا طرح خواسته‌های زنان نیاز به منشور دارد تا بصورت تدوین شده در جامعه مطرح شود و روی آن خواسته‌ها با همکاری هم کار کنند. مشکل جدا شدن بعضی از زنان یا فعالان جنبش (از هر جنسیتی) همین حالا به مقدار زیادی متاسفانه وجود دارد. تدوین خواسته‌ها نمی‌تواند موجب جدایی بیشتر شود بلکه این پتانسیل را دارد که گروه‌های مختلف جنبش زنان، در یک حداقلی برای همکاری و کار مشترک روی آن، جمع شوند.
در مورد طرح یک میلیون امضا که به نظر من هم طرح بسیار خوبی است، منشور در پایین و اساس ِ چنین طرح‌هایی قرار می‌گیرد. امثال این طرح‌های خوب در چارچوب همان منشور می‌توانند طرح شود. و کار مشترکی روی آن انجام بگیرد. امروز طرح 1 میلیون است. آیا طیف گسترده‌ی جنبش زنان در آن شرکت دارد؟ برنامه‌ی بعدی چیست؟ آیا باید منتظر بود تا اتفاقا و تصادفا بخشی از جنبش زنان یک طرحی را مطرح کند و دیگران آن را دنبال کنند؟ یا اینکه بهتر است امثال این طرح‌ها با همکاری و همفکری بیشتری انتخاب شوند و حتی اگر جنبش پیشرفته‌ای باشد، در مورد کار روی طرح‌های موازی تقسیم ِکار کنند. الآن طرح مقابله با سنگسار هم مطرح است. این طرح هم می‌تواند هم در داخل خوب پیش برود و هم در خارج. مشکل اینجاست که بخش‌های مختلف جنبش زنان به نادیده گرفتن همدیگر رسیده‌اند. در حالیکه طبیعتا دغدغه‌ها یکی است. این منشور تدوین آن دغدغه‌ها با همفکری این بخش‌هاست.
وقتی که چنین ظرفیت بالایی در جامعه برای طرح و پیش بردن خواسته‌های زنان وجود دارد (دقیقا به خاطر محدودیت‌ها و تبعیض‌های بی حد و مرز) متاسفانه پراکندگی مشکل بزرگ جنبش فعالان است. این پراکندگی‌ها بتدریج به دلسردی‌ها و سرخوردگی‌ها می‌انجامد. به نظر من جنبش زنان فقط با همکاری و همدلی می‌تواند وزنه‌ای باشد، غیر از آن یک گروه ناراضی را تشکیل می‌دهد که هم نادیده گرفتنش آسان‌تر است و ههم احیانا از میدان به در بردنش. مثال‌ها فراوان هستند . یکی از آنها جنبش ورود به استادیوم‌های ورزشی که در آخرین بار خیلی ساده همان چند نفر دختر و زن فعال و کم تعداد را سوار اتوبوس کردند و در میدان آزادی پیاده کردند.
بیشتر از این، من نظرم را فکر می‌کنم در خود یادداشتم درباره‌ی ضرورت چنین منشوری توضیح داده‌ام.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در January 18, 2007 02:19 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661