« حرف‌هایی از لحظه‌های کوتاه | صفحه اصلی | چند نگاه کوتاه: سایت‌هایی که می‌خواهند جوانان مخاطبانشان باشند، همه یک شکل و یک جور »
November 25, 2006
حفظ گرمای کانون خانواده با اعدام و سنگسار؟

محسن، یکی از خوانندگان مطلب "نگاهی به تاریخچه‌ی سنگسار" در کامنتی که گذاشته است مدعی‌ست که:
"با حذف اين قانون فساد و فاحشه در جامعه افزايش مي‌يابد و تا جايي خواهد رسيد كه بلانسبت به مادر و خواهر شما [من] هم تجاوز شود "،
"اين مغاير با غيرت ايراني مي‌باشد"،
"سنگسار مي تواند كمي فساد و تباهي جامعه را كم كند" و " با حذف اين قانون به جايي خواهد رسيد كه ديگر به همسر خود هم نمي توان اعتماد داشت و اين كار بنيان خانواده را از هم مي پاشاند". در آخر هم آنچه را من نوشته‌ام دلایلی ضعیف برای نادرست دانستن مجازات سنگسار دانسته و پیشنهاد کرده که در ایمیلی ایشان را قانع کنم. پیش از هر چیز باید گفت که منظور من از نوشته‌هایم قانع کردن و راضی کردن کسی نیست. این‌ نوشته‌ها نظراتی است که من تلاش می‌کنم سست و بی‌پایه نباشد و انعکاس آنچه که در ذهنم می‌گذرد است. بگذریم ... همچنین ترجیح دادم که نگاهم را به نوشته‌ی این دوست در اینجا بنویسم که عملا یک فضای عمومی است.

آنچه که در ابتدا می‌گویم این است که ما دو موضوع را باید از هم جدا کنیم: اول اینکه آیا سنگسار به عنوان یک دستور دینی، امری مقدس است. و در قدم بعدی، به خاطر این مقدس و ازلی و ابدی بودن لازم‌الاجرا است آنهم برای همه حتی آنهایی که مانند این باورمندان فکر نمی‌کنند؟ و موضوع دوم: یا نه؟ ما صرف نظر از مقدس بودن یا نبودن سنگسار،‌ آن را راه حلی برای "جلوگیری از تجاوز به زنان" و "حفظ کیان خانواده" می‌دانیم؟

نوشته‌ی من درباره‌ی تاریخچه‌ی سنگسار بیشتر به مورد اول نظر داشت: یعنی اینکه آیا سنگسار یک دستور مقدس اسلامی است که بویژه برای اولین بار برای مسلمانان تدوین شد؟ یک نگاه هر چند کوتاه تاریخی در همین نوشته‌ی من نشان داد که سنگسار فقط یک رسم و قانون مجازات در فرهنگ بین‌النهرینی بوده است و تاریخ آن حتی از تورات و دین بهود هم عقب‌تر می‌رود و به زمانی می‌رسد که ادیان سامی هنوز به وجود نیامده بودند. تدوین کنندگان اولیه‌ی سنگسار، کاهنان و قانون‌گذاران سومری بوده‌اند که بعدها در تمدن‌های بین‌النهرین و ایران باقی مانده و هم در مورد زنان و هم در مورد مخالفان دینی و سیاسی (در دوران ساسانیان) اجرا می‌شده است.

نوشته‌ی لوحی که من در یادداشت به آن اشاره کردم مربوط به 3 هزار سال پیش از ظهور دین اسلام است و برای همین تنها یک پدیده‌ی تاریخی در فرهنگ حقوقی منطقه بوده است. سنگسار متعلق به زمانی است که زن بعنوان مِلک مطلق مردان تلقی می‌شده است و برقراری رابطه‌ی زن با مردی غیر از شوهرش به عنوان دزدی و تجاوز به مالکیت شوهر ارزیابی می‌شده است. کما اینکه رابطه‌‌‌ی مرد با زنان دیگر حتی به صورت چندهمسری صورت قانونی به خودش گرفته است و از گذشته‌های بسیار دور یعنی دوران تمدن بابلی و آشور، داشتن حرمسراهای بزرگ نشان ثروت و شخصیت مرد بوده است.
علامه‌ طباطبایی هم در توجیه مجازات سنگسار در تفسیر المیزان می‌گوید: "همين اختصاص باعث ‏شده كه مردان، زنان خود را مال خود بدانند،و عينا مانند اموال خود از آن دفاع كنند، و جلوگيرى از تجاوز ديگران را فريضه خود بدانند همانطوركه دفاع‏از جان خود را فريضه مى‏دانند، بلكه دفاع از عرض را واجب‏تر دانسته گاهى جان خود را هم‏بر سر عرض و ناموس خود از دست بدهند. و همين غريزه دفاع از اغيار است كه در هنگام هيجان و فورانش‏غيرتش مى‏نامند و به‏كسى كه نمى‏گذارد به ناموسش تجاوز شود غيرتمند مى‏گويند، و نمى‏گويند مردى است بخيل". (در این آدرس می‌توانید بخوانید).
پس موضوع به زمانی بر می‌گردد که نظام اجتماعی به مردان اجازه می‌داده تا بر زنان برتری و مالکیت داشته باشند. و سنگسار بعنوان یک مجازات از چنین برداشتی از رابطه‌ی زن و مرد شکل گرفته است. یک رابطه‌ی مالکانه. چنین برداشتی بعدها در فرهنگ‌های دینی و اجتماعی مختلف تا همین امروز هم ادامه پیدا کرده است.

اما این که آیا قانون سنگسار که به عنوان مجازاتی از زمان تمدن‌های باستانی وجود داشته، می‌تواند راه‌گشای مشکلاتی از قبیل بی‌وفایی زن نسبت به شوهر یا برعکس باشد، جای بحث و گفتگوی زیاد دارد. در ضمن بر خلاف نظر دوست ما، تا جایی که من می‌دانم سنگسار مجازاتی برای تجاوز به زنان و کودکان نیست. مجازات سنگسار مربوط به رابطه‌ی میان نزدیکان و رابطه‌ی خارج از ازدواج برای زنان شوهردار است که تازه برای دومی در همان بار اول قابل اجرا است (زنای محصنه).
به نظر من بحث را به همین شکل خانواده‌ یعنی یک زن، یک مرد و بچه‌های‌شان محدود کنیم (نهادی که در کشور ما صورت غالب دارد). ثبات رابطه‌ی یک زن و مرد در پیوند خانوادگی‌شان از طریق برابرحقوقی و احترام و تفاهم متقابل حفظ می‌شود نه از راه مجازات‌های هر چه وحشتناک‌تر و فجیع‌تر.

برابرحقوقی و تفاهم هم باید صورت نهادینه و قانونی و واقعی داشته باشد و از حالت تعارفات و توصیه‌ها که زمینه‌ی حقوقی ندارند خارج شود. اینکه بگوییم "فطرت و سرشت" زن این است که در خانه بماند و از شوهر پرستاری کند و بچه‌ها را مادری، و "فطرت و سرشت" مرد این است که خانواده را سرپرستی کند و نان‌آور خانه باشد، این‌ها برابرحقوقی نیست. این‌ها تعیین وظایف سنتی میان زن و مرد است و از نقطه‌ای بسیار ضعیف و غیر واقعی بعنوان "فطرت" مرد و زن آغاز می‌کند و طبیعتا به نتایجی ضعیف و غیر واقعی می‌رسد. عشق و تفاهم زن و مرد هم مسئله‌ای شخصی و خصوصی میان دو انسان است.

وقتی که شرایط اجتماعی و حقوقی برای زن فراهم باشد تا بتواند برای ادامه‌ی زندگی زناشویی‌ خودش تصمیم بگیرد، مسلما جایی هم برای آنچه که خیانت و بی‌وفایی می‌نامیم نمی‌ماند. و از همه‌ی اینها گذشته، بی‌وفایی و خیانت در رابطه‌ی دو نفر (حتی در صورت خانوادگی آن) ربطی به مجازات زندان و قتل و سنگسار ندارد. در جوامع مدرن تلاش می‌کنند تا بنیاد خانواده‌ها را با آموزش و فرهنگ زن و مردی که آن خانواده را بنیاد می‌گذارند حفظ کنند. از طرف دیگر موضوع بی‌وفایی و خیانت در رابطه‌ی مرد و زن، مسئله‌ای مربوط به خود آنهاست که درباره‌ی رابطه‌شان و قراردادی که بسته‌اند (ازدواج) تصمیم بگیرند و اصولا این ربطی به تعیین جرم و مجازات ندارد. دخالت نهاد قضایی درباره‌ی تجاوز و سوء‌استفاده از کودکان خردسال (زنا با محارم)‌ به خاطر خود موضوع تجاوز و سوء‌استفاده از موجودی است که تازه قادر به دفاع از خودش هم نیست.
ازدواج یک قرارداد اجتماعی است و فقط با خواست متقابل دو طرف می‌تواند ادامه پیدا کند. ادامه‌ی یک زندگی خانوادگی را بر پایه‌ی وحشت از مجازات گذاشتن، چگونه می‌توانیم "کانون گرم خانوادگی" بنامیم؟ مسلما چنین پدیده‌هایی در همه‌ی جوامع و از جمله جوامع غربی هم وجود دارد و هیچ چیز ایده‌آل نیست. بحث بر سر این است که آیا با بکار گرفتن مجازات آنهم بصورت وحشیانه‌ترین آن می‌توان رابطه‌ی میان افراد اجتماع را تنظیم کرد؟ یک نگاه کوتاه به میزان ناهنجاری‌های اجتماعی دور و برمان نشان می‌دهد که اینطور نبوده است.

اینکه ما فکر کنیم چون در رسانه‌های ما و همینطور در بقیه‌ی اجتماع نمونه‌های زنا با محارم بخصوص در جایی که صورت تجاوز به کودکان را به خود می‌گیرد، کم است و زیاد اشاره نمی شود، پس این موارد در جوامع ما کم است، خیال خامی‌ست. تصور ما از اینکه در جوامع غربی این پدیده‌ها بیشتر است، در درجه‌ی اول بخاطر این است که بصورت آزاد در رسانه‌ها بازتاب پیدا می‌کند و آن فرهنگ پنهان‌کاری و "زباله‌ها را زیر فرش پنهان کردن" که گریبان ما را گرفته است، در آن جوامع کمتر است. شکی نیست که تعداد این موارد می‌تواند در یک جامعه کمتر یا بیشتر از جوامع دیگر باشد، اما باید به یاد داشت که این کمتر یا بیشتر بودن به خاطر مجازات‌های سنگین‌تر و وحشیانه‌تر نیست. این افراد متجاوز بیماران روانی هستند که عمل تجاوزشان را با میزان سخت بودن مجازات نمی‌سنجند. این افراد اصولا قدرت پیش‌بینی، کنترل و پیامدهای رفتار بیمارشان را ندارند.

همین مثال رامی‌توان در مورد میزان جرایم و مصرف مواد مخدر زد. از زمانی که آیت‌الله خلخالی از این شهر به آن شهر می‌رفت و دسته‌دسته معتاد و قاچاقچی اعدام می‌کرد تا امروز، ما چند تا معتاد و مجرم مواد مخدر را اعدام کرده‌ایم یا در زندان‌های‌مان داریم؟ شکی نیست که یکی از سخت‌ترین قوانین مجرمان مواد مخدر را ما در کشورمان اِعمال می‌کنیم، در حالیکه یکی از بیشترین مصرف مواد مخدر را هم به نسبت جمعیت‌مان داریم. پس مسائل اجتماعی را با سخت‌تر کردن و وحشتناک‌تر کردن مجازات‌ها نمی‌توان حل کرد.

این تصور که با سنگسار و قتل و.شلاق بتوان کانون خانواده‌ها را گرم نگاه داشت،‌ بیشتر یک تصور است که در فرهنگ خشونت‌گر ما شکل گرفته. از آنجا که جامعه‌ی مردسالاری هم داریم، لبه‌ی تیز این خشونت‌گری پیش از همه به سوی زنان نشانه رفته است.

نوشته شده توسط پویا در 09:57 PM

نظرات (5)


نظرهای نوشته شده:

سلام پو یا عزیز
دست شما درد نکند.مطلب اساسی بود.
نبود ا مار معتبر در ایران نیز یکی از مشکلات است.

هیچگاه زور پایدار نخواهد بود.


نوشته شده توسط یاسمن در November 26, 2006 03:06 PM

در بلاگ نیوز لینک داده شد

نوشته شده توسط siamak farid در November 26, 2006 10:41 PM


به مناسبت هفته اطلاع رسانی ایدز برگزار می شود،
ویدئو کنفرانس " خاستگاه، تاریخچه و ویروس شناسی ایدز"

در مجموعه فرهنگی هنری تهران ویدئو کنفرانس با موضوع بیماری ایدز روز یکشنبه 12 آذر،ساعت 17 الی 19 تشکیل می شود.
این سخنرانی به صورت یک ارتباط زنده صوتی تصویری با دکتر محمد محسنی سجادی(دارنده کرسی استادی در دانشگاه مریلند آمریکا) برگزار می شود.
علاقه مندان برای کسب اطلاعات بیشتر با شما ره تلفن های 7-77641125
تماس حاصل نمایند ویا به نشانی:خیابان شریعتی،روبروی بهار شیراز،مجموعه فرهنگی هنری تهران(سینما ایران) مراجعه کنند.

نوشته شده توسط مجموعه فرهنگی هنری تهران در November 29, 2006 10:43 AM

خواسته های سمبلیک شده ما مردم آزادیخواه وچپ برای 16 آذر سرخ
بیایید همه باهم این شعارها را در این روز فریاد بزنیم و آنرا هر جا میتوانیم و بین انسانهای بیشتری پخش کنیم
این شعارها را بر سردر وبلاگهایمان و هر جا که میتوانیم بزنیم

سوسياليسم امر ماست ، راه رهاي ماست
دانشجوي سوسياليست ، بپا خيز بپا خيز
سوسياليسم امر ماست، راه رهاي ماست
دانشجوي سوسياليست ، بپا خيز بپا خيز
کارگر دانشجو معلم ، اتحاد اتحاد
ما بمب اتم نمیخواهیم ازادی ازادی، ما جنگ نمی خواهیم برابری برابری
زندانی سیاسی ازاد باید گردد ، حکومت طالبان نابود باد گردد
اپارتاید جنسی، این تحقیر انسان است
ازادی زن، همیشه همیشه
دانشجو بیدار است، از ارتجاع بیزار است
ازادی ازادی این است شعار مردم ، جمهوری طالبان نفی حقوق مردم
دانشجو می رزمد، ارتجاع می لرزد
نه جنگ می خواهیم نه بمب اتم، یک زندگی بهتر می خواهیم برای مردم
سنگسار اعدام در ایران ، محکوم است محکوم است
سوسياليسم امر ماست، راه رهاي ماست
دانشجوي سوسياليست ، بپا خيز بپا خيز
راه نجات انسان، نابودی طالبان

رهایی واقعی ، سوسیالیسم انسانی
سوسیالیسم سوسیالیسم، این است شعار مردم
سوسیالیسم انسانی ، زندگی انسانی

نوشته شده توسط farzan در November 29, 2006 01:08 PM

با عرض سلام خدمت شما در جواب به جوابی که به اقا محسن دادید می خواستم بگویم :
اولا دوام نداشتن یک ازدواج و یا تمایل نداشتن به ادامه زندگی با یک همسر به معنای خیانت به او که نمی باشد و اسلام برای ان راه حل قرار داده است و ان طلاق است ,دلیل نمی شود که اگر خانمی تمایلی به ادامه زندگی با شوهرش را نداشت به او خیانت کند و به غریزه جنسی خود در حالیکه در عقد همسرش می باشد بپردازد ثانیا اینگونه هم نیست که اگر زنی مرتکب به زنای محصنه شد تنها به شهادت یک شاهد اکتفا کنند بلکه خود ان زن باید 4بار قسم بخورد که اینکار را کرده و بار 5 قسم بخورد که دروغ نمی گوید انوقت حکم جاری می شود یا اینکه 4 شاهد عادلکه تا ان روز کسی از انها دروغی نشنیده جداجدا با بیان دقیق زمان و مکان (یعنی اگر کسی از انها زمان انرا متفاوت با دیگری بگوید
خودانها مجازات وتنبیه می شوند)شهادت بدهند که اینگونه گناهی از فلان مرد وزن دیده شده.ولی شما طوری صحبت می کنید که انگار هر زنی که مشکوک به
زنای محصنه است این حکم در موردش اجرا شده ,البته لازم به ذکر است که این حکم مدتی است از قانون اساسی ایران حذف شده تا از ان برای تبلیغات سواستفاده نشود ثالثا:باید جلوی اعلام اینگونه از امار را گرفت وگرنه گفتن ان خود ریختن قبح وزشتی این قضیه است.
در اخر می خواهم بگویم سنگسار یا هر مجازات دیگر تنها ابزاری برای جلوگیری وتنبیه خیانت های زناشویی است نه یک راهکار عملی برای نگاه داشتن "کانون گرم
خانواده"وکاملا معلوم است کسی که دست به چنین گناهی می زند مفهومی مانند "کانون گرم خانواده"را
نمی شناسد وتنها نگاهی هوس الود و یا انزجار ازان
دارد.با ارزوی توفیق برای شما و دوستانتان حمیده

نوشته شده توسط حمیده در December 23, 2006 01:20 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661