« نگاهی به تاریخچه‌ی سنگسار | صفحه اصلی | حرف‌هایی از لحظه‌های کوتاه »
November 17, 2006
فلش نقاشی‌های دل آرا دارابی در سایت زنان ایران

خوشبختانه سایت «زنان ایران» یکبار دیگر به همت دوستان به راه افتاده و قرار است با همان جدیت پیش و با تلاش بیشتر به «کار» خودش ادامه بدهد. «کار»ی که بارها نوشته‌ام اینقدر مهم و گسترده است که هیچ چیز نباید باعث توقف آن بشود. وقتی که "ابر و ماه و خورشید و فلک" در جغرافیای ما در کارند که صداها هر چه کم‌رنگ‌تر و ضعیف‌تر بر آید، ما خودمان باید مراقب صدایمان باشیم تا به هیچ دلیل "منطقی" و بهانه‌ی غیر منطقی خاموش نشود. موضوع هم بر سر این سایت و آن سایت نیست، موضوع بر سر صدایی‌ست که فقط اگر برآید می‌ماند ...
در شروع کار دوباره، فلش نقاشی‌های دختر جوان زندانی، دل آرا دارابی را که درباره‌ی آن نوشتم در سایت قرار دارد که در این آدرس می‌توانید تماشا کنید.
این روزها باز هم اگر کمتر می‌نویسم، بخاطر آن است که روی نسخه‌ی انگلیسی این فلش کار می‌کنم. نسخه‌ی انگلیسی مقداری با این نسخه‌ی فارسی تفاوت دارد. هم در ساخت، هم در تعداد نقاشی‌ها (که بیشتر خواهد بود) و هم طبیعتا در حجم خود فلش که بسیار بزرگ‌تر خواهد بود.

شادی صدر پیشنهاد می‌کند موضوع تاریخ سنگسار را مفصل‌تر و گسترده‌تر بنویسم که پیشنهاد خوبی است و در اولین فرصت واقعا بد نیست نگاهی به این تاریخچه‌ی دهشت‌بار داشته باشیم. البته یادداشت من در وبلاگم ناچارا کوتاه و بدون شاخ و برگ بود که از ویژگی یادداشت‌های وبلاگی، حداقل برای من است: کوتاه، بدون توضیحات حاشیه‌ای، مطلبی برای تحریک ذهن خواننده که هم در کوتاه‌ترین مدت، اصل مطلب را بگیرد و هم اینکه شاید همتی کند و خودش بدنبال توضیحات و جزئیات "از قلم افتاده" جستجو کند. اما در اولین فرصت موضوع تاریخچه‌ی سنگسار را در حد توان و توشه‌ی خودم باز می‌کنم.

از همین فرصت استفاه کنم و بگویم شماره‌ی جدید زنستان با موضوع زنان مدیریت شهری منتشر شده است که در اینجا حتما خواهید خواند.

نوشته شده توسط پویا در 07:41 PM

نظرات (17)


نظرهای نوشته شده:

ممنون پویا جان
منتظر هستیم.

نوشته شده توسط شادی در November 17, 2006 08:10 PM

نمابه ها

نوشته شده توسط فهرست وب ایرانی: نمابه ها در November 18, 2006 08:00 AM

Salaam Pouya aziz,
dastat dard nakonad
Zende baashi

نوشته شده توسط Yasseman در November 18, 2006 10:30 AM

سلام. بهانه غير منطقي؟! خب البته اگر منطقي و غير منطقي بودن را صفتي بدانيم براي فاعل يا قيدي براي فعل، به هر حال هر دواش نسبي است . پس امر نسبي ممكن است فقط به نظر شما غير منطقي بيايد
:)
اينها البته شوخي بود. از اين كه يك بار ديگر با يك دوست خوش فكر و خوش قلم شروع مي كنيم خوشحالم. مرسي

نوشته شده توسط آسيه در November 18, 2006 03:42 PM

آسیه جان سلام،
البته که همیشه منظورم خود عمل است و آدم‌های منطقی هم می‌توانند کارهای غیر منطقی بکنند. یعنی در عمل که باشی بالاخره غیر منطقی بودن و اشتباه پیش می‌آید. به نظر من با پیش‌فرض‌ها و مقدمه‌ای که من در ذهنم دارم، غیر منطقی بود و طبیعتا برای کسی که انجام می‌دهد منطقی است. گفتگو و دیالوگ هم همینجاها به درد می‌خورد.
متوجه شوخی شدم و ممنونم از لطفی که داری.
با علاقه به کار و صمیمیت حتما حاصل کار قابل قبول و اثرگذار خواهد بود.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در November 18, 2006 04:06 PM

یاسمن جان از مهربانی و دل‌گرمی دادن‌هایت ممنونم.
شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در November 18, 2006 04:07 PM

پویا جان، با سپاس از زحماتت و به خصوص کارهای جالب و آگاهی دهنده ات. قصد هیچگونه انتقادی ندارم فقط میخواهم برایمان روشن باشد و به روشنی سخن بگوییم. به نظر تو چه موقع و از چه سنی میگوییم دختر جوان و چه موقع و از چه سنی میگوییم زن جوان ... چون فکر کردم تو هم در اینمورد به مانند من مشکل داری پرسیدم.

نوشته شده توسط موناهیتا در November 18, 2006 05:28 PM

مونا جان در فرهنگ ایرانی این‌ مفهوم دختر و زن جوان زیاد مانند اروپا و آمریکا روشن نیست. بیشتر به موقعیت اجتماعی و خانوادگی‌اش بر می‌گردد. یک زن 18 ساله که شوهر و بچه دارد،‌ یک زن جوان است و یک زن 25 ساله که تنها یا نزد خانواده‌اش زندگی می‌کند دختر جوان نامیده می‌شود. در مورد دل آرا برداشت من این بود که واژه‌ی دخنر با موقعیت او خوانایی بیشتری دارد. وگرنه اگر بخواهیم تعریف دیگری داشته باشیم باید برای خواننده آن تعریف را توضیح بدهیم که منظورمان چیست. بد نیست که خودت توضیح بدهی که مشکل در اینجا چیست؟

شاد باشی
پویا

نوشته شده توسط پویا در November 18, 2006 06:24 PM

سلام
آیا شرکت در انتخایات میتواند راهی بسوی گسترش دموکراسی باشد؟

نوشته شده توسط س.الف.احمدپور در November 18, 2006 11:33 PM

به قتل توحید غفار زاده وسیعا اعتراض کنید!
قتل دانشجوی دانشگاه سبزوار توسط اوباش بسیجی محکوم است!

توحید غفارزاده دانشجوی دانشگاه آزاد واحد سبزوار عصر شنبه به ضرب چاقو یک عضو بسیج دانشگاه تربیت معلم سبزوار کشته شد. بنا به خبر سایت ادوار نیوز غروب شنبه حوالی ساعت 8 شب توحید غفارزاده به همراه نامزدش مقابل دانشگاه آزاد سبزوار پس ازدرگیری لفظی با یکی از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت معلم سبزوار از طرف او با چاقو مورد حمله قرار گرفت. عضو بسیج با وارد کردن ضربات چاقو به ناحیه سینه توحید غفارزاده وی را مجروح کرد که متاسفانه توحید غفارزاده در بیمارستان امدادی سبزوار به دلیل شدت جراحات وارده فوت کرد. ضارب ادعا کرده است مطابق اعتقادات دینی خود دست به قتل زده است.

نوشته شده توسط sjk در November 19, 2006 04:15 AM

سلام، كاش امكان دانلود فلش هم بود البته با قيد نام سازنده آن

نوشته شده توسط نسيم در November 19, 2006 06:54 AM

نسیم جان، می‌توانی لینک بدهی. این البته ساده‌ترین راه است.
پویا

نوشته شده توسط پویا در November 19, 2006 09:51 AM

سلام وبا آرزوی موفقیت برای شما
من فلش های شما را در وبلاگ قرار داده ام
نمی دانم کار صحیح باشد یا نه

نوشته شده توسط شهاب در November 20, 2006 01:49 AM

سلام...

وبلاگ جالبي داري و تعهد خوبي!!!

از آشنايي با وبلاگتون خوشحالم!

موفق باشي (گل)

نوشته شده توسط سپيده در November 20, 2006 12:12 PM

این قضیه کثیف سنگسار در آیینهای ناپاک مسیح و یهود و اسلام است لطفا اینها را با آیینهای خدایی اشتباه نگیرید.

نوشته شده توسط بهمن در November 20, 2006 02:22 PM

159
پست (باز هم داستان "پیرمرد" و انسانیت ما ... ) خیلی به هرمس در تحقیقی که داشت کمک کرد. گوشه هایی از این تحقیق را می توانید در چند روز آینده در وبلاگ هرمس مشاهده کنید. خیلی متشکر و ممنون
تا بزودی خداحافظ

نوشته شده توسط هرمس در November 21, 2006 07:59 PM

هزار بار مرسی از قلم و همتت!
دست مریزاد .

نوشته شده توسط Monir در November 24, 2006 08:15 PM

 عضو شوید

لینک های خواندنی

(برای آگاهی بیشتر، نه تایید)











----------


لحظات تنهایی



وبلاگ های خبری و جمعی





صبحانه


وبلاگهای دوستان و آشنایان



آخرین نوشته ها
ابتکار فتوشاپی آقایان بر سر کوی و برزن + معرفی دو کتاب خواندنی
عصیان نسل جوان های حاشیه نشین اروپا - نمونه ی دانمارک
گزارش سیمور هرش و جنبش مدنی کشور ما
دینخویی و پرسشگری- به بهانه ی نوشته ی آرامش دوستدار
فوتبال ما بعنوان بخشی از اجتماع
آقای پالیزدار و خربنده گان امروزین + فراموش کار نباشیم
خاطرات سرتیپ درخشانی - از رویارویی با جنبش جنگل تا تسلیم پادگان تبریز به فرقه دموکرات
سالروز 22 خرداد - زمینه ساز کمپین 1 میلیون امضا: چهره به چهره با مردم از تهران تا زاهدان
"اسرار مرگ یک نویسنده" + پایان یک دوره در زندگی
هزارفامیل دوره ی ما + ملت-سازی با اسطوره ی تیمور لنگ

آرشیو
----------
Powered by
Movable Type 2.661