![]() |
|
|
« حرفهایی از لحظههای کوتاه |
صفحه اصلی
| چند نگاه کوتاه: سایتهایی که میخواهند جوانان مخاطبانشان باشند، همه یک شکل و یک جور »
November 25, 2006
حفظ گرمای کانون خانواده با اعدام و سنگسار؟ محسن، یکی از خوانندگان مطلب "نگاهی به تاریخچهی سنگسار" در کامنتی که گذاشته است مدعیست که: آنچه که در ابتدا میگویم این است که ما دو موضوع را باید از هم جدا کنیم: اول اینکه آیا سنگسار به عنوان یک دستور دینی، امری مقدس است. و در قدم بعدی، به خاطر این مقدس و ازلی و ابدی بودن لازمالاجرا است آنهم برای همه حتی آنهایی که مانند این باورمندان فکر نمیکنند؟ و موضوع دوم: یا نه؟ ما صرف نظر از مقدس بودن یا نبودن سنگسار، آن را راه حلی برای "جلوگیری از تجاوز به زنان" و "حفظ کیان خانواده" میدانیم؟ نوشتهی من دربارهی تاریخچهی سنگسار بیشتر به مورد اول نظر داشت: یعنی اینکه آیا سنگسار یک دستور مقدس اسلامی است که بویژه برای اولین بار برای مسلمانان تدوین شد؟ یک نگاه هر چند کوتاه تاریخی در همین نوشتهی من نشان داد که سنگسار فقط یک رسم و قانون مجازات در فرهنگ بینالنهرینی بوده است و تاریخ آن حتی از تورات و دین بهود هم عقبتر میرود و به زمانی میرسد که ادیان سامی هنوز به وجود نیامده بودند. تدوین کنندگان اولیهی سنگسار، کاهنان و قانونگذاران سومری بودهاند که بعدها در تمدنهای بینالنهرین و ایران باقی مانده و هم در مورد زنان و هم در مورد مخالفان دینی و سیاسی (در دوران ساسانیان) اجرا میشده است. نوشتهی لوحی که من در یادداشت به آن اشاره کردم مربوط به 3 هزار سال پیش از ظهور دین اسلام است و برای همین تنها یک پدیدهی تاریخی در فرهنگ حقوقی منطقه بوده است. سنگسار متعلق به زمانی است که زن بعنوان مِلک مطلق مردان تلقی میشده است و برقراری رابطهی زن با مردی غیر از شوهرش به عنوان دزدی و تجاوز به مالکیت شوهر ارزیابی میشده است. کما اینکه رابطهی مرد با زنان دیگر حتی به صورت چندهمسری صورت قانونی به خودش گرفته است و از گذشتههای بسیار دور یعنی دوران تمدن بابلی و آشور، داشتن حرمسراهای بزرگ نشان ثروت و شخصیت مرد بوده است. اما این که آیا قانون سنگسار که به عنوان مجازاتی از زمان تمدنهای باستانی وجود داشته، میتواند راهگشای مشکلاتی از قبیل بیوفایی زن نسبت به شوهر یا برعکس باشد، جای بحث و گفتگوی زیاد دارد. در ضمن بر خلاف نظر دوست ما، تا جایی که من میدانم سنگسار مجازاتی برای تجاوز به زنان و کودکان نیست. مجازات سنگسار مربوط به رابطهی میان نزدیکان و رابطهی خارج از ازدواج برای زنان شوهردار است که تازه برای دومی در همان بار اول قابل اجرا است (زنای محصنه). برابرحقوقی و تفاهم هم باید صورت نهادینه و قانونی و واقعی داشته باشد و از حالت تعارفات و توصیهها که زمینهی حقوقی ندارند خارج شود. اینکه بگوییم "فطرت و سرشت" زن این است که در خانه بماند و از شوهر پرستاری کند و بچهها را مادری، و "فطرت و سرشت" مرد این است که خانواده را سرپرستی کند و نانآور خانه باشد، اینها برابرحقوقی نیست. اینها تعیین وظایف سنتی میان زن و مرد است و از نقطهای بسیار ضعیف و غیر واقعی بعنوان "فطرت" مرد و زن آغاز میکند و طبیعتا به نتایجی ضعیف و غیر واقعی میرسد. عشق و تفاهم زن و مرد هم مسئلهای شخصی و خصوصی میان دو انسان است. وقتی که شرایط اجتماعی و حقوقی برای زن فراهم باشد تا بتواند برای ادامهی زندگی زناشویی خودش تصمیم بگیرد، مسلما جایی هم برای آنچه که خیانت و بیوفایی مینامیم نمیماند. و از همهی اینها گذشته، بیوفایی و خیانت در رابطهی دو نفر (حتی در صورت خانوادگی آن) ربطی به مجازات زندان و قتل و سنگسار ندارد. در جوامع مدرن تلاش میکنند تا بنیاد خانوادهها را با آموزش و فرهنگ زن و مردی که آن خانواده را بنیاد میگذارند حفظ کنند. از طرف دیگر موضوع بیوفایی و خیانت در رابطهی مرد و زن، مسئلهای مربوط به خود آنهاست که دربارهی رابطهشان و قراردادی که بستهاند (ازدواج) تصمیم بگیرند و اصولا این ربطی به تعیین جرم و مجازات ندارد. دخالت نهاد قضایی دربارهی تجاوز و سوءاستفاده از کودکان خردسال (زنا با محارم) به خاطر خود موضوع تجاوز و سوءاستفاده از موجودی است که تازه قادر به دفاع از خودش هم نیست. اینکه ما فکر کنیم چون در رسانههای ما و همینطور در بقیهی اجتماع نمونههای زنا با محارم بخصوص در جایی که صورت تجاوز به کودکان را به خود میگیرد، کم است و زیاد اشاره نمی شود، پس این موارد در جوامع ما کم است، خیال خامیست. تصور ما از اینکه در جوامع غربی این پدیدهها بیشتر است، در درجهی اول بخاطر این است که بصورت آزاد در رسانهها بازتاب پیدا میکند و آن فرهنگ پنهانکاری و "زبالهها را زیر فرش پنهان کردن" که گریبان ما را گرفته است، در آن جوامع کمتر است. شکی نیست که تعداد این موارد میتواند در یک جامعه کمتر یا بیشتر از جوامع دیگر باشد، اما باید به یاد داشت که این کمتر یا بیشتر بودن به خاطر مجازاتهای سنگینتر و وحشیانهتر نیست. این افراد متجاوز بیماران روانی هستند که عمل تجاوزشان را با میزان سخت بودن مجازات نمیسنجند. این افراد اصولا قدرت پیشبینی، کنترل و پیامدهای رفتار بیمارشان را ندارند. همین مثال رامیتوان در مورد میزان جرایم و مصرف مواد مخدر زد. از زمانی که آیتالله خلخالی از این شهر به آن شهر میرفت و دستهدسته معتاد و قاچاقچی اعدام میکرد تا امروز، ما چند تا معتاد و مجرم مواد مخدر را اعدام کردهایم یا در زندانهایمان داریم؟ شکی نیست که یکی از سختترین قوانین مجرمان مواد مخدر را ما در کشورمان اِعمال میکنیم، در حالیکه یکی از بیشترین مصرف مواد مخدر را هم به نسبت جمعیتمان داریم. پس مسائل اجتماعی را با سختتر کردن و وحشتناکتر کردن مجازاتها نمیتوان حل کرد. این تصور که با سنگسار و قتل و.شلاق بتوان کانون خانوادهها را گرم نگاه داشت، بیشتر یک تصور است که در فرهنگ خشونتگر ما شکل گرفته. از آنجا که جامعهی مردسالاری هم داریم، لبهی تیز این خشونتگری پیش از همه به سوی زنان نشانه رفته است. نوشته شده توسط پویا در 09:57 PM سلام پو یا عزیز هیچگاه زور پایدار نخواهد بود.
نوشته شده توسط یاسمن در November 26, 2006 03:06 PM در بلاگ نیوز لینک داده شد
نوشته شده توسط siamak farid در November 26, 2006 10:41 PM
در مجموعه فرهنگی هنری تهران ویدئو کنفرانس با موضوع بیماری ایدز روز یکشنبه 12 آذر،ساعت 17 الی 19 تشکیل می شود.
نوشته شده توسط مجموعه فرهنگی هنری تهران در November 29, 2006 10:43 AM خواسته های سمبلیک شده ما مردم آزادیخواه وچپ برای 16 آذر سرخ سوسياليسم امر ماست ، راه رهاي ماست رهایی واقعی ، سوسیالیسم انسانی
نوشته شده توسط farzan در November 29, 2006 01:08 PM با عرض سلام خدمت شما در جواب به جوابی که به اقا محسن دادید می خواستم بگویم :
نوشته شده توسط حمیده در December 23, 2006 01:20 AM |
![]()
![]()
![]() صبحانه
|
نظرهای نوشته شده: