این چند روزه دو موضوع بوده که فکرم را بیشتر از هر چیز بخودش مشغول کرده است.
اول موضوع لایحه حمایت از خانواده است که اولین بار خبر آن را از معصومه ناصری شنیدم. لایحهای که از طرف قوهی قضائیه به دولت و مجلس ارائه شده است. لایحهای که احتمالا جز خود قوه قضائیه و دولت و مجلس "منتخب ِ غیب" کسی چیزی دربارهی آن نمیداند. این موضوع قانوگذاری در کشور ما، موضوع عجیبی است.
وقتی دربارهی جامعهی مدنی و نهادهای مدنی صحبت میشود متاسفانه عدهای فکر میکنند موضوع قانون و نهادهای مدنی، یک دغدغهی روشنفکران سیر و غربزده است که ربطی به زندگی واقعی مردم ندارد.
برای نمونه، در یک جامعهی مدنی که دارای نهادهای مدنی مانند احزاب و سازمانهای زنان و جوانان و اتحادیههای صنفی و کارگری است، یکی از وظایف دولت و دستگاه اجرایی، فرستادن ِ لایحههای پیشنهادی برای نظرخواهی از این نهادهاست. این نظرخواهی، پیش از ارائه در مجلس برای تصویب است. دلیل آن هم این است که این نهادها و سازمانهای مدنی عدهی زیادی از افراد جامعه را در خودشان پوشش میدهند و روی این مسائل کار میکنند و با مشکلات بیشتر آشنا هستند. مثلا خیلی طبیعی بود که پیشنهاد لایحه حمایت خانواده، قبل از تصویب، در سازمانهای زنان و و رسانههایشان و متخصصان رشتههای مطالعات زنان مورد بحث قرار میگرفت. اینجاست که از آن خرد ِ جمعی ِ جامعه برای ایجاد قانون حرف میزنیم. من نشنیدهام که این لایحه اصلا در جایی مورد صحبت و بحث بوده باشد. به چند سایت خبری هم که مراجعه کردم، همه تقریبا از یک متن مشترک استفاده میکنند. معلوم است که منبع خبر هم یک جا و احتمالا خود قوهی قضائیه است. کسی و حتی خبرنگاران هم از متن کامل لایحه بیخبرند.
----------
موضوع دوم: دوستان حتما خودتان متوجه ِ زیاد شدن ِ سایتهای پخش فایلهای ویدیو در اینترنت (مثل youtube یا liveleak و یا بخش ویدیوی سایت گوگول) شدهاید. رسانههایی برای جهانی کردن ِ هر چه بیشتر ِ اطلاعات. و با وسایلی مانند موبایلهای با دوربین ویدیو که امروز دیگر استاندارد شدهاند، حبس اطلاعات واقعا مشکل شده است و حتی فیلم اعدام صدام هم میتواند دو سه روز بعد از چنین سایتهایی سر در آورد و موجب بحران در کشوری شود. در بخش ویدیوهای گوگول که جلسات درس دانشگاه را هم قرار دادهاند. برای عدهای هم دیدن خوانندهی مورد علاقه است یا هر چه فکرش را بکنید. خودتان حتما دیدهاید.
به نظر من این سایتها از طرفی هم کمکم تبدیل شدهاند به صفحهای که عمق انحطاط جامعهی ما را نشان میدهد. چند وقت پیش موضوع پخش فیلمهای خصوصی مردم (یک هنرپیشه) مطرح بود. فیلمهایی که سیدیهای آنها گویا در خیابانهای تهران از 4 تا 15هزارتومان قیمت دارد. نیروی انتظامی از درآمد 4 میلیارد تومانی ِ این فیلمها میگوید.
کار به جایی رسیده است که در روز روشن در خیابان ِ تهران لباس زنان رهگذر را بالا میزنند و از این صحنه فیلم میگیرند و در اینترت نمایش میدهند. یا در صحنهای دیگر، دعوای خیابانی یک زن با حجاب و یک دختر جوان تقریبا بیحجاب (صرف نظر از اینکه ما چگونه این صحنهها را توجیه و تفسیر کنیم). از این صحنهها گویا فراوان باشند و پیدا کردن آنها هم در این سایتها کاری دشوار نیست.
دربارهی موضوع آزار و توهین به زنان در خیابان بعنوان یک آسیب جدی اجتماعی بارها اشاره کردهام. متاسفانه رادیو وتلویزیون ما بیشتر در صدد تصویر کردن یک جامعهی عرفانی و "ارزشی" در ایران هستند. تصویری که کوچکترین واقعیتی در آن نیست. کاش به جای این فریب ِ عمومی به طرح این مشکل اجتماعی میپرداختند که در شهرهای بزرگ و کوچک ما شکل گرفته است.
انسانی که در کوچه و شهر خودش احساس امنیت نداشته باشد، چگونه رفتاری در آن اجتماع خواهد داشت؟ مسئولیت سلامت جسمی و روانی مردم در خیابانهای شهر با کیست؟ چه عاملی باعث میشود تا کسانی آنهم در این مقیاس زیاد بخودشان اجازه بدهند با انسانهای دیگر اینطور رفتار کنند؟ ریشهها در کجاست؟ در روان ِ فرد متجاوز؟ در فرهنگ اجتماعی او؟ در سیاست محدود کردن و جداسازیهای مصنوعی و جلوگیری از شکل گرفتن روابط عادی میان انسانها؟ به هر حال با انکار این مشکلات، فقط وضع بدتر خواهد شد که در همین جهت هم پیش میرویم. این بدتر شدن وضع را شاید در وقیحانهتر شدن ویدیوهای اینترنتی شاهد باشیم. یا مثلا در نوشتهای که زیتون در این یادداشت خودش (شمارهی 8 ) دربارهی توهین به دختری در خیابان آورده است. باور کردن آن مشکل است؟ متاسفانه فیلمهایی که مردم با برنامهریزی قبلی میگیرند و روی نت منتشر میکنند، میگویند که احتمال واقعی بودن ِ این ماجراها خیلی بیشتر است.
ما چقدر از یک فروپاشی اجتماعی فاصله داریم؟ یا در واقع، چقدر به آن نزدیک هستیم؟
نظرهای نوشته شده: