« فلش نقاشی‌های دل آرا دارابی در سایت زنان ایران | صفحه اصلی | حفظ گرمای کانون خانواده با اعدام و سنگسار؟ »
November 23, 2006
حرف‌هایی از لحظه‌های کوتاه

همین روزها، مانند قبل، مرتب‌تر در اینجا خواهم نوشت.
نتوانستم از این چند کلمه بگذرم و یادی از زنده‌یادان فروهرها نکنم. پس از گذشت 8 سال، هنوز برگزاری مراسم یادبودشان ممنوع است. و پس از گذشت 8 سال هنوز وکیل‌شان ناصر زرافشان در راه ِ خانه و احضار و زندان است و هویت کسانی که دستور قتل آنها را دادند، پنهان مانده. نام این آمران "پنهان" است اما تفکرشان بر پایه‌ی "النصر بالرعب" سال‌هاست که آشکار شده.

پس از چهار سال وبلاگ‌نویسی، حالا دیگر ننوشتن، نوعی خالی‌بودن به همراه دارد، حتی اگر به کاری مشغول باشی که آن هم جدا از کار وبلاگ نیست و تازه از حیطه‌ی دغدغه‌های روزانه‌ی شخصی هم فراتر می‌رود. بر خلاف نظر عده‌ای از دوستان من این عادت به نوشتن منظم را دوست دارم و مثبت می‌دانم. خیلی وقت‌ها به اندیشه و حتی احساس شکل و نظم می‌بخشد. در این دوره‌های کم‌نویسی، گویی حرف و ارتباط با دوستان دچار وقفه می‌شود. شاید برای همین است که آدمی کمی احساس عذاب وجدان می‌کند ...

همیشه لحظه‌هایی برای خواندن چیزهایی که آدمی دوست دارد هست. در همین لجظه‌های کوتاه ِ مرور نامه‌های هدایت به این جمله‌ی او در نامه‌اش به جمال‌زاده (به تاریخ 1326) رسیدم: "و دیگر اینکه زیاد خسته و به همه چیز بی‌علاقه هستم. فقط روزها را می‌گذرانم و هر شب بعد از صرف اشربه‌ی مفصل خود را به خاک می‌سپارم و یک اخ و تف هم روی قبرم می‌اندازم. اما معجز دیگرم این است که صبح باز بلند می‌شوم و راه می‌افتم ...".
سال 26 برای خیلی‌ها و هدایت هم جزو آنها، سال خوبی نبود، از آن سال‌ها که شاملو توصیف می‌کند، گیرم هشت سال دیرتر :
"سال ِ بد
سال ِ باد
سال ِ اشک
سال شک."

قرار بود کوتاه بنویسم ...

نوشته شده توسط پویا در 04:08 PM

نظرات (4)


نظرهای نوشته شده:

درود
لطفا در صورت امکان در صفحه خود قرار دهید
رادیو دمکراسی شورائی، روزهای یکشنبه، سه‌شنبه، پنجشنبه و جمعه‌ی هر هفته، از ساعت ۵ / ۸ تا ۵ / ۹ شب به وقت ایران، روی طول موج کوتاه ردیف ۴۱ متر، فرکانس ۷۴۳۵ کیلو هرتز، پخش می ‌ شود.
برنامه‌های صدای دمکراسی شورائی، همزمان از طریق سایت رادیو دمکراسی شورائی،http://www.radioshora.org ، نیز پخش می شود
info@radioshora.org

نوشته شده توسط shora در November 24, 2006 01:01 AM

سبک نوشتن جالبی داری. ساده، روان، خودمانی و حس برانگیز.

نوشته شده توسط تیزبین در November 24, 2006 04:13 PM

زندانی سیاسی آزادی باید گردد!د
اعدام همین امروز ملغی باید گردد!د
حکومت فاشیستی ملغی باید گردد!ئ
حکومت سوسیالیستی ایجاد باید گردد!
دفاع از حق افغانی وظیفه انسانی!
د
نه به اسلامی کردن دانشگاهها
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
دانشجوی زندانی آزادی باید گردددستگیری دانشجویان موقوفانحلال حراست،
خروج همه نیروهای انتظامی از دانشگاههاانحلال کمیته های انضباطی و لغو تمامی تعلیق ها و سایر احکام آن
آزادی تشکل های مستقل دانشجوئی،
آزادی بیان و عقیده لغو آپارتاید جنسی لغو حجاب اجباری لغو مجازات اعدام،
آزادی کبرا، دلارا و...مرگ بر استثمار،
تبعیض و نابرابری، مرگ بر سرمایه داری نه به جنگ،
نه به تحریم، نه به بمب اتم
زنده باد آزادی و برابری
آزادی تشکل، اعتصاب،
حداقل دستمزد 500 هزارتومان یا کار یا بیمه بیکاری کافی برای همه
زنده باد همبستگی کارگری،
زنده باد کارگران شرکت واحد


16azar85@gmail.com
http://16azar-85.blogspot.com/

نوشته شده توسط 16azar در November 24, 2006 10:45 PM

اولین باری که اطلاعات سایت شما را دیدم کمی تعجب کردم. میدانید، توی دنیای اینترنت، جایی که در هرگوشه و کنار تصاویر عجیب و غریب زنان لخت و عور یا آگهیهای تبلیغاتی رنگ وارنگ بیاد آدم می اندازد که شاید همه ما ماشینهای مصرفی هستیم برای کالای بنجول و غیربنجولی که دیگران تولید میکنند، حتی اگر این کالا حس زیبای عشق باشد که بدلی آنرا در کاغذ کادوی رنگ و عطر به من و شما میفروشند، دیدن نوشته های چندنفری که سعی میکنند افق دید وسیعتری را فراروی دیگران قراردهند خیلی برایم جالب بود. ولی متأسفانه اینروزها ما دچار افراط و تفریط شده ایم. در مطالب همین صفحه دوست عزیزی نوشته بودند: "نه به اسلامی کردن دانشگاهها"، چرا نه؟ من فکر میکنم همه ما در یک چرخه باطل گرفتار شده ایم که از هر طرف ما را به بن بست میرساند، به این معنی که یا بعضی ها آنقدر بر وجه اسلامی هرچیز تکیه میکنند که آدم را از مذهب فراری میدهند یا بعضی دیگر از آنطرف گرفته اند و آنقدر بر وجهه غیرمذهبی اصرار دارند که آدم واقعاً میماند آیا نمیتوان طریق وسطی در این میانه پیدا کرد که راه واقعی و مسیر درست و صحیح باشد و جوابگوی هرگونه ذوق و سلیقه و مرام و مسلک؟ یکی از مشکلاتی که امروزه همه ما به آن دچار شده ایم از دست دادن هویت ملی است. بیش از ربع قرن است که متأسفانه نظام حاکم تلاش میکند هویت دینی را جایگزین هویت ملی کند، ولی از آنجا که حتی در معرفی آنچه آنرا هویت یک جوان مسلمان است، ناتوان بوده، نتیجه آن شده است که جوانان ما حتی هویت ایرانی خود را نیز از دست داده اند و متأسفانه خود را به امواج دریای بی تفاوتی سپرده اند تا شاید ساحل آرامبخشی نوازشگر روح خسته آنان باشد، غافل از آنکه این دریا ساحل آرامشی ندارد و باید مردانه شنا کرد و خود را از چنگال امواج نجات داد.
جلوگیری از اسلامی کردن دانشگاهها نه تنها راه حل مناسبی برای جوانان ما نیست، بلکه با توجه به برداشت غلطی که متأسفانه دانشجویان ما نسبت به این مقوله دارند، ظرف مدت کوتاهی میتواند موجب اشاعه فساد و فحشاء در دانشگاهها گردد. (اگرچه الان هم همان فساد و فحشا را منتها بصورت پنهان داریم) ولی بهرحال این موضوع کمکی به دانشجویان ما نمیکند.
یادم می آید حدود شانزده هفده سال پیش معلم ادبیاتی داشتیم که زنگهای انشاء همیشه اشاره میکرد که در سالهای 40-50، موضوعهای انشاء همگی سیاسی بود یا اینکه دانش آموزان از آن برداشت سیاسی میکردند و همیشه کلاسهای انشاء محل تلاقی افکار و عقاید احزاب مختلف بود. معلم ما با افتخار میگفت: گاهی اوقات من جلو آنها کم میاوردم و اطلاعات سیاسی اجتماعی من به بحثهای آنها قد نمیداد و مجبود بودم یواشکی خودم را از بحث آنها کنار بکشم. با اینحال آنقدر زنگهای انشاء برایم جالب بود که ترجیح میدادم حتی زنگ تفریح را هم با گوش دادن به بحثهای دانش آموزان بگذرانم. و همان دانش آموزان بودند که به دانشگاهها راه پیدا کردند و حوادثی مثل 16 آذر و 18 تیر را آفریدند. ولی طرفند زمامداران برای گرم کردن سر دانشجویان کارگر افتاد و از روزی که سختگیریهای مسئولین دانشگاهها در خصوص حجاب دختران و اختلاط دانشجویان پسر و دختر و ... کاهش یافت و دانشجویان بجای برگزاری میتینگهای مختلف که فضای مناسبی برای تبادل افکار و تعالی سطح فکر محیط دانشجویی بود، فضا را برای برگزاری پارتیهای آنچنانی مناسب دیدند، محیط دانشگاه از کانون تبادل افکار و میعادگاه متفکرین و روشنفکران به فضایی بیخطر مبدل شد و متأسفانه دانشجویان ما در دامی گرفتار شدند که هوشمندانه برای آنان پهن شده بود.
به اعتقاد من، همین فضایی که پیرامون بحث دانشگاههای اسلامی یا غیراسلامی ایجاد شده است، دام دیگری است که برای انحراف افکار عمومی دسته قلیل باقیمانده دانشجویان گول نخورده گسترده شده است. درواقع بخش عظیمی از مشکلاتی که امروزه در دانشگاهها دیده میشود و از آنجمله میتوان به سرخوردگی دانشجویان، اشتغال ذهنی شدید دانشجویان با مسائل انحرافی همچون سکس و ...، کاهش بازدهی تحصیلی، کاهش سطح اطلاعات جامعه دانشگاهی کشور، تبدیل دانشگاهها از کانون تحرکات اجتماعی و انقلابی به کانون فساد و سوءاستفاده گری، انحراف ذهن پویای دانشجویان از مسائل واقعی جامعه و ... اشاره کرد، توسط خود دانشجویان ایجاد شده است. اسلامی بودن یا نبودن دانشگاهها مسئله فرعی است. مسئله اصلی هویتمند بودن خود دانشجو است. اگر دانشجو هویت داشته باشد، کسی نمیتواند برای او محیط دانشگاه تعیین کند، حالا چه اسلامی و چه غیراسلامی. اگر ما دانشگاهی اسلامی میخواهیم، باید دانشجوی مسلمان این فضا را ایجاد نکند، نه کسانی که ادای مسلمانی را در میاورند، و اگر دانشگاهی غیراسلامی میخواهیم، اول باید بفهمیم که از این نوع دانشگاه چه میخواهیم، وگرنه دانشگاه آنجوری هم دام دیگری خواهد شد برای دانشجوی بیگناه که با سودای موفقیت و با آرزوی طی کوره راه خوشبختی قدم در دانشگاه میگذارد.
ببخشید سرتان را درد آوردم، ولی دوست داشتم حرفهایم را برای یکی بگویم. باز هم برایتان خواهم گفت ...

نوشته شده توسط خرمگس در December 16, 2006 11:56 AM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661